بی توجهی به ترویج کشاورزی که مسئول اطلاعات غلط در مورد قوانین و سیاست های مزرعه است


از زمان انقلاب سبز ، تولید مواد غذایی با رشد 2.3 درصدی ، بیش از نرخ رشد جمعیت ، نظریه مالتوسی در مورد جمعیت را رد می کند ، این در حالی است که در حالی که جمعیت با پیشرفت هندسی افزایش می یابد ، تولید مواد غذایی با پیشرفت حساب افزایش می یابد. و ترویج کشاورزی نقش اساسی در این زمینه داشته است.

هیچ کس که در مراحل انقلاب سبز زندگی کرده است ، هرگز نمی تواند سیستم آموزش و بازدید را که یکپارچه سازی تحقیق و توسعه از دانشگاه های کشاورزی دولتی با تلاش های توسعه بخش وزارت کشاورزی و باغداری از طریق ریشه گیاه Grama Sevaks (کارگران در سطح روستا) است ، فراموش کند. متقاعد کردن کشاورزان در مورد نقش فن آوری مدرن ، قوانین مزرعه ، سیاست ها در دستیابی به خودکفایی در کشاورزی. در کارناتاکا ، استادان ترویج کشاورزی R Dwarakinath ، KA Jalihal ، Jade Srinivasamurthy ، MK Sethu Rao ، HN Byrareddy در UAS بر روی Shri MT Jayanna که به کریشی رانگا ، برنامه رادیویی مزرعه در رادیو همه هند ، بنگلور بر روی پروفسور HR Arakeri ، مدیر ، گروه کشاورزی ، به دکتر MH Marigowda ، مدیر گروه باغبانی ، به سری Mangalavedkar Krishnamurthy Rao به عنوان گرام سواک و تعداد زیادی از کارگران ترویجی متعهد تاکنون در منادی انقلاب سبز به یادگار مانده اند.

از نظر دانشجویان ترویج کشاورزی ، نقش دانش ، مهارت و نگرش در ایجاد انگیزه در کشاورزان از طریق عوامل تغییر ، کشاورزان مبتکر و زنان و مردان مترقی از طریق نمایش نتایج و روش ها در تداوم انتقال فناوری ها ، قوانین و سیاست های کشاورزی بسیار مهم است.

در یک مطالعه بزرگ در مورد تجزیه و تحلیل سرمایه گذاری در تحقیقات کشاورزی و توسعه در کشاورزی هند ، حتی اِسون ، پرای و رزگرانت (1999) نشان داد که این سرمایه گذاری 75 درصد از رشد (کل فاکتور) بهره وری را تشکیل می دهد. در دهه 1960 ، سهم HYVs گندم تولید شده توسط CIMMYT مکزیک و HYVs برنج تولید شده توسط IRRI فیلیپین ، اصلی ترین پایه در این فناوری بود. منافع حاصل از فناوری انقلاب سبز بیشترین سود را در بین سالهای 1966 و 1976 در مناطق کشت گندم و برنج داشت. در سالهای 1992 تا 93 ، 90٪ سطح گندم ، 70٪ سطح شالیزار و 50٪ سطح دانه درشت توسط ارقام مدرن اشغال شده است.

با توجه به داده های سری زمانی در مورد تولید از 1956 تا 1987 برای 19 غلات غذایی در 13 ایالت هند ، اِنسون و همکاران نشان می دهند که قبل و در طول انقلاب سبز ، خدمات توسعه کشاورزی بزرگترین منبع رشد در بهره وری کشاورزی بوده اند. طی سالهای 87- 1977 ، رشد در کل بهره وری فاکتور 50 درصد بیشتر از قبل از انقلاب سبز بود. نرخ بازده داخلی بازگشت به تحقیقات و توسعه کشاورزی در هند برای سالهای 1956-1987 55 درصد بود.

توسعه کشاورزی بیشترین کمک را به انقلاب سبز هند کرد

بهره وری کل فاکتور سهم ورودی های غیر متعارف مانند تحقیقات ، بازارها ، جاده ها ، توسعه ، زیرساخت ها و غیره در رشد است. با توجه به رشد 1.31 درصدی در بهره وری کل فاکتورهای کشاورزی هند بین سالهای 1956 و 1987 ، نسبت سطح زیر کشت ارقام مدرن به 11 درصد از این رشد کمک کرده است ، سرمایه گذاری تحقیقات عمومی به 38 درصد ، تحقیقات خصوصی به 14 درصد ، توسعه خصوصی کمک کرده است به 58 درصد ، بازارها را به 7 درصد و آبیاری را به 9 درصد بهبود بخشید.

غفلت از ترویج کشاورزی توسط دولت ها

متأسفانه ، اداره های امور خارجه زراعت و باغبانی از دهه های گذشته تقریباً مناصب کارگران سطح دهکده / گراما سواکس را کنار گذاشته اند. این مساله از یک سو به شکاف دانش ، مهارت ، نگرش و آگاهی در بین کشاورزان و از سوی دیگر به اطلاعات غلط در مورد قوانین و سیاست های مزرعه در بین کشاورزان افزوده است.

در طول انقلاب سبز ، کشاورزان به طور منظم در فن آوری های مدرن و همچنین قوانین و سیاست های دولت در مورد زمین ، تولید ، بازارها ، قیمت ها ، جایی که همه بخش های توسعه ، دانشگاه های کشاورزی دولتی ، بخش های ترویج کشاورزی ، واحدهای آموزش ترویج کار می کردند ، آموزش دیدند. به طور همزمان در آموزش کشاورزان با استفاده از دست.

در غیاب کارگران ترویج کشاورزی ریشه علفی از یک سو و شکاف دیجیتال به دلیل اطلاعات نامتقارن به دلیل دسترسی افتراقی به ICT ، اینترنت اشیا و مجموعه مهارت های افتراقی برای استفاده از اینترنت ، مسئول سو mis تفاهم و سو mis تعبیر قوانین و سیاست های مزرعه هستند از زمان به زمان بیرون آورده شکاف دیجیتالی به دلیل جنسیت تقسیم ، تقسیم سنی ، شکاف سواد ، شکاف منطقه ای ، شکاف اجتماعی ، شکاف اطلاعات و آگاهی را بیشتر تشدید کرد.

آیا ما به فناوری اطلاعات کشاورزی محور یا کشاورزی محور فناوری اطلاعات نیاز داریم؟

این یک س questionال حیاتی و حیاتی است که از توسعه کشاورزی و آموزش کشاورزی شکل می گیرد. جوانان ، کشاورزان ، بیشتر اوقات شیفته استفاده فشرده از ICT و IoT در کشاورزی هستند. با توجه به اینکه حداقل 50٪ از مردم هنوز برای امرار معاش به کشاورزی وابسته هستند و اشتغال پر درآمد نیز به شکاف دیجیتالی کمک می کند. میزان استفاده از ICT باید به (1) نوع اطلاعاتی كه فقط از طریق ارتباط به كشاورزان می رسد و (2) نوع انتقال فناوری برای دستیابی به كشاورزان از طریق نمایش نتایج و روش ها ، بستگی داشته باشد. اطلاعات مرکز فناوری اطلاعات و ارتباطات را می توان برای اطلاعات نوع 1 استفاده کرد ، در حالی که برای اطلاعات نوع 2 ، هنوز هم کمک به کارگر ترویج کشاورزی مانند گراما سواک / گراما سیویکا / کارگر سطح روستا / راهنمای توسعه بسیار مهم است.

درسهایی برای دولت

تاریخچه نقش كارگران گسترش ریشه گیاهان در انتقال فناوری در كشاورزی و همچنین اطلاعات مربوط به قوانین و سیاست های مزرعه را آموزش داده است. با این وجود ، با ظهور ICT و IoT و حتی قبل از آن ، وزارت امور خارجه کشاورزی ، باغبانی عملاً پر کردن موقعیت های Grama Sevaks را متوقف کرد. توجه به این نکته ضروری است که ICT / IoT فقط می تواند مکمل توسعه کشاورزی باشد و هرگز نمی تواند کارگران ترویجی را در موقعیت های مزرعه جایگزین کند.

از این رو ، وقت آن رسیده است که دولت به فکر پر کردن موقعیت های Grama sevaks ، کارگران در سطح روستا و بازگرداندن شکوه توسعه کشاورزی در انتقال فن آوری ها و همچنین اطلاعات مربوط به قوانین و سیاست های مزرعه به کشاورزان باشد ، زیرا تنها 30٪ از فن آوری ها به کشاورزان منتقل می شوند.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>