بین سکوت و خشم؟

[ad_1]

ساچین تندولکار به دلایل اشتباه در اخبار است. توییت وی که خواستار “هندی ها هند را می شناسند و باید برای هند تصمیم بگیرند” شده است مورد استقبال بخشی از مردم قرار گرفته و مورد انتقاد شدید دیگری قرار گرفته است. منتقدان از این واقعیت ابراز ناراحتی می کنند که ساچین قهرمانی است که بالاتر از وابستگی های کوچک سیاسی قرار دارد و اینکه با نشان دادن مشارکت خود در برنامه ای که به طور شفاف از سوی دولت انجام می شود ، او جایگاه والایی را که در میان طیف وسیعی از مخاطبان برخوردار است تحقیر کرده است.

آیا این یک انتقاد منصفانه است؟ کسانی که از ساچین (و دولت) حمایت می کنند خاطر نشان می کنند آنچه در این توئیت فراخوانده شده این است که هندی ها متحد شوند و به دلیل نیروهای خارجی در برابر هرگونه تهدید علیه حاکمیت آن مقاومت کنند. اگر یک ستاره پاپ می تواند در مورد کشاورزان هندی توئیت کند ، چرا ساچین ، قهرمان بسیاری از افراد و بهارات راتنا نمی تواند نظر خود را بیان کند؟

در یک سطح ، بحث کردن با این مسئله دشوار است. ساچین به اندازه هر کس دیگری حق دارد نظر خود را بیان کند. و با توجه به اینکه نظر او است ، لازم نیست مطابق انتظار هر گروهی از مردم باشد ، هر چقدر هم که آنها تصور می کنند که نظرشان درست است. ابتدا نمی توان استدلال کرد که افراد مشهور در هند هیچ نظری ابراز نمی کنند و از استفاده از نفوذ خود در گفتمان عمومی پرهیز می کنند و پس از آن شکایت می کنند ، زیرا این کار فقط به دلیل مغایرت دیدگاه های آنها با دیدگاه های شخصی است.

در مورد سکوت افراد مشهور در مورد موضوعات بحث برانگیز ، چقدر منصفانه است که بخواهیم افرادی که هیچ درک و علاقه ای به بسیاری از موضوعات پیچیده حاکم بر چرخه اخبار ما ندارند ، اظهار نظر کنند در صورتی که ممکن است هیچ موضوعی نداشته باشند؟ حتی اگر آنها بگویند و تصمیم بگیرند که آنچه را که فکر می کنند نگویند ، مطمئناً سکوت کردن حق هر فردی است. در این مواقع پر بار و قطبی که یک اشتباه اشتباه ، مانند یک توییت با کلمات ضعیف ، می تواند عواقب ناگهانی ماهیتی داشته باشد ، چرا از افراد مشهور انتظار می رود که شجاعانه عمل کنند؟ به ویژه هنگامی که نهادهایی که برای به چالش کشیدن قدرت های موجود وجود دارند ، در انجام وظیفه خود بسیار نادیده گرفته شده اند؟ وقتی رسانه ها از ستاره ها در مورد سکوت خود انتقاد می کنند با توجه به چگونگی انتخاب خود برای سجده در برابر قدرتمندان ، کنایه آمیز است.

و با این حال ، این نیز درست است که افرادی که استدلال می کنند که ساچین حق دارد نظرات خود را ابراز کند ، می گفتند که اگر این حق وی برای ابراز عقیده به نفع کشاورزان استفاده شود ، خلاف این حرف را می زدند. از دیپیکا و عامر بپرسید ، این مسئله در حقیقت حق مشهور در بیان نظرات نیست. تعداد معدود افراد مشهور این اعتقاد و معده را دارند که هر انتقادی را متوجه آنها کنند ، اما نمی توان از آنها به عنوان معیار استاندارد برای قضاوت درمقابل همه افراد دیگر استفاده کرد.

این س questionال وقتی مسئله مورد بحث باشد که مشهور از آن اطلاعات صمیمی داشته باشند ، کمتر روشن می شود. وقتی Wasim Jaffer مورد حمله کسانی قرار می گیرد که می خواهند دنیا را از طریق یک لنز مشترک ببینند ، انتظار می رود که یک هم تیمی سالخورده سالها حرفی برای گفتن داشته باشد ، مخصوصاً اکنون که نشان داده در مورد مسائل عمومی صحبت می کند. رئیس BCCI نیز مطمئناً وظیفه دارد حمایت کند. سکوت در مورد این موضوع غیر قابل توجیه است زیرا در را به زشتی آلوده به دنیای ورزش باز می کند.

در حالی که افراد مشهور حق سکوت خود را دارند ، اما به محض انتخاب حرف زدن ، باید از عقیده خود دفاع کنند یا برای آن قضاوت شوند. در مورد ساچین ، بحث در مورد اینكه “خارجی ها” نباید در مورد مسائل “داخلی” صحبت كنند ، دشوار است در دنیایی كه ارتباط زیادی با هم دارد ، جدی گرفته شود. همه دنیا درباره ترامپ نظر دارند. مکالمات بی پایان در خارج از انگلیس در مورد شایستگی یا غیر آن در مورد Brexit صورت گرفته است. اگر مردم خود را محدود به اظهار نظر در مورد “مسائل داخلی” کنند ، سایت های رسانه های اجتماعی پژمرده می شوند. همچنین ، آیا نباید در مورد هندی های مستقر در خارج از کشور نیز همین منطق اعمال شود؟ آیا درک آنها از واقعیت سطح زمین در هند به اندازه سایر خارجی ها ظریف نیست؟ آنها درباره مسائلی که کشاورزان درگیر آن هستند ، چه می دانند؟ بیشتر سرخپوستان پیچیدگی های خرید محصولات کشاورزی را درک نمی کنند.

در این حالت یک لایه ناامیدی دیگر وجود دارد. به روشی که ساچین برای تبدیل شدن به بخشی از یک حرکت هماهنگ و کارگردانی شده توسط دولت انتخاب کرده است ، وی در واقع تبدیل به یکی دیگر از مشاهیر عمومی شده است که توسط دولت برای مقابله با اثر ایجاد شده توسط یک توییت مشهور دیگر به کار گرفته شده است. با این کار دیده می شود که

به یک ابزار منفعل دولت تبدیل شده اند ، و بیشتر به دلیل ابراز عقیده در مورد چیزی که او به شدت احساس می کند ، به دنبال انگشت پا هستند. این بدان معنا نیست که وی ممکن است در واقع عقیده ای را که نام خود را بر زبان آورده است ، نداشته باشد ، اما به نظر می رسد که نحوه انجام این کار به جای بلندگو کردن ، احمقانه جلوه دادن است.

ساچین از قامتی برخوردار است که بالاتر از مسائل ، اختلافات و اختلافات ساخته شده است. او شخصیتی است که کشور را متحد کرده و به یک بانک حسن نیت و محبت واقعی فرماندهی می کند که بی رقیب است. برای او انتخاب طرف و این هم به همین شکل ناپسند برای بخش بزرگی از طرفداران سرسخت او ناامید کننده است.

منطبق شدن افراد مشهور با قدرت غیر معمول نیست. ما بارها شاهد چنین اتفاقی بوده ایم ، از انبوهی از ستارگان سینما که در روزهای شارجه به داوود ابراهیم می رقصیدند تا ستاره های برجسته فیلم که در یک عروسی میلیاردر به مهمانان خدمت می کردند. افراد مشهور بسیار قدرتمند و بسیار آسیب پذیر هستند. مخاطبانشان قهرمانی آنها را به آنها تحمیل می کنند. هیچ چیز ذاتیاً شجاعانه در مورد پرتاب توپ کریکت با خفاش وجود ندارد. گرچه ممکن است احساس مالکیت ما که به تقاضای تقویت اعتقادات ما تبدیل می شود ناعادلانه باشد ، این انتظار وجود دارد که آنها صرفاً درباری قدرتمندان نشوند.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>