بینی شکسته خانم و تکامل پدیده دروغ


به عنوان یک تماشاچی ، تماشای بحث در مورد لرزیدن بینی شکسته در دو جهت متفاوت جالب است زیرا بینش خوبی در مورد یکی از نادیده گرفته ترین و در عین حال مهمترین جنبه های زندگی بشر در عصر رسانه های اجتماعی ، به عنوان مثال ، ظهور و رونق پدیده دروغ.

ما ، هومرو کلانشهر مدرن ، بزرگترین تحولی را که گونه های ما در کمتر از هزاره تجربه کرده اند (بدون پیشرفت زیست شناسی) و تحولی که به طرز نجومی طیف تعامل درون گونه ای ما را تغییر می دهد ، تشخیص نداده ایم.

به عبارت ساده تر ، ما در حال حاضر هزاران برابر بیشتر از هرگز در تاریخ کوتاه و نه چندان پر رنگ خود ملاقات یا شنیده ایم.

به نظر می رسد یک تغییر خوش خیم است ، اما مطمئناً یکی از بزرگترین تغییراتی است که مغز ما به سادگی برای آن تکامل نیافته است.

اگر حدود هزار سال به عقب برگردیم ، اکثر انسانهای این کره خاکی به ندرت بیش از 50 کیلومتر را طی کرده و حتی بندرت با غریبه ها ملاقات می کنند. و از این رو ، برخورد با یک دروغ یا یک دروغگو آنقدر نادر بود که مغز ما واقعاً نیازی به آمادگی برای چنین اتفاقی نداشت.

در دوران مدرن که دروغ و اطلاعات غلط از هر جهت سرازیر می شود ، دیوانه به نظر می رسد ، اما واقعیت این است که دروغ علاوه بر زندگی جدید مغز انسان است و از این رو امروز ما دچار شگفتی می شویم زیرا ما هیچ راه حل تکاملی برای مقابله با دروغ نداریم .

زندگی در یک قلمرو کوچک با چند نفر ، تخمگذار تقریباً غیر عملی بود زیرا هیچ خلا information اطلاعاتی وجود نداشت که با گذشت زمان زنده بماند.

ممکن است دروغ بگوید که شریک مرد ماده در پشت درختی با ماده متفاوت از گل خوار لذت می برد یا یک گل معین قدرت فریب یک نر را دارد ، اما این دروغ ها برای مدت طولانی یا به اندازه کافی موفق نیستند که هیچ مزیتی داشته باشند (به عنوان مثال ماده با گذشت زمان باردار نمی شود و می توان گل را بدست آورد و یک آزمایش تجربی را انجام داد که منجر به کشف احتمالاً ناخوشایندی می شود).

دروغ فقط زمانی امکان پذیر شد که بشریت با ساختن هیولایی موسوم به کلانشهر مقیاس خود را تغییر دهد.

فقط در یک شهر ، دروغ می تواند دوام داشته باشد و نتایج سودآوری به همراه داشته باشد زیرا شهر مکانی است که غریبه ها در آن ملاقات می کنند.

در یک شهر ممکن است به لطف نحوه ساختار یک “جامعه” انسانی در یک شهر خلا information اطلاعات غیر قابل عبور باشد ، بنابراین یک دروغ می تواند زنده بماند و پیشرفت کند.
اگر ما مورد عجیب شکستگی بینی و درخواست کار را که اکنون در رسانه های اجتماعی بیداد می کند ، در نظر بگیریم ، این یک نمونه کلاسیک از قدرت دروغ در یک شهر را فراهم می کند.

برای اکثر ما ، هیچ راهی برای دانستن اینکه چه کسی دروغ می گوید و چه کسی دروغ نمی گوید ، وجود ندارد و با این حال بسیاری از ما تصمیم خود را در مورد این موضوع گرفته ایم. اگر به داخل مغز خود نگاه کنیم ، این پدیده خوش خیم نشانگر شکافی است که از آن آگاه نیستیم و این نیاز ما به باور است.

ما به عنوان یک گونه همکار که برای ساختن تمدن ها به اندازه کافی دوام داشته است ، در واقع طوری طراحی شده ایم که با تکامل بیولوژیکی که متحمل شده ایم ایمان بیاوریم.

توانایی ما در ایمان آوردن در واقع نقطه ضعفی نیست که دوستداران علم دوست داشته باشند آن را باور کنند. در واقع این ابرقدرت ماست.

با اعتقاد ، می توانیم درخت بزرگ دانش را رشد دهیم و برای ساختن سیستم های بزرگ به یکدیگر اعتماد کنیم.

اگر تکامل به دنبال یک راه حل طراحی بود که در آن مغز انسان مجبور شود به دنبال دروغ بگردد ، ما به جایی نمی رسیدیم. بنابراین ، ذکاوت مغز ما برای دروغ ، یک استراتژی تکاملی هوشمندانه است که تاکنون کارساز بوده است.

متأسفانه ، پورت اعتقادات افزونه و بازی ما اکنون چروک است که به لطف خانم Broken-بینی یا آقای دمپایی ضربه می تواند ما را به سمت هرج و مرج سوق دهد.

همانطور که اکنون مقیاس عمودی اتصال متقابل را تغییر داده ایم ، دروغ قدرت بی سابقه ای پیدا کرده است و کسانی که می توانند با استفاده از دروغ چیزی بدست آورند از این قدرت استفاده می کنند.

همانطور که می بینیم ، اکنون دروغهایی را نهادینه کرده ایم که با احترام از آنها به عنوان بازاریابی یاد می کنیم. ما همچنین شروع به پذیرش اجتماعی برای دروغ کرده ایم و از این رو دروغگویان تا زمانی که قدرت یا ثروت را از دروغ بدست آورند ، هیچ هزینه اجتماعی برای دروغ متحمل نمی شوند.

از آنجا که دروغ در دنیای متصل به سطحی مدرن که در حال ساخت آن هستیم تکثیر خواهد شد ، ما یک چالش پیش رو داریم که ممکن است از آن عبور کنیم یا نشویم ، اما زیست شناسی مطمئناً چنین خواهد شد.

در صورت نیاز ، و اگر خوش شانس / بدشانس باشیم ، مغز ما توانایی مقابله با اپیدمی دروغ را که در اینجاست و در حال رشد است ، تکامل می بخشد ، در غیر این صورت ، یک آواز قو بسیار دردناک برای خواندن خواهیم داشت که دروغ ها را غافل خواهد کرد.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>