به لکه های همدلی نگاه کنید

[ad_1]

این یکشنبه گذشته اتفاق افتاد.

پمپ آب نصب شده در مخزن آب زیرزمینی خانه من کار نمی کند. من با فروشنده تماس گرفتم ، آن شخصی که پمپ را تأمین کرده بود. خوب ، او به تماس های من پاسخ نمی داد. من در طول روز تلاش کمی برای دستیابی به او داشتم ، اما تلفن هرگز برداشته نشد. نه او تماس گرفت.

آب یک ضرورت ضروری است. من مجبور شدم پمپ را از طریق منابع جایگزین تعمیر کنم.

من این پمپ را از آن آقا خریده بودم زیرا به عنوان یک تاجر مسئول و معتبر به وی توصیه شده بود. در بالای آن ، من یک منبع خوب در مورد او از یک دوست نزدیک داشتم. با کمال تعجب ، رفتار غیرمسئولانه این مرد غیرمنتظره بود و بسیار ناامید کننده بود.

با خودم گفتم: “هر وقت بخواهم با او صحبت كنم ، باید ذهنم را بدهم.”

بعد از دو روز ، وقتی در میان جلسه رسمی بودم ، از نمایندگی پمپ تماس گرفتم. به محض اینکه نام او را بر روی صفحه موبایل خود دیدم ، تمام خاطرات ناخوشایند من درباره تجربه ضعیف اخیر دوباره زنده شد. با این هدف که “بازخورد قوی” به او بدهم ، تلفن را برداشتم.

از انتهای دیگر صدای زنانه بود. من دوباره نام و شماره را روی صفحه تلفن خود بررسی کردم تا تأیید کنم همان شخص است یا نه. این در واقع شماره سلول فروشنده بود.

صدای طرف دیگر گفت: “چند روز پیش از این شماره تماس گرفتم. آیا می توانم بدانم این کیست؟ ”

من پرسیدم ، “آیا این شماره تلفن آقای XYZ نیست؟”

پاسخ ، “بله آقا ، شما شماره درست را گرفته اید. متأسفانه ، من ماه گذشته پدرم را به علت COVID از دست دادم و اکنون این شماره را حمل می کنم. من دختر او هستم و برای مدیریت شغلش تلاش می کنم. ”

چگونه می توانم به شما کمک کنم ، آقا؟

این تغییر پارادایم بود.

در آن لحظه ، همه احساسات سختم را از دست دادم. امواج همدلی در داخل بسیار بالا رفت. تمام شکایات من تبخیر شده بود. برعکس ، من قدردانی از دختر را شروع کردم. من ابراز همدردی و اندوه کردم و او را تشویق به اعتماد به نفس کردم. من تمام حمایتی را که می توانستم از او داشتم تماس را با برکت دادن به کسبه کوچک بسته کردم!

دوستان ، “موج دوم” این همه گیری شدید را ارسال کنید ، زندگی برای بسیاری از مردم دیگر یکسان نیست. من به خودم قول دادم که در آینده هنگام ایجاد نظر درباره هر شخصی ، حساسیت بیشتری نشان دهم

روز دیگر ، “یک کلاس 12هفتم دانشجو راهنمایی شغلی می خواست و قرار ملاقات را رزرو کرد. ” این دختر پدرش را به دلیل کوویید از دست داده بود. سازمانی که قبلاً در آن کار می کرد ، شغل جبرانی را به دختر کوچک پیشنهاد داده بود. زمان آزمایش بعضی از ما چقدر شدید است؟

هر کس را که ملاقات کنیم ، ما هرگز از داستانی که ممکن است شخص تجربه کرده باشد ، نمی دانیم. وقتی در طی یک کنفرانس آنلاین با چند معلم ارتباط برقرار کردم ، احساس دردسر و آشفتگی آنها را کردم. معمولاً مردم ترجیح می دهند بدبختی های خود را با دیگران در میان نگذارند. واقعیت این است که تقریباً هر فرد در جامعه ما تأثیر نگران کننده دیگری از این ویروس داشته است.

موفق ترین مدیران و / یا مدیران فردا کسانی هستند که می توانند خود را به جای شخص مقابل بگذارند! حتی هنگامی که هنگام انجام مشاوره یا جلسه آموزش به والدین می پردازم ، به آنها پیشنهاد می کنم از شکایت از فرزندان خودداری کنند. به عنوان یک پدر و مادر ، ما به سختی می دانیم که کوچولو ممکن است در طول چند ماه گذشته چه چیزی را تجربه کرده باشد.

آنها از “عادی جدید” صحبت می کنند ، من می گویم همه چیز در مورد دلسوزی ، مراقبت و درک است. به جلو ، در هر تعامل انسانی ، باید “همدلی” صندلی جلو را در نظر بگیریم.

فردا ، اگر با یکی از اعضای تیم (کارمندی) مواجه شدید که ممکن است عملکرد خوبی در کار نداشته باشد ، همدل باشید. به جای فریاد زدن و / یا شلیک ، برای مشاوره مراجعه کنید. به جای توضیح نیاز خود ، سعی کنید شرایط آنها را درک کنید.

پیام برای هر کارفرما ، والدین ، ​​معلم یا مدیر این است: با مردم و احساسات آنها سخاوتمند باشید ، به خصوص در این مرحله از Covid.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>