به خط مستقیم ادامه دهید – درسی برای بقا

[ad_1]

دو داستان که در درس بقا مشترک هستند. درک شرایط و عزم راسخ برای ادامه کار ، شما را از هر مشکلی دور می کند.

در آخرین او ‘کتاب راحتی’، نویسنده مت هیگ از زمانی صحبت می کند که او و پدرش راه خود را در جنگلی در فرانسه گم کردند. آنها هیچ تلفن همراه نداشتند و پس از ساعت ها گردش در محافل وحشت داشتند. سپس پدرش گفت ، “اگر ما به خط مستقیم ادامه دهیم ، از اینجا خارج خواهیم شد.” و سرانجام این کار را کردند. مت می گوید که از آن زمان به بعد هر وقت افسرده یا دچار مشکل شد ، از این استراتژی استفاده می کرد. عزم برای ادامه راه به جای حلقه ها ، همیشه او را در جایگاه خوب قرار می داد – در شک ، ترس ، افسردگی یا در هنگام خرابی.

بعداً در همان کتاب مت از داستان جولیان کوپک ، جوان 17 ساله ای که در سال 1971 هنگامی که صاعقه به هواپیمای آنها برخورد کرده بود ، در جنگل بارانی آمازون در حالی که هنوز به صندلی خود چسبیده بود ، سقوط کرد. همه 91 نفر دیگر در این پرواز کشته شدند و تنها بازمانده معجزه آسای او بود. سقوط جولیان توسط سایبان جنگل جبران شد و او توانست خود را از بند باز کند و با استفاده از مهارت هایی که بیش از یک سال با والدین جانورشناس خود در جنگل های بارانی پرو زندگی کرده بود ، در بازگشت به تمدن آغاز شد. در کتاب او “When I Fell from the Sky”، جولیان می گوید که با وجود ضربه مغزی و جراحاتش ، او فقط یک چیز را می دانست “من باید از اینجا بروم … بعد از سقوط هواپیما ، من می خواستم زنده بمانم و تقریباً غیرممکن بود

او چیزی را به یاد آورد که پدرش به او گفته بود ، “وقتی واقعاً تصمیم گرفتیم به چیزی برسیم ، موفق می شویم. ما فقط باید آن را بخواهیم ، جولیان. ” این باور به او کمک کرد تا در جنگل وحشتناک با مارهای کشنده ، عنکبوت ، جوندگان عظیم الجثه ، تمساح ، کرکس هایی که از افراد مرده ، ستون فقرات و پیراناها تغذیه می کنند ، علی رغم شکستگی استخوان یقه شکسته و زخم عمیق او که به کرگوت ها آلوده شده بود. او می دانست چگونه از مارهای استتار شده به عنوان برگهای خشک جلوگیری کند ، همیشه با کمر محافظت کند ، چگونه می تواند از زخمهای خود کرم بیرون بیاورد ، و در وسط رودخانه شنا کند تا از مارهای موجود در ساحل و زخم های کم عمق جلوگیری کند … او در کتاب خود می نویسد ، “تجربه من این است: وقتی در میان یک اتفاق وحشتناک قرار می گیرید – و هر چه وحشتناک تر باشد ، این واقعیت بیشتر است – شما به راحتی ولش می کنید. وحشت پس از آن رخ می دهد … “

وقتی در وسط وضعیت بدی قرار داریم ، دیگر جایی برای وحشت و وحشت وجود ندارد. ذهن خنک با بهره گیری از تجربه و خرد – شما یا کسب شده – تنها امید حاصل از یک شرایط دشوار است. احساسات را رها کنید ، بیش از حد فکر نکنید در لحظه باشید و یک قدم کودک را پشت سر دیگری بردارید. خودآگاهی و دانش مهم است. همانطور که مت به صراحت اشاره کرد ، دانش جولیان از جنگل و خودآگاهی او بود که او را نجات داد. ممکن است یک فرد متوسط ​​با همان وضعیت جولیان زنده نمانده باشد. اما جولیان از طریق والدینش دانش جنگل را داشت. جولیان در کتاب خود این واقعیت را تأیید می کند ، “بدون دانش و درک قوانین جنگل ، من امروز احتمالاً زنده نخواهم بود.”

دستورالعمل های این دو داستان خیلی متفاوت نیستند – پدر مت به او دستور داد که به جای حلقه زدن ، در یک مسیر مستقیم راه برود و پدر جولیان به او توصیه کرد ، “اگر در جنگل گم شدی ، و آب روان پیدا کردی ، نزدیک باش آن ، مسیر خود را دنبال کنید این شما را به نزد افراد دیگر خواهد آورد. ” تا زمانی که می دانید چه می خواهید ، فقط بدون تمرکز حواس پرت شوید و مستقیم تمرکز کنید و مسیر خود را پیدا خواهید کرد. دانش به شما اسلحه می دهد ، و یک ذهن هوشیار تیز استراتژی برای زنده ماندن حتی در سخت ترین شرایط. مت هیگ توصیه های همیشگی سان تزو را از رساله کلاسیک نظامی نقل می کند ‘هنر جنگ’ – “دشمنت را بشناس.” این مربوط به تمام جنبه های زندگی است. در جنگل زندگی نیز ، درک ناملایماتی که با آنها روبرو هستید می تواند به شما در مبارزه موفقیت آمیز با آنها کمک کند. فقدان این دانش می تواند شما را نابود کند.

داستان جولیان یک داستان قدیمی است ، اما وقتی آن را در جدیدترین مت هیگ یافتم کتاب آسایش، این باعث شد که من کتاب جولیان را بخوانم و بار دیگر از شجاعت و چابکی آن ذهن جوان قدردانی کنم ، که در برابر مشکلات و درد غیر قابل تصور حاضر به تسلیم شدن نبود.

مطمئناً هر موقعیتی تصمیمات جدیدی را می طلبد و لزوماً تکنیک های زنده ماندن جولیانا در موقعیت دیگری برای شخص دیگر کارایی ندارد. اما درس واقعی از داستان او ، عزم متعصبانه ، خودآگاهی و چسبیدن به غریزه اساسی بقا است. هرگز کسی را ناامید نخواهد کرد!



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>