بن بست در لاداخ: تعریف بررسی واقعیت

[ad_1]

یک سال پس از ایستادن در لاداخ ، ارزیابی دقیق ، تجزیه و تحلیل کاستی ها و گزینه ها برای ترسیم مسیر پیش رو ضروری است. متأسفانه ، تمرکز عمده به نفع گالوان و کایلاش متمرکز است ، که بیشتر در حد خود بزرگ بینی است.

همزمان نیاز به یادگیری دروس مناسب و اعمال اصلاحات وجود دارد. منصفانه خواهد بود که بپذیریم چینی ها از همه گیری استفاده کرده اند تا ما را غافلگیر کنند. شاخص های کافی برای ایجاد و ایجاد طوفان وجود داشت ، اما ما نتوانستیم تصویر کاملی را ترکیب کنیم و اهداف PLA را استنباط کنیم.

اگرچه سرزنش آژانسها و فرماندهان امری طبیعی است اما دلیل اصلی آن این بود که چینی ها ما را نسبت به توافق نامه های مقرر و CBM پیروی می کنند.

با مجموعه ای دقیق از پروتکل ها و ثبات از سال 1988 ، مطمئناً عملیات جنبشی بعید به نظر می رسید ، اما باید کاهش خطر را تأمین کرد. PLA در Naqu La (Sikkim) ، همراه با انطباق کامل ما با هنجارها ، از یک کوکتل مرگبار فریب و تخلفات انحرافی استفاده کرد.

بهره برداری از همه گیری خشمگین یک کاربرد کلاسیک ضرب المثل چینی بود ، “خانه را در آتش غارت کنید”. در این روند ، درک و پروتکل های مربوط به مدیریت مرز بی معنی شده و با بی اعتمادی خطرناکی جایگزین شده اند.

بحث در مورد اهداف چین تنها توسط CCP می تواند پاسخ دهد و ممکن است هرگز به طور قطعی حل نشود. هنجارهای کدری مشابه در مورد اطلاعات مربوط به ماشه برای حادثه گالوان و تلفات PLA اعمال می شود.

منصفانه است که حدس بزنیم این احتمالاً اقدامی قهری ، محدود به لاداخ ، برای تصرف قلمرو مهم استراتژیک تا مرز ادعای سال 1959 بوده است. نیروها در حالت پخش آرایه شدند ، و از “جنگ سه گانه” پشتیبانی می کردند ، پر از هیاهو ، در عدم تقارن فناوری. PLA نه بسیج شده و نه معده ای برای حمله کامل دارد.

چین با تعجب از تصمیم و واکنش هند ، به یک بن بست حل نشده با سودهای محلی کمتر از خط ادعای 1959 رضایت داد. از نظر استراتژیک ، دور از پیروزی قاطع ، حتی برابر با از دست دادن انواع مختلف است.

اقدامات اصلی در ابتدا ، در سطح تاکتیکی ، ابتکار عمل جسورانه و واکنشهای خودجوش در گالوان است. دوم – در سطح عملیاتی ، اشغال پیشگیرانه و غافلگیرانه ارتفاعات کایلاش و اهرم ظریف کارت تبتی (SFF).

سوم – از نظر استراتژیک ، القا and و تأمین سطح نیروی بازدارنده. آنها در واقع جاه طلبی های خرک PLA را مهار کردند.

علیرغم سیستم نظارتی بسیار مورد توجه ، PLA به معنای واقعی کلمه روباه شد ، فقط به این دلیل که آنها هرگز تصور انتقال هندی های دفاعی به QPQ تهاجمی را نداشتند. آیا آنها قفل چالش های جدید را باز کرده اند. بی اعتمادی و تجدید قوا در سطح زمین؟

گزارش شده است که چین از یک سبک سرگردان مدیریت مرزی به یک شکل ثابت در حال انتقال است. سیستم اولیه استقرار نیروها در پایگاهها در عمق و راه اندازی گشتها از نظر تعداد ، بهداشت و تدارکات اقتصادی بود.

انتخاب مکان و دفعات تخلفات غیر قابل پیش بینی را افزایش می دهد. همانطور که می گویند ، کوهها نیرو می خورند. آیا سوئیچ فعلی نشان دهنده عدم امنیت است؟ آیا چین مجبور خواهد شد از ساختار استراتژیک متعارف ، که توسط سینولوگ آمریکایی ، تیلور فرابل بیان شده است ، بازدید کند و علاوه بر اقیانوس آرام ، به جبهه جنوب غربی نیز تلاش بیشتری کند؟

در حالی که چین پیامی در مورد عدم تقارن هند با CNP ، برای هند ارسال کرده است ، اما همچنین بر سودمندی و محدودیت های گروه بندی های چند جانبه مانند Quad برجسته شده است.

در حقیقت ، این باعث جسارت فیلیپین و دیگر سواحل دریای جنوب چین شده است تا استخوان پشت آنها را در برابر اژدها کشف کند.

پیامدهای آن به شرط تحکیم اتحاد و با تعهد ، در دراز مدت آشکار می شود.

آسیب بیشتری به جایگاه ما توسط موج دوم Covid-19 ، به ویژه جهش یافته Delta وارد شده است. همزمان ، به نظر می رسد BRI و CPEC نیز به جاده جاده کوید برخورد کرده اند. ایجاد اتصال به دنیای بهتر (BBBW) ، ابتکار اتصال و زیرساخت های لنگرفته ایالات متحده و غرب احتمالاً گزینه های قابل قبول و درنده کمتری را ارائه می دهد.

در واقع ، لاداخ لحظه آبخیز تحقق خود است. چینی ها به دنبال ناآرام نگه داشتن مرز هستند و برای حل آن عجله ندارند. پایین آوردن رتبه بندی گفتگوها با سرلشکرها ، که از نظر حسن تعبیر به عنوان سطح عملکردی توصیف می شود ، بخشی از تدوین چینی است. آنها همچنین می کوشند مرز را از سایر موضوعات ، به ویژه تجارت ، جدا کنند.

شایسته است که دولت برای حفظ تمرکز بر حل و فصل مرزها همچنان ادامه دارد. در این میان ، نیاز به اعلام توافق در مورد مناطق بافر وجود دارد ، حتی اگر این مناطق از گشت زنی جلوگیری کنند. تزریق عملگرایی در این بحث و حل و فصل واقعیتهای موجود ، به ویژه با ادعاهای متعدد ، یادگارهای میراث استعمار ، کاملاً منطقی خواهد بود. قطع سخنان بلاغی مانند بازپس گیری Aksai-Chin معقول خواهد بود ، حداقل تا زمانی که توانایی های خود را بسازیم.

باید بپذیریم که چینی ها در حال حاضر در لیگ دیگری هستند. عدم تقارن نسبی باید با یک استراتژی طولانی مدت و چند جانبه حل شود. با اعتماد فعلی ما به عدم توازن در تولید و تجارت چین ، از بین بردن سریع کوپل و آتام نیربهار تمریناتی برای ایجاد انگیزه احساسی هستند. هندی ها باید برای فداکاری آماده شوند. این مجموعه بزرگی از هزاره های مورد اعتماد و آرزوی هندی را به لرزه درآورده و آنها را از اژدهای قاطع و فریبکار آگاه کرده است.

بعید است که تلاش های Xi برای تغییر جهت دیپلماسی “جنگجوی گرگ” بتواند فرسایش قابل توجه در قدرت نرم را جبران کند.

سر و صدای زیادی در مورد فن آوری های مخرب ایجاد شده است ، با این وجود PLA نمی توانست آنها را عملیاتی کند ، علیرغم این تبلیغات بر روی سلاح های مایکروویو و دسته های هواپیماهای بدون سرنشین. گرچه ما باید روی اینها سرمایه گذاری کنیم ، اما نباید از گزینه های جنبشی چشم پوشی کنیم. راه پیش رو پیروی از رویکرد “شرکت پایه به شرکت” است.

تعادل تأخیری با مرزهای شمالی با سپاه اضافی واقعاً مورد استقبال است. ITBP باید تحت کنترل عملیاتی ارتش قرار گیرد و از قدرت برای تزریق واحدهای پایداری و آزاد ارتش برای QPQ و دفاع تهاجمی برخوردار باشد. همچنین ممکن است ایده خوبی باشد که تحت یک گروه از متخصصان یک بررسی موقت از نوع کارگیل انجام دهید. جنگ دریایی و ترکیبی گزینه های مناسبی برای کنترل اژدها هستند. اگر چینی ها ما را مجبور کنند مورد اول نیاز به سرمایه گذاری قابل توجهی دارد و گزینه دوم گزینه ای است.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>