بنیاد حکمرانی اخلاقی؟ آموزش و ادیان برای اطمینان از تعهد به سوادارما

[ad_1]

چه کسی در سیستم های مدرن آموزش ، دموکراسی و حکمرانی مسئول راهنمایی و الهام بخشیدن به ما برای بهتر و بهتر رسیدن به یک آرمان بهترین است. و به Swadharma مربوطه متعهد شویم ، وظایف؟

اکنون که علم جای دین را گرفته و معلمان جای مبلغین را گرفته اند ، کدام حوزه های علوم و معارف ایده بهترین انسان بودن را بررسی می کنند؟ آیا ما نیازی به دانستن مسائل وجودی زندگی نداریم؟ از کی هستیم؟ ما چرا اینجاییم؟ جایی که ما داریم میریم؟ چگونه خود را برای رفتن به آنجا آماده کنیم؟ ارتباط ما با یکدیگر چیست؟ با طبیعت؟ آیا ما به هم پیوسته نیستیم و نهادهای جداگانه ای نیستیم؟

آیا آموزش و پرورش ، علوم نباید به ما اجازه دهد تا ما را بشناسیم ، بحث کنیم ، اکتشاف کنیم ، کشف کنیم چگونه علم و مذاهب با این مسائل اساسی دست و پنجه نرم می کنند که ما کی هستیم و کجا باید برویم؟ و درباره اینکه بینندگان باستانی بشر در مورد این مسائل عمیق چگونه فکر کرده اند و یافته های آنها چیست؟ آیا نباید بهترین افراد ما باشند روی این مسائل اساسی تمرکز کنید؟ آیا هدف اصلی آموزش و ادیان برای الهام بخشیدن به ما خوب نیست؟ بدیهی است که جامعه مدرن و دموکراتیک و علمی نتوانسته اند ایده “بهترین” را باز کنند و بنابراین ما در یک حالت بی هدف باقی می مانیم!

آموزش و پرورش متمرکز بر آموزش موضوعات مختلف به ما است اما کاملاً شخصیت سازی را نادیده می گیرد و به ما می آموزد که مطابق با گرایش های ذاتی خود ، سوادارما ، شغل داشته باشیم. ادیان متمرکز بر تقسیم و آموزش کتاب مقدس و خدایان مربوط به ما هستند. اما این ایده را کاملاً نادیده بگیریم که اگرچه پیرو آیین ها و خدایان مختلف هستیم ، اما ما باید با هم تلاش کنیم تا سوادارما را تحقق بخشیم.

علم آنقدر مشغول انکار خدا بوده است که آنها نتوانسته اند ایده خدا را تعریف کنند ، “به عنوان آنچه مسئول آن چیزهایی است که من و شما به طور واضح مسئول نیستیم” ، به عنوان مثال ، من بذر می کارم و به دلایلی مادر زمین بارور می شود و بذر به عنوان یک گیاه جوانه می زند! و خواه ناخواه من ناگهان جایی متولد می شوم! و ، من توسط کسی پرورش یافته ام! و ، کیهان بی نهایت گسترده تحت چه کسی هوشمندانه و در یک هارمونی کیهانی در حال کار است ، Rtm؟ دانشمندان چنان مشغول کاوش در جهان مادی و عینی در آنجا هستند و هیچ خدایی را در آنجا نمی یابند ، به طوری که آنها کاملاً نسبت به “ذهنی” که در درون است ، جهان درونی خود ما ، ذهن بی نهایت ما توسط “زندگی” ، آگاهی نادیده گرفته شده اند. ، (خدا درون؟) که ما را زنده می کند!

چرا دین منجر به ایجاد تفرقه در جامعه و تبدیل به اجبار و در موارد شدید حتی به تروریسم و ​​تعصب می شود؟ آیا فقط به این دلیل نیست که ما به مبلغین تیز فکر و خودمحور یک دین اجازه می دهیم “نفرت” را نسبت به دیگران مخفیانه آموزش دهند؟

برنامه عملیاتی: ویوکاناندا آگاه بود که جهان – از نظر سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی – به سرعت در حال تبدیل شدن به یک مجموعه گره خورده است ، که تنها در صورت یافتن وحدت در میان ادیان نیز می تواند پایدار باشد – وحدتی که جزمی نیست ، بلکه ذاتی خود ادیان است. . بنابراین ، ویوکاناندا بود که برای اولین بار در یک پلتفرم جهانی جهانی در شیکاگو در سال 1893 ایده وحدت همه ادیان را اعلام کرد ، و بنابراین وی این ایده ساده را که دین مظهر الوهیت موجود در انسان است ، کاملاً تعریف و به صراحت آموزش داد.

وی پیشنهاد کرد که ما به مدارس ، کالج ها ، دانشگاه ها به عنوان مراکز توسعه ارزش های انسانی احتیاج داریم که اعضای هیئت علمی آنها استادان تکامل یافته معنوی از همه ادیان و مذاهب را شامل شوند. که در آن می توان مبانی همه ادیان را ، آشکارا از یک بستر مشترک ، و نه مخفی ، آموزش داد. که ممکن است در خدمت آموزش نوع برتر مربیان معنوی جامعه باشد. جایی که مردم ممکن است برای مشاجره بلکه برای دیدار در صفحه مشترک بین ادیان نروند. امروز ، دادگاه عالی و وظایف اساسی اساسی ما در حال تکرار این برنامه عملیاتی هستند.

در این سن ، همدلی واقعی با همه مردان ، باید انگیزه غالب کار احساس Vivekananda باشد. این عظمت روحیه شاید در آیین هندو ، که در جستجوی آن گم شده بود ، مطلوب بود موکشا، در نتیجه از دلسوزی و خدمت فعال به همنوعان چشم پوشی می کند. پس از یکبار بررسی بالاترین هدف ، باید تمرکز ما بر روی ابزار باشد ، یعنی پیروی از Swadharma مربوطه. که قطعاً باید به آرمان منجر شود!

فارغ از دگم ها ، فرقه ها ، ایدئولوژی های مذاهب مختلف و در روح ودانیستی هند واقعاً بهارات ، ما به معلمان ، دانشگاه ها و دانشگاه های خود نیاز داریم تا راه عقل را شعله ور سازند. و تمرکز بر ساخت افراد تحصیل کرده به عنوان کارما-یوگی ، متعهد به Swadharma مربوطه است.

ویوکاناندا به برادرانش در هند گفت: اگر می خواهی خیری بیاید ، فقط مراسم خود را در آب گانگا بریز و خدای مرئی را پرستش کن ، او که همه این اشکال مختلف انسانی را می پوشد. این جهان شکل جهانی اوست. پرستش او به معنای خدمت به دنیا است. این واقعاً دین است ، نه به مراسم تشریف می آورد.

بالاترین و بهترین هدف از هر دین فقط این ایده آل است: “من فقط با انجام کارهای خوب شما می توانم خیر خودم را تأمین کنم. راه دیگری وجود ندارد ، هیچ کس دیگری. تنها راه آشکار کردن ذات الهی ما کمک به دیگران برای انجام همین کار است. ” این هدف و قلب همه ادیان است ، خواه این اسلام ، مسیحیت ، فرقه های مختلف هندوئیسم ، وداها ، بودیسم باشد. این علم و عملکرد معنویت جوهره همه ادیان است و باید بخشی جدایی ناپذیر از آموزش باشد.

این روحیه خدمت به دیگران ، یوگی کارما بودن ، متعهد بودن به سوادارما ما درسی است که هندوئیسم باید از غرب و همه ادیان مدرن بیاموزد و اکنون این باید مرکز آموزش و آموزش در مدارس و کالج ها باشد.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>