برخورد با اهانت با وقار

[ad_1]

احساس توهین برای کسی چیز جدیدی نیست. ما می توانیم به کل “نفس شما بپردازیم چه چیزی تحت تأثیر قرار می گیرد و چگونه شما باید روی جدا شدن از خود تمرکز کنید تا از آسیب دیدن آن جلوگیری کنید” ، اما همه اینها دشوار است ، زمان بر و صریح است ، برای بسیاری از کسانی که این ستون را می خوانند غیرقابل ارتباط است. مردم احساس توهین می کنند یا به پوسته می روند ، یا به آنها ضربه می زنند ، دفاع می کنند یا در شک و غم خود غرق می شوند. بنابراین چگونه می توانید آنچه را که در زندگی شما توهین آمیز ، کم اهمیت یا هدفمند به نظر می رسد ، کنترل کنید؟ توهین فقط آن چیزی نیست که به طور واضح به صورت شفاهی منتقل می شود. می توان آنها را به صورت غیرمستقیم به صورت شوخی ، تعارف باطن ، تقلید ، عبارات ، لبخندهای دروغین یا اظهارنظرهای عجیب و غریب پرتاب کرد. سوال اصلی این است. در رابطه با این امر چکار خواهید کرد؟ خوب ، اول همه چیز ، خونسردی خود را بدست آورید. قرار داشتن در شرایط روحی مناسب مهمترین اولین قدم مقابله با توهین است ، زیرا صرفاً ارتجاعی بازی کردن با آهنگ های آنها است. بنابراین ، اولین قدم این است که با آرامش یا شوخ طبعی به آنها نگاه کنید و روی چند نفس عمیق تمرکز کنید تا آرام شوید.

واکنش سنجیده شما طبیعتاً براساس ماهیت توهین خواهد بود. اگر در محل کار شما باشد و ماهیتی تبعیض آمیز ، تهدیدآمیز یا جنسیتی داشته باشد ، مناسب ترین پاسخ این است که دور شوید و آن را به مرجع اعلام کنید. بگذارید با عواقب توهین های خود مقابله کنند ، حمل بار شما نیست. و نه ، این “خسته کننده” نیست ، احترام به خود است. در عرصه شخصی ، روشهای مختلفی برای درگیر شدن با یک توهین وجود دارد. برخی مسیر عصبانیت را انتخاب می کنند ، برخی نادیده گرفتن آن را انتخاب می کنند در حالی که دیگران ممکن است توهین را با همان لحن یا با شوخ طبعی برگردانند. عصبانیت ضعیف ترین است ، زیرا نشان می دهد که شما را تحت تأثیر قرار داده است ، شما ناراحت هستید و از این رو توهین های بعدی را به شما دعوت می کند. شوخ طبعی برای من همیشه بهترین راه پیشرفت است. بین جورج برناند شاو و وینستون چرچیل مبادله ای دوست داشتنی وجود دارد که نشان دهنده ذکاوت زیادی در مبادلات توهین آمیز است. شاو با دعوت نامه ای از چرچیل به نمایشنامه جدید خود دعوت کرد: “من دو بلیط برای اولین شب بازی جدیدم را ضمیمه می کنم. لطفاً اگر دوست دارید یک دوست بیاورید “. چرچیل پاسخ داد ، “من احتمالاً نمی توانم در شب اول حضور داشته باشم ، اما در صورت حضور در شب دوم ، حضور خواهم داشت” با این حال ، همه ما به خصوص در یک لحظه ضربه سر ، ذهن نداریم ، یا بسیار مفید هستیم. آنچه همیشه در کنترل شماست ، توانایی ایستادن در مقابل خود با نگرشی است که جرم را به عنوان توهین تلقی نکنید. توهین فقط در صورت پاسخ دادن قدرت دارد و واکنش های شما کاملاً تحت کنترل شماست. غیر منطقی است که انتظار داشته باشیم یک کلوتز چیزی جز یک کلوتز باشد ، یا اینکه از او انتظار نجابت داشته باشید ، بنابراین قدرت شما در مدیریت یک موقعیت است. جرمی که توسط شما انجام شده ، انجام دادن شماست و شما فقط خودتان را مقصر می دانید. با وقار انتخاب کنید ، شوخ طبعی را انتخاب کنید ، همدلی را انتخاب کنید ، عبارتی برنده را انتخاب کنید ، هر آنچه را که انتخاب می کنید ، آن را به چیزی تبدیل می کند که باعث می شود نسبت به خود احساس خوبی داشته باشید ، مدتها پس از گذشت لحظه.

من یک طلاق 24 ساله هستم. من چهار سال در یک ازدواج توافقی قرار داشتم و سرانجام تصمیم گرفتم از شوهرم جدا شوم. در حالی که من از بازگشت به خانه پدر و مادرم خوشحالم ، آنها در حال حاضر به من فشار می آورند تا دوباره ازدواج کنم. بعد از آنچه من پشت سر گذاشتم ، آخرین چیزی که می خواهم این است که خیلی زود در رابطه دیگری باشم. چگونه باید این موضوع را برای والدین محافظه کار خود توضیح دهم؟

به آنها بگویید در این مرحله نمی خواهید نسبت به هرکسی که وارد زندگی شما شود ناعادلانه رفتار کنید ، زیرا او فقط در معرض شیاطین گذشته شما قرار می گیرد و با عجله وارد روابط یا ازدواج می شود و روابط بعدی شما همانطور که از نظر عاطفی کار می کنید شکستگی ، فقط ممکن است آسیب بیش از خوب داشته باشد. توضیح دهید که اگر بخواهید رابطه ای موفقیت آمیز باشد باید ابتدا خودتان را درمان کنید. از همه مهمتر ، اضافه کنید که انتخاب آنها به غم و اندوه زیادی منجر شد و این بار ، دوست دارید شریک ازدواج خود را انتخاب کنید.

من یک مرد 32 ساله هستم و مانند یک دختر در جامعه مسکن خود هستم. هر چقدر تلاش کنم ، قادر نیستم احساس او را به او بگویم. ما دوست نیستیم ، فقط وقتی یکدیگر را در جامعه ملاقات می کنیم یکدیگر را به اسم می شناسیم و خوشایندها را رد و بدل می کنیم. چگونه باید کارها را جلو ببرم؟

از او بخواهید یک قهوه بخورد. 32 سال باید آن مجموعه مهارت را به شما می داد. واقعیت این است که شما چیزی در مورد او نمی دانید و احساسات خود را بر اساس فیزیک می گذارید. شاید شما مطابقت داشته باشید ، شاید هم نباشید. نشستن و گپ زدن درباره چیزها ، هر چقدر هم پیش پا افتاده باشد ، به فاکتورهای بسیاری کمک می کند.

من یک زن 55 ساله عاشق مردی هستم که 10 سال از من کوچکتر است. اکنون پنج سال است که با هم هستیم و خوشحالیم. از چند هفته گذشته ، همسایگان من سخنان پنهانی درباره من و رابطه من منتقل می کردند. این موضوع من را بسیار آزار داده است. چگونه می توانم با شرایط کنار بیایم؟

مادرم همیشه می گفت: “اگر دنیا به تو می خندد ، درست برگرد. به اندازه شما خنده دار است. ” مشکل مربوط به آنها نیست ، بلکه در نیاز شما به تأیید نهفته است. اگر مردم نمی توانند برای شما خوشحال شوند ، این دقیقاً همان افرادی هستند که نباید نسبت به آنها رنج ببرید. شما کنترل از راه دور خود را در دست آنها قرار داده اید ، و آنها دکمه “اذیتش می کنند” را فشار می دهند. ریموت خود را پس بگیرید. از آنچه در زندگی شما خوب است لذت ببرید و آن را با احساسات آنها که به وضوح بر اساس عشق به شما نیست ، رنگ نکنید.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>