بدون گزارش همه جانبه زمین و کارهای میدانی ، با پشتیبانی مجموعه های بزرگ داده ، هرگز پیچیدگی ها را درک نخواهیم کرد

[ad_1]

اکنون که انتخابات بهار سپری شده است ، ذهن ما به سرعت به مرحله بعدی نظرسنجی ها رسیده است. س isال این است: چه چیزی از این دور گذشته انتخابات آموخته ایم و چگونه این امر به آنچه در مورد سیاست های انتخاباتی می دانیم می افزاید؟

در طول دهه گذشته ، سیاست های انتخاباتی حرفه ای تر شده اند و جهان کوچک تحلیل گران انتخابات نیز چنین شده است. کارشناسان ، نظرسنجی ها ، مغازه های مشاوره سیاسی با قارچ رشد کرده و خدمات خود را به احزاب ، رسانه ها و شرکت های خصوصی و گاهاً به هر سه نفر ارائه می دهند.

این بازیگران در گذشته همیشه در آنجا بودند ، اما اکنون به مقادیر بسیار گسترده تری به داده های جدید دسترسی دارند. آیا این انبوه داده ها دانش و خرد جمعی ما درباره سیاست را بهبود بخشیده است؟ بله ، اما با محدودیت های قابل توجهی که گاهی درک ما از سیاست معاصر را مختل می کند. من استدلال می کنم که دانش ما در مورد انتخابات در حال حاضر توسط حداقل دو عامل محدود شده است.

اولاً ، بیشتر این داده ها برای پیش بینی نتایج انتخابات استفاده می شود ، نه برای درک سازوکارهای منجر به آنها. بیشتر نظرسنجی ها به اهداف اعلام شده رای دهندگان چند هفته قبل از انتخابات علاقه مند هستند ، نه اینکه درک کنند که زندگی مردم طی سالهای گذشته چه تغییر کرده است و چگونه ممکن است بر انتخاب آنها تأثیر بگذارد. به عنوان یک ابزار انتخاب یک حزب به جای حزب دیگر ، رای دهنده به هیچ عنوان مورد علاقه نیست.

در نتیجه ، اطلاعات کمی در مورد چگونگی انتخاب رأی دهندگان وجود دارد و بسیاری از تجزیه و تحلیل های پس از نظرسنجی شامل تطبیق پیش بینی های فرد با نتایج است. این اغلب به توضیح موفقیت با موفقیت و شکست با استراتژی نادرست انتخابات خلاصه می شود.

مشکل اصلی این نوع تجزیه و تحلیل این است که نتایج انتخاباتی را به عنوان توسعه آنچه احزاب انجام داده یا انجام نداده اند ، قرائت می کند ، یا شکل دهی نتایج را به رفتار گروه های زیادی از رای دهندگان ، براساس طبقه ، جنسیت یا مذهب ، کاهش می دهد بدون تمایز بسیار خوب این نوع تحلیل همچنین زمینه اجتماعی و سیاسی را که در آن انتخابات برگزار می شود نادیده می گیرد.

انتخابات اخیر بنگال غربی نمونه ای از این موارد است. پیروزی کنگره ترینامول به آمیزه ای از مبارزات انتخاباتی هوشمندانه و چتزپه خود ماماتا بانرجی نسبت داده شده است. از سوی دیگر ، شکست BJP تا حد زیادی به دلیل سرگرمی ، استراتژی ضعیف و عدم ایجاد یک سازمان محلی قوی شناخته شده است.

همه اینها ممکن است درست باشد ، اما تولید نتایج انتخابات پیچیده است و بنابراین خواندن آنها باید بسیار دقیق تر باشد. به عنوان مثال ، تأثیر برنامه های اجتماعی دولت های ایالتی بر رأی دادن بیش از اندازه گیری فرض می شود. در واقع ، ما در مورد عوامل تعیین کننده رفتار انتخاباتی اطلاعات کمی داریم.

با تشکر از نظرسنجی های دانشگاهی ، ما می دانیم که چگونه مردم توسط گروه های بزرگی مانند جنسیت ، سن ، طبقه ، طبقه و مذهب رأی می دهند. این اطلاعات گرچه ارزشمند است اما به این دلیل نیست که به ما بگویید چرا رای دهندگان به روشی که رأی داده اند رأی دادند.

مشکل دوم این است که بیشتر داده های مورد نیاز شخص برای زمینه سازی صحیح انتخابات یا وجود ندارد یا در دسترس نیست. یک بررسی جامع انتخاباتی باید از نگرشهای سیاسی در مورد طیف وسیعی از اطلاعات اساسی در مورد اشتغال ، دسترسی به اطلاعات ، دسترسی به امکانات و خدمات عمومی ، اجرای طرح و غیره پشتیبانی کند. داده ها در مورد همه این مسائل کمیاب ، ناقص ، غیرقابل دسترسی ، به سختی قابل استفاده است. هند فاقد اکوسیستم داده های باز است که امکان ارتباط بین اطلاعات را فراهم کند.

علاوه بر این ، بیشتر داده های تولید شده در مورد انتخابات پس از پایان انتخابات از بین می روند ، زیرا تولید آنها تحت بوکس سیاه روش و تحریم های اختصاصی صورت می گیرد. در اینجا هیچ فرآیند تولید دانش تجمعی درباره انتخابات وجود ندارد.

پس به چه داده هایی اعتماد کنیم؟ هر شکلی از داده های آزاد که آزمون های شفافیت و پاسخگویی را پشت سر می گذارد ، در دسترس عموم و مستند است و به ایجاد یک پایه اطلاعاتی کمک می کند که می تواند برای تصحیح تحلیل سیاسی استفاده شود.

این شامل مخازن تمیز نتیجه انتخابات ، اقدامات تراکم جمعیتی از طریق تصاویر ماهواره ای ، داده های غرفه های نظرسنجی ، نظرسنجی های بزرگی مانند نظرسنجی ملی سلامت خانواده یا نظرسنجی توسعه انسانی هند است که نویسندگان آنها داده های خام را منتشر می کنند که می تواند با مرزهای سیاسی مطابقت داشته باشد.

همه این داده ها به پرسیدن س relevantالات مرتبط کمک می کنند ، که پاسخ آنها را بیشتر می توان از طریق فرم های قدیمی گزارشگری همه جانبه و کارهای میدانی یافت ، که هیچ یک از آنها زیاد اتفاق نمی افتد. بینشی که شخص با گذراندن وقت در زمین ، گفتگو با رای دهندگان ، کارگران احزاب ، ناظران محلی و روزنامه نگاران ، گوش دادن به مشکلات و دیدگاه های آنها بدست می آورد.

این نیاز به تعامل بیشتری نسبت به پرسیدن سوالات عمومی در دکه های چای یا صحبت با سخنگویان حزب دارد. در حالت ایده آل ، کار داده ها و کارهای میدانی باید دست به دست هم دهند ، زیرا هیچ تحقیق زمینی بدون پشتوانه شواهد تجربی نمی تواند تصویر بزرگتری ارائه دهد. به جای انجام این کار ، ما از یک انتخابات به انتخابات دیگر منتقل می شویم بدون اینکه توجه کنیم که چه اتفاقی بین آنها می افتد.

در عدم وجود افراد کافی آموزش دیده در گزارش دهی اطلاعات و گزارش های مقدماتی و مردم نگاری ، یک عنصر شکست جمعی وجود دارد. آنچه همچنین مورد نیاز است ، یک محیط داده باز است که به شفافیت داده ها پایبند باشد و سرمایه گذاری رسانه ها برای گزارش گیری همه جانبه است. بدون این موارد ، متخصصان به جمع آوری داده هایی ادامه می دهند که به دانش تجمعی ما اضافه نمی کند.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>