با گذشت 30 سال ، شما می توانید آنچه را که می خواهید به دست آورید اما نمی دانید چه نیاز دارید

[ad_1]

جهان رودخانه ای است که در زندگی ما جریان دارد. این فرم از جدول زمانی رسانه های اجتماعی ما است ، زیرا ما را با هرچیزی که می خواهیم به آن متصل شویم متصل می کند. به عنوان بخشی از یک شبکه غول پیکر ، که به نوبه خود از شبکه های غول پیکر دیگر تشکیل شده است ، ما زندگی را به روشی کاملاً جدید تجربه می کنیم. ما به اخبار از سراسر جهان دسترسی داریم ، می توانیم برنامه سرگرمی مورد علاقه خود را هر زمان که بخواهیم تماشا کنیم ، هر جا که مورد علاقه ما باشد را سفارش دهیم ، می توانیم از هر موضوعی زیر نور آفتاب خارج شویم و از هرکسی که بخواهیم سو abuse استفاده کنیم ( نه کاملاً هرکس) ، و ما می توانیم پیام های صبح بخیر را به اقوام بدبخت خود به محتوای قلب خود ارسال کنیم.

این یک تغییر خارق العاده از 30 سال پیش است که برقراری تماس با تنه یک ورزش ماجراجویی بود ، استفاده از هر سرویس عمومی یک کابوس (حتی حتی تلاش برای پرداخت هزینه ای) ، زمانی که سرگرمی در دوزهای اندازه گیری شده در دسترس بود ، زمانی که سفر چیزی جز مجموعه ای از تنگناها ، هنگامی که هر مراجعه به بانک برای گرفتن پول فرد با دندانپزشک تفاوت چندانی ندارد و آرزوی داشتن زندگی متفاوت یک خیال در دسترس افراد معدودی است.

تقسیم این دوره 30 ساله پس از آزادسازی کاملاً منظم به دو نیمه تقسیم می شود – در 15 یا حدود 15 سال اول ، بیشتر تغییراتی را که تجربه کردیم می تواند عمدتاً به باز شدن بازارها نسبت داده شود ، در حالی که در 15 سال آینده یا بنابراین ، عامل اصلی تغییر ، فناوری دیجیتال بود که با ترکیب بازارها باعث ایجاد تغییرات سریع شد.

آنچه هندوستان به روی جهان ایجاد کرد ، یک شناور غیرقابل انکار در میان طبقه متوسط ​​شهری بود. درآمد یکبار مصرف افزایش یافت ، مصرف زندگی ما را آشکارتر روشن کرد ، احساسی از انگیزه ها تحرک را متحرک کرد. آموزش ، سرگرمی و مراقبت های بهداشتی همه با ورود بازیکنان خصوصی انرژی می گرفتند. همراهی این یک تغییر در ذهنیت بود – استقرار بازدارنده مهار دفاعی شل شد ، احساس تحرک ، چه اجتماعی و چه اقتصادی ، یک لایه خوش بینی ایجاد کرد و سنت ها گسترش یافتند تا جای جدید را بدهند بدون اینکه جای خود را در زندگی ما بدهند. . به عنوان یک کشور نیز ، هند اتفاق بزرگ بعدی دیده می شد ، و خوش بینی حاکم بود.

ورود گوشی هوشمند ، ابعاد جدید و جدیدی را به داستان آزادسازی اضافه کرده است. اگر جهان در مرحله اول اصلاحات به روی ما گشود ، امروز تقریباً در نوک انگشتان ما برای ما قابل دسترسی است. این گوشی هوشمند به روشی بی سابقه به فرد قدرت می بخشد – ما نه تنها توانستیم با دنیا و همه امکانات آن ارتباط برقرار کنیم بلکه همزمان خود شخص خود را نیز به دنیا منتقل کنیم.

جهان در اطراف فرد در حال بازسازی است. آنچه را که می خواهیم ، هر وقت بخواهیم ، به جاهایی که به آن احتیاج داریم ، می رسانیم. شکاف بین میل و تحقق آن به طرز چشمگیری کاهش یافته است. در دنیایی که به طور فزاینده ای مبتنی بر داده است ، ما کی هستیم و آنچه می خواهیم در بازار بهتر از خودمان شناخته شده است. الگوریتم ها اطمینان می دهند که هرجا برویم با انعکاس خواسته های خودمان احاطه شده ایم. دنیا آنقدر مطابق میل ما مرتب شده است که گام برداشتن از حباب من که به صورت آنلاین ما را دنبال می کند دشوار است. حتی امروز حقایق نیز مطیع آنچه فرد می خواهد باشد – نظرات مقدم بر واقعیت ها هستند.

اگر جهان در اطراف فرد در حال بازسازی است ، افراد در اطراف اساسی ترین انگیزه های خود بازسازی می شوند. دیجیتال دوست پاسخ های محرک مو است. به لطف صفحه های لمسی حاکم بر زندگی ما ، می توانیم با نوک انگشتان ، بیرونی ترین لبه های خود ، در شبکه های اجتماعی و سایت های تجارت الکترونیکی واکنش نشان دهیم.

یکی از پیامدهای اصلی آزادسازی ، افزایش نقش بازارها در زندگی ما بوده است. اکنون بازارها تقریباً در همه تعاملات انسانی واسطه هستند ، زیرا بسیاری از کالاهای عمومی اکنون در حوزه های خصوصی یافت می شوند. اگر در مرحله اولیه اصلاحات ، بازار از طریق دنیای مصرف و با هدایت رسانه و تبلیغات خود را نشان می داد ، امروز از طریق دستگاههایی مانند موتورهای جستجو و جدول زمانی منظم به صورت نامحسوس کار می کند.

امروز روایت آزادسازی توسط پارادوکس ها آزار داده شده است. خلاقیت و همچنین نفرت عمیقی که به صورت سطحی حاصل می شود ، رشد می کند. هویت ها چند برابر و روان می شوند ، حتی اگر جهان در اطراف اولیه ترین هویت های ما کوچک شود. فرد در حالی که خود را در بسیاری از مجموعه های جدید از دست می دهد ، کاملاً خود را درک می کند. ما بسیار شبکه و عمیقا تنها هستیم. دستیابی به خواسته های ما بسیار آسان تر است ، دانستن اینکه چه چیزی می خواهیم تبدیل به یک مشکل می شود. انتخاب ها ما را آزاد می کنند در حالی که اضطراب را فلج می کنند. ما می توانیم از همه چیز به جز خودمان فرار کنیم. ما در مرکز جهان خود هستیم اما این بازار برای ما ایجاد شده است. ما می توانیم به روش های متنوعی عمل کنیم اما در خطوط باریک تری تقسیم می شویم. هرچه بازارهای ما لیبرال تر شوند ، ذهن ما نیز غیر لیبرال می شود.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>