با کیهان باید در آخر مخلوط شود

[ad_1]

زمان می گذرد و خاطرات کمرنگ می شوند.

مردم تغییر می کنند و دوستی های جدید برقرار می شود.

با این حال برخی از گناهان به راحتی قابل بخشش نیستند

گناه نابخشودنی ، گناه نابخشودنی ، غیرقابل گذشت

مادر غزل باورنکردنی طبیعت است

جادویی ، عرفانی ، معجزه آسا ،

گرم به عنوان یک روز تابستان

پیوند ما قوی و دوست داشتنی است

احساس درد من باعث می شود او گریه کند
چه زندگی شگفت انگیزی که من انجام می دهم!
سیب های رسیده به دور سرم می ریزند.
سیب از درخت می ریزد

زندگی امیدوار با مادر و من است

مرد از وان می پرد. معادله ذهن دمنده

آیا می توانید وجد او را کم کنید؟

به دلیل جهش بی امان

که تکامل و تنوع را افزایش داده است

جهش من یک رنج بسیار نادر به من وارد کرد

در حالی که طبیعت کمک های او را به برکت سپرد

من موفق شدم منصفانه و منصفانه

با احساس استرس فانی قدیمی ؛

هرگز برای عصبانیت ، هوس ، و یا به دست آوردن ،
آیا زندگی من با دروغ لکه دار است.
ضعف و قدرت در هر انسانی وجود دارد.

من تصمیم گرفتم که از تپه هایی که کمتر زیر پایش قرار دارند عبور کنم.
با سر بالا
آگاه بودن
چمن نامشخص است.

زمین نیز چنین است.
هنگام گذر از دره های زندگی
و فکر کردن چاره ای نیست
بدون شک امید وجود دارد.
هنوز معلق است
وقتی می خواهم آهی بکشم؛
با سر بالا بلند می شوم.

انتخاب مسیری که هرگز پیموده نشود ،
دنباله ای را رها کنید و تفاوت ایجاد کنید

باید فکر کنم.

از خودگذشتگی ،
در مورد من نیست

شجاع بودن ،
باید سرم را بالا بگیرم.
برای نترس بودن ،
من باید بجنگم

به لطف بهشت ​​برای بالا بردن زندگی من

در درگیری های فانی ؛
مهارت در زمینه های جنگ و صلح
پیروزی در جنگ در همان زمان استرس کاهش می یابد
مبارزاتی که هر روز مرا آزار می داد ،

در پایان همه ،
فقط محو می شود
ارابه بال Time با عجله در نزدیکی:
اما پشتم ، همیشه می شنوم
و وقتی زندگی او روی زمین گذشته است ،
با کیهان باید در آخر مخلوط شود.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>