با طبیعت و جامعه سازگار شوید


انسان با توجه به خصوصیات ذاتی خود ، انسانی کامل است. اما در عین حال ، او به دو تأثیر خارجی بستگی دارد: طبیعت و جامعه. از یک دیدگاه عمده ، انسان کاملاً به طبیعت بستگی دارد. آب ، نور خورشید ، اکسیژن ، غذا ، تمام قسمتهای سیستم حمایت از زندگی توسط طبیعت تأمین می شوند. انسان توانایی این را ندارد که خود را از این منابع طبیعی جدا کند. در اینجا تفکیک به معنای خودباختگی است.

رابطه انسان با جامعه نیز همین است. گفته می شود که انسان یک حیوان اجتماعی است ، نه فقط به این معنا که انسان در جامعه زندگی می کند بلکه به بیان صریح تر ، انسان کاملاً وابسته به جامعه است. از رشد شخصیت گرفته تا پیشرفت تمدن ، همه چیز به جامعه بستگی دارد. در اینجا نیز جدایی از جامعه به معنای خودباختگی است.

بعضی از افراد نوعی فردگرایی پیدا می کنند. به نظر می رسد این نوع فردگرایی ایده زیبایی است اما از نظر عملی سودمند نیست. هیچ فردی توانایی این را ندارد که فقط برای خودش از این طریق زندگی کند. این مانند وجود خود است و وجود کاملاً صفتی از خداوند است.

هیچ فردی نمی تواند خود را از جامعه جدا کند. هر فردی بخشی از جامعه است و به هر کس توصیه می شود که خلاف آن عمل کند. اما ، اگر جامعه فاسد باشد ، بنابراین می توان خود را از این جامعه جدا کرد. اما این جنبه از وجود اجتماعی به سختی یک درصد است. 99 درصد دیگر قابل اعتراض نیست. بنابراین ، به ندرت موظف به جدا شدن از جامعه هستیم. اگر مزاج فرد خارج از عرف است ، باید خود را متناسب با جامعه قالب بندی کند. این مسئله جامعه نیست که خودش را متناسب با یک فرد تغییر دهد. هر فرد باید خودش را با هنجارهای جامعه هماهنگ کند. هیچ کس توانایی پذیرش فردگرایی را ندارد.

مشکل این است که همه به عنوان آقای متفاوت و خانم متفاوت متولد می شوند. این ویژگی مناسب تولد است که مشکل را ایجاد می کند. وقتی مردم سعی می کنند در جامعه با هم زندگی کنند ، بارها و بارها احساس می کنند که در دنیایی از اختلافات زندگی می کنند. هر تفاوتی مانند یک چالش است. بنابراین ، زندگی در یک جامعه به معنای زندگی با چالش های مداوم است. این مردم را آشفته می کند و آنها فردگرا می شوند. اما این نوع فردگرایی چیزی فراتر از گریز است. این یک واقعیت است که فرار برای کسی ، چه مرد و چه زن ، یک گزینه قابل اجرا نیست. بنابراین ، اختلاف شر نیست. از نظر نتایج ، یک مزیت است. این یک هدیه طبیعی به بشر است.

یک جمله معروف وجود دارد که وقتی همه مثل هم فکر می کنند ، هیچکس زیاد فکر نمی کند. بنابراین ، تفاوت به معنای تنوع است. این بدان معناست که انسان در این دنیا مانند یک درخت واحد نیست. او بخشی از یک باغ بزرگ است. تفاوت در درختان فقط زیبایی باغ را افزایش می دهد. بدون این تنوع ، باغ بی رنگ خواهد بود. در واقع ، تفاوت به هر انسانی مزیت های بزرگی می بخشد. تفاوت ذهن افراد را فعال می کند و آنها را مجبور می کند که بیشتر و بیشتر فکر کنند. تفاوت یک چالش فکری ایجاد می کند. چالش فکری منجر به بحث می شود ، و بحث و گفتگو در انواع پیشرفت ها حاصل می شود.

زندگی فردی به معنای زندگی در یک حوزه محدود است و به همین ترتیب یک مانع ثابت برای پیشرفت در آینده است. زندگی فردی فرد را از یادگیری تعاملی ، تجربه بیشتر و فرصت یادگیری محروم می کند. مثل زندگی در پیله است. این نوع زندگی برای لاروی که در پیله زندگی می کند صحیح است اما برای انسان مناسب نیست. انسان توانایی زندگی در پیله را ندارد. برای لاروی که در پیله زندگی می کند یک زندگی است اما برای انسان چیزی کمتر از مرگ نیست.

زندگی اجتماعی به معنای زندگی از طریق تجربه ها ، مقابله با چالش ها ، یادگیری درس ، آموزش و یادگیری است. جامعه مانند یک دانشگاه زنده است. کسی که بخواهد خلاف جامعه برود ، تخریب اجتماعی خواهد کرد. هیچ کس توانایی این را ندارد که تخریب طبیعی یا تخریب اجتماعی را انتخاب کند. بنابراین ، شکایت چه علیه طبیعت و چه علیه جامعه ، یک تمرین بیهوده است. ما باید هم با طبیعت و هم با جامعه سازگار شویم.

از این طریق تنظیم تنها فرمول ممکن است. تنظیم به معنای شکایت نکردن ، تلاش برای تغییر دیگران ، منفی نگرفتن ، مانع نگرفتن شرایط نیست ، بلکه به راحتی می توان آن را مدیریت کرد. سازگاری تنها رمز موفقیت در زندگی است.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>