با دکتر گوگل مشکلی دارید؟


اینترنت در زمان های همه گیری ، ابزاری بی بدیل بوده است. ما که در جزایر کمی فاصله جامعه خود به سر می بریم ، از طریق دیجیتال ارتباط خود را با دنیای خارج حفظ کرده ایم. در یک زمان نامشخص ، وقتی دنیا و متخصصانی که برای زنده نگه داشتن ما به آنها وابسته هستیم ، همه در حالت یادگیری بوده اند که این تهدید جدید جهانی مطرح می شود ، توانایی به روز بودن با تمام تحولات دنیای پزشکی و بهداشت بسیار مفید بوده است. امکان مکالمه با پزشکان و مشورت با آنها در مورد فیلم تفاوت مهمی در زمانی ایجاد کرده است که از هر نوع تماس شخصی بهتر است جلوگیری شود.

در نزدیکی خانه ، در زمانی که موج دوم تأکید کرده است که زیرساخت های مراقبت های بهداشتی ما چقدر دردسرساز است ، تنها کمکی که به افرادی که بی دردسر به دنبال اکسیژن ، داروهای حیاتی و تخت های بیمارستانی بوده اند در دسترس است ، به صورت شبکه های دیجیتالی از سامری های خوب غریبه ها در سراسر شهرها بی وقفه و در زمان واقعی تلاش کرده اند تا به افراد نیازمند کمک کنند

و با این حال ، طرف تلنگر نیز وجود دارد. بسیاری از اطلاعات نادرست و بدتر از انگیزه هستند. درمان های آزمایش نشده ، تئوری های خیالی خیالی ، توصیه های غیر علمی همه فراوان است. دسترسی آسان و فوری به اطلاعات مراقبت های بهداشتی از بسیاری جهات یک مزیت است ، اما به همان اندازه برای افزایش وحشت و تشویق به خوددرمانی و تشخیص خود مفید است.

به راحتی می توان اطلاعات را به عنوان دانش و بدتر از آن تخصص ، اشتباه گرفت. موتور جستجو حفره ای از خرگوش است که در آن فرو می رویم و در حالی که اطلاعات بیشتری را از بین می بریم و به بدترین نقطه طیف می رسانیم ، در آن فرو می رویم. هر سردرد به سکته مغزی بالقوه تبدیل می شود ، سوges هاضمه به حمله قلبی قریب الوقوع تبدیل می شود و تقریباً هر علامت قابل تصوری که به مدت کافی دنبال می شود ، به سرطان تبدیل می شود. یک نیاز انحرافی وجود دارد که باید به بدترین چیز اعتقاد داشت ، یک احساس تنش تقریباً رقابتی است که در نهایت تعقیب می شود. اینترنت تنها بزرگترین کاتالیزور برای هیپوکندری توده ای است.

مشکل فقط در مورد کاربران نیست بلکه در نحوه سازماندهی و ارائه اطلاعات مراقبت های بهداشتی است. یک علامت نسبتاً معمول مانند “تورم غدد لنفاوی گردن” را امتحان کنید و جستجو کنید ، و از جمله اولین نتایج “نئوپلاسم غدد لنفاوی بدخیم” ، به معنی سرطان است. و این به هیچ وجه یک نمونه منزوی نیست. به غیر از مواردی که موتور جستجوگر ابتدا وحشتناک ترین گزینه را به وجود می آورد ، اتفاق رایج تری در آن وجود دارد که در آن مجموعه ای از شرایط ممکن وجود دارد و هیچ نشانه ای از موارد رایج و موارد بسیار نادر ندارد. با ارائه هر بیماری به عنوان یک لیست تمایز نیافته ، به طور ضمنی احتمال یکسانی را برای هر گزینه قائل است و در نتیجه اضطراب ایجاد می کند.

جالب است که تقریباً همه سایت های معروف پزشکی از همان مشکل رنج می برند. این باعث تعجب می شود که آیا این یک ویژگی است یا یک اشکال ، با توجه به اینکه تعامل کاربر بسیار بالاتر است ، بیماری جدی تر فکر می کند یک شخص است. به غیر از استرسی که این امر ایجاد می کند ، عواقب دیگری نیز وجود دارد ، با اصرار بیماران بر آزمایش های گران تر و اغلب بدون نیاز ، بنابراین آنها اطمینان دارند که پزشک چیزی جدی را از دست می دهد.

در بسیاری از مواقع ، اطمینان حاصل می شود که فرد چند ماه از مرگ در اثر چیز وحشتناکی سوراخ شده است در همان لحظه مراجعه به یک پزشک ، که اغلب به صراحت از قضیه خوب تحقیق شده خود در مورد ناامیدی وضعیت خود بیزار است. اگرچه مطمئناً وقتی این اتفاق می افتد مسئله تسکین است ، ما را از رفتار دقیقاً مشابه دفعه بعدی منصرف نمی کند. از نظر روانشناختی ، دشوار است بتوان خود را از غواصی در آبهای مبهم موتور جستجو جلوگیری کرد ، حتی یک فرد کاملاً از خطرات ناشی از آن آگاه است.

وقتی صحبت از پزشکی می شود فاصله بین تجربه عملی و دانش نظری بسیار زیاد است. دانش نظری هیچ جایگزینی برای تجربه بالینی نیست ، به همین دلیل است که چندین بار تشخیص خود فرد بسیار متأسفانه اشتباه است. پزشک به کل تصویر نگاه می کند و تجربه ای را به دست می آورد که خواندن سطحی به سادگی نمی تواند تکرار شود و با استفاده از روش تجزیه و تحلیل بسیار متفاوت از روش استفاده شده توسط محققان آماتور خوشحال گوگل ، به یک تشخیص می رسد.

برخلاف سایر حوزه ها ، وقتی که به پزشکی می رسیم ، دسترسی به آنچه تاکنون به عنوان دانش تخصصی می توانست آزاد کننده و توانمند باشد ، وضعیت بسیار پیچیده تر است. در یک سطح ، داشتن یک مجموعه آگاه تر از بیمارانی که قادر به دریافت و اجرای مشاوره تخصصی با دانش هستند ، می تواند یک مزیت باشد. در چند مورد ، این نوع دسترسی مستقیم می تواند به افراد کمک کند مشکلات جدی را زود تشخیص دهند و به طور بالقوه جان افراد را نجات دهند. از طرف دیگر ، برای اکثریت قریب به اتفاق ، آنچه ایجاد می کند ایجاد استرس است و در بعضی موارد ترس از مراجعه به پزشک و تشخیص داده شدن است ، بنابراین اطمینان وجود دارد که فرد مشکل اساسی دارد. فقط می توان خساراتی را که به ویژه در کشورهایی که دسترسی به پزشک هفته ها یا ماهها به طول می انجامد ، وارد کرد ، تصور کرد. عذاب خورشت به یقین ساده لوحانه شخص در حالی که منتظر تشخیص واقعی است می تواند ناتوان کننده باشد.

همانطور که تجربه همه گیری ما به ما می گوید ، هم داشتن اطلاعات بیش از حد به راحتی در دسترس و هم برای ادامه کار کافی نیست ، مسئله ساز است. ما درگیر انواع اطلاعات ، اثبات شده و اثبات نشده هستیم که مقابله با همه گیری را بسیار دشوارتر کرده است. از طرف دیگر ، هنوز چیزهای زیادی در مورد ویروس و تلاش های ما برای مهار آن ناشناخته است.

در چنین زمانی می توان ادعا کرد که ترس از بدترین حالت برای ما منطقی است ، زیرا در نهایت می توان از آن محافظت کرد. به همین ترتیب ، داشتن یک دیدگاه از ویروس برای جلوگیری از تبدیل شدن ما به ناگهانی های عاطفی پارانوئید ، مهم است. شاید بهترین دوره این باشد که اطلاعات خود را فقط به اطلاعاتی که بلافاصله مفید است محدود کنیم و از Google برای کشف اینکه کدام نمایش یا فیلم را بعد تماشا کنیم استفاده کنیم.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>