با توجه به اقدامات چین ، استراتژی هند در افغانستان باید به ایران ، طالبان و حتی پاکستان نگاه کند

[ad_1]

در ساعت 3 بامداد 2 جولای ، ایالات متحده یواشکی فرودگاه هوایی بگرام ، بزرگترین تأسیسات نظامی خود را در افغانستان رها کرد. نیروهای امنیتی افغانستان که در انتظار تحویل رسمی بودند ، دو ساعت بعد تایید رویداد را دریافت کردند. در این میان ، مردم محلی شروع به غارت 3.5 میلیون مورد – از جمله اسلحه های کوچک و مهمات – که ایالات متحده به جا گذاشته بود ، کردند.

ننگین بودن این عمل منحصر به فرد ، که باعث افزایش روحیه طالبان شده است ، بیش از اشتباهات تجمعی سیاست خارجی ایالات متحده طی دو دهه گذشته ، در حافظه افغانستان حک خواهد شد.

این به همان اندازه فال بد برای متحدان منطقه ای مانند هند است.

پینیابراتا پاترا

از سال 2001 ، هند برای گسترش جایگاه استراتژیک خود در این کشور به ضمانت های امنیتی ایالات متحده و متحدان محلی افغان اعتماد کرده است. در حال حاضر ، متحدان افغان هند در تلاشند تا به رغم تنظیم منابع مالی مشابه و نظامی بیشتر ، در مقابل طالبان مورد حمایت پاکستان مقاومت منسجمی داشته باشند. حتی سنگرهای سنتی ضد طالبان در شمال و غرب افغانستان تحت سلطه طالبان قرار دارند.

برای پیچیدگی بیشتر موقعیت هند ، گفته می شود پکن پروژه های زیربنایی مانند بزرگراه کابل – پیشاور را برای اتصال افغانستان به کریدور اقتصادی چین و پاکستان (CPEC) تقویت می کند.

استقامت در برابر افراط گرایی مذهبی ، خشونت های چند جانبه و ورود قاطع چین به افغانستان در اتحاد با پاکستان ، این لحظه را برای هند یک موقعیت ژئوپلیتیک بی سابقه است. این قول می دهد که محرک اصلی سیاست مستقل هند در افغانستان یعنی ایجاد تعادل استراتژیک بین افغانستان و پاکستان را به لحاظ کیفی تغییر دهد. با توجه به تمایل پکن به تفویض سیاست افغانستان به اسلام آباد ، مسئله تعادل بین اسلام آباد و کابل قابل بحث خواهد بود حتی اگر نظر مشهور افغانستان نسبت به مداخله جویی پاکستان انتقاد کند.

هیچ مبلغی از بودجه ایالات متحده برای کابل ، و قابلیتهای احتمالی “بیش از افق” ضد تروریسم در همسایگی این واقعیت استراتژیک را تغییر نخواهد داد. ممکن است استدلال شود که هند و چین در گذشته (فوریه 2013) در سکوت همکاری کرده اند و اشتراکات زیادی در مورد افغانستان و افراط گرایی مذهبی دارند.

اما سال 2021 2013 نیست. تهدید پکن از سوی اسلام گرایان چین محور امروز کمتر است و شدت و گستره رقابت چین و هند بیشتر است. اگر چین در تعامل بی سر و صدا با هند در سال 2013 ارزش دید ، راحت تر است که پاکستان امروز هدایت افراط گرایان چین محور را بر عهده بگیرد.

برعکس ، ممکن است در محافل منتخب سیاست های ایالات متحده و هند این احساس وجود داشته باشد که چین در افغانستان همانند قدرت های بزرگ قبلی درگیر خواهد شد. اگرچه از نظر تاریخی معقول است ، اما این یک فرض خطرناک است که برای اهداف برنامه ریزی سیاست انجام می شود.

در اینجا ، روش چین برای اعمال قدرت در جنوب آسیا آموزنده است.

پکن جهان بینی سیاسی خود را به کشور هدف تحمیل نمی کند ، از نظر سیاسی سازگار است و از آستانه بالایی برای خشونت برخوردار است. به عنوان مثال ، در میانمار ، پکن به سرعت با واقعیت های پس از کودتای فوریه ، از جمله از دست دادن یک متحد پر زرق و برق در آنگ سان سوچی ، و حملات معترضین به کارخانه های خود سازگار شد. به جای انتخاب مذاکره ، حمایت خود از حکومت نظامی را دو چندان کرد.

در افغانستان ، این بدان معناست که پکن ظهور طالبان را می پذیرد ، حتی اگر با استفاده از زور رخ دهد و توسط حقانی ها هدایت شود. تا زمانی که شبه نظامیان چین محور خنثی شوند و منافع مادی چینی – در حال حاضر محدود و غیر سودآور – مورد حمله قرار نگیرند ، پکن مانع آن نخواهد شد.

برای جابجایی مجدد خود در این شرایط ، هند باید فوراً در سه جبهه همزمان عمل کند.

یکی ، هند جدا از هماهنگی با متحدان ایالات متحده و چهار کشور ، باید تعامل با ایران را تشدید کند. هند به یک پل زمینی منطقه ای به افغانستان نیاز دارد و تنها گزینه ممکن از طریق چابهار یا بندرعباس است. اگر گزارش ها دقیق باشد ، اسماعیل قاآنی ، فرمانده نیروی قدس ایران ، اخیراً در افغانستان بود که اتحادهای زمان جنگ را تقویت می کرد و اتحاد های جدید را در داخل و خارج از طالبان بررسی می کرد.

روابط معذب ایران با ایالات متحده و پذیرفتن چین ، تهران (مشابه مسکو) مخالف یک امارت اسلامی تحت کنترل پاکستان ، تحت سلطه سنی ها ، تحت رهبری طالبان در کابل است. اگرچه دستگیری کولبوشان جداو از ایران در سال 2016 تحت شرایط نامشخص یک عامل پیچیده در این فضا است ، هند و ایران همگرایی بیشتری نسبت به واگرایی در افغانستان دارند.

دو ، حرکت تعامل با متحدان در کابل را حفظ کرده و آنها را نسبت به پشتیبانی مداوم دیپلماتیک ، نظامی و مالی اطمینان دهید. آخرین چیزی که هند می خواهد دیده شود کشیدن “خروج بگرام” در چشم افغان است. با وجود بسته شدن کنسولگری های جلال آباد و هرات ، هند برای تعطیلی کنسولگری های خود در مزارشریف و قندهار عجله ندارد. ادامه حضور در زمین برای برقراری ارتباط مستقیم با کلیه ذینفعان برای هند حیاتی است.

در این زمینه ، مفید است که هند تصمیم گرفته است با احتیاط با طالبان درگیر شود. این تمرینی برای جبهه گیری نیست. اما اگر هند جدی است که نفوذ چین را در افغانستان محدود کند و توازن بین کابل و اسلام آباد را تأمین کند ، چاره ای جز تعامل با طالبان ندارد.

سرانجام ، هند باید برای ارزیابی و تغییر شکل آستانه حضور هند در افغانستان ، از کانال برگشت با پاکستان استفاده کند. ادعای NSA پاکستان توسط معید یوسف در مورد مردن کانال برگشت نادرست است. با حمایت ابوظبی ، کانال برگشت فعال است و برای جلوگیری از خواب رفتن هر دو طرف به یک بحران عمیق تر ، لازم است.

به طور یقین ، ترس های عصبی-عصبی پاکستان از حضور هند در افغانستان دستیابی به چنین درکی را دشوار می کند. اما غیرممکن نیست پاکستان نگران برگشت ضربه است و ممکن است نتواند خواست طالبان برای برقراری رابطه ای پایدار با دهلی نو را مهار کند. در هفته های آینده فضای مانوری برای هند فراهم می کند.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>