با تشکر از رایانه ، ادبیات در حال تبدیل شدن به زباله است

[ad_1]

این كتابدار به عنوان یك هم لباس زیبا با دوبل و شلنگ ، و یك پارچه توری به دور گردن خود نگاه می كرد ، و دارای یك خط موی در حال انقباض و سبیل و ریش بزی زیبا ، از قفسه های كتاب می گشت و با خود زمزمه می كرد ، “رومئو ، رومئو ، جایی کهتو هستی نه اینجا ، رومئو؟ و هملت ، اتللو ، مکبث ، کجا رفته ای داداش؟ “

کتابدار به سمت آن مرد رفت و گفت: “متاسفم ، رذیب ، اما همه آن اسامی که گفتید ، در واقع همه مطالب نوشته شده توسط همان شخص به دلیل رایانه شخصی ممنوع شده است. “

“این رایانه شخصی چه شخصیتی دارد ، که جرات دارد نمایشنامه های من را ممنوع کند؟” با عصبانیت از مرد پرسید.

“سلام ، این قافیه هاست! شما یک شاعر هستید ، یا فلانی ، جفت؟ اما رایانه شخصی هرچند که باشد یک varlet نیست ، اما مخفف کلمه سیاسی درست است ، به این معنی که هر چیزی که باعث حساسیت هر کس شود ، در هر مکان ، هر زمان و به هر روشی باید ممنوع شود. و همه چیز با محکومیت میراث انگلیس ، انید بلیتون به عنوان نژادپرست و بیگانه هراسی ، و رودیارد کیپلینگ به دلیل طاقی بودن امپریالیسم آغاز شد.

“این بلیتون و کیپلینگ هر کسی باشند ، چه غرضی ، آنها با من کاری دارند؟” بز را خواستار شد.

“خوب ، مانند آنها ، همكاری كه به دنبال كارهای رایانه ای متخلف هستید با یك ضد یهودی آشكار است كه شیلوك را به شرور” بازرگان ونیز “تبدیل كرد كه مورد هدف نئو نازی های مقعد مانند Portia قرار می گیرد. و اگر که برای تهیه بز کامپیوتر کافی نبود ، آن شخص به دنبال نژادپرستی اتللو به عنوان یک مهاجر آفریقایی ، احتمالاً غیرقانونی ، با تمایل به قتل. و اما پسر هما مامان ، هملت ، با عقده حل نشده ادیپ و زن ستیزی منفعلانه و تهاجمی اش که مهره های ضعیف اوفلیا را می راند ، چه می شود. یا آن مهاجم شکارچی غارتگر ، مکبث ، که هم جنسیت طلب بود و هم سن پرست بود و از افراد مسن ترغیب زنانه به عنوان جادوگر یاد می کرد. آیا می توانید آن را شکست دهید؟ آن پسر به چه فکر می کرد؟ ” کتابدار گفت.

“quotha، sirrah، tis tale عجیب و غریب که تو می گویی! آیا افراد دیگری هستند که توسط کامپیوتر به جهنم فرستاده شده اند؟ ” از بزی پرسید.

كتابدار پاسخ داد: “شرط می بندید كه آنجا وجود دارد.” “آن دسته از هومر وجود دارد كه هلن را توسط پاریس به تروا ربوده بود كه مشخصاً قاچاقچی انسان بود و باید هشدار سرخ ای از طرف اینترپل صادر می كرد.”

کتابدار قبل از ادامه ، برای نفس ضروری مکث کرد. “این بلوک اسپانیایی نیز وجود داشت که به وضوح منکر تغییر اقلیم بود و با کج شدن در آسیاب های بادی با لنگه اقدام به خرابکاری در مزارع بادی انرژی جایگزین می کرد و حتماً عامل تحریک حقوق صنعت سوخت های فسیلی بوده است.”

مرد با بز در شرف گفتن بود كه كتابدار ، حالا كه كاملاً جریان داشت ، حرف او را قطع كرد.

“و فرانسوی ، چیزی هوگو ، شما فکر می کنید که او چنین رفتاری شایسته داشته است که کتاب خود را” شخص متفاوت از نوتردام “نامگذاری کند. اما او نکرد ، نه؟ بنابراین درست به او خدمت کنید که توسط PC ممنوع شد. که ، اتفاقاً ، این نیز ممنوع است که یانک که در مورد این ناخدای لوس نوشت که درگذشت نه تنها کشتن نهنگ های معمولی یا باغ ، که یک گونه در معرض خطر هستند ، بلکه یک سفید نهنگی که باید متعلق به a باشد مضاعف گونه های در معرض خطر. در تحریم به اواگر کامپیوتر جناح را عفو کنید رایانه شخصی یک بار یک نهنگ داشت. “

اما مرد با بز دیگر گوش نمی داد ، اما زیر لب غر می زد: “این داستان را یک احمق گفت ، پر از صدا و عصبانیت ، هیچ چیز را نشان نمی داد.”

همانطور که از کتابخانه بیرون می زد ، به ویژه به کسی اعلام کرد: “خوانندگان ، نویسندگان ، ناشران ، اشکهای خود را به من قرض می دهند. کامپیوتر می آید تا ادبیات را دفن کند ، نه اینکه آن را ستایش کند. “

و کتابدار را رها کرد و فکر کرد ، “حالا چرا به نظر می رسد که قبلاً چنین چیزی شنیده ام …؟”



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>