با افزایش درآمد ، خی باید مدل چین خود را تغییر دهد

[ad_1]

آیا چین به طور اجتناب ناپذیری هژمون قرن 21 خواهد شد؟ رئیس جمهور چین شی جین پینگ در صدمین سالگرد حزب کمونیست چین اعلام کرد که “سوسیالیسم با ویژگی های چینی” بقیه جهان را شکست خواهد داد. راست میگه یا مانند ژاپن و اتحاد جماهیر شوروی سابق ، آیا چین در زمانی که از رسیدن به شماره 1 جهان اطمینان پیدا کند ، در اوج است؟

حقایق ببر: هر دو کره و تایوان به تدریج اما هموار از استبداد به دموکراسی تبدیل شدند. چین نیز باید تغییرات سیاسی ایجاد کند

چین هنوز هم تنها کشوری با درآمد متوسط ​​است که درآمد سرانه آن کمی بیش از 10 هزار دلار است ، یعنی یک ششم درآمد ایالات متحده آمریکا. مطمئناً برای مدت طولانی افزایش خواهد یافت. اما پس از تبدیل شدن به کشوری با درآمد بالا با درآمد سرانه 200000000 $ ، تا زمانی که سیستم سیاسی آن انعطاف پذیرتر نشود ، دچار لغزش و ایستایی می شود.

چین مدل سیاست خودکامه و اقتصاد بازار به ظاهر را اختراع نکرد. در این ، این مدل از چهار ببر اصلی آسیایی – سنگاپور ، کره ، تایوان و هنگ کنگ پیروی کرد. از این میان ، کره و تایوان به دموکراسی های تمام عیار تبدیل شدند ، زیرا افزایش درآمد باعث ایجاد طبقه متوسطی شد که خواستار تغییرات دموکراتیک بود. من معتقدم که هر دو فشار اجتماعی و اقتصادی که کره و تایوان را تغییر داده اند ، به موقع ، چین را نیز تحت تأثیر قرار خواهند داد ، هرچند که ممکن است از طرق مختلف باشد.

اعتماد به نفس افتخارآمیز خی امروز به طرز چشمگیری مانند رئیس خروشچف رئیس اتحاد جماهیر شوروی است که در اواخر دهه 1950 به غرب گفت: «چه بخواهید یا نخواهید ، تاریخ در کنار ماست. ما شما را دفن خواهیم کرد. ” خروشچف گفت ، فقط در 40 سال پس از انقلاب بلشویکی 1917 ، اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی از جنگل های اروپایی خارج شد تا در جنگ جهانی دوم هیتلر را کتک بزند و در دهه 1950 به اولین کشوری تبدیل شد که ماهواره ها و مردان را به فضا پرتاب کرد.

حتی ضد کمونیست ها فکر می کردند که این بهترین سیستم اقتصادی را دارد. کتاب درسی اقتصاد کالج من توسط پاول ساموئلسون نمودار داشت که نشان می داد اتحاد جماهیر شوروی (شوروی) از زیر ایالات متحده شروع می شود اما سریعتر رشد می کند و در نهایت از آن پیشی می گیرد. این نمودار در نسخه های بعدی ادامه داشت تا اینکه ساموئلسون آن را در سال 1989 ، درست قبل از فروپاشی شوروی پس گرفت.

مدل چینی بسیار برتر از مدل شوروی است و شکوفایی بسیار بیشتری خواهد داشت. ایدئولوژی شوروی (و مائو) خواستار نظامی و همه ابزارهای ممکن برای تبدیل کل جهان به کمونیسم بود. خی به دنبال هژمونی کمونیست جهانی نیست. دنگ شیائوپینگ ، به دور از دیدن سرمایه داری به عنوان یک سیستم ضعیف ، محکوم به فنا (مانند مائو و خروشچف) ، از بازارهای جهانی رقابتی به عنوان رمز پیشرفت اقتصادی و فنی استقبال کرد. Xi این مدل را قلع و قمع کرده اما آن را رها نکرده است.

دنگ از موفقیت سنگاپور درس گرفت. بنابراین ، او به دنبال تجارت و سرمایه گذاری جهانی بود که توسط یک کشور رفاهی قوی تکمیل شد. دنگ توصیه می کند در سیاست خارجی خیلی کمتر از وزنه زدن ، به دنبال پذیرش غرب به عنوان یک شریک باشد ، نه تهدید. خی با تهاجم فخرفروشانه سیاست خارجی را تغییر داده است. او دشمن غرب را ساخته ، یک جنگ نیمه سرد سرد را آغاز کرده و از این رو با موانع جدی در فناوری ، تجارت و سرمایه گذاری جهانی روبرو شده است. این هزینه های اقتصادی را به همراه خواهد داشت.

اردوگاه های اویغوری وی در سین کیانگ بسیاری از اردوگاه های آموزش مائو را یادآوری می کند. خی همچنین کنترل سیاسی شدیدتری را بر اقتصاد تحمیل می کند ، پلوتوکرات هایی مانند جک ما را که جرات انتقاد از سیاست های حزب را دارد ، به اندازه ای کاهش می دهد. اما این تغییر جهت مائوئیسم نیست. بخش خصوصی هنوز اقتصاد را پیش خواهد برد. سرکوب Xi علیه الیگارشی تا حدودی سیاسی است اما نمایانگر تنظیم مقررات تأخیر در بخشهایی است که به آن احتیاج دارند. درهم شکستن سرمایه دارانی که ممکن است به مراکز قدرت تبدیل شوند ، خودکامه است اما به طور خاص مائوئیست نیست.

مدل چین از چهار ببر آسیایی پیروی می کند. درآمد سرانه سنگاپور و هنگ کنگ بیشتر از ارباب استعمار سابق خود ، انگلیس است. چین نیز چنین هدفی را دنبال می کند. اما ببرها نشان داده اند كه هرگاه كشوري از مدل ارزان كار به مرز فن آوري منتقل شود ، سرعت آن كاهش مي يابد. رشد چین تقریباً از 12٪ به 6٪ در سال رسیده است. این هنوز برای یک کشور با درآمد متوسط ​​عالی است اما با تبدیل شدن به یک کشور با درآمد بالا ، سرعت آن بیشتر خواهد شد.

لاف نظام سیاسی به عنوان یک قهرمان جهانی در رشد از بین می رود. با افزایش درآمد ، کارآفرینان ، طبقه متوسط ​​، گروه های منطقه ای و جناح های احزاب خواهان قدرت سیاسی بیشتری هستند. من معتقدم که یک کشور مرفه و با درآمد بالا می تواند تمام قدرت سیاسی را در یک خودکامه متمرکز کند در حالی که از نظر اقتصادی شکوفا است. کره و تایوان به تدریج اما هموار از استبداد به دموکراسی تبدیل شدند. من انتظار دارم که تغییرات سیاسی بزرگی (هر چند متفاوت از تغییرات کره ای یا تایوانی) در چین نیز به موقع باشد.

با رفاه بالا ، حزب کمونیست چین ممکن است جناحهای قدرتمندی را تشکیل دهد که درگیر شوند و تغییرات را تحمیل کنند. در 50 سال دیگر ، یک چین مرفه به یک دموکراسی کلاسیک غربی تبدیل نخواهد شد. اما می تواند به سمت سنگاپوری تغییر مسیر دهد. و گرچه این بزرگترین اقتصاد منفرد جهان خواهد بود ، اما دور از سلطه است. جهان دارای چند قطب اقتصادی خواهد بود ، از جمله ایالات متحده ، اروپا و ژاپن. و امیدوارم هند هم



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله


  • هندی ها مجاز نیستند. چطور؟ ممنوعیت سفر جهانی به سرخپوستان غیر منطقی است ، و ممکن است بازتاب دهنده تعصب باشد

  • برای به دست گرفتن BJP در سال 2024 ، مخالفان به یک رهبر نیاز دارند که با افتخار سکولار باشد ، بدون ترس رهبری کند و از یک مبارزه بزرگ لذت ببرد

  • ماندیرا بدی حتی در غم و اندوه قید و بندهای پدر سالاری را شکست

  • ترول ها در مقابل ماندیرا بدی – او بلند می ایستد ، شرم همه آنهاست

  • مرگ یک اصل: مرگ استن سوامی باید یک سیستم عدالت ، روش و قرائت قضات از قوانین را متزلزل کند

  • اعتراض اندکی ، میلورد: CJI درست است. انتخابات دموکراسی را تضمین نمی کند. اما تأخیرهای دستگاه قضایی و استفاده بیش از حد از آنها نیز از موارد دیگر است

  • خواندن بهاگوات: رئیس RSS مطالب درستی بیان کرد. اما بیایید زمینه واقعی سیاست واقعی را از دست ندهیم

  • هند کشوری بردبار و تا حد زیادی محافظه کار است: قرائت سیاسی از نظرسنجی پیو

  • طبقه شخصیت های مودی: تغییر و تحول نخست وزیر در درجه اول به حساب اجتماعی انجام می شد. که حتی برای برخی از افراد غیرمجاز نیز وجود دارد

  • رأی ما ، قوانین ما: هنگام بیان “حاکمیت قانون” ، باید تشخیص دهیم که غالباً با اقدامات خودسرانه و ناعادلانه دولت آسیب دیده است

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>