بازی زیبا چه رنگی است؟ فوتبال اروپا از هر زمان دیگری متنوع است ، اما نژادپرستی هنوز جوامع آن را تحریک می کند

[ad_1]

در آغاز قرن ، فوتبال بهترین های اروپا را به نمایش گذاشت. تیم های محبوب و فراگیر ، نژادها ، ریشه ها و عقاید را گسترش دادند. امروز فوتبال فرصتی برای حساب جدید با نژادپرستی و تعلق است.

جنبش های عدالت نژادی که در ایالات متحده نیرو جمع کردند نیز در سراسر اروپا در حال دمیدن است. اکنون چندین تیم فوتبال برای نشان دادن تعهد به برابری ، قبل از بازی ها زانو می زنند ، هرچند که این باعث می شود بخشی از هواداران خشن شوند.

روملو لوکاکو ، مهاجم بلژیکی ، اخیراً گفت که نژادپرستی در فوتبال در بالاترین سطح خود قرار دارد ، در حالی که رسانه های اجتماعی نفرت را به سطح زمین می کشانند. یک مطالعه نشان می دهد که فوتبالیست های غیر سفیدپوست سال گذشته برای خالی کردن ورزشگاه ها بهتر بازی کردند.

عصر فوتبال: فوتبال و قرن بیست و یکم، دیوید گلدبلاتدومین نظرسنجی مربوط به این ورزش ، نشان می دهد که چگونه کمپرس اروپا در اثر فشارهای اقتصادی ، جمعیتی و سیاسی متزلزل شده است.

در اروپای شرقی و مرکزی ، اصرارهای آتاویستی پس از بحران پناهندگان در سال 2015 شدت یافته است. در بلغارستان ، کرواسی و صربستان ، شعارهای فوق ملی گرایانه و فاشیستی ، ورزشگاه ها را به همراه سواستیک های نقاشی شده و صلیب های سلتیک پر کرده اند. بلغارستان به دلیل سو abuse استفاده هوادارانش از بازیکنان سیاهپوست انگلیس در سال 2019 به راحتی مجازات شد. در سال 2012 ، هواداران کرواسی پوست موز و شعارهای میمون را به ماریو بالوتلی ، فوتبالیست ایتالیایی که پسر مهاجران غنا است ، پرتاب کردند. ویکتور اوربان ، نخست وزیر مجارستان ، مشهور به فوتبال است و از آن به عنوان زمینی برای پروژه تسبیح ملی گرایانه خود استفاده می کند. اخیراً ، او از زخم بازیکنان ایرلندی برای گرفتن زانو حمایت کرد و این حرکت را “تحریک آمیز” خواند.

در اروپای غربی ، ناسیونالیسم و ​​خشونت فوق العاده طی سالها معتدل شده بود ، اما اوضاع در حال تلاطم است. انگلیس پس از همه پرسی Brexit موج جدیدی از بیگانه ستیزی و خشم را دید. گلدبلات می گوید ، تیم با ریشه های جامائیکایی ، ایرلندی ، نیجریه ای و غنیایی خود بی چون و چرا انگلیسی است.

تیم های اروپای غربی مدت هاست که بازیکنانی با ریشه در مستعمرات سابق خود دارند – “ما اینجا هستیم زیرا شما آنجا بودید”. تیم فوتبال فرانسه یک نقطه اشتعال سیاسی بوده است – در سال 1996 ژان ماری لوپن ، رهبر راست افراطی ، نسبت به بازیکنانی که “از جاهای دیگر می آیند و مارسی آواز نمی خوانند” تحقیر کرد. بازیکن کریستین کارمبئو بعدا گفت: “از آن روز به بعد ، من آواز مارسیلیس را نخواندم.”

پیروزی فرانسه در جام جهانی 1998 یک کارناوال واقعی بود ، جشنی برای درهم شکستن اختلافات. تیم “Black Blanc Beur” نامیده می شد. رئیس جمهور ژاک شیراک از این “تیم سه رنگ و چند رنگ به طور همزمان” استقبال کرد. آن لحظه توهم بود. شورش های سال 2005 نابرابری ها و کینه ها را در حومه شهر نشان داد. حتی اکنون ، کریم بنزما ، مهاجم میانی فرانسوی ، راست های افراطی را برای امتناع وی از انصراف از تیم الجزایری خود تحریک می کند.

فرهنگ فوتبال صلح آمیز و فراگیر آلمان نیز لرزش ها را احساس کرده است. در جام جهانی 2010 ، مسوت اوزیل با هویت ترکیبی خود به اندازه کافی احساس راحتی کرد و گفت: “تکنیک و احساس من نسبت به توپ طرف ترکی بازی من است و نگرش همیشه به همه خود بخش آلمان است. “

تا سال 2014 ، پس از اینکه تیم متنوع آن جام جهانی را به خانه آورد ، هزاران نفر از بازیکنان دفاع راست از طریق کلن راهپیمایی کردند ، هواداران خال کوبی های نازی ها ، کلاه های KKK و صلیب های سلتیک را به نمایش گذاشتند. در سال 2018 ، پس از ابراز خشم نسبت به عکس با رجب طیب اردوغان ، رئیس جمهور ترکیه ، اوزیل بازنشستگی خود را از فوتبال بین المللی اعلام كرد و با نوحه خوانی آشنا گفت: “من وقتی پیروز می شوم آلمانی هستم ، اما در هنگام باخت مهاجر هستم.”



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>