این یک ابزار موثر برای پکن برای انجام بازسازی سیاسی داخلی است

[ad_1]

به نشانه افزایش تنش ها بین چین و فیلیپین بر سر دریای چین جنوبی ، مقامات مانیل حضور کشتی های شبه نظامیان دریایی چین را در آبهای فیلیپین به شدت مورد استفاده قرار داده اند. در واقع ، ماه گذشته فیلیپین اعتراض دیپلماتیک خود را به دلیل حضور 220 کشتی چینی در ریف Whitsun که بخشی از منطقه اقتصادی منحصر به فرد مانیل است ، اعلام کرده بود. اما چین از حضور شناورهای خود در منطقه دفاع کرده و گفته است که این آبها سالها محل ماهیگیری سنتی ماهیگیران چینی بوده است. با این حال ، فیلیپین هیچ یک از این توضیحات را ندارد و گفته است که برای هر روز باقی ماندن کشتی های چینی در منطقه یک اعتراض دیپلماتیک ارائه می دهد.

تاکتیک های چین در دریای چین جنوبی کاملاً مشهود است. پکن معتقد است که می تواند از انبوه نظامی-دیپلماتیک خود برای پیشبرد ادعاهای عجیب و غریب خود در آبهای مورد اختلاف استفاده کند. این روی این واقعیت حساب شده است که هیچ کشور منطقه ای نمی خواهد مستقیماً درگیر موضوع شود. از این گذشته ، چنین تعارضی پیامدهای ویرانگری به همراه خواهد داشت و به عنوان ضرباتی مهلک برای اقتصادهای منطقه محسوب می شود. و چین ، با توجه به اندازه و منابع امروز خود ، احتمالاً در هر سناریوی نظامی از همسایگان جنوب شرقی آسیا پیروز خواهد شد ، البته بدون اینکه متحمل هزینه های قابل توجهی از آن شود.

با بازگشت به صخره Whitsun ، چین اصرار بر حقوق ماهیگیری سنتی در تقریباً همه مناطق دریای چین جنوبی داشته است. مجدداً ، Whitsun Reef در منطقه اقتصادی انحصاری فیلیپین تحت کنوانسیون حقوق دریای سازمان ملل متحد (UNCLOS) قرار دارد زیرا در 175 مایلی دریایی غرب شهر باتارازا در استان پالاوان غرب فیلیپین واقع شده است. بنابراین ، چین در اینجا هیچ موضعی ندارد. علاوه بر این ، ماده 51 UNCLOS پیش بینی کرده است که شرایط و ضوابط اعمال حقوق ماهیگیری سنتی ، از جمله ماهیت ، میزان و مناطقی که آنها اعمال می شوند ، با توافق نامه های دو جانبه بین کشورهای درگیر تنظیم می شود. این واضح است که در اینجا بین فیلیپین و چین وجود ندارد زیرا مانیل حضور کشتی های چینی را به عنوان یک نفوذ می داند.

اما ادعاهای چین در مورد دریای چین جنوبی چیز جدیدی نیست و حداقل از اواخر دهه 1940 وجود داشته است. اگرچه فقط در سال های اخیر است که چین در واقع تلاش کرده است تا ادعاهای خود را در مورد کل منطقه دریای جنوب چین از طریق ساخت جزیره و نظامیگری تهاجمی ، فعالیت های یکجانبه ماهیگیری و اکتشاف و آزار و اذیت کشتی های متعلق به سایر کشورهای مدعی اعمال کند.

در حقیقت ، چین مانند نوجوانی است که به طور ناگهانی عضلات رشد کرده و احساس می کند تمام مدت آنها را خم می کند. و این دقیقاً همان چیزی است که ما در دریای چین جنوبی شاهد آن هستیم. اما یک دلیل دیگر نیز وجود دارد که چین بیش از حد در مصرف بیش از حد ملی گرایی به سر می برد. و این مربوط به تغییرات سیاسی و اجتماعی و اقتصادی فعلی است که در داخل چین اتفاق می افتد. همانطور که قبلاً نوشتم ، رئیس جمهور فعلی چین شی جین پینگ برای تقویت اقتدار حزب کمونیست چین یک پروژه تمرکز عظیم را آغاز کرده است. به گفته وی ، با توجه به رشد سرمایه داری چین در طی سه دهه گذشته که مراکز قدرت متعددی را در حزب ایجاد کرده بود ، اولی در حال نابودی بود. شی معتقد است که این امر در نهایت منجر به انشعاب یا سقوط حزب می شد. و به منظور جلوگیری از این امر و اساساً نجات چین از سرنوشت اتحاد جماهیر شوروی سابق ، شی تصفیه های گسترده ای را انجام داده و بیشتر ارگان های ساختار حزب – دولت را از نو سازماندهی کرده است.

در واقع ، اصلاحاتی که در قانون اساسی چین در سال 2018 انجام شد ، به وضوح تمایل شی برای ادغام نهادهای دولت-حزب و متمرکز کردن همه قدرت ، اقتدار و رهبری در حزب کمونیست چین را برجسته کرد. اما چنین پروژه ای قطعاً دشمنانی را برای داخل و خارج از حزب ایجاد خواهد کرد. و بدون حمایت موازی از سیاست های حزب نمی توان همه مخالفت ها را از بین برد. و این همان جایی است که رویای چین بزرگ و ادعاهای ارضی آن وارد می شود. اساساً ، چین امروز در حالت توسعه طلبی است زیرا به عنوان پوششی برای تغییرات سیاسی داخلی عمل می کند. به عبارت دیگر ، خی از ناسیونالیسم برای ایجاد حمایت از پروژه تمرکز خود استفاده می کند که به عقیده وی برای بقای حزب ضروری است. در این زمینه ، مسئله دریای چین جنوبی ابزاری مناسب برای خی برای فشردن دکمه های ملی گرایانه است که می داند اکثر ملت های جنوب شرق آسیا از نظر اقتصادی به چین وابسته هستند و واقعاً نمی خواهند یک درگیری نظامی با پکن را به خطر بیندازند. . و اگر خی بتواند نشان دهد که تحت رهبری وی چین واقعاً ادعاهای تاریخی خود را در مورد منطقه اعمال می کند ، این یک پیروزی استراتژیک برای وی و سیاست های او محسوب می شود.

بنابراین ، تنها راه نجات برای کشورهای جنوب شرقی آسیا ، انباشت فشار اقتصادی بر چین است. و برای این منظور آنها به یک قرارداد اقتصادی جدید با ایالات متحده نیاز دارند. دقیقاً به همین دلیل احیای توافق نامه اصلی مشارکت ترانس اقیانوس آرام با ایالات متحده در آن بسیار مهم است. این به ملت های آسیا و اقیانوسیه اهرم اقتصادی در برابر چین می بخشد. و این به نوبه خود می تواند رهبری شی را تحت فشار قرار دهد و حتی صداهای جایگزین را در حزب تشویق کند. مورد آخر بهترین شرط بندی ما در برابر تاکتیک های تهاجمی چین است.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>