این درد و عصبانیت را داشته باشید – چرا روی برگردانید؟

[ad_1]

تا زمانی که ما به انسانیت ، همدلی و عشق خود وابسته باشیم ، امید بار دیگر احیا خواهد شد … و شاید ، ایمان نیز.

همانطور که نبرد Covid بی وقفه غرش می کند ، اطراف صدای ضعف ایمان و شکستن قلب هاست. در شبکه های اجتماعی – که در این زمان ها به سرعت از آفت بشریت به بزرگترین منجی خود تبدیل شده است – صدای ضعیف امید را می شنوید که به تدریج به شک ، ترس و وحشت تبدیل می شود ، قبل از اینکه بی سر و صدا محو شود ، قربانیان این ویروس موذی که بشریت را مسخره می کند و مسخره می کند سنگرهای امنیتی ما

نگاههای درمانده به یکدیگر معطوف می شوند ، اما چه کسی از ما بهتر از دیگری می داند؟ دیگر حتی خوش بین ترین افراد نیز بارقه ای از مثبت شدن را نشان نمی دهند. ما شکست خورده ایم. آنچه از بین رفته است برای همیشه از دست می رود ، و با آن باور ما از شکست ناپذیری و استکبار شناختن همه از بین می رود. ما فکر می کردیم که علم و فناوری همه پاسخ ها را دارد و پیش بینی کننده های خطیر خطرات آینده و آماده با پادزهرها هستند. اما البته این پیش از آن بود که یک ویروس نامرئی بهتر به ما یاد دهد. ما بحث کردیم که آیا سازنده سرنوشت خود هستیم یا عروسک های خیمه شب بازی های در دست طبیعت “قرمز در دندان و پنجه”. همانطور که بی اراده منتظر می مانیم آفت به عذاب خود پایان دهد – وقتی این کار را می کند – حدس و گمان چیز کمی باقی مانده است.

گوش کن! صدای غرش در حال شنیدن را می شنوی
از سنگریزه هایی که امواج به عقب می کشند و می پرند ،
در بازگشت ، تا رشته بالا ،
شروع کنید ، و متوقف کنید ، و سپس دوباره شروع کنید ،
با سرعت لرزش آهسته ، و آوردن
نت ابدی غم و اندوه در.

غم و اندوه و ویرانی همه جا وجود دارد ، که عمیقا در قلب و روح ما جای گرفته است. اما حداقل این ثابت می کند که ما هنوز احساس می کنیم – نسبت به هم احساس می کنیم. مانند “دریای ایمان” با آخرین غرش “مالیخولیایی ، طولانی و عقب نشینی” عقب نشینی می کند ما هنوز به انسانیت ، همدلی ، درد و خشم خود وابسته هستیم. و البته ، ما باید! بگذارید به جای اینکه چشممان را برگردانیم ، صاحب آن درد و عصبانیت شویم – چرا وقتی می توانیم امید به نفس کشیدن و نفس نفس کشیدن را ببینیم ، که در یک گوشه تاریک پیچ خورده است ، آن را با صحبت در مورد مثبت و امید انکار کنیم؟

البته ، این نیز خواهد گذشت ، اما قبل از آن ، چه ویرانی! آیا هرگز می توانیم دوباره خود را جمع کنیم؟ انسانها همیشه ظرفیت خوشبختی ، امیدواری را خواهند داشت – اما در مورد ایمانی که داشتیم مورد مراقبت و محافظت قرار گرفتیم چه می کنیم؟ اعتماد به نفس اینکه جنگ های مخرب ، بیماری های همه گیر و بیماری هایی که ادعا می کردند منجر به کشته های جمعی می شوند مربوط به گذشته است؟ ایمان به دولت ها ، سیستم ها ، جامعه ، مراقبت های بهداشتی ، دانشمندان ، کشیشان و شفا دهندگان؟ ایمان ما به خدا ، در هوایی که نفس می کشیم. آن را کاهش می دهد و thrashes در اطراف در مرگ و میر

و این از دست دادن ایمان برای عزاداری است … از غم و اندوه دور نشوید. شایسته تأیید و عزاداری است. غم و اندوه محروم از حق – نوعی که مورد تأیید شما یا دیگران نباشد – هرگز امیدی به بهبودی ندارد. بله ، همه ما عصبانی ، ناامید و درمانده هستیم. اما هستند کسانی که خود را به دنبال مراقبت از کسانی که رنج می برند ، تأمین کمک ، اطمینان از عزت آنها در رنج و مرگ. پزشکی که پدر خود را از دست داد و از تمایل به بیماران خود کمی استراحت نکرد. پلیسی که عروسی دخترش را به تعویق انداخت تا بتواند در یک مراسم خاکسپاری با وقار منجر به مجروحان بزرگ شود کل جوامع که غذای رایگان و کمک مالی در اختیار ما قرار می دهند – اینها پوشش نقره ای ما هستند. و همچنین ، یک پوشش نقره ای درد و غم خود ما برای رنجی است که در اطرافمان می بینیم.

تا زمانی که احساس درد را ادامه دهیم ، همدردی کرده و یک دست کمک را قرض دهیم ، تا زمانی که ناامید و عصبانی باشیم ، امید را زنده نگه خواهیم داشت. او اکسیژن می گیرد و به زودی یک بار دیگر زنده می شود تا ما را با لمس درمانی بهبود بخشد. این انتخابی است که همه ما داریم ، انتخابی که به شما کمک می کند تا ایمان خود را توسط ما بازیابی کنید. ایمان به سیستم ها ممکن است از بین برود اما بگذارید ایمان خود را به عشق و انسانیت ، به رحمت و امید زنده نگه داریم! اجازه دهید ما به یکدیگر آویزان

آه ، عشق ، بگذار حقیقت داشته باشیم
به یکدیگر! برای جهان ، که به نظر می رسد
مثل سرزمین رویاها در مقابل ما دروغ بگوییم ،
بسیار متنوع ، بسیار زیبا ، بسیار جدید ،
واقعاً نه شادی ، نه عشق ، نه نور ،
نه اعتبار ، نه صلح ، نه کمک به درد.
و ما اینجا هستیم مثل دشت تاریک
با هشدارهای گیج کننده مبارزه و فرار ،
جایی که ارتشهای نادان شبانه درگیر می شوند.

(این ستون با ارجاعاتی از “Dover Beach” متیو آرنولد پر شده است)



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>