ایده آل بهارات – آموزش و حرفه فقط برای roti-kapada-makan نیست!

[ad_1]

1. تاریخ و فرهنگ باستانی ترین تمدن بشری مبتنی بر مفهوم ودانتیک و ایده آل آن است انسان ، طبیعت و خدا تفاوتی ندارند بلکه “یك” هستند ، به هم پیوسته ، وابسته به همدیگر ، به هم وابسته و یكپارچه هستند.

جامعه “علمی” مدرن هنوز جهان بینی نادرست “جدایی” را حفظ می کند. هنوز جهان بینی سالم از “یگانگی خلقت “ همانطور که قدیمی ها “واقعیت” را دیدند. بنابراین ، شاهد خودخواهی ، سودجویی ، آلودگی محیط زیست و فرسایش مداوم منابع طبیعی و ارزشهای اساسی اجتماعی ، اخلاقی و معنوی هستیم.

2. ما باید از اصل طرح آفرینش و نقش خود در آن قدردانی کنیم. و بنابراین ، حکما و ریشی ها ، که نیاکان همه بشریت هستند ، تمام سیستم های اجتماعی ، آموزشی و شغلی ما را طراحی کرده اند ، به گونه ای که ما را آموزش ، الهام بخش و متقاعد کنند که هدف اصلی حرفه و زندگی ما این است کهبه دست آوردن یگانگی ما با بیشتر بیشتر ، تا اینکه در واقع “دوباره” ، “دوباره” خود را “دوباره” بدست آوریم یگانگی با کل ، با یادگیری “کار” به عنوان کارما-یوگی ها برای رضایت از “نیاز” است ، نه “خواست” جامعه

این دقیقاً در واقع جوهره همه ادیان است که در لاتین به معنای واقعی کلمه “بازیابی” است. و به طور مشابه ، یوگا به معنای واقعی کلمه “اتحاد یا اتحاد مجدد” با کل است زیرا تنها این می تواند به ما تحقق بخشد که واقعاً به دنبال آن هستیم.

البته ، با مجموعه بدن و مغز و ذهن ما متفاوت هستیم! این حقیقت حقایق است که ادعا می کند به عنوان آگاهی ، همه ما یکی هستیم یکپارچه. این خرد عظیم معنوی و عظیم واقعاً توسط اولین ریشی ها ، بینندگان ساکن آفرینش ، در هنگام مراقبه های عمیق خود کشف می شود و این آنها هستند که اکتشافات خود را در بنیان ودانتیک خرد بشری ثبت کرده اند.

3. ادیان تاکنون تقسیم کننده جوامع بوده اند ، اما اکنون آموزش و پرورش و ادیان باید گردهم آیند و ارزشهای جهانی و ابدی را که به سمت وحدت و ادغام مردم با مردم و افراد با خلق ایجاد شده است ، حفظ و حفظ کنند. تحصیل باید به ما این اطمینان را بدهد که هدف از حرفه و زندگی روزمره فقط زندگی و لذت بردن نیست ، بلکه باید به ما کمک کند تا احساسات یگانگی را هر چه بیشتر تجربه کنیم. یگانگی ما با کل خلقت

4- این خودخواهی و عشق ، مراقبت ، نگرانی نسبت به یکدیگر است که باعث ایجاد انواع فرهنگ ها و آیین های مذهبی می شود. جوهر همه ادیان و تعالیم آنها درباره فضایل ، اخلاق و رفتار صالح ، احسان ، عطوفت و غیره بر اساس مبانی اساسی استوار است انسان و انسان و انسان و خلقت یکی است؛ و بنابراین ، اگر من به کسی آسیب برسانم ، فقط من آسیب می بینم زیرا واقعاً “دیگری” وجود ندارد! بنابراین ، “همانطور که می کاریم ، بنابراین درو می کنیم”.

بنابراین ، آن است خودخواهی و بی خودی که بین آنها تفاوت ایجاد می کند خوب و بد. مهم نیست که چقدر باهوش هستیم یا چند درجه یا چقدر مذهبی هستیم و یا در جامعه چه جایگاهی داریم!

5. ادیان ارتباط خود را با وظیفه ساختن از دست داده اند مردان بی خود و در جنگل ایدئولوژی ها ، ایده های خدایان ، کتاب های مقدس ، آیین ها می پیچند. بنابراین ، ما از جوامع مدرن تصوری از این نداریم که چه کسانی دانشور دانا هستند که باید از آنها پیروی کنیم! به نوعی ، ما فرهنگی ایجاد کرده ایم که معتقد است سیاستمداران و کارمندان عمومی بهترین مردان و الگوهای ما هستند! گرچه همه ما به خوبی می دانیم ، آنها اینگونه نیستند!

در طول تحصیل به ما هیچ توضیحی داده نشده است که ما کی هستیم ، چرا ما اینجا هستیم ، کجا می رویم. و بدیهی است که ، ما خوشبختانه نادان هستیم ، و هیچ آرمان اجتماعی در مورد هدف و هدف آفرینش نداریم. نقش شغل و زندگی ما و ما آموزش ندیده ایم که بیش از پیش خودخواهی کنیم و مربی شویم!

6. آموزش برای از خودگذشتگی ؛ ضریب هوشی نیست: آیا شما بیش از پیش ایثار می کنید؟ این آزمون و ارزیابی واقعی است که شخص واقعاً چقدر خوب یا بد است! چگونه بیشتر و بیشتر از خود گذشته باشیم؟

مطمئناً همه می توانند مطابق آموزش مدرن آموزش ببینند ، اما چگونه باید افرادی را که می توانند مربی و رهبر جامعه باشند ، آموزش و شناسایی کنیم؟ از قدیمی ها چه می توانیم یاد بگیریم؟

بدون زندگی شخصی معلم به عنوان مربی ، هیچ الهام بخشی برای خودسازی شکل نمی گیرد. بنابراین ، در بهارات ، آموزش همیشه از طریق مردانتیاگا و خود” دانشجویان هزینه تحصیل را پرداخت نکردند. منطق به عنوان یک موضوع تدریس می شد و دانش آموزان باید یک برنامه روزمره ثابت از نماز ، مراقبه ، خودآموزی داشته باشند سوادیایا. این به معنای مطالعه خود ، الهی بودن خلقت ، نحوه زندگی مشترک و در صلح و هماهنگی برای اجرای Swadharma مربوطه است.

نظم و انضباط شامل کنترل حواس ، اعمال ریاضت اقتصادی و زندگی فداکارانه و خدمت به بزرگان بود. برای مهار اشتیاق ، عصبانیت ، حسادت ، کینه ورزی به دانش آموزان کنترل نفس آموزش داده شد. آنها باید بخشش و تعهد به وظایف خود را انجام دهند. آنها باید متواضع ، اعتماد به نفس و عاری از غرور باشند. از خودگذشتگی ، خویشتنداری ، استقامت ، میل به آزادی و غیره از الزامات یک دانش آموز خوب ، مناسب برای مربیگری بود.

7. آموزش برای مربی شدن: باید تشخیص داد که تا زمانی که قلب ما پاک نباشد ، تلقین از خودگذشتگی دشوار است. و این کسی که پس از شادی های کوچک و احساس لذت ها احساس دل کندگی کند ، بندرت می تواند قدرت تمرکز لازم برای عظمت را پرورش دهد. 10-20 سال تحصیل باید افرادی را به عنوان مربیانی شناسایی کند و پرورش دهند که در فرایندهای رشد خود مستقر شوند تا با رشد روزافزون احساس وحدت روبرو شوند و بنابراین می توانند رهبران جامعه در هر حرفه ای باشند.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>