ایجاد پرونده ای برای روابط بین الملل اخلاقی

[ad_1]

وضعیت فعلی روابط بین الملل را می توان با عبارت – ضرب و شتم ، افق نامشخص ضبط کرد. تحولات اخیر نشان می دهد که قدرتهای بزرگ رفتارهای مورد انتظار را دارند ، اما از منظر دور ، نشان نمی دهند که آیا آنها برای ساختن جهانی صلح آمیز همکاری خواهند کرد.

جنگ پس از جنگ سرد قرن 21 جهان با جنگ سرد قرن 20 متفاوت است جهان این زمانی بود که دنیای دو قطبی مشخصه مشخص سیاست بین الملل بود و دانشمندانی مانند کنت والس پیش بینی کردند که این مدل دو قطبی پایدار خواهد بود. ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی دو دشمن اصلی بودند که به نمایندگی از دو ایدئولوژی و قطبهای مختلف جذابیت ، کشورهای دیگر را از جهان پیرامون خود جمع می کردند. از این نظر پایدار بود که دو قدرت بزرگ سیاست بین الملل را پیش می بردند و از تحولات کوچک در مکان های کوچک تحت نگرانی های بزرگتر سیاست ابرقدرت جلوگیری می شد. اگرچه پیش بینی والتز به دلیل فروپاشی سیستم دو قطبی در دهه 1990 درست نبود ، اما این سیستم برای دهه های متمادی در دهه 20 در سیاست بین الملل ثبات ایجاد کرد.هفتم قرن.

اگرچه دانشمندانی مانند فوکویاما پیروزی لیبرال دموکراسی را اعلام کردند ، اما جهان پس از پایان جنگ سرد آشفته تر از گذشته به نظر می رسید. نه اتحاد جماهیر شوروی وجود داشت و نه بحث های شدیدی در مورد مدل های توسعه سرمایه داری و سوسیالیستی وجود داشت. سرمایه داری رونق گرفت ، و همچنین کوکتل سرمایه داری و استبداد را رونق بخشید. چین علی رغم اینکه کشوری دموکراتیک نیست به عنوان یک قدرت بزرگ ظهور کرد. روسیه قدرت نظامی خود را حفظ کرد ، اگرچه از نظر اقتصادی ضعیف تر شد. کشورهای دیگر از جمله هند در صحنه سیاسی بین المللی ظاهر شدند. در حالی که دانشمندانی مانند استیون پینکر و جوشوا گلدشتاین رویکردی خوش بینانه را در پیش گرفتند و پیش بینی کردند که ما در جهانی آرام زندگی می کنیم ، واقعیت این روش را تأیید نمی کند.

ما در دهه های گذشته جنگ های جهانی یا جنگ های بزرگ بین ایالتی نداریم ، اما آنچه را که کالیوی هولستی عنوان جنگ های “نوع سوم” می کند ، داریم که در اوج گیری جنگ های بین المللی و شورشیان منعکس شده است. می توان به این بنیادگرایی مذهبی و تروریسم ، خشونت جمعی ، جنگ سایبری و غیره افزود. حملات باج افزار اخیر در ایالات متحده می تواند در موارد فزاینده جنگ های نوع سوم باشد. قدرت رو به رشد جهانی ، چین ، علیرغم اعلامیه رسمی صعود مسالمت آمیز ، با تهاجم اهداف سیاست خارجی خود را دنبال کرد و از روش های واقع گرایانه تهاجمی استفاده کرد. دولت های مذهبی مانند عربستان سعودی علیرغم سرکوب حقوق بشر که در مورد جمال خاشوگی آشکار شد ، شکوفا شدند. قدرت های بین المللی لیبرال پس از ناله های اولیه با واقعیت سازگار شدند. نگرانی های لیبرال-اخلاقی دموکراسی و حقوق بشر با تدبیر و نگرانی های واقع بینانه از علاقه و قدرت برطرف شد.

وقتی بایدن در دیدار اخیر خود با پوتین نگرانی های مربوط به دخالت در انتخابات ، جنگ سایبری و باج افزار و تضعیف مخالفت های دموکراتیک را مطرح کرد ، آنها در خط انتظار قرار داشتند. همچنین در خطوط مورد انتظار انکار اتهامات و ایستادن غیراخلاقی پوتین وجود داشت. بایدن روسیه را به عنوان “یک دشمن شایسته” تصدیق کرد ، بنابراین داستان جنگ سرد را بازگرداند. پوتین به عنوان یک مقام و استراتژیست سابق KGB به خوبی می دانست که چگونه کارت های خود را بازی کند و شاید برای او سرگرمی باشد که یک دشمن شایسته قلمداد شود. در حالی که در طول جنگ سرد ، اتحاد جماهیر شوروی دشمن اصلی و سایر مشکلات پیرامون این رقابت دو قطبی بود ، در دوران پس از جنگ سرد ، بایدن نه تنها روسیه بلکه چین نیز مقابله می کند.

تکیه بر پارادایم ها و روایت های قدیمی ممکن است در این جهان جهانی و بهم پیوسته ، که در آن ایده ها و ارزش ها به سرعت شکل می گیرند و ایده ها و نظریه های جدیدی به وجود می آورند ، کمکی نمی کند. از آنجا که تقریباً همه چیز برای خیره شدن مردم باز است ، تفکیک ابزار و اهداف سیاست خارجی دشوار خواهد بود. ایده هویج و چوب ، یا ایده های استفاده از قدرت نرم در بعضی از مکان ها و قدرت سخت در برخی از مکان های دیگر ، یا ابزارهایی مانند بازدارندگی و اجبار ، ممکن است به عنوان م asثرتر از گذشته در این جهان به هم پیوسته جهانی کار کند ، به زبانهای مناسب نمی توان پنهان کرد

جوزف نای ، جونیور در کار اخیر خود به خوبی بیان کرد که اخلاق در سیاست خارجی اهمیت دارد. اگر هدف ایجاد یک جهان صلح آمیز و اخلاقی است ، اولین قدم باید توسعه یک برنامه صلح آمیز و اخلاقی و سپس شکل دادن به آن باشد. سفر اخیراً بایدن به اروپا و دیدار با رهبران اروپایی و رهبران G-7 گامی در این راه است. چشم اندازهای شامل شدن همه کشورهای جهان از جمله دشمنان در این روند ساخت یک جهان عادلانه و صلح آمیز باید بررسی شود. اگرچه داشتن یک دشمن سیاسی یا رقبا برای داشتن یک بازی سیاسی لذت بخش ممکن است ضروری به نظر برسد ، اما در سیاست بین الملل ضرورتی ندارد که درگیری باید راهی به سوی صلح و امنیت بین المللی باشد. ممکن است ایده آلیستی به نظر برسد ، اما ایالات متحده تحت ریاست جمهوری بایدن می تواند رهبری اخلاقی را به جهانیان ارائه دهد. شاید هیچ زمانی بهتر از الان نباشد.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>