اولویت بندی در زندگی و رهایی از قید کنترل

[ad_1]

همه ما این چیزها را داریم که معتقدیم ما را کنترل می کنند ، خواه پول باشد ، هم مردم ، دین یا دولت. ما باید یاد بگیریم که برای رسیدن به آزادی واقعی اینها را رها کنیم. احساسات می آیند و می روند ، اما ما باید هدف خود را از این زندگی به خاطر بسپاریم. اگر ما تصمیم بگیریم که از قدرت خود استفاده نکنیم ، هیچ کس دیگری این کار را نخواهد کرد ، و در این صورت ما برای همیشه در هرج و مرج خواهیم بود.

من برای همیشه در این ایده گیر کرده بودم که این من Vs. آنها را منتقدان ، ترول ها ، سو ab استفاده کنندگان ، مفهوم من از زندگی پیرامون رضایت خاطر آنها یا فرار از آنها بود. آنها من را کنترل کردند و بنابراین ، چهار سال اول دهه 20 در تعقیب شهرت ، فرار از سو ab استفاده ها و تلاش برای تحت تأثیر قرار دادن افرادی که همیشه سعی می کردند اشتباهاتی در من پیدا کنند ، از بین رفت (و آنها در این مورد بسیار واضح بودند).

روزی که دیگر تعقیب آنها را متوقف کردم ، خودم را تعقیب کردم. من زندگی خود را راه اندازی مجدد کردم. من به صفحه نقاشی برگشتم ، اصول همه چیز را آموختم ، به کسب دانش در زمینه مورد علاقه خود ادامه دادم و دیگر تلاش نکردم که منافع دیگران را راضی کنم. با این حال ، این مقاله در مورد سفر من نیست ، زیرا قبلاً آن را در یک بخش کاملاً احساسی پوشش داده ام. این مقاله همه در مورد شما است. این مقاله شاید یک درس سریع برای شما باشد. قبل از شروع ، می خواهم روشن کنم که نکاتی که در زیر ذکر شد صرفاً پیشنهادات شخصی من و تجربه من است. من روانشناس نیستم و نکات زیر باید کاملاً به عنوان پیشنهادهای تصادفی در نظر گرفته شوند ، بیشتر شبیه به یک راهنمای “صحبت کردن از تجربه”.

آیا به دنبال راهی برای چگونگی راه اندازی مجدد زندگی خود هستید؟ خوب ، اولین کاری که شما باید انجام دهید این است که به گذشته خود نگاه کنید و ببینید چه چیزی شما را خوشحال کرده و چه عواملی باعث بدبخت شدن شما شده است. از اشتباهات گذشته خود چه آموخته اید؟ با دانستن اشتباه گذشته خود ، قادر خواهید بود از همان اشتباه در آینده جلوگیری کنید.

مورد بعدی که باید انجام دهید جستجوی دانش است. به اینترنت بروید و به دنبال کمک به خود باشید و مقالاتی درباره زندگی خوب و شاد را بخوانید. بسیاری از مردم بر این باورند که دانش یک قدرت است ، اما اگر هنوز در این نوع زمینه ها تازه کار هستید ، ممکن است تمام دانش شما کافی نباشد. شما باید حاضر باشید خودتان آزمایش کنید و سعی کنید چیزهای جدیدی را که یاد گرفته اید به کار بگیرید. تنها راهی که می توانید مطمئن شوید همه چیز را یاد گرفته اید ، امتحان کردن آن است.

شما باید سعی کنید از الگوی تفکر منفی خود خلاص شوید. این هرگز “ما در مقابل. آنها “نبرد. من سالها تلاش کردم تا در این نبرد خیالی شرکت کنم که هیچ چیزی برای من به همراه نداشت. اگر فکر می کنید قادر به تغییر چیزی در زندگی خود نیستید ، در اشتباه هستید. هیچ چیز قابل رفع نیست. معمول است که می گویند: “من نمی توانم چنین کاری بکنم” ، “به نظر غیرممکن می رسد” ، “این من نیستم ، تو هستی” یا حتی “تمام آنچه که من دارم زندگی من است” مسئله این است که این نوع ناامنی منجر به ناامنی بیشتر و چالش های بیشتر می شود. بنابراین ، اگر می خواهید برای بهتر شدن دوباره راه اندازی مجدد کنید ، باید خود را از افکار احمقانه زندگی جدا کنید.

یک برنامه غذایی تنظیم کنید ، کمد لباس خود را دوباره انجام دهید ، دوباره به امور مالی خود بپردازید ، ساعت داخلی خود را برطرف کرده و بر اهداف پایدار تمرکز کنید. هنگامی که هدف جدید خود را تعیین کردید ، دریابید که چگونه می توانید به آن برسید یا می توانید برای رسیدن به آن از چه چیزهایی دست بکشید. در مورد عادت های خود با خود صادق باشید. اگر سیگار می کشید ، اعتراف کنید. تشخیص دهید که اشتباه است. سپس ، روی یک راه حل سریع کار کنید تا شاید این روش را برای همیشه کاهش داده و سپس حذف کنید. چیزهای کوچک در زندگی اضافه می شوند تا یک تغییر چشمگیر قابل توجه ایجاد کنند.

نه گفتن را بیاموزید. ایده “نه” گفتن فقط نه گفتن نیست ، بلکه در مورد یادگیری نه گفتن به چیزهای کوچک زندگی است که شما را به سمت پایین می کشد.

به یاد داشته باشید ، اگر این اعتقاد را دارید که خاص و ارزشمند هستید ، نشان خواهد داد.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>