امروز یک روز فرخنده است که ما از گورو مربوطه خود قدردانی می کنیم

[ad_1]

برای رسیدن به آن بسیاری از ادیان یک هدف دارند: به تدریج دانشگاهیان و فلاسفه ادیان تطبیقی ​​تصدیق می کنند که هدف جهانی همه بشریت یکسان و یکسان است ، گرچه ممکن است ادیان مربوطه آن را متنوع بنامند! این ایده که نجات جهانی است ، البته یک حقیقت بزرگ و عمیق از حقایق است ، که کاملاً با آرمان ودایی مطابقت دارد که خداوند یکی است و راههای مختلف ادیان ، برای رسیدن به یگانگی با آن است. و ما به یک گورو ، یک مربی نیاز داریم تا راه حقیقت بی نهایت حقیقت را به ما نشان دهد.

تحصیلات همان چیزی است که به بالاترین و بهترین منجر می شود: خداوند-تحقق فراتر از درک فکری جامعه مدرن با انبوه آکادمیک ، فیلسوفان ، عامه ، مبلغان است! این به توانایی خاصی برای تجربه خدا نیاز دارد ، یعنی “چیتا سودی، خلوص ذهن ، که در نتیجه رشد از خودخواهی، از ‘mine-Vs-your’ به بی خودی، از تجربه و احساسات در حال رشدیگانگی“با بیشتر و بیشتر تا زمانی که بتوانیم احساس خود کنیم”یکتایی “با کل خلقت؛ به سمت ایده آل ما ازکل جهان به عنوان خانواده ما، همانطور که روی دروازه های پارلمان ما نوشته شده است.

چگونه ذهن خود را تصفیه و رشد کنیم در بی خودی؟ انجام کار دین نیست ، بلکه کاری که به درستی انجام شود منجر به آزادی می شود. تنها راه “درست” تعهد به است کارتاویا-پالان ، رفتار اخلاقی ، صالح ، انجام وظایف مربوطه ، swadharma ، کار به عنوان کارما-یوگی ، (همانطور که اکنون GOI آرزو می کند) با روحیه خدمت به خدا در انسان است. بنابراین ، سفر به سمت بالاترین و بهترین ها نه از ضریب هوشی ، درجه و دانش این یا آن ، بلکه از تثبیت در رفتار اخلاقی آغاز می شود. این هدف از آموزش بود. امروز ضریب هوشی ، نمره ، درجه است!

بالاترین و بهترین؟ ایالتی که کاملاً عاری از هرگونه ردیابی است دوحه، بدبختی ، به طور معمول به عنوان درک می شود موکتی ، موکشا؛ حالتی از سعادت ابدی و هرگز در حال فروپاشی ، آناندا. که خود تغییر ناپذیر واقعی ماست ، سواروپا. آدم فقط از چیز دیگری غیر از خودش می ترسد. وقتی ما کل خلقت را به عنوان اثر خودمان تجربه می کنیم و تشخیص می دهیم هیچ چیز جدا از خودم نیست ، چرا باید ترسیده باشم؟ بنابراین ، خلاص شدن از جدایی ، احساس دوگانگی که چیزی غیر از خودم وجود دارد ، ایده ما از بالاترین و بهترین ها است ، موکشا ، نجات ، نیروانا ، بهشت ​​، چقدر ما به آن مراجعه می کنیم.

به زبان ساده ، جهان بینی سالم آفرینش این است که خدا و آیه یونی + و موجودات زنده ، Jiva + Atman ، یک کل یکپارچه هستند. تمام آفرینش ها یک اقیانوس منفرد از شعور ابدی و سعادتمندانه است. از این که ما ظهور می کنیم. از این حیث که ما زندگی می کنیم تا زمانی که ذهن-نفس ما خود را موجودی جداگانه بداند که با جسم مرتبط است. اگر از راهنمایی معنوی برخوردار شویم و از تلاش برای رسیدن به آن الهام گرفته شده و صادقانه تلاش کنیم ذهن خود را تصفیه کنیم ، مجدداً باید با آن دوباره بازیابی و اتحاد کنیم. اقیانوس منحصر به فرد شعور ابدی و سعادتمندانه.

بدون این وضوح در کلمات ساده، ایده هایی مانند نجات ، موکشا ، نیروانا ، بهشت ​​یا جهنم معنای زیادی ندارند. ما به پاسخ های ساده جهانی نیاز داریم: ما می خواهیم بدون اعتقاد به این یا آن دین ، ​​به عنوان جامعه جهانی و به عنوان یک انسان جهانی بدانیم و به عبارت ساده: از کجا آمده ایم؛ ما چرا اینجاییم؛ کجا می رویم و چگونه می توانیم به آنجا برسیم؟

آیا تحقق دین نیست؟ همه ادیان ادعا می کنند که براساس تجربه واقعی بنیانگذار ادیان مربوطه است. حقایقی که آنها می آموزند نتایج تجربیات یک بنیانگذار خاص است. بنیانگذاران همه خدا را دیدند ، همه آنها روح خود را دیدند ، ابدیت را دیدند ، آینده خود را دیدند … که آنها را از طریق کلمات مانند نجات و غیره منتقل می کنند

اکنون مبلغان ادیان مختلف ادعا می کنند که فقط برای بنیانگذاران آنها ممکن بود واقعیت خدا را تجربه کنند و این تجربیات در حال حاضر غیرممکن است و هیچ کس دیگری نمی تواند حقیقت را برای خود تجربه کند! و بنابراین ، ما اکنون باید دین را بپذیریم اعتقاد به جای اینکه ما را به تلاش وادار کند ، مبلغی را که واعظان آنها بیان کرده اند!

آنها چنان ما را درگیر انبوه و کلمات کلیدی ایدئولوژی ها ، اعتقادات ، آموزه ها ، کتاب های مقدس و غیره کرده اند که جامعه مدرن تصوری از هدف دقیق آفرینش و نقش ما در آن ندارد. آنها فکر می کنند و می آموزند که صرف “اعتقاد” و “تعلق” به یک دین کافی است! اخلاقی بودن و با فضیلت بودن در عین پیروی از آیین دیگری کافی نیست!

دین و یوگا به چه معناست؟ به زبان لاتین دین در لغت به معنای بازیابی مجدد است. به طور مشابه در سانسکریت یوگا به معنای واقعی اتحاد مجدد است. با چی؟ موجود زنده در زبان سانسکریت به معنای Jiva + atman است و ما می دانیم که پادشاهی خدا در درون ماست. بنابراین ، آنها به ما الهام می دهند که یک بار دیگر ، دوباره ، دوباره با طبیعت تغییر ناپذیر اساسی آناندا ، دوباره متحد شویم.

همه آنها بر اساس تجربه شخصی خود به ما می گویند که اگر کسی صادقانه بخواهد یک زندگی سالم و شاد داشته باشد ، باید متقاعد شود که انجام سوادارما ، وظایف شغلی و اجتماعی مربوط به ما ، رفتار صالح اخلاقی ، اعمال فضایل ، جهانی ارزشهای انسانی ، همراه با دعاهای مربوطه ، عبادت ، مراقبه و … تنها راه است! و بنابراین آنها به ما الهام می دهند که تلاش کنیم تا عادت روشهای روزمره و مداوم خود رشد را برای تصفیه ذهن و نفس خود ثابت کنیم.

هیچ کس نمی تواند دیندار باشد تا زمانی که خودش به بالاترین حقیقت پی ببرد. ثمره ادیان و عمل به خود ما تحقق مستقیم و همان برداشتهایی است که بنیانگذاران داشته اند. صرفاً متعلق بودن یا باور داشتن به این یا آن خدا ، یا ایدئولوژی ، یا دین هرگز کافی نخواهد بود!



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>