امبدکار درباره بودیسم چه نظری داشت؟

[ad_1]

توسط پراناو خولار

حتی در حالی که مولک راج آناند شخصیت باخا ، پسر دست نخورده را بیرون می کشید و بهره برداری از طبقات کم برخوردار را در رمان خود با عنوان “غیر قابل لمس” بیان می کرد ، فرد دیگری شروع به تصور بازسازی بنیادی ساختار مذهبی اجتماعی-اقتصادی هند می کرد . بیان آمبدکار در مورد ظلم به افراد غیرقابل لشکر ناشی از دیدگاه او درباره دین بود که وی اظهار داشت که این امر برای انسان است نه انسان برای دین.

رادیکالیسم دلخراش و اصلاح طلب آمبدکار او را در ردیف طولانی طغیان نویسنده قرار می دهد ، از والمیکی تا ماهاریشی ویاسا و شاعران مقدس پانته آ باکتی ، از نامدف تا اکنات تا توکارم. او سرانجام خود را در بینش کاملاً آغوش انسان گرایانه بودا ، که احساس می کرد ، به تنهایی می تواند این تعصبات عمیقا تعبیه شده ، که هر یک از افراد را از دیگری جدا می کند ، بشکند.

امبدکار در تعریف خود از معنای داشتن فرصت های برابر بی نظیر بود و انتقاد او از ظلم بر اساس مفهوم پارادایم توزیعی بود. بیان وی از این ظلم به افراد غیرقابل لمس ، بهره برداری و حاشیه سازی آنها را وارد جریان اصلی گفتمان عمومی کرد. سازگاری امبدکار از مفاهیم غربی برای توجیه حقوق بشر تحت ستم بر اساس دموکراسی ، برادری و آزادی به همان اندازه بی نظیر بود ، که در اصطلاح مراتی وی “manuski” ، به معنای انسانیت بیان شده است.

درست مانند پادشاه تغییر یافته آشوکا ، که اصول رفاه اخلاقی و معنوی مردم خود را مبتنی بر مفهوم بودایی “کارونا” ، شفقت و شیوه زندگی بودایی تصور می کرد ، امبدکر نیز زمینه معنوی و فکری خود را در کاردینال یافت اصول آیین بودا ، روشی برای زندگی که همه را در بر می گرفت و همه زنان و مردان را به یک اندازه صدا می کرد.

این غیرت معنوی-اصلاح طلب را اوایل در Jyotiba Phule مشاهده كردیم كه ایده های او را می توان پیشگام اولیه آمبدكار دانست. اما امبدکار این مفهوم بودایی از انسان گرایی را کاملاً مجسم کرد. این واقعیت که امبدکار خود یک ماهار ، پایین ترین و بزرگترین طبقه غیرقابل لشکر در ماهاراشترا بود ، سوابق شخصی وی ، تحقیر او در مدرسه و دانشگاه ، محرک آرزوی اصلاح طلبانه معنوی او برای از بین بردن طرز تفکر کاست در جامعه بود ، و نه فقط از بین بردن قابل لمسی است که او ماموریت خود را با آن آغاز کرد.

امبدکار کاملاً عقیده داشت که خود دالیت ها باید رابطه خود با جامعه را دوباره تعریف کنند. از آنجایی که وی لغو سیستم کاست را پیش شرط حذف لمس پذیری دانست ، همانند آنچه آبراهام لینکلن در مورد لغو برده داری به عنوان یک پیش شرط اساسی برای یک نظم اجتماعی عادلانه دانست ، امبدکار انتقاد بی رحمانه و تند قرن ها را ارائه داد سیستم کاست قدیمی ، با بیان اینکه رهایی واقعی دالیت ها فقط از طریق حذف یک طرز فکر کاست می تواند حاصل شود.

چشم انداز او از یک جذابیت جهانی برخوردار است ، به این معنا که “هر دینی که جاهلان را به نادانی و فقیر را به فقیر وادار کند ، در بهترین حالت می تواند به عنوان ملاقات توصیف شود”. او تصور کرد ، دین ، ​​در هسته خود ، یک چشم انداز فراگیر است ، که فضا را برای همه فراهم می کند ، و نمی تواند دلیل اختلافات بین هر یک از ما باشد. اینها همه تقسیمات ساخته دست بشر است که آمبدکر می خواست آنها را برچیند ، به طوری که هر یک از ما با دین توانمند می شویم ، نه از قدرت برکنار می شویم.

نویسنده دبیر مشترک GoI است



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>