اقتدارگرایان می خواهند قابل پیش بینی باشند و در آن شکوفا شوند

[ad_1]

اخیراً بهمن کتابهای درمورد تحقیر دموکراسی ، چرایی و عواقب این عقبگرد وجود دارد. آیا واقعاً دموکراسی با بحران وجودی روبرو است؟ به هر حال دموکراسی چیست و آیا چارچوب محکمی برای قضاوت در مورد بحران آن وجود دارد که جناحی نباشد؟

در واقع ، وجود دارد. قوانین دموکراسی توسط فیلسوف سیاسی یان ورنر مولر آغازگر اصول اولیه دموکراسی است. او یک مرز سخت برای درگیری دموکراتیک پیشنهاد می کند – این نمی تواند موقعیت برابر همه شهروندان را به خطر بیاندازد ، نمی تواند بگوید که برخی از مردم شهروندان درجه دو هستند یا نمی توانند در جامعه ملی شرکت کنند. با این تعریف ، دموکراسی می تواند انواع اختلاف نظرها و قطب ها و اصطکاک ها را در خود جای دهد ، اما تعامل عمدی یا حق رای از هیچ گروهی را ندارد.

برخلاف آنهایی که معتقدند آسمان روی سر ما می بارد ، مولر فکر نمی کند ما در آستانه فاشیسم قرار داریم – در حالی که پوپولیسم اقتدارگرا در برزیل ، مجارستان ، لهستان و ایالات متحده دموکراسی را تهدید کرده است ، او می گوید که بسیج گسترده و نظامی شدن دهه 1930 اکنون غایب است. در واقع ، همه این دولت ها مرتباً به دموکراسی متوسل می شوند.

اما تشخیص دموکرات های جعلی آسان است – رهبران پوپولیستی که ادعا می کنند به جای “مردم واقعی” یا “اکثریت خاموش” صحبت می کنند ، به طور ضمنی می گویند کسانی که از آنها حمایت نمی کنند “افراد واقعی” نیستند و فراتر از آن است که مورد توجه قرار گیرند. در حالی که همه احزاب با حامیان خود صحبت می کنند ، پایه ای که آنها از طریق لفاظی ها و سیستم عامل های خود ایجاد می کنند ، پوپولیست ها به دنبال بیرون راندن گروه های خاص از عضویت هستند.

شباهت های خانوادگی در سبک حکمرانی آنها وجود دارد – ملی گرایی (با رنگ و بوی نژادپرستانه یا مذهبی یا قومی) ، هواپیماربایی دولت برای وفاداران حزبی و مسلح کردن اقتصاد برای تأمین قدرت.

وی می نویسد ، با گرایش به سرمایه داری مخوف ، آنها باید از سیستم قضایی و سیاسی مراقبت کنند. به عنوان مثال ، در مجارستان ، ویکتور اوربان با شركت های اتحادیه ی شركت وعده داده بود كه شركت های خودروساز آلمانی “شرایط چینی” دارند ، وی قانون خدمات ملكی را تغییر داد و ادعا كرد كه چپ های لیبرال اهرم های دولت را اشغال كرده و باید پاك شوند ، وی به كنترل دادگاه ها و رسانه ها رفت. . آنها همچنین غالباً حاکمیت را شبیه سازی می کنند ، با عملکردی که از ادعای خود جمعی بررسی شده است.

لیبرالهایی که از این امر ابراز تأسف می کنند ، متهم به گردن توده های مردم ، قابل پیشنهاد و تحت تأثیر عوام فریبانه است. مولر می گوید ، در واقع هیچ پوپولیست اقتدارگرا بدون همکاری نخبگان به قدرت نرسیده است. اما به جای اینکه “توده ها” را همانطور که لیبرال ها انجام می دهند سرزنش کنیم یا “افراد معدود قدرتمند” را مانند دیگران سرزنش کنیم ، ما به پاسخ های نهادی نیاز داریم.

مولر می گوید ، زیرساخت های مهم دموکراسی از قرن نوزدهم احزاب سیاسی و رسانه ها هستند. آنها نباید توسط نیروهای دیگر مورد استفاده قرار گیرند ، آنها باید صحنه های باز بحث و جدال باشند. وی اذعان می کند که هر دو این واسطه ها – رسانه ها و احزاب سیاسی – اکنون دچار مشکل شده اند و روش هایی را برای تمدید مأموریت های خود پیشنهاد می دهند.

مولر می گوید ، هسته اصلی آن “عدم اطمینان نهادی” است. انتخابات تنها حرف آخر و نهایی نیست. این توازن نیروهای سیاسی را در یک زمان مشخص نشان می دهد. یک اپوزیسیون دموکراتیک بدون مشروعیت زدایی از سیستم دولت را به دست می گیرد ، دولت با دانستن اینکه مواضع آنها قابل تغییر است ، نقش مخالفان را تشخیص می دهد. یک رهبر نمی تواند از زور یا سیستم مالیاتی برای از بین بردن مخالفت استفاده کند. بازندگان انتخابات با آگاهی از محدود بودن و موقتی بودن شکست ، لطف می کنند. مولر می گوید این عدم قطعیت بسیار مهم است. هرچه باشد ، دموکراسی هرگز قابل پیش بینی نیست.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>