افغانستان در مقطع حساس تاریخ

[ad_1]

افغانستان سابقه طولانی در تسلط فاتحان خارجی و درگیری ها در میان گروه های درگیر در جنگ داخلی دارد. در دروازه بین آسیا و اروپا ، این سرزمین توسط داریوش اول بابلی حدود 500 سال قبل از میلاد و اسکندر بزرگ مقدونیه در سال 329 قبل از میلاد و غیره فتح شد. افغانستان تا زمانی که استقلال خود را از کنترل انگلیس در سال 1919 به دست نیاورد ، به عنوان یک حافظه بین امپراتوری های انگلیس و روسیه کمک کرد.

اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی اتحادیه جماهیر شوروی در سال 1979 وارد افغانستان شد و سعی در حمایت از رژیم تازه تأسیس طرفدار شوروی در کابل داشت. شورش سریع و گسترده بود و شوروی ها با شورشیان مجاهدین و کسانی که از آنها حمایت می کردند برخورد سختی داشتند. بودجه خارجی گروه متفاوتی از شورشیان را تشکیل می داد و از ایران ، پاکستان ، چین و ایالات متحده سرازیر می شدند. جنگ داخلی پس از عقب نشینی آغاز شد و زمینه را برای تسخیر کشور توسط طالبان در سال 1996 فراهم کرد. طالبان ، که از خاکستر جنگ داخلی افغانستان پس از اتحاد جماهیر شوروی بیرون آمد ، پناهگاه القاعده را برای عملیات فراهم می کند. ایالات متحده در اکتبر 2001 به افغانستان حمله کرد تا طالبان را که به گفته آنها اسامه بن لادن و دیگر چهره های القاعده مرتبط با حملات 11 سپتامبر را پناه می دهند ، سرنگون کند.

شورشیان طالبان تقریباً دو دهه پس از آنکه نیروهای تحت رهبری ایالات متحده رژیم خود را در طولانی ترین جنگ ایالات متحده به هم ریخت ، قدرتمند باقی مانده است. رئیس جمهور پیشین افغانستان گفته است که ایالات متحده در وظیفه دو دهه خود برای ایجاد ثبات در مبارزه با افراط گرایی و ایجاد ثبات در کشور جنگ زده خود ناموفق بود. امروز ملت کاملا در ننگ و فاجعه است.

همه گرایش های مهم – سیاست ، امنیت ، روند صلح ، اقتصاد ، اورژانس انسانی و COVID – همه این روندها خصمانه و هشدار دهنده است. بنابراین اگر احساس امید وجود داشته باشد ، در واقع این واقعیت وجود دارد که پیش بینی های بدتر قبلی محقق نشده است. با این حال ، روحیه استعلاج ناپذیر افغان ها و مقاومت ناپذیر آنها به شدت در حال آزمایش است ، و لغزش احتمالی به سمت سناریوهای وخیم غیرقابل انکار است. (خانم دبورا لیونز ، نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل متحد در افغانستان). آنچه در افغانستان رخ می دهد از اهمیت جهانی برخوردار است و شورای امنیت سازمان ملل متحد باید از شدت وضعیت فعلی کاملاً مطلع باشد.

اعلامیه آوریل مبنی بر اینکه همه نیروهای آمریکایی و سایر نیروهای بین المللی تا 11 سپتامبر 2021 به طور کامل خارج خواهند شد ، مانند یک شوک بی ادبانه بود که در سیستم سیاسی افغانستان و به طور کلی جامعه ویرانی ایجاد کرد. اگرچه اعلام انصراف قابل پیش بینی بود ، اما از سرعت اتصال بالا انتظار نمی رفت. بنابراین ، همه ذینفعان مجبور شده اند این نتایج تازه واقع گرایی را به زودی تنظیم کنند.

طرح خروج یکی از چهار شرط توافق شده در فوریه سال 2020 بین ایالات متحده و طالبان است که شورای امنیت و چند کشور دیگر واقعاً آن را به رسمیت شناخته اند. این توافق منجر به امیدواری می شود که زمینه مساعدی برای صلح و امنیت در بین افغانها ایجاد کند. نیروهای بین المللی از بین خواهند رفت و بنابراین ، به جای جنگ با یکدیگر ، افغان ها این فرصت را دارند که گرد هم آیند و راهی پایدار برای صلح پیدا کنند. با این وجود ، متأسفانه ، اقدامات در جبهه های جنگ بیش از بهبود در میز مذاکره بوده است.

متأسفانه ، در این زمان حساس ، مردم افغانستان و مردم کشورهای مختلف در کابل نگران نبود توافق سیاسی در میان احزاب سیاسی افغانستان بوده اند. بدون شک ، برخی از نارسایی ها در دولت بخشی از ارثیه سنجیدن سیاست نسبت به حکمرانی خوب است. عدم یکپارچگی باید از نظر منافع افغانها یا خطراتی که به پیشرفتهای بیشتر طالبان کمک می کند ، بررسی شود.

جهان با احتیاط نیرو می گیرد و شرایط را مشاهده می کند. با این وجود ، اقدامات جدید رئیس جمهور غنی و دولت وی و دیگر رهبران سیاسی برای گرد هم آمدن برای بحث در مورد مسائل امنیتی جدی و نشان دادن وحدت چندان دلگرم کننده نیست. با این حال ، آزمایش تورم این خواهد بود که آیا اتحاد در کابل به تقویت روند صلح و تقویت نهادهای دولتی کمک می کند یا خیر.

در طی یک سال گذشته خشونت مداوم وجود داشت ، اگرچه گفتگوهای صلح در سپتامبر سال 2020 در دوحه آغاز شد. پیشرفتهای فعلی طالبان حتی بیشتر قابل توجه است و در نتیجه افزایش عملیات نظامی است. بیش از 50 منطقه از 370 منطقه افغانستان از ابتدای ماه مه سقوط کرده است. بیشتر این ولسوالی ها در پایتختی های استانی احاطه شده اند ، این نشان می دهد که طالبان پس از عقب نشینی کامل نیروهای خارجی ، خود را برای تلاش و تسخیر این پایتخت ها مستقر می کنند. این اقدام طالبان یک تحول غم انگیز است که منجر به افزایش و طولانی شدن خشونت می شود. در واقع ، این تهدیدی برای پایان دادن به آنچه در طول 20 سال گذشته بدست آمده است است.

با این حال ، هر گونه تلاش برای نصب یک دولت تحمیلی نظامی در کابل خلاف خواست مردم افغانستان و مواضع اعلام شده کشورهای منطقه و جامعه بین المللی گسترده تر خواهد بود. در همین حال ، با بدتر شدن خشکسالی و افزایش آوارگی های داخلی ، تقریباً یک سوم افغان ها با سطح اضطراری ناامنی غذایی روبرو هستند. بانک جهانی پیش بینی کرده است که به عنوان یک نتیجه از درگیری ، و موج سوم شدید COVID ، خشکسالی ، ضعف ساختار اجتماعی و سایر عوامل ، نرخ فقر افغانستان می تواند از 50 درصد به بیش از 70 درصد برسد.

برای جلوگیری از بدترین سناریو ، جنگ گسترده در افغانستان به معنای افزایش ناامنی برای بسیاری از کشورهای دیگر است. یک درگیری ناخوشایند فضای مجاز تری را برای گروه های تروریستی برای استخدام ، تأمین مالی ، برنامه ریزی و انجام عملیات با دامنه جهانی ایجاد می کند. هر دولتی در آینده به تعاملات و پشتیبانی بین المللی احتیاج دارد. زمان آن نیست که گارد خود را پایین بیاوریم تا حتی ناخودآگاه در وضعیت فعلی مشترک شویم. تنها یک مسیر مطلوب برای افغانستان دور ماندن از شرایط جنگی و بازگشت به میز مذاکره است.

یک مشکل دیگر ائتلاف بین مجرمان جنایی و اصطلاحات تروریستی وجود دارد که منجر به بیشترین تلفات جهانی در اثر حملات تروریستی می شود – اقدامات فرامرزی برای مبارزه با جرایم مربوط به مواد مخدر و حفظ دستاوردهای سخت افغانستان. حتی در طی بیماری همه گیر COVID-19 ، برداشت زیاد کوکنار ، یک اقتصاد نامشروع صلح ، آرامش و امنیت را تهدید می کند.

افغانستان در یک مرحله جدید اما مبهم از درگیری های چند دهه خود قرار دارد. اوضاع در افغانستان همچنان بسیار خطرناک است. افغانستان در آینده نزدیک به جامعه بین المللی متکی خواهد بود. یک نیاز فوری برای کمک به افغانستان در مسیر رشد اقتصادی و اجتماعی پایدار و اقدامات برای مهار اقتصاد غیرقانونی وجود دارد. وضعیت امنیتی عمیقا نگران کننده است. هدف گیری دقیق شهروندان توسط عناصر ضد دولت و کشتار هدفمند کارگران رسانه ، فعالان جامعه مدنی ، قوه قضاییه و اعضای اداره مدنی و زنان از جنبه های منفور این درگیری بوده است. چنین حملاتی باید بدون تأخیر بیشتر متوقف شود و باید توسط همه ذینفعان به طور علنی تقبیح شود. آنها همچنین باید مورد بازجویی کامل قرار بگیرند ، و عاملان آن باید پاسخگو باشند.

توافقنامه منطقه ای معتقد است که دستیابی به صلح در افغانستان می تواند با بهبود شرایط همکاری اقتصادی ، مبادلات مرزی و برقراری روابط تاریخی ، به نفع جمعیت باشد. برنامه های پیش بینی شده برای اتصال عالی تر ، افغانستان را به منطقه و منطقه را به افغانستان پیوند می دهد.
تلاش ها برای تقویت مذاکرات صلح به دنبال به تعویق انداختن یک کنفرانس سطح بالا برنامه ریزی شده در استانبول ، ترکیه ، و تأکید بر لزوم وعده های مجدد طرفین برای شرکت در مذاکرات به طور کامل و سازنده ، کند شد.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>