اصلاحات یک طبقه متوسط ​​بزرگ ایجاد کرد. اما نقشی رهایی بخش نداشته است

[ad_1]

یکی از پیامدهای آزادسازی اقتصادی تغییر عمده ای در اندازه و ترکیب طبقه متوسط ​​هند بود. اوایل آن عمدتاً موجودی از دولت بود که بیشتر کارمندان دولت را شامل می شد. اما از آن زمان که اشتغال دولتی اساساً راکد است ، گسترش بخش خصوصی عامل اصلی رشد آن بوده است. و اکثریت قشر متوسط ​​و متوسط ​​پایین ، اولین نسل خانواده خود هستند که سوار بر پله برقی رشد اقتصادی شده اند ، به این گروه تعلق دارند. اما بسیاری قربانیان بحران اقتصادی هند به عقب می روند.

انتظار می رفت رشد یک طبقه متوسط ​​نقشی تحول آفرین در پیشبرد اقتصاد از یک سو و مدرنیزاسیون جامعه و سیاست هند از سوی دیگر داشته باشد. مورد اول با پتانسیل مصرفی که تقاضای داخلی را تحریک می کند و دومی با فشار بر سیاست برای رسیدگی به فساد و فراتر رفتن از سیاست های هویت ، حاصل می شود. اینکه این مورد بیشتر در این نقض رخ داده کاملاً مشهود است. چرا چنین بوده است؟

عدی دب

تا حدی ، این ممکن است مربوط به نحوه تعریف طبقه متوسط ​​باشد. از نظر مفهومی ، کسانی را شامل می شود که موقعیت اقتصادی – اجتماعی آنها بین طبقات کارگر و صاحب مالکیت قرار دارد ، این طبقه ابتدا در اشراف ریشه داشت و بعداً به طبقات سرمایه دار تبدیل شد. اما فراتر از این تعریف گسترده ، اقتصاددانان و شرکت های مشاوره ای معیارهای درآمد و مصرف را ترجیح می دهند. در حالی که داشتن اسکوتر در دهه 1970 ممکن است نشان دهنده وضعیت طبقه متوسط ​​باشد ، اما امروز داشتن ماشین است؟ در این صورت ، حدود 10٪ از خانوارهای هندی طبقه متوسط ​​هستند.

تعریف درآمد ، با تعریف “درآمد متوسط” به عنوان زندگی روزانه 10 تا 20 دلار و “درآمد متوسط ​​به بالا” به عنوان زندگی روزانه 20 تا 50 دلار تعریف می شود ، همچنین می تواند طبقه ای را تولید کند که حدود 10٪ از جمعیت پیش از همه گیری است ، طبق مطالعه اخیر Pew؛ از آن زمان به بعد یک سوم کاهش یافته است.

در هند ، می توان استدلال کرد که هر کسی که در بخش رسمی کار می کند به دلیل داشتن شبکه های ایمنی اجتماعی خاص ، اعم از تضمین های شغلی ، بازنشستگی یا مراقبت های بهداشتی ، طبقه متوسط ​​است که ثبات سبک زندگی را که ما با این طبقه ارتباط برقرار می کنیم ، طبقه متوسط ​​است. این امر باعث ایجاد یک طبقه متوسط ​​هند می شود که حدود 10٪ از جمعیت است ، یک مرتبه بزرگتر از سال 1990 ، اما با جمعیت 50٪ بیشتر است.

یک روش متفاوت برای فکر کردن در مورد طبقه متوسط ​​، اندازه گیری ذهنی چگونگی شناسایی افراد از خود است. مطمئناً این مورد وجود دارد که بسیاری از سرخپوستان – تقریباً نیمی از آنها طبق یک مطالعه – طبقه متوسط ​​شناخته می شوند. اگر برای طبقات کارگر ، آگاهی طبقاتی از طریق مبارزات بیشمار علیه سرمایه داران بوجود آمده باشد ، آگاهی طبقه متوسط ​​خود-شناسایی شده بدون شک نتیجه افزایش عظیم مصرف غیرمادی خاص – یعنی رسانه ها بوده است.

چشم انداز رسانه ای هند پس از آزادسازی به طور بنیادی تغییر شکل داده است. کانال های تلویزیونی خصوصی در سال 1990 وجود نداشتند. امروز 392 کانال خبری وجود دارد. اینترنت 30 سال پیش در هندوستان وجود نداشت. امروز بیش از نیمی از خانوارهای آن دسترسی دارند. براساس گزارش اخبار دیجیتال موسسه رویترز 2021 هند با بیش از 600 میلیون کاربر فعال اینترنت ، که بسیاری از آنها فقط از طریق تلفن های همراه به اینترنت دسترسی دارند ، یکی از قوی ترین بازارهای متمرکز در تلفن همراه در سراسر جهان است. طبق گفته فیس بوک 416 میلیون کاربر در هند ماهانه به آن دسترسی پیدا می کنند و بیش از نیمی از آنها – 234 میلیون نفر – هر روز به آن دسترسی پیدا می کنند.

شواهد جهانی در مورد پتانسیل رهایی بخشی این طبقه متفاوت است. در حالی که برای برخی این نیرویی پویا برای تغییر است ، برخی دیگر استدلال می کنند که ذاتاً محافظه کار است. حتی در مورد اقتصاد ، گرچه طبقه متوسط ​​ممکن است نقش کمتری از دولت را در اقتصاد بخواهد ، اما از سیاست های مالیاتی مطلوب از منافع خود محافظت می کند.

از نظر تاریخی ، نقش اجتماعی و سیاسی طبقه به دلیل درآمد یا مصرف آن به خودی خود نبوده بلکه به دلیل سرمایه انسانی و به ویژه نقش هژمونیک آن در حرفه ها بوده است. ویژگی آموزش عالی و حاکمیت و استانداردهای مشاغل موجود در هند به احتمال زیاد اصلی ترین دلایلی است که نقش اجتماعی و سیاسی طبقه متوسط ​​هند را تا این حد می خواست.

پیوندهای بین آموزش عالی و مشاغل در شکل گیری نگرش ها و حساسیت های کلاس تأثیر مهمی دارد. از زمان آزادسازی ، آموزش عالی در هند 10 برابر شده است و اصولاً باید نگرش ها و ارزش های طبقه متوسط ​​بزرگی را که ایجاد کرده است ، شکل می داد. با این حال ، یک حرفه ای که برای مدارک خود قیمت بالایی پرداخت کرده است در حالی که تحصیلات بی کیفیتی را دریافت می کند ، نه تنها برای بازیابی آن سرمایه کوتاه نخواهد آمد ، بلکه به هنجارها و اخلاقیات حرفه ای نیز توجه چندانی نخواهد داشت ، زیرا تحصیلات او کمترین تأثیری برای وی ایجاد نمی کند ارزشهای حرفه ای

مدتهاست که شناخته شده است (بازگشت به دورکیم در کار کلاسیک خود ، اخلاق حرفه ای و اخلاق مدنی) که دولت به سادگی نمی تواند عملکرد نظارتی مشاغل را انجام دهد. در حالی که انجمن های حرفه ای بخشی از قدرت نظارتی خود را از دولت می گیرند ، اما نباید بخشی از دولت باشند.

منبع مشروعیت و قدرت اجتماعی مشاغل در “اخلاق عمومی” آنها نهفته است که آنها را ملزم به اجرای (و اجرای) کدهای محکم اخلاق حرفه ای می کند. همانطور که دورکیم اظهار داشت ، “اخلاق حرفه ای هر چه پیشرفت بیشتری داشته باشد ، و هرچه عملکرد بالاتری داشته باشد ، ثبات بیشتر و سازماندهی بهتر خود گروههای حرفه ای خواهد بود.”

متأسفانه ناکامیهای طبقه متوسط ​​در اداره بهتر سازمانهای بسیار حرفه ای که منشأ قدرت اجتماعی آن بوده اند آشکار است ، چه این هیئت حاکمه حسابداران باشد و چه معماران ، وکلا ، پزشکان ، مهندسان ، معلمان. شورای وکالت هند و شورای پزشکی هند (که در سال 2020 با کمیسیون پزشکی ملی جایگزین شد) نمونه های بارز سو m رفتار حرفه ای هستند.

آنها یک واقعیت خشن را تجسم می بخشند. ضعف نهادی در اداره مشاغل دلیل مهمی است نه فقط برای ضعف های خود حرفه ها ، بلکه در عدم موفقیت بزرگ آنها در پاسخگویی به دولت – ناکامی که امروزه کاملاً آشکار است.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>