اشتباهاتی که تاریخ زیمبابوه را شکل داده است

[ad_1]

زیمبابوه یک کشور محصور در خشکی در جنوب آفریقا است که به دلیل حیات وحش متنوع و چشم انداز هیجان انگیز خود شناخته می شود ، بیشتر این کشور در مناطق ذخیره ، پارک و مناطق سافاری است. آبشارهای ویکتوریا با شکوه 108 متری دره تنگ بتوکا در رودخانه زامبزی ، جایی که بانجی جامپینگ و رفتینگ در آب سفید وجود دارد ، افت می کنند. در پایین دست استخرهای مانا و پارک های ملی ماتوسادونا واقع شده است که محل زندگی کرگدن ، اسب های آبی و حیوانات پرندگان است.

مقاله امروز اولین مقاله از آن است که در آن ما برخی از لحظات ناخوشایند و اشتباهات را کشف می کنیم که تاریخچه مناطق مختلف جهان را شکل داده است. در این بخش ، ما اشتباهاتی را که تاریخ زیمبابوه را شکل داده است ، بررسی می کنیم.

زیمبابوه ، موزامبیک ، زامبیا و آفریقای جنوبی از سال 1430 تا 1760 م تحت سلطنت جاه طلب موتاپا قرار داشتند. روایت اثبات شده از ریشه پادشاهی این است که شاهزاده موتوتا پس از جنگ با شاهزاده موکاتی برای کنترل سلطنت ، از زیمبابوه بزرگ دور شده بود. جنگ شاهزاده موتوتا را به خارج از منطقه بزرگ زیمبابوه سوق داد و سرزمین تازه پیدا شده به پادشاهی موتاپا تبدیل شد. هنگام ورود پرتغالی ها به موزامبیک ، پادشاهی موتاپا با داشتن یک ارتش قوی و فعال ، کشور برتر در منطقه بود. پرتغالی ها در سال 1562 م با پادشاهی موتاپا مستقیماً وارد روابط شدند. پرتغالی ها پس از اطلاع از طلای پادشاهی ، از تجارت برای ایجاد پیوند با پادشاهی مرفه استفاده کردند.

با این حال ، پرتغالی ها با میل خود یک گاف مرتکب شدند که سقوط پادشاهی موتاپا را تضمین می کرد. در سال 1561 م ، یک یسوعی مبلغ پرتغالی موفق شد به دربار پادشاهی نقل مکان کند و او را به مسیحیت تبدیل کند.

بومیان با اعتقادات مختلف و بازرگانان مسلمان با این تغییر دین مخالفت کردند و آنها پادشاه را متقاعد کردند که یسوعی را بکشد. به همین دلیل بود که پرتغالی ها می خواستند به داخل کشور نفوذ کنند و مسیرهای عاج و معادن طلا را کنترل کنند. پس از آماده سازی طولانی ، پرتغال در سال 1568 م یک ارتش 1000 نفری را زیر نظر فرانسیسکو بارتو به راه انداخت. آنها موفق شدند تا زامبزی حمله کنند ، اما بیماری محلی این نیرو را از بین برد. پرتغالی ها در سال 1572 م به پایگاه خود بازگشتند و ناامیدی خود را از تجار سواحیلی که آنها را از بین بردند بردند. این جنگ با پرتغال کشنده بود و یک تمدن 300 ساله سقوط کرد. زیمبابوه پادشاهی ثروتمند و مرفهی را از دست داد.

دوران استعمار

در دهه 1880 م ، شرکت آفریقای جنوبی انگلیس ، سرمایه دار الماس ، سیسیل رودز ، با مخالفت کم و زیاد بدون اینکه هیچ پادشاهی قدرتمندی نداشته باشد ، به قلمرو زیمبابوه نقل مکان کرد. در سال 1888 م ، رودز از پادشاه بومی محلی امتیاز حقوق استخراج را دریافت کرد. در سال 1898 م ، نام رودزیای جنوبی به تصویب رسید. رودزیای جنوبی ‘علامت گذاری استاندارد برای محله جنوب زامبزی شد ، که بعدا به زیمبابوه تبدیل شد.

بومیان منطقه (مردم شونا) جنگهای غیرموثری (معروف به چیمورنگا) علیه نقض سرزمینهای خود توسط مشتریان BSAC و Cecil Rhodes در سالهای 1896 م و 1897 م انجام دادند. قبایل شونا شکست خوردند. انگلیسی ها با استفاده از مزدوران محلی کل قبیله را قتل عام کردند ، و این یک گاف تاریخی بود که باید به آن اشاره شود. تاریخ معلم بزرگی است و قبایل بومی تاریخ سرزمینهای محلی را در اختیار دارند. وقتی مزدوران محلی تحت سلطه انگلیسی ها بومیان را نابود کردند ، اکثر تاریخ سرزمین زیمبابوه از بین رفت.

استقلال – 1980 – امروز

زیمبابوه در 18 آوریل 1980 م استقلال استقلال یافت. رئیس جمهور موگابه نقل مکان کرد و جاده ها و میادین به نام شخصیت های استعمار به نام ملی گرایان سیاه پوست تغییر نام یافت. سالهای اولیه موگابه خوب بود. با این حال ، همه چیز در شرف تغییر بود.

ترس از مخالفت شدید و تمایل به استفاده از خشونت علیه دشمنان ایدئولوژیک ، رئیس جمهور موگابه را به یک شخص خطرناک تبدیل کرد.

در Gukurahundi در سالهای 1982–1987 ، تیپ پنجم موگابه در درگیری که منجر به کشته شدن حداقل 15000 نفر ، در درجه اول غیرنظامیان ندبله شد ، مخالفت های مرتبط با ZAPU را در Matabeleland نابود کرد. اگر شما مخالفت خود را بکشید ، دشمنان جدید شما طرفداران شما هستند.

موگابه از کمکهای مالی خارجی و کمکهای دریافتی زیمبابوه برای خرید شرکتهای روزنامه خصوصی و تحت کنترل دولت قرار دادن آنها استفاده کرد.

در اواخر دهه 1990 م ، دولت زیمبابوه اصلاحات ارضی را با هدف اخراج مالکان سفیدپوست و تصرف مالکیت آنها در اختیار ملی گرایان سیاه پوست آغاز کرد. با این حال ، بسیاری از این “ملی گرایان سیاه” در کشاورزی هیچ تجربه یا آموزشی نداشت. این بخش کشاورزی در زیمبابوه را نابود کرد.

طی دهه 1990 میلادی ، اتحادیه های صنفی و دانشجویان برای اعتراض در خیابان ها بیرون آمدند. دانشجویان در سال 1990 م از طرح پیشنهادی برای افزایش کنترل دولت بر کالج ها شکایت کردند و دوباره در سال های 1991 م و 1992 م هنگامی که با پلیس درگیر شدند – مخالفت با دانشجویان برای سیاست سو bad است. کارگران و اتحادیه های صنفی نیز در این مدت از دولت انتقاد کردند. در سال 1992 م ، پلیس از برگزاری تظاهرات ضد دولتی رهبران تجارت جلوگیری کرد. در سال 1994 م ، یک بحران گسترده صنعتی اقتصاد را تضعیف کرد. در سال 1996 م ، پرستاران ، کارمندان دولت و پزشکان به دلیل مسائل حقوق اعتصاب کردند. نارضایتی از دولت باعث ایجاد سرکوب های سختگیرانه دولت شد ، که شروع به کشتار هم در جامعه و هم در دولت کرد. این ، به نوبه خود ، نارضایتی بیشتری را در میان مردم به وجود آورد. این یک حلقه بود که زیمبابوه را در خود فرو برده است.

تحریم ها

اقدامات موگابه انتقاداتی را به دنبال داشت. شورای کلیساهای زیمبابوه وی را مقصر دانست که ملت را در یک کشور جنگ زده برای ماندن در قدرت فرو برد. وقتی کلیسا و مطبوعات مستقل را عصبانی می کنید ، تحریم های اروپا و آمریکا دور نیستند. تحریم های اقتصادی اعمال شده توسط ایالات متحده آمریکا ، صندوق بین المللی پول و اتحادیه اروپا اقتصاد زیمبابوه را نابود کرد. این تحریم ها بر دولت زیمبابوه ، محرومیت ویزا و مسدود کردن دارایی های 200 زیمبابوه ای که نزدیک به رژیم موگابه بودند ، تأثیر گذاشت.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>