اسم بازی

[ad_1]

در اینجا یک داستان همه گیر خارق العاده وجود دارد که نشان می دهد چگونه بسیاری از آوارگان طی 18 ماه گذشته سازگار ، تغییر کرده و زنده مانده اند ، که جهان را 180 درجه می چرخاند. Reinvention نام بازی بقا شد. بدون اینکه بدانیم ، همه ما مجبور شدیم خود را وفق دهیم و تغییر دهیم ، عادت های جدیدی بدست آوریم ، اولویت ها را تغییر دهیم و تمام توان خود را برای بالا نگه داشتن نیرو بگذاریم. شن و قاطعیت و عزم راسخ باهوروپیا را در همه ما به وجود آورد. ماسک های قدیمی انداختیم و ماسک های جدید زدیم! ما با تعجب به خود تازه کار خود نگاه کردیم و از ستاره هایمان فقط برای زنده بودن تشکر کردیم.

ما روزمره شاهد لال مرگ و میرهای Covid-19 بودیم ، چرا که روز به روز ، داستان های غم انگیز از دست دادن و درماندگی را می شنیدیم. مغز انسان برای زنده ماندن سیم کشی می شود ، بنابراین ، حتی در حالی که داستان های گرافیکی و دردناک از رنج و از دست دادن ما را احاطه کرده است ، ما هنوز هم توانسته ایم عقل خود را حفظ کنیم و ادامه دهیم. اما فقط به افرادی مانند # سیلیندرمن پرطرفدار فکر کنید که عکس تصادفی آنها توسط یک عکاس در حال عبور کلیک کرده و باعث شده تا یک شب در شبکه های اجتماعی احساسات ایجاد کند – با دلیل خوب! یک جوان 29 ساله به نام ساگار جاداو از آمبرنات بیشتر زندگی بزرگسالی خود را به خاطر تمارین قاب ضعیف خود سپری کرده بود ، تا اینکه تصمیم گرفت ظاهر ظاهری خود را تغییر دهد و زندگی جدیدی پیدا کند. Tushar Bhamre ، یک متخصص روابط عمومی ، مخفیانه عکس یک مرد گاو نامفهوم را که به یک وانت سیلندر گاز تکیه داده بود ، شلیک کرد و عکس را در FB قرار داد! رونق! “سیلندر من” با صحبت های متحرک درباره “عضله” با بیان شدید ، که به نظر می رسید در دنیای خودش گم شده است ، مدت کوتاهی بیشترین مورد بحث را گرفت.

جاداو ، یتیم در اوایل زندگی ، از سن 17 سالگی با آژانس کار می کرد. او در جوانی 50 کیلوگرم وزن داشت و به زودی کشف کرد که چه چیزی برای پول بیشتر به عنوان یک فرد تحویل دهنده گاز لازم است – استقامت و قدرت. مانند او در مصاحبه ای گفت: “هرچه بیشتر تحویل دهید ، پول بیشتری بدست می آورید. من به یک سالن ورزشی پیوستم و اکنون 78 کیلوگرم وزن دارم. ” او 60 تا 70 سیلندر در روز تحویل می دهد. اما هی! زندگی برای جاداو در شرف تغییر است – او پس از پست FB با تماس و تعارف فراوان مواجه شده است. حدس می زنم ، بالیوود به زودی با او تماس می گیرد – تبلیغات تبلیغاتی را تصور کنید! ‘Sagar Jadhav in and as the Delivery Man’! بامره – حرفه ای روابط عمومی هوشمند که جاداو را پس از انعکاس پست دعوت کرد به خانه ، بدون شک راهنما “کشف” او خواهد بود ، که اکنون به نوعی پسر تبلیغاتی است. از این گذشته ، همه گیری یا عدم همه گیری ، همه منتظرند تا پسر تحویل گاز به موقع نشان دهد!

یک داستان باورنکردنی دیگر که به راحتی می تواند به صورت یک مجموعه وب جذاب یا واقعیت نمایشی ساخته شود ، شامل یک هنرمند جوان سیرک زن است که پس از چیدن چادر بزرگ توسط سیرک ، خود را گرسنه ، بی خانمان و ناامید یافت و دست از بابا و سایر آنها برد. او تصمیم گرفت که شانس خود را به عنوان کمک در خانه امتحان کند ، حتی اگر قبلاً هرگز “غار کا کام” نکرده باشد. او خود را به عنوان یک هنرمند نمایشی که در حلقه بزرگ مورد توجه و تشویق قرار گرفته بود ، افتخار می کرد ، زیرا او با مهارت انجام اقدامات خطرناکی ، از جمله چرخاندن با زرق و برق از بند به دور گردن خود ، لباس های تند و تیز لباس ، با آرایش سنگین و چشمگیر صورتش. از زندگی به عنوان بخشی از گروه سیرک در حال مسافرت ، خوابیدن در چادرهای موقت با همبازی هایش (حیوانات) ، در مجاورت نزدیک ، دختر ما برای زندگی در خانه ای آشفته SoBo که انتظار داشت میز را به درستی تنظیم کند ، قطع نشد ، و تفاوت بین چاقوی ماهی و کره را بدانید. او که دلسرد نشده بود ، با خوشرویی جلو افتاد و سریع یاد گرفت که چگونه بگوید: “صبح بخیر آقا!” و هر روز hisaab-kitaab را نگه دارید. این واضح بود ، او دلتنگ زندگی قدیمی خود ، تائالی ها ، شهرت و موارد دیگر بود. کافی نبود فیلم های شبانه را که با خواندن و تحسین آهنگ های مورد علاقه او بالیوود ، پس از شستن آخرین ظرف ، و پوشیدن لباس های عجیب و غریب ، تصور کنید که دوباره مشغول سرگرم کردن مردم است ، تهیه کنید. به محض اینکه مقداری محدودیت ها برداشته شد ، او بهانه ای احمقانه ابداع کرد و کار چی چی خود را ترک کرد.

داستانهای بیشماری مانند دو داستانی که من به اشتراک گذاشته ام وجود دارد. داستان هایی که ما را متعجب از روحیه انسانی و انعطاف پذیری آن می کند. همه ما پروتئین هستیم ، قادر به هر شکلی هستیم و با محیط های جدید ، بیگانه ، حتی خصمانه سازگار می شویم. سپس آواتارها – آواتارهای شیطانی و غیرقابل توجیه افراد “منظم” ، که طرف هیولای آنها در هنگام مصیبت ها ظاهر می شود – مانند پزشکان بی وجدان مانیش تریپاتی ، شیوراج پاتاریا و همسرش نیتا ، که در حال حاضر در بازداشت است ، متهم به “واکسیناسیون” صدها شهروند بی خبر هستند در بیمارستان شیوام مستقر در چارکوپ با بهشت ​​می داند چه! متأسفانه ، این شرورها نیز بمبئیکار هستند!



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>