استیصال مکان خوبی برای شروع است


توسط نارایانی گانش

آیا شما ناامید ، ناامید و ناامید هستید؟ این مکان خوبی برای جستجوی پاسخ به سوالات ابدی زندگی است و داشتن راهنمای اصیل برای هدایت افکار و احساسات خود به چیزی سازنده ، خلاق و مثبت کمک می کند. راهنما می تواند یک کتاب ، استاد ، مربی زندگی یا بهتر از این باشد ، نشانه های کتاب مقدس آزمایش شده با زمان مانند Bhagwad Gita و Yog Vasisht. این آثار پاسخی به روح های مأیوس ، مانند شاهزاده سلحشور ارجون و آواتار ویشنو ، پرنس رام بود.

Arjun و Ram هر دو به ترتیب ابراز ناامیدی کردند مانند کریشن ، یکی دیگر از آواتارهای ویشنو و واسیشت ، یک حکیم مشهور. وقتی آرجون در میدان جنگ با خویشاوندان خود روبرو شد ، روح او شکسته شد. او بیزار بود که اسلحه بگیرد و اقوام ، معلمان و دوستانش را بکشد. کریشن ، به عنوان ارباب رجوع خود ، آرژون را با گفتمان در مورد دارما ، وظیفه و جداشدن ، از همه مایعات دور می کند ، این همه پیش نیازهای اساسی ذهن متعادل است که حتی برای حفظ عدالت حتی در یک میدان جنگ تمرکز دارد.

این دیدگاه وجود دارد که این در یک میدان نبرد در گذشته که درگیری در مورد جنگ فیزیکی تن به تن با احتمال کمی خسارت جانبی – تخریب خانه ها و م institutionsسسات و شهروندان بی گناه از جمله زنان و کودکان بود – خوب بود. در حالی که امروزه در نبردی با این مقیاس ، که توسط ابزارهای پیشرفته فناوری فعال شده است ، خسارت وثیقه می تواند آنقدر زیاد باشد که ممکن است نفوذ درباره دارما منطقی نباشد. پاسخ امروز شاید این باشد که به هیچ وجه از جنگ و اجتناب از مذاکره و صلح روی میز صحبت کنید ، بدون اینکه زندگی و معیشت بی گناهان را به خطر بیندازید. با تکامل انسان هرگز متوقف نمی شود ، و اگر انسان یک گونه هوشمند است ، نتیجه می شود که خونریزی هرگز یک راه حل عملی نیست.

دیدگاه دیگر این است که نبرد کوروکشترا یک جنگ متافیزیکی بود که در ذهن بازی می شد ، در آن جنگنده ها هیچ کس جز افکار و احساسات متضاد شخص نیستند. برای غلبه بر تعارض ذهنی ، شخص باید افکار منفی خود را بکشد ، و در نتیجه دارما را حفظ کند ، تا به این حالت استیتاپراژنا برسد ، و اطمینان حاصل کند که ذهن در برابر دوگانگی ها آشفته نخواهد ماند. همه چیز در مورد دستیابی به آرامش خاطر و احساس هدف صلح آمیز است که باعث ایجاد هماهنگی می شود تا اختلاف.

در مورد شاهزاده رام ، او به عنوان یک وارث جوان مرحله ای از انزجار را طی می کرد ، حتی اگر توسط Sage Vasisht برای نقش آینده پادشاهی خود تمیز می شد. رام پر از تردید بود که باعث ایجاد تعداد زیادی سوال شد: چرا مردم رنج می برند؟ ماهیت و هدف زندگی چیست؟ راه نجات از رنج انسان چیست؟ چگونه می توان بر جهان غلبه کرد و به رهایی رسید؟ س questionsال های سنگین و سیج واسیشت به همه آنها پاسخ می دهد و آرام آرام رام را از حالت استیصال خارج می کند. این گفتمان بین حکیم و شاهزاده بدن یوگ واسیشت مشهور را تشکیل می دهد ، پر از بینش درباره واقعیت و غیر واقعی ، آگاهی و خود ، ذهن و ماده. نتیجه هر دو نشاط آور و آزاد کننده است.

نکته قابل توجه این است که آنچه Gita و Yog Vasisht نیز نشان می دهند این است که حتی اگر شما یک رزمنده مشهور مانند Arjun یا یک شاهزاده محبوب آواتار مانند Ram باشید ، از اعتماد به نفس و استیصال مصون نیستید. حتی آنها به راهنمایی استادان تکامل یافته ای نیاز دارند که بتوانند به آنها کمک کنند تا نور انتهای تونل ضرب المثل را ببینند. ([email protected])



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>