از پیروزی پرهزینه درس هایی آموخته و بی روح است

[ad_1]

22 سال پس از آنکه ارتش هند ، با پشتیبانی و تکمیل نیروی هوایی هند ، متجاوزان پیاده نظام نور شمال (NLI) ارتش پاکستان را از ارتفاعات دلهره آور مشکوک ، دراس ، کاکسار و باتالیک بیرون کشید ، درگیری کارگیل در سال 1999 همچنان ایجاد طیف وسیعی از تحلیل ها از مورخان و تحلیلگران استراتژیک. افزودن این موارد در گفتمان عمومی ، ادامه تأثیر عاطفی از دست دادن بر خانواده ها و واحدهایی است که به طور قابل توجهی در طول درگیری کبودی در ارتفاعات رنج می بردند که شاهد حملات سخت جبهه ای و درگیری های وحشیانه نزدیک به یک چهارم بود که دیگر “عادی جدید” محسوب نمی شود. در جنگ معاصر در پس زمینه هوشیارانه این خاطرات ، می توان تصور کرد که هند هیچ وقت در جذب درس از درگیری از دست نرود و آنها را به آموزه ها و استراتژی های مناسب برای انجام درگیری های محدود و شدید ، به ویژه در مناطق با ارتفاع زیاد تبدیل کند. . نتایج ، یک کیسه مخلوط بوده است.

طرز تفکر نظامی: ما هنوز در تلاش هستیم تا از رویکرد نیروی انسانی فشرده برای جنگ کنار بکشیم

تصمیم هند برای جنگ پس از غافلگیر شدن از سوی یک دشمن زرق و برق دار ، در عین محدودیت و مسئولیت ، حتی با استفاده از همه ابزارهای نیرویی که در اختیار داشت ، محدودیت و مسئولیت پذیری داشت. یک تردید همه جانبه برای آزمایش نردبان تشدید تحت یک پیش آمد هسته ای وجود داشت و از این رو دستورالعمل IAF مبنی بر عبور نکردن از خط کنترل (LoC) در طول عملیات وجود داشت. دو دهه بعد ، اکنون درک بسیار واضح تری از پویایی درگیری محدود وجود دارد. عملیات نظامی تحت یک پیش آمد هسته ای ؛ و تمایل به آزمایش استراتژی های تنبیهی و قهرآمیز در برابر دشمنان مختلف. اگرچه روند جدیدی از بازدارندگی پیشگیرانه را می توان در واکنش های نظامی اخیر هندوستان آغاز کرد که از حملات مرزی علیه اردوگاه های شورشیان در میانمار در سال 2015 آغاز شده است ، اما اعتصابات Uri ، Doklam ، Balakot و پاسخ های محکم اما محدود به تخلفات اخیر چین ، خیلی بیشتر اگر هند باید ارواح کارگیل را از بین ببرد و با وضعیت جنگ طلبانه چینی ها در مرزهای شمالی خود کنار بیاید ، باید این کار انجام شود.

در سطح عملیاتی ، هر دو ارتش و نیروی هوایی مجبور به ارائه پاسخ های اولیه شتاب زده به نفوذهای کارگیل شدند. رفتن به جنگ “کور” در غیاب موزاییک اطلاعاتی معتبر و هماهنگ برای پشتیبانی از عملیات منجر به تلفات قابل پیشگیری شد. عدم وجود توانایی کافی برای شلیک توپخانه و بمباران هوایی برای شکل دادن به میدان جنگ قبل از ارتکاب نیرو به حملات جبهه ای ، اوضاع را بدتر کرد. اگرچه ارتش و IAF مراقب بوده اند كه در جمع شدن اخیر نیروها در شرق لاداخ ، كارگیل را كنایه نگذارند ، اما سازگاری نیروها هنگام استقرار. تجمع توپخانه و نیروهای مکانیزه. حضور نامحدود نیروی هوایی در لاداخ در تمام نقش های آن. توانایی رهبری نظامی در مقاومت در برابر خواستار تجاوز فوری ؛ همه اینها و سایر نکات در درسهایی که به خوبی از کارگیل آموخته اید. هنگامی که ارتش هند در آگوست سال گذشته حملات خود را در رشته کوه کایلاش و سایر ارتفاعات آغاز کرد ، هند برای افزایش شرایط آماده شد. اگر شکافی باقی بماند ، این در حوزه هوش هم افزایی و توانایی ایجاد “خیره شدن مداوم” است که امکان تعجب استراتژیک و عملیاتی را که در کارگیل اتفاق افتاده کاهش می دهد.

عملیات مشترک در طول کارگیل بهینه نبود و از طریق “ضربه و محاکمه” ، اقدامات فوری و غریزی که به طور ناگهانی پس از یک عقب گرد انجام شد ، تکامل یافت. در حالی که قابلیت های اطلاعاتی ، نظارتی و شناسایی (ISR) برای پشتیبانی از عملیات های نظامی از زمان کارگیل به میزان قابل توجهی بهبود یافته است و همچنین توانایی دقیق سلاح های هوایی IAF نیز وجود دارد ، هنوز زمینه های زیادی برای پوشش در مناطق دیگر وجود دارد. از جمله آنها می توان به همکاری بین ارتباطات ارتش و نیروی هوایی ، مشترکات طراحان لیزر و سازه هایی مانند کنترل کننده تاکتیکی هوای مشترک (JTAC) اشاره کرد که در درگیری های اخیر در عراق و افغانستان مناسب بوده است.

آیا از آن زمان به بعد به اندازه کافی یاد گرفته ایم که قابل بحث است زیرا برخلاف یک هنجار پذیرفته شده در بین نظامیان که شکل دادن به هر نوع نبرد باید از قدرت هوایی باشد و تا حدی ، اشکال مختلف از آتش توپخانه ، طرز تفکر نظامی هند هنوز در تلاش است تا کنار بگذارد رویکرد “چکمه های روی زمین” و نیروی انسانی فشرده به جنگ. کارگیل آنگونه که باید ، تغییر در تفکر نظامی را تسریع نکرده است.

اما این قدرت و استحکام رهبری رده متوسط ​​و میانی ارتش هند را نشان داد و تا حدی این آنها بودند که روند را تغییر دادند. با قبول مأموریتهایی که انجام آنها غیرممکن به نظر می رسید ، چندین فرمانده گردان ، اسکادران و گروهان از ارتش و IAF از جبهه هدایت شدند و افسران جوان و مردان آنها را به انجام کارهای شجاعت فوق العاده تشویق کردند. این تمایل به انجام نبرد ، جذب تلفات و ضربه زدن همان چیزی است که دشمنان هند مطمئناً آن را تشخیص می دهند ، با این حال ، نتیجه نهایی این است که الگوی تلفات کارگیل برای هر کشور مدرن در درگیری محدود حتی در خصمانه ترین مناطق غیرقابل قبول است. چه با پیشگیری بیشتر ، چه پیشگیرانه و چه با پیشگیری بیشتر ، تشکیلات استراتژیک و نظامی هند باید هر کاری که می تواند برای اطمینان از این امر انجام دهد.

Subramaniam معاون مارشال هوایی بازنشسته است و کرسی ریاست جمهوری در امور امنیت ملی رئیس جمهور در کالج دفاع ملی را اشغال می کند.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>