از مهاد تا یولا – جادوی دکتر امبدکار


تعداد کمی از افراد در تاریخ توانستند تغییرات گسترده و گسترده ای را در صحنه سیاسی اجتماعی یک کشور ایجاد کنند. دکتر بابااسب صاحبکار یکی از آنها بود. زندگی عمومی دکتر امبدکار از سال 1919 و پس از بازگشت از دانشگاه کلمبیا آغاز شد ، جایی که وی به عنوان بخشی از تحصیلات دکترای خود ، مقاله ای در زمینه کاست در هند نوشت. دکتر امبدکار فلسفه سیاسی اجتماعی خود را بر اساس اصول برابری ، آزادی و برادری که در ایدئولوژی انقلاب فرانسه بیان شده ، مفهوم بندی کرد. این فلسفه کار او را در زمینه تنظیم قانون اساسی هند ، که از طریق آن در دموکراتیزه سازی جامعه هند بسیار کمک کرد ، آگاه کرد.

پس از جنگ جهانی اول ، انگلیسی ها به طور فزاینده ای نهادهای پارلمانی را با دعوت از مشارکت هند تأسیس کردند. دکتر امبدکار با موفقیت از این بسترهای عمومی فراهم شده توسط موج های پی در پی اصلاحات پارلمانی استفاده کرد. اولین سخنرانی عمومی دکتر آمبدکار در زمان اصلاحات مونتاگ-چلمزفورد در سال 1919 انجام شد ، جایی که وی برای نمایندگی طبقات افسرده در ارگان های حاکمیتی استان بحث کرد. پس از آن او در هر کمیسیون اصلاحات سیاسی شرکت کرد و سرانجام “تبعیض جبرانی” ، امتیاز ویژه ای برای طبقات افسرده در بخش آموزش و مشاغل دولتی ، را تأمین کرد ، زمانی که قانون دولت هند در سال 1935 توسط پارلمان انگلیس تصویب شد.

اولین کنفرانس کاست مهار در سال 1903 ، هنگامی که دکتر امبدکار دانشجو بود ، در ساسود ، نزدیک پونا برگزار شد. هنگام بازگشت از آمریكا ، ابتكار برنامه ریزی كنفرانس طبقات افسرده را به دست آورد تا همه آنها را تحت یك پرچم برای مبارزه برای برابری متحد كند. اولین کنفرانس از این دست در مانگائون در ایالت کولهاپور و به ریاست دکتر امبدکار برگزار شد. مهاراجه کولهاپور به کنفرانس آمد و به حاضران گفت: “شما نجات دهنده خود را در دکتر امبدکار یافتید”. این کنفرانس آغاز انقلابی اجتماعی بود که زندگی طبقات افسرده را متحول کرد. این کنفرانس یک کنفرانس دیگر در برشی و سپس دوباره در نیپانی دنبال کرد ، اما انقلاب با کنفرانس بعدی در مهاد در سال 1927 واقعاً به اوج خود رسید. کنفرانس مهاد آغاز وحدت و بیداری سیاسی طبقات افسرده بود.

شهرداری مهاد ، به رهبری رئیس خود سورندرانات تیپنیس ، یک حزب کمونیست خلق ، قطعنامه ای را تصویب کرد که مکان های عمومی را برای افراد غیرقابل لمس آزاد اعلام کرد. با این حال ، افراد غیرقابل لمس از ترس واکنش شدید از این امکان استفاده نکردند. آقای تیپنیس سپس از دکتر امبدکار دعوت کرد تا جلسه کلاسهای افسرده را در مهاد برگزار کند. دکتر امبدکار چنان مشروعیتی را در بین طبقات افسرده بدست آورده بود که نزدیک به ده هزار نفر به تماس وی پاسخ دادند و از تمام مناطق ماهاراشترا و گجرات برای شرکت در این کنفرانس آمدند. این کنفرانس در تاریخ 19 مارس 1927 آغاز شد. پس از سخنرانی دکتر آمبدکار در مورد ریاست جمهوری ، تصمیم بر این شد که شرکت کنندگان روز بعد به سمت مخزن چوادار حرکت کنند تا حق افراد غیرقابل لمس برای نوشیدن آب از یک تأسیسات عمومی را احراز کنند.

هنگامی که رهبر خم شد و آب نوشید ، او و پیروان صلح آمیز او به طور وحشیانه ای توسط هندو های کاست مورد حمله قرار گرفتند. با این حال ، شرکت کنندگان برای حفظ صلح تلافی نکردند. کنفرانس مهاد آغاز یک مبارزه فعال توسط طبقات افسرده برای رهایی از یوغ برده داری تحمیل شده توسط جامعه هندو بود. نوشیدن آب از یک تأسیسات عمومی و آتش زدن مانوسمروتی اعمالی بود که نیت آنها را برای آزادی خود از قیدهای تحمیل شده توسط سیستم اجتماعی هندو اعلام کرد. این کنفرانس همچنین شاهد برابری جنسیتی بود زیرا تعداد زیادی از زنان (تقریباً سه هزار نفر) در این کنفرانس شرکت کردند تا پیامی مبنی بر شرکای برابر آنها در مبارزه برای برابری اجتماعی داشته باشند.

پس از کنفرانس مهاد ، مبارزه برای برابری اجتماعی توسط طبقات افسرده جنبش شد. سه satyagrahas برای ورود به معبد در Amravati ، Pune و Nasik دنبال شد. اینها همه تحت حمایت و رهبری نمادین دکتر امبدکار انجام شد ، گرچه او خود از نظر جسمی فقط در امرآواتی حضور داشت و این فقط برای یک روز بود.

دکتر امبدکار آگاه بود که این نقاط عطف نمادین است و باید با تغییرات ملموس در سطح زمین همراه باشد. او به شری BKGaikwad ، که در Satisagraha در Nasik پیشگام بود ، نامه نوشت ، “با ورود به معبد مشکلات شما حل نخواهد شد. سیاست ، اقتصاد ، آموزش و دین – همه بخشی از مشکل است. Satyagraha امروز یک چالش برای ذهن هندو است. آیا هندوها آماده اند که ما را انسان بدانند یا نه ، ما امروز این را کشف خواهیم کرد – ما می دانیم که خدای معبد سنگ است. دارشسان و پوجا مشکلات ما را حل نمی کند. اما ما شروع خواهیم کرد و سعی خواهیم کرد تغییراتی را در ذهن هندوها ایجاد کنیم. “

اهداف این satyagrahas به شرح زیر بود: 1) درک ذهنیت هندوها ، در مورد نگرش آنها برای تغییر 2) برای اثبات برابری طبقات افسرده و حق ورود به معبد. واکنش خشن و منفی توسط هندوهای کیست به این ساتیاگراها ثابت کرد که طبقات افسرده توسط هندوها هرگز به عنوان برابر پذیرفته نمی شوند و بنابراین حق انتخاب هویت مذهبی خود را دارند.

در حالی که دومین کنفرانس میزگرد در جریان بود ، Satyagraha در Nasik و متعاقباً حمله وحشیانه Satyagrahis توسط Satuagrahis توسط قشر هندوها مورد توجه بسیاری از مطبوعات هند و خارج از کشور قرار گرفت. این واکنش به دکتر امبدکار کمک کرد تا شرکت کنندگان در کنفرانس میزگرد را متقاعد کند که طبقات افسرده از طریق انتخاب یک رأی دهنده جداگانه و همچنین تدارک ویژه برای رزرو در آموزش و خدمات به حق تعیین سرنوشت سیاسی احتیاج دارند.

مهاتما گاندی مخالف انتخاب كننده جداگانه بود و موضع خود را اظهار داشت كه طبقات افسرده می توانند به مذهب دیگری روی بیاورند اما هرگز نمی توانند انتخاب كننده جداگانه ای داشته باشند. در پاسخ ، در یک اعلامیه تاریخی در کنفرانسی در یئولا ، منطقه ناسیک در 13 اکتبر 1935 ، تصمیم گرفته شد که طبقات افسرده دین دیگری را بپذیرند. این باعث می شود که هر satyagrahas دیگر برای ورود به معبد متوقف شود.

این اطلاعیه طبقات افسرده سراسر کشور را جلب کرد. در تأیید این تصمیم ، جامعه 25 نفره Ezhuvas از مالابار (کرالای فعلی) دکتر آمبدکار را به ریاست یک کنفرانس دعوت کرد. در ماه مه 1936 ، كنفرانس كلاسهای افسرده در لكنو برگزار شد تا تصمیم بگیرد كه كلاسهای افسرده به كدام دین بپردازند. صد نماینده از هفت استان برای حمایت از تصمیم دکتر آمبدکار در یولا در اینجا جمع شدند. دکتر امبدکار به دلیل وضعیت سلامتی نتوانست در این کنفرانس شرکت کند اما بخشهایی از کتاب “نابودی کاست” وی توسط حاضران در میان گروه “پیروزی بر امبدکار” چندین بار خوانده شد. در این کنفرانس انزجار از طبقات افسرده به کلمه “هاریجان” و عدم انطباق آنها با جنبش هاریجان که توسط م.ک. گاندی راه اندازی شد اعلام شد.

اعلامیه آزادی در یولا تنها در 14 اکتبر 1956 در ناگپور انجام شد ، جایی که نزدیک به سه نفر از مردم لاک با یک ضربه از آیین هندو دست کشیدند و با هدایت دکتر آمبدکار به آیین بودا رفتند. بشر هرگز در یک واقعه تنها شاهد تغییر دین در این تعداد زیاد نبوده است. این جادو و جذابیت دکتر آمبدکار بود.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>