ادیسه زن

[ad_1]

دکتر میترا ستشیش با چرخهای اتومبیل خود که در اعماق لجن گیر کرده بود ، درست در وسط هیچ جا ، به سختی می توانست از ناامیدی فریاد بزند یا از ناامیدی گریه کند. پسر یازده ساله او که کنار او در صندلی کناری نشسته بود ، از قبل علائم وحشت را نشان می داد. جلوی آنها یک جاده ، شلخته و تحت تعمیر قرار داشت و آنها در حالی که 5 ساعت رانندگی می کردند از Tripura به Silchar در Assam بودند. “لجن داخل چرخ ها شده بود و ماشین تکان نمی خورد. در وسط جاده ای که باید جاده ای شلوغ باشد. نه یک روح در چشم. هیچ وسیله نقلیه یا نشانه ای از انسانیت وجود ندارد. من نمی توانستم ماشین را حرکت دهم و به نظر می رسید که این سناریو بی پایان است. »دکتر میترا این وحشت را به یاد می آورد.

“پسرم ، که تا آن زمان از سفر لذت می برد و روحیه ای هرگز گفتن ندارد ، ناگهان ترسید. ترسیده بودم. هیچ مقدار تلاش برای راه اندازی وسیله نقلیه کمکی نکرد. ناگهان مانند یک هدیه خدا یک مینی کامیون از پشت سر آمد. از ماشین بیرون زدم و راننده را متوقف کردم. او به راه اندازی ماشین کمک کرد و آن را از شلختگی خارج کرد. او به من توصیه كرد كه به جای بازگشت به عقب ، سفرم را بیشتر كنم ، او راه را پیش گرفت و هر وقت گیر می افتادیم ، وسیله نقلیه خود را جلو می برد ، پارک می كرد و سپس ما را به آن نقطه می رساند. “

دکتر میترا ، با بیان چند تجربه “کابوس” از “رانندگی با آرزو” در 28 ایالت ، طی 51 روز 16800 کیلومتر – از 17 مارس 2021 تا 6 مه – دکتر میترا آن را به عنوان یک تجربه در زندگی بیان می کند. “به دلیل Covid-19 ، مسیر جاده به دلیل کمبود ترافیک روان بود. اما گیر افتادن در وسط جاده و هیچ کس برای کمک به او آرزوی دیگری داشت. “

برای کسی که هرگز مسافرت طولانی نداشته است ، چیزی بیش از 100 کیلومتر در روز ، میترا ، در این مدت ، تقریباً 14-17 ساعت رانندگی کرده است ، از اوایل روز شروع می کند و در یک مکان در شب پیچ می شود. “من به دنبال یک تجربه فرهنگی بودم و می خواستم فقط از روستاهای سراسر کشور دیدن کنم. در حالی که ایده اولیه این بود که با گروهی از زنان مشتاق رانندگی برویم ، Covid-19 همه را ترک کرد. “

با این حال میترا حاضر به تسلیم شدن نشد. مسافرت می کرد ، حتی اگر تنها بود. خانواده اش حمایت می کردند. شوهرش ، یک کارآفرین فناوری اطلاعات و مادرش پیشنهاد مراقبت از بچه ها را دادند. او با مسافران انفرادی و حرفه ای دیگر از راه دور تماس گرفت. “آنها دلگرم کننده بودند اما می خواستند که یک سفر کامل را برای یک روز کامل انجام دهم تا احساس رانندگی در ساعات طولانی را داشته باشم. بنابراین ، من سال گذشته که مرزهای بین منطقه ای باز شد ، یک سفر یک روزه از کوچی به تیروانوانتاپورام داشتم. ” به دنبال آن یک سری سفرهای انفرادی ماه به ماه دنبال شد. اول سفر به هامپي بود – 800 كيلومتر رانندگي در 13 ساعت. در ماه اکتبر ، Nilgiris بود که می توانست از زمین های تپه ای و سرد همراه با پسرش نارایان احساس کند. بعد از این سفرهای 2-3 روزه ، او یک سفر 8 روزه به کارناتاکا انجام داد که اعتماد به نفس زیادی به او داد. میترا که به عنوان استادیار با کالج دولتی آیورودا ، Tripunithura کار می کند ، سپس برنامه ریزی شدید خود را برای سفر آغاز کرد. “من با پیشنهاد سفر” Dekhi apna desh “توسط یک زن تنها در روستاهای هند به وزارت گردشگری مراجعه کردم. پاسخ زیادی دریافت نکردم اما سرانجام پس از چند بار ارسال نامه و نامه ، آنها موافقت کردند که نامه اجازه سفر به من بدهند. آنها همچنین دو آگهی تبلیغاتی هند باور نکردنی به من هدیه دادند. در حالی که آنها نامه مقدماتی را برای اقامت در هتل های جهانگردی ارائه دادند ، من قبول نکردم. زیرا من در حال برنامه ریزی برای مسیری ناشناخته بودم که قصد داشتم در آن در روستاها بمانم. “

او طرحی را برای اقامت در یک دهکده قبیله ای یا قومی در هر ایالت تهیه کرد. تلاش چندین روزه نتیجه داد زیرا او می توانست در روستاهایی که می خواهد از آنها بازدید کند ، تماس بگیرد. در طول برنامه ریزی ، او متوجه شد که پسرش علاقه زیادی به برنامه سفر خود نشان می دهد. “من از او پرسیدم که آیا می خواهی بیایی؟ او در این فرصت پرید و سپس حاضر به عقب نشینی نشد. تا آن زمان هیچ تنشی نداشتم. اما بردن کودک ، به ویژه در چنین سفر طولانی و بدون واکسیناسیون ، یک خطر است. با این حال ، او حاضر به عقب نشینی نشد. مادر و شوهرم مرا تشویق کردند که او را همراهی کنم. مادرم پذیرفت که از دخترم ، یک کودک با نیازهای ویژه مراقبت کند و از این رو نمی تواند سفر طولانی را انجام دهد. او یک سفر برنامه ریزی شده و آرام را ترجیح می دهد. “

هنگامی که این دو و مادر مادر و پسر شروع به کار کردند ، منحنی Covid-19 در سراسر کشور صاف می شد و همه چیز در حال باز شدن بود ، و زندگی به آرامی به حالت عادی جدید بازگشت. با پرواز از کوچی در ساعات اولیه صبح روز 17 مارس ، در یک Maruti S Cross ، آنها به تامیل نادو ، پوندیچری ، کارناتاکا ، تلانگانا ، آندرا پرادش و به ادیشا ، بنگال غربی به آسام و شمال شرقی سفر کردند. آنها اوایل روز شروع می کردند ، غذا در توقفگاه روستای آنها بود. آنها آب را حمل می کردند و آن را دوباره در نقاط مختلف پر می کردند.

او سفر غیر برنامه ریزی شده به معبد وایشنودوی را به یاد می آورد. با هلی کوپتر فقط دو ساعت راه است. ما ماشین خود را در نزدیکی منطقه خرید پارک کردیم و به مسافرت هلی کوپتر رفتیم … پس از پایان دارشان ، وقتی به صفحه هلی کوپتر برگشتیم ، به ما گفتند که این سفر لغو شده است! متوجه شدیم که آنچه قرار بود یک کار دو ساعته باشد ، قبلاً از 6-8 ساعت گذشته است و ما هنوز پایین نمی آییم. تمام پول ، لپ تاپ و چندین چیز با ارزش دیگر در اتومبیل بود که در یک مکان عمومی نزدیک یک مغازه پارک شده بود که به زودی بسته می شود. ما یک اسب سواری کردیم ، یک سفر سه ساعته به عقب ، “او خاطرات خود را یادآوری می کند.

میترا می گوید که یکی از دلهره ها برای سفر به تنهایی مشکل وسیله نقلیه در ساعت ها و مکان های عجیب و غریب است. “من و پسرم قبل از حرکت ، در مورد تعمیرات اساسی و دانش وسیله نقلیه آموزش دیدیم”. با نگاه به گذشته ، میترا می گوید ، “این سفر بیشتر در مورد تحقق یک رویا و اشتیاق به سفر بود. اما بعد از بازگشت به خانه ، وقتی به برخی از تجربیات فکر می کنم ، می لرزم و تعجب می کنم که چگونه این کار را تاکنون انجام داده ام. با این حال ، من دوباره آن را انجام خواهم داد شاید جدا شویم و این کار را کمی کندتر انجام دهیم. “



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>