اخلاق اخلاقی و دارما

[ad_1]

اخلاق یک رویکرد بیرونی است مانند سایر آموزشها و مدارس مدرن که معلم در آن تدریس می کند. در حالی که دارما یک ایده آل کل نگرانه درون با معنای جامع است. دارما در لغت به معنای آن چیزی است که از ذات ذاتی ما حمایت می کند (خوشبختی همیشگی ؛ آناندا ؛ سعادت) و بنابراین ، این است که با پیروی از آن ، از سعادت همیشگی اطمینان پیدا می کنیم. هند که بهارات بود ، تا زمانی که “خوبها” در قدرت بودند ، بزرگترین تمدن بود زیرا در آن زمان رهبران از نظر اخلاقی آموزش و اداره داشتند.

اخلاق به عنوان اصول اخلاقی توصیف می شود که بر رفتار فرد یا انجام فعالیتی حاکم است. مترادف آن کد اخلاقی ، اخلاق ، اخلاق ، موضع اخلاقی / اصول / ارزش ها است. و اخلاق به معنای خوب ، درست ، صادقانه ، شایسته ، ایده آل قائم منصفانه قابل احترام است … فقط تأمل کنید ، این کلمات به چه معناست؟ کلمات مبهم و بی معنی هستند؛ آنها هیچ توضیحی درمورد اینکه چرا باید با اخلاق رفتار کنیم ، نمی دهند. آنها فاش نمی کنند که منظور آنها دقیقاً چیست و برای اخلاقی بودن چه کارهایی باید انجام شود!

یک تاریخ باستان ، تفاوت بین “خوب” ، “devata” ، “sur” در مقابل “مادی ، بد” ، “asur” را نشان می دهد. Devata و Asur رفتند تا از یک حکیم بزرگ در مورد خود بیاموزند. آنها مدت طولانی با او درس آموختند و سرانجام حکیم به آنها گفت ، “تو خود هستی هستی که در جستجوی آن هستی.“هر دو فکر کردند که بدن خود بودند آنها گفتند: “ما همه چیز به دست ما رسیده است ، و هر دو به نزد مردم خود بازگشتند و گفتند:” ما همه چیزهایی را كه می توان آموختیم آموخته ایم. بخور ، بنوش و خوشحال باش – فرهنگ غربی مدرن آسوری که الگوی ماست.

ماهیت اکثر ما جهل است. ما متقاعد شده ایم که خود ما هستیم و هیچ چیزی فراتر از ما نیست. ما هرگز بیشتر پرس و جو نمی کنیم ، ما کاملاً با این ایده که بدن به معنای خود است راضی هستیم.

خوب ، طبیعت ذهن سامسکارای خالص تری دارند. آنها همچنین ابتدا این اشتباه را مرتکب شدند که فکر کردند: “من این بدن هستم ، برهمن هستم ، بنابراین آن را محکم ، سالم ، لباس پوشیده و انواع لذتهای جسمی را به او بده.” اما ، در عرض چند روز ، Devata فهمید که این نمی تواند معنای استاد آنها باشد. باید چیزی بالاتر باشد “آقا ، آیا شما به من آموختید که این بدن خود من است؟ اگر چنین است ، می بینم همه بدن ها تغییر می کنند ، می میرند. خود نمی تواند تغییر کند ، بمیرد. حکیم گفت: “کشف کن؛ تو آن هستی. ” بنابراین ، Devata بارها و بارها دوباره برگشت و ابتدا به پرانا فکر کرد. سپس ذهن؛ اما با تأمل متوجه شد همه آنها همیشه در حال تغییر هستند. سیج هیچ جوابی نداد اما از آنها خواست تا تأمل کنند و به کار خود ادامه دهند. Devata بازگشت ، و ، در نهایت ، کشف کرد که او خود ، فراتر از بدن ، Prana ، ذهن است. پر از آناندا ، که ما به اشتباه به عنوان خوشبختی در این یا آن جستجو می کنیم.

اگر جوامع توسط آسور هدایت شوند ، آنها به راحتی آن آموزش ، علم ، فناوری را انتخاب می کنند که قدرت لذت بردن از احساس را افزایش می دهد!

آموزش مدرن هرگز نمی تواند خوب تولید کند صرفاً با آموزش این یا آن موضوع بدون اینکه آنها را در کارهای روزمره خود رشد قرار دهیم و به آنها اجازه دهیم یک جهان بینی سالم از کار و زندگی ما کشف کنند! آیا افراد خوب ، بااخلاق و دانشمندان بزرگ و رهبران اخلاقی ، ناگهان ، به طور تصادفی ، به طور معجزه آسایی در میان ما فرو می روند؟ یا آیا آنها صادقانه سعی کرده اند که در مدت زمان طولانی خوب باشند؟

ما می توانیم ایده های اخلاقی بودن را تنها با انجام کارهای روزمره خود رشد در بیدار کردن ویوک و بی خودی متصور شویم تا به طور مداوم ذهن خود را گسترش دهیم تا احساس وحدت با هر چه بیشتر داشته باشیم تا زمانی که یکپارچگی را با کل آفرینش احساس کنیم تا احساس تحقق کامل کنیم. پورنا-آناندا.

آموزشگاه غربی که ما در حال پیگیری هستیم هیچ برنامه ای برای ادغام اخلاق و اخلاقی بودن ندارد! ما می دانیم که فقط درصد بسیار کمی از افراد واقعاً اخلاق مدار خواهند بود و شناختن آن و سپس توانایی عمل صحیح به هیچ وجه آسان نیست. اولین قدم شناسایی افرادی است که واقعاً در تلاش برای اخلاقی بودن هستند ، پرورش آنها و ایجاد سیستم هایی برای اطمینان از قرار گرفتن آنها در مناصب رهبری.

فقط رهبران اخلاقی می توانند از نظر اخلاقی صلاحیت ایجاد فضای اخلاقی نهادی را داشته باشند ، یعنی سیستم ها ، آیین نامه های اخلاقی و اخلاقی ، رویه های عملیاتی مشخص ، که می توانند مردم را به اخلاق اخلاق ترغیب و تشویق کنند.

سیاست جدید آموزش و پرورش و برنامه ریزی برای تولید Karma-yogis باید یک دوره و زمان منظم را ارائه دهد تا در اخلاقیات روزمره منعکس و تثبیت شود. و روش های ارزیابی برای تمایز بین “خوب” ، “مطمئن، که باید رهبران ، معلمان و مربیان جوامع باشند زیرا آنها به تنهایی می توانند ما را به سمت بالاترین و بهترین هدف و هدف زندگی سوق دهند.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>