آیا می توانید بر پشیمانی خود غلبه کنید و خوب زندگی کنید؟

[ad_1]

شرم ، گناه و حسرت اگر به موقع برطرف نشود ، می تواند از کنترل خارج شود و منجر به مسائل عمیق روانشناختی شود.

در یک داستان کوتاه زیبا “کاکتوس”، او هنری درباره نوعی احساس گناه و پشیمانی می نویسد که می تواند کسی را فلج کند ، مخصوصاً وقتی که از غرور و استکبار شخصی ناشی شود.

تازه از حضور در عروسی معشوقش با یک مرد دیگر ، تریسدیل در حال اشتراک یک نوشیدنی با دوست خود ، برادر عروس که از آمریکای جنوبی آمده است ، در مورد اینکه چرا و چرا او را از دست داده است ، فکر می کند. آنها هرگز قبل از جدا شدن از یکدیگر جنگ نکرده بودند. یک شب به خصوص عاشقانه ، که تحسین محبوبش را تحریک می کرد ، trysdale به او اجازه داد باور کند که او به زبان اسپانیایی عالی صحبت می کند (دروغ!) این نیز شبی بود که از او خواست با او ازدواج کند. او قول داد در یک روز پاسخ دهد. صبح روز بعد ، تریسدیل از او کاکتوسی را در یک ظرف سفالی قرمز با برچسب نامی با صدای خارجی دریافت کرد. با دریافت هیچ پیام دیگری و بسیار مغرور و بیهوده برای جستجوی او ، تریسدیل این را به عنوان امتناع در نظر گرفت. آنها چند روز بعد در یک مهمانی ملاقات کردند. او امیدوارانه به او نگاه کرد و هیچ پاسخی دریافت نکرد ، “به برف و یخ تبدیل شد.” اینگونه تقسیم شدند.

اکنون در حال حاضر ، برادر عروس به کاکتوس اشاره می کند و از تریسدیل می پرسد که آن را از کجا آورده است. غرق در افکار پشیمانانه خود ، تریسدیل می گوید که یکی از دوستانش آن را به او هدیه داده است. سپس برادر ضربه را وارد می کند! او به طور معمول ذکر می کند که این کاکتوس در آمریکای جنوبی رایج بوده است و نام اسپانیایی روی برچسب – “Ventomarme” – در انگلیسی به معنی “بیا و من را ببر”.

من حتی نمی توانم عمق حسرت و اندوه را تصور کنم که تریدسدیل باید با این افشاگری فرو رفته باشد! مغرور و خودخواه ، او توانست زندگی خود را نابود کند زیرا نمی توانست آنقدر خم شود و از معشوق خود بپرسد که چرا او به او پاسخ نداده است. و البته این بیهودگی بود که باعث شد او به او نگوید که او هیچ اسپانیایی بلد نیست. او با آن یک دروغ سفید ، آینده اش را با او به خاک سپرد.

اما آیا فقط تقصیر تیزدیل بود؟ زن چطور؟ آیا او به همان اندازه مقصر نبود؟ چنان پرستش و پرستش ، چنان مایل است که بهترین مرد خود را باور کند و او را بر روی پایه قرار دهد – و با این حال ، چنان پر از پوچ و خودبزرگ بینی است که حتی از او نپرسید که چرا به پیام او پاسخ نداده است؟ چرا او حتی یک بار فکر نکرد که شاید او پیام ظریف او با کاکتوس را درک نکرده باشد؟ با این صفات ، هر دو چشم انداز خود را کاملاً خراب کردند ، احتمالاً منجر به یک عمر گناه و پشیمانی شد …

تفاوت بین شرم ، گناه و پشیمانی!

همه ما بعضی اوقات این احساسات ناتوان کننده را تجربه کرده ایم. آیا می دانید تفاوت بین شرم ، گناه و حسرت چیست؟ شرم آن چیزی است که شما نسبت به خود و چگونگی ظاهر شدن برای دیگران احساس می کنید. این ممکن است با هر عملی همراه باشد یا نباشد. گناه ناشی از عمل یا حتی فکر کردن درباره عملی است و متضمن مسئولیت صدمه ای است که ممکن است به شخص دیگری وارد کرده باشید. گناه می تواند بهترین ها را در بین ما خرد کند. پشیمانی “پسر عموی ضعیف گناه” خوانده شده است – این اغلب به دلیل شرایط خارج از کنترل شما در آن لحظه است.

همه این احساسات برای گذشته قابل استفاده است و با این احساس غالب همراه است که شما نمی توانید هر اتفاقی را خنثی کنید. مقصر بودن و پشیمانی احساساتی سخت برای مقابله هستند. می توانید از دست دادن فرصتی که از دست داده اید پشیمان شوید ، یا از سخنان تند خود به دیگری پشیمان شوید ، یا از عملی که به دیگری آسیب رسانده پشیمان شوید.

میزان پشیمانی بستگی به این دارد که این اقدام عملی عمدی بوده است یا غیر ارادی – یا حتی نمونه ای که باید اقدام می کردید و این کار را نکرده اید. یا اینکه این اقدام یا بی عملی که باعث پشیمانی می شود تحت کنترل شما بوده است یا خیر. حتی گاهی می توانید از کاری که از روی نیکی قلب خود انجام داده اید پشیمان شوید. در مورد دیگران چیزی که حاصل احساس غم انگیز غرورآفرینی یا خودخواهی بود ، مانند تریسدیل و محبوب او در داستان بالا.

روانگردان ها احساس گناه نمی کنند!

اما برای احساس پشیمانی به وجدان و میزان آسیب پذیری خاصی نیاز دارید که به شما امکان همدلی با دیگران را بدهد. این خود خبر خوبی است. اکثر قاتلان و جنایتکاران روانگردان قادر به پشیمانی از عملکرد خود نیستند زیرا فاقد همدلی هستند. در حقیقت آنها در نهایت از عمل صدمه زدن به دیگران لذت می برند. معروف است که قاتلان زنجیره ای یادگاری دارند که هیجان قتل را به آنها یادآوری می کند. با این حال اجازه دهید به مثالهای افراطی نپردازیم و به چیزهایی که مردم عادی پشیمان هستند ، پایبند باشیم.

تو چطور؟ از چه پشیمانی؟

در اینجا برخی از پشیمانی های رایج مردم را مشاهده می کنید –

زندگی نکردن در زندگی که واقعاً می خواهید زندگی کنید یا با شخصی که می خواستید با او زندگی کنید
رها کردن یک شغل عالی یا یک فرصت شخصی
قطع رابطه با همسر یا خانواده.
مراقب سلامتی خود نیستید
صرف وقت بیش از حد برای کار به هزینه خانواده
نبودن در مواقع مورد نیاز دوستان یا خانواده
ایستاده نیستید / برای خود صحبت نمی کنید
به عزیزان نگفته اید که چقدر از آنها مراقبت می کنید

تعادل در احساس گناه و حسرت مهم است قبل از اینکه اینها شادی و انگیزه شما را از بین ببرند و شما را به مکانی تاریک ببرند. برای غلبه بر احساس گناه یا حسرت ، اولاً پذیرفتن پشیمانی مهم است. ابراز پشیمانی احساسات را فرو می نشاند بطری نگه داشتن آن بیشتر از فواید ضرر دارد. همچنین مهم است که درک کنیم هر یک از این احساسات به یک دلیل وجود دارد – برای شما یک درس برای آینده است. آن را درونی کنید و ادامه دهید.

همه با گناه و پشیمانی دست و پنجه نرم می کنند – آنچه مهم است نحوه برخورد با آن است. فکر می کنید تریسدیل توانست بر حسرت عمیق خود غلبه کند و به زندگی شادی ادامه دهد؟ آیا این به او آموخته است كه هرگز دروغ نگوید و نگذارد غرور و خودخواهی مانع خوشبختی شود؟ معشوقش چطور؟ آیا او هرگز فهمید که واقعاً چه اشتباهی رخ داده است؟



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>