آیا شما برای رابطه جنسی مورد استفاده قرار می گیرید


من چند ماهی بود که با یک پسر قرار گذاشته بودم ، وقتی یک شب که داشتیم می خندیدیم و از پله های خانه ام می دویدیم ، او از پشت به لب من زد و به شوخی گفت: “بیا ، بگذار کمی بیشتر از تو استفاده کنم” !! آه خدای من! زمان یخ زد ، من یخ زدم ، او یخ زد. شوخی یا بدون شوخی ، هر سلول در بدن من با دهها سال توانمندسازی زنان ، حقوق زنان ، زن ستیزی و غیره پاسخ داد و من جلوی آن را گرفتم. نفس عمیقی کشیدم و سپس چیزی در آن کسر لحظه ، در مغز من تغییر مکان داد. محکم برگشتم ، دستانم را روی شانه هایش گذاشتم ، چشم او را به کره چشم نگاه کردم و گفتم ، “بیایید یک چیز را مستقیم بگیریم ، تو از من استفاده نمی کنی ، من از تو استفاده می کنم”. و من لبخند زدم ، برگشتم ، پله ها را بالا زدم و گفتم ، “بیا”. او در آنجا کاملاً گیج و سرگشته در صرافی ایستاد و گفت: “وای! این وحشیانه بود “. اکنون ، من می دانم که او یک فرد واقعاً فوق العاده است و واقعاً هرگز قصد نداشته است که مانند گذشته ظاهر شود. اما خواه این الکل باشد ، لحظه خوشحالی وقتی او مرا در حال قدم زدن در بالای پله ها بود یا یک ظرافت ظریف ، واقعیت این است که من می توانستم خیلی متفاوت پاسخ دهم. من شاید می توانستم هیستریک شوم ، سیلی بزنم ، او را ببندم ، اشکهایم را بشکافم ، شوک ببینم و غیره ، اما اگر فقط به خودت اجازه دهی خودت را چنین ببینی ، فقط یک “قربانی” هستی.

چند دهه برنامه ریزی به ما می گوید که رابطه جنسی برای یک مرد مجرد اشکالی ندارد ، اما یک زن باید بکر بودن خود را گرامی بدارد. به ما اغلب گفته می شود که مردان از زن برای رابطه جنسی استفاده می کنند ، گویی که زنان از عمل جنسی به طور یکسان لذت نمی برند. چرا وقتی یک زن و شوهر قلاب می شوند ، یک پسر به طور کلاسیک گلزنی می کند ، و یک دختر به عنوان کسی که هدف بوده است؟ رابطه جنسی طبیعی ترین عمل است ، یک نیاز جسمی برای هر دو جنس است ، اما ما آن را با شرم ، گناه ، بی اخلاقی مرتبط می دانیم و به هر جنبه ای از داشتن جنسیت نسبت به فعالیت ، قضاوت می کنیم. حتی خودارضایی ، که فقط شما از خود لذت می برید ، دانه های ریشه ای بی اخلاقی ریشه دار در آن دارد. چرا ما جلوی احساس خوب یا برابر بودن افراد را در مورد امری طبیعی ، ضروری و لذت بخش می گیریم؟ اگر این کار با رضایت انجام شود ، قانونی و متقابل است چرا باید این بلوک های عظیم ذهنی وجود داشته باشد؟ و قسمت عجیب این است که عمدتاً افرادی که رابطه جنسی برقرار کرده اند و کسانی که از رابطه جنسی لذت می برند دیگران را به دلیل لذت بردن از آن قضاوت می کنند. چرا؟ زیرا ما مشروط به انجام چنین کاری هستیم. رابطه جنسی قبل از ازدواج چند دهه پیش بسیار تابو بود و زندگی مشترک یک گناه بزرگ محسوب می شد. چیزهای زیادی تغییر کرده و تغییر می کند ، و باید با تغییر آنها نحوه درک نقش و حقوق زنان و مردان و از این رو خود را تغییر دهیم. زنان همیشه انتخابی برای نه گفتن دارند ، مردان نیز چنین می کنند. مردان حق داشتن رابطه جنسی بی معنی یا روابط معنادار را دارند و زنان نیز چنین هستند. برای یادآوری ، حادثه ای که من این ستون را با آن شروع کردم ، به یک رابطه بسیار عمیق و زیبا تبدیل شد و هرچند مسافتی را طی نکرد که ما تا به امروز به عنوان بزرگترین دوست باقی مانده ایم.

1. من یک دختر 26 ساله و مجرد هستم که در بمبئی به تنهایی زندگی می کنم. من دو رابطه ناموفق داشته ام و در هر دو مورد ، دوست پسرهای من می خواستند رابطه جنسی برقرار کنند و من راحت نیستم که بدون تعهد در روابط فیزیکی افراط کنم. دوست دخترانم به من می گویند که من مد روز هستم و دو مرد شگفت انگیز را از دست دادم چون خنده دار و سرحال عمل می کردم. شما پیشنهاد می کنید چه کار کنم؟ آیا رابطه بدون درگیر شدن رابطه جنسی امکان پذیر نیست؟

روزگار تغییر کرده است و به طور کلی ، برای پسری در اواخر 20 سالگی بسیار دشوار است که بدون صمیمیت در یک رابطه باشد. شما باید تعهد را تعریف کنید. اگر این به معنای ازدواج است ، پس به دنبال یک ازدواج تنظیم شده بروید ، اگر این به معنای قرار ملاقات مستمر است ، منصفانه است که چند ماه با کسی ملاقات کنید تا مطمئن شوید آیا آنها را دوست دارید تا در یک رابطه طولانی مدت باشند. همچنین ، رابطه جنسی برای بسیاری از زوج ها نقش بسیار حیاتی دارد ، بنابراین آزمایش سازگاری جنسی برای بسیاری از کسانی که قبل از شروع تعهدات رسمی خود قرار ملاقات را انتخاب می کنند ، مهم است.

2. من 49 ساله هستم. اخیراً همسرم را به دلیل سرطان از دست دادم. او نبرد طولانی با بیماری را تحمل کرد و ما هر دو با آن مبارزه کردیم تا اینکه تسلیم شد. الان چند ماه است که می گذرد. همانطور که فرزندانم از من حمایت کرده اند و مرا ترغیب کرده اند که قدم بردارم و دوستان جدیدی پیدا کنم ، یک همراه پیدا کنم ، احساس گناه می کنم با این فکر که شخص دیگری را وارد زندگی ام می کنم. این تقریباً احساس خیانت به همسرم است. شاید افکار من از رده خارج شده باشد ، اما آیا می توان در این مرحله از زندگی که از نظر روحی تا حد بسیار زیادی فرسوده شده ام ، یک همراه پیدا کنم؟

طبق روش Kubler Ross 5 مرحله ضرر ، انکار ، خشم ، اندوه ، چانه زنی و پذیرش وجود دارد و برای بهبودی کامل باید از هر یک عبور کنید. منصفانه نیست که شما یا شریکی که ملاقات می کنید ناآرامی های بزرگی را نشان دهد. با این حال ، داشتن رابطه بازگشتی یا تکیه بر کسی برای بارگیری ، ناراحتی ، درک خود و آهسته و پیوسته کنار آمدن با واقعیت های جدید ، غیر طبیعی نیست. همانطور که تمام تلاش خود را انجام دادید و او را تا آخر دوست داشتید باید آزاد باشید. بعد از این ، این سفر شماست و شما باید از آنچه این سیاره ارائه می دهد ، چه با یک همراه دیگر باشد و چه بدون آن ، نهایت استفاده را ببرید. شما می دانید که چه زمانی آماده هستید ، و هیچ ضرر ، شرم و گناهی در مورد آن وجود ندارد. شما به جز خود خودتان به کسی آسیب نمی رسانید.

3. من عاشق حیوانات خانگی هستم و در بخش عمده ای از زندگی 30 ساله خودم حداقل یک سگ در خانه داشته ام. پدر و مادر من مرا با مردی نامزد کردند که از دیدن حیوانات در خانه متنفر است. این یک مسابقه ترتیب داده شده با پسر یک دوست خانوادگی است. فکر کردم او آنقدر مرا دیده است که بداند من نمی توانم بدون سگها و پرندگانم در اطرافم زندگی کنم. اگر من از ایده داشتن حیوانات خانگی در خانه دست بردارم ، او در شکستن نامزدی ما پافشاری می کند. پدر و مادرم هم طرف او هستند. من نمی دانم چه کاری باید انجام دهم … لطفا راهنمایی کنید.

هنگامی که به جلو می روید ، یک مجموعه یا نقش و مسئولیت عظیمی بر عهده خواهید داشت ، از جمله داشتن فرزندان خود. اگر پسر فوق العاده ای است ، منصفانه است که شاید انزجار او را درک کند و آن را حل کند. شما همیشه می توانید از حیوانات خانگی خود در خانه والدین خود دیدن کنید. با این حال ، اگر نمی توانید زندگی بدون حیوانات خانگی را کام بکشید ، بهتر است با او و پتوبیا خداحافظی کنید.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>