آیا این چیزی بیشتر از یک داستان غیرمنتظره بود؟ ببینیم چی بود؟


یک داستان واقعی از افراد واقعی که شامل شخصیت های عالی رتبه ای می شوند که با سهام انفجاری بالا بازی می کنند.

ابتدا بگذارید ببینیم چه کسانی از افراد رده اول در این پروژه پرمخاطب شرکت داشتند.

حداقل 6 مورد از آنها وجود داشت که باید ذکر شوند. تعداد بسیاری دیگر وجود داشت اما ما فضایی برای درج آنها نخواهیم داشت.

آنها بودند:

Zulfiquar Ali Bhutto ، مدیر ارشد حقوق مارشال پاکستان ، تازه در پایان جنگ بسیار سمی هند پاکستان در 1971 منصوب شد.

شیخ مجیبور رحمان ، پدر ملت بنگلادش که به تازگی تاجگذاری کرده است ، که هنوز در زندان راولپندی در زندان بود و در حال اجرای حکم اعدام دادگاه نظامی پاکستان بود.

بیگم لیلا حسین ، همسر مظفر حسین در آن زمان دبیر ارشد دولت پاکستان شرقی ، داکا ؛

سانکران نایر ، سرپرست اداره اطلاعات خارجی هند RAW یا بال تحقیق و تجزیه و تحلیل دبیرخانه هیئت دولت ،
دولت هند ؛

دورگا پراساد دار ، رئیس برنامه ریزی سیاست های وزارت
وزارت امور خارجه ، دولت هند و سرانجام شما واقعاً ساسانکا اس بانرجی ، یک افسر ارشد سیاسی در دبیرخانه کابینه ، دولت هند.

آنچه در مرحله بعدی قرار گرفت ، به ترتیب اولویت ها ، دستورالعمل ها یا دستور نبرد بود که توسط استاد سیاسی یعنی نخست وزیر ایندیرا گاندی به نخست وزیر ژنرال سام منک شاو به نیروهای مسلح هند منتقل شد و بعداً به درجه مارشال ارتقا یافت .

برای نخست وزیر ایندیرا گاندی در محاسبات بسیار مهم بود که جنگ باید کوتاه باشد ، تا آنجا که ممکن است کوتاه باشد ، این یک جنگ متعارف محدود خواهد بود ، حداکثر تعداد اسیران جنگی (اسیر) را انتخاب کنید. این باید یک جنگ تمام عیار باشد ، بدون هیچ وجه و اما ، بدون نتیجه قاطع.

سرانجام هند آرزوی دستیابی به چه چیزی را داشت.

هند مطابق خواسته های نخست وزیر ، مراسم تسلیم نیروهای مسلح پاکستان را تأمین کرد. 93000 سرباز به عنوان اسیران جنگی (اسیر) گرفته شدند که شکست کامل پاکستان را در جنگ 1971 از دست فرماندهی مشترک مهر و موم می کنند
نیروهای مسلح هند و مجیب باهینی یا میترو باهینی. مراسم تسلیم در 16 دسامبر 1971 دقیقاً ساعت 16.31 ساعت به وقت استاندارد هند در Romna Maidan امضا شد ، داکا دومین مراسم تسلیم قرن بیستم پس از مراسم تسلیم پس از شکست ژاپن بود
یک نیروی محوری در جنگ جهانی دوم به دست فرمانده معظم فرمانده متفقین ژنرال داگلاس مک آرتور.

ظهور بنگلادش به عنوان یک کشور مستقل مستقل ، آرزویی بود که برای مردم بنگلادش محقق شد.

بهترین ساعت هند بود.

دورگا پرشاد دار من را به عنوان افسر وظیفه ویژه منصوب کرد
رسیدگی به ظریف ظریف رسیدگی.

یک روز در سال 1972 ، دور زدن کانال های دیوان سالاری ، وزیر امور خارجه Dhar Dhar به من پیغام داد و مستقیماً از من خواست که با لیلا حسین دیدار کنم و یک پوشش بسته ارائه دهم و به او اطلاع داد که همسرش مظفر حسین حال خوبی دارد و در محل اقامت وزیر خارجه اقامت دارد و تحت نظر او است. بعد از خیلی خوب به زودی ما دوستان خوبی شدیم و در مورد روابط هند و پاکستان و امور جهانی بحثهای بی پایان داشتیم.

در همین حال خبر با ناگهانی حیرت انگیزی منتشر شد مبنی بر اینکه زولفی کوار علی بوتو که بین نیویورک (سازمان ملل) و واشنگتن دی سی (رئیس جمهور ریچارد نیکسون) رفت و آمد می کرد و در بازگشت به خانه از لندن عبور می کرد تا زمام قدرت را از ژنرال یحیی خان بدست بگیرد ، دیکتاتور نظامی پاکستان. این یک خبر حیاتی برای هند بود زیرا بوتو قرار بود به عنوان مدیر ارشد قانون مارشال پاکستان مسئولیت را به عهده بگیرد و بنابراین کسی خواهد بود که در دست او خواهد بود
به سرنوشت مجیبور رحمان که هنوز در بازداشت نظامی بود ، دروغ بگوید
راولپندی در هند این نگرانی عمیق وجود داشت. دولت با نگرانی های زیر روبرو بود.

آیا مجیب را به خیانت اعدام می کردند؟ یا اینکه وی به دلیل مصلحت سیاسی آزاد شد ، اگرچه در دادگاه نظامی در پاکستان به مجازات اعدام با حلق آویز محکوم شده بود؟

همه ما کاملاً آگاه بودیم که پاکستان در حال وزنه زدن است اگر زنده یاد مجیب الرحمان مفیدتر از مرده مجیبور رحمان باشد.

حال س theال این بود: چگونه می توان به تفکر درونی بوتو در مورد آینده نزدیک مجیبور رحمان پی برد. کانال های زیادی توسط سرویس های امنیتی هند با استقرار پست های گوش دادن به سراسر مراکز اصلی قدرت در GHQ در راولپندی باز شد.

در همین حال K Sankaran Nair ، سرپرست سرپرست RAW ، ایده ای منحصر به فرد ارائه داد. چرا لیلا حسین را ترغیب نمی کنیم که موضوع آزادی مجیب را با درایت با بوتو مطرح کند. این می تواند در لندن در راه بازگشت از ایالات متحده به خانه انجام شود. نایر دانش حرفه ای داشت که Zulfiquar Ali و لیلا حسین از دوستان صمیمی قدیمی بودند که از نزدیک در
محافل کمیاب جامعه عالی پاکستان. اگر کسی بخواهد ، فقط او بود که می توانست. چرا؟ شوهر لیلا مظفر حسین ، تا همین اواخر ، دبیر ارشد دولت پاکستان شرقی. یک اسیر در دهلی نو بود و او نزد DP Dhar وزیر امور خارجه اقامت داشت.

از آنجا که من اکنون به عنوان افسر وظیفه ویژه (OSD) مشغول همکاری نزدیک با لیلا حسین (LH) بودم ، وظیفه تنظیم تدارکات به من داده شد. من با خوشحالی جلو رفتم و این قسمت را بازی کردم. LH از مأموریتی که به او محول شده بود بسیار هیجان زده بود به طوری که برای ضبط این واقعه دستگاهی با اشکال همراه خود آورد.

قسمت عملیاتی بدون سر و صدا زیاد با موفقیت به حرکت درآمد.

پس از ورود ZA Bhutto به Alcock و Brown Suite ، اتاق VIP VIP آن روزها در فرودگاه هیترو ، Zulfiquar Bhutto و Laila Hussain بلافاصله گرد هم آمدند و به عنوان دوستان قدیمی ملاقات کردند و در مورد موضوعات مورد علاقه مشترک صحبت کردند. VIP VIP در آنجا افراد بسیار کمی داشت. لیلا موضوع بحث را در مورد جنگ هند و پاکستان ، 93000POWs و
شوهرش مظفر که در هند اسیر جنگی بود و غیره وی اظهار داشت که آزادی شوهرش و آزادی اسرا می تواند با هم ترکیب شود تا پرونده پاکستان را بسیار قویتر کند.

بوتو در جذب سریع بود. وی مظنون شد كه “استادان هند” به وی خانم “ایندیرا گاندی” (بدون نام بردن از وی) برای او صحبت كرده اند تا درباره اسیرانی كه با پرونده شوهرش برای آزادی هماهنگ نبود صحبت كند. هرچه بحث پیش می رفت ، بوتو با پیشنهادی انفجاری روبرو شد و لیلا را بیهوش کرد. به نقل از ZA Bhutto به گفته خودش: “شما می توانید به استادان خود در دهلی اطلاع دهید که پس از تصدی مسئولیت CMLA ، من مجیبور را آزاد می کنم
مدت زیادی از آن گذشته رحمان نگذشته است. آنچه در ازای آن می خواهم ، به موقع از طریق مجاری دیگر به او می گویم. حالا می توانی بروی. ” جلسه ناگهانی به طول انجامید.

این خبر فوری هیجان انگیز از طریق سریعترین کانالهای دیپلماتیک موجود توسط من به دهلی ابلاغ شد. بازی انتظار بلافاصله شروع شد. وقتی خبر به میز خانم ایندیرا گاندی در دفتر وی در بلوک جنوبی رسید ، واکنش او محتاطانه بود “بگذار صبر کنیم ببینیم”.

درست به گفته های او ، بوتو در 7 ژانویه 1972 مجیبور رحمان را از زندان میانوالی آزاد كرد. وی در 9 ژانویه 1972 در راه دهلی نو به داكا رسید و مجیب در 12 ژانویه 1972 به عنوان نخست وزیر بنگلادش بر عهده گرفت.

نخست وزیر ایندیرا گاندی با یک حسن نیت بازگشت ، بدون قید و شرط همه 93000 سرباز و غیرنظامی از جمله مظفر حسین شوهر لیلا حسین را آزاد کرد. به مناسبت توافق نامه شیملا در 2 ژوئیه 1972 امضا شد و محل برگزاری آن شیملا بود. یکی از حضورهای قابل توجه ، بی نظیر بوتو ، دختر ذولفی کوارعلی بود که قرار بود بعداً نخست وزیر پاکستان شود.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>