آیا اینها قرار است به کالاهای کمیاب در کشور تبدیل شوند و حقیقت یک تلفات باشد؟

[ad_1]

من یک دانشگاهی مسن هستم. من نمایش های کونال کامرا را هرگز ندیده ام و احتمالاً هرگز نخواهم دید. کمرا هنوز هم کمتر مقاله های مهم من را می خواند. اما بگذارید امروز برای سلام و احترام به مرد دراز کنم.

این بدون اشاره به اتهاماتی است كه وی در دیوان عالی كشور با آن روبرو می شود ، یا قضاوتی كه قضات فرهیخته می توانند انجام دهند. تمام تصمیمات دادگاه شایسته احترام عمیق هستند. اما اظهارنامه کامرا در این مورد مانند یک مقاله ، بیشتر شبیه یک مقاله یا وبلاگ خوانده نمی شود. این ارتباط اجتماعی گسترده تری به سند می دهد. این مسئله حقوقی ابعادی انسانی پیدا می کند که هر شهروند غیر روحانی می تواند آن را درک کند.

دو نکته کامرا به ویژه برجسته است. نخست ، وی فرهنگ رو به رشد عدم تحمل را محکوم می کند ، جایی که “جرم گرفتن” به “یک حق اساسی” و “یک ورزش ملی داخل سالن” تبدیل می شود. (چرا “داخلی”؟ به خیابانها حمله می كند.) این تشخیص توسط بالاترین مقام تأیید می شود: نخست وزیر ، قبیله آندولانژوی ها ، معترضان حرفه ای و همزنان را به یغما برد.

نخست وزیر آنها را در میان کشاورزان ، وکلا ، کارگران و دانشجویان می یابد. اما آنها صحنه های بی شماری دیگر را اشغال می کنند. آنها توهین های ناآرام به ایمان ، قبیله یا منطقه را با حساسیتی که در واکنش خشونت آمیز آنها مشخص نیست ، بو می کنند. آنها با مسائلی تحریک می شوند که اکثر گروه خودشان را بی احساس نگه می دارد. غیرت آنها به موارد شخصی مانند غذا و لباس ، زوج هایی که در سراسر آیین ها ازدواج می کنند یا جوانان عاشق می شوند ، می پردازد.

این دسته از اعتراضات اخیر ، كه نخست وزیر استناد نكرد ، منجر به آزار و شكنجه و رنج انسانها و در سطح مبارزات انتخاباتی به بزرگترین آسیب به زندگی و دارایی مدنی می شود. اما مخرب ترین اثر ایجاد شکاف های عمیق در جامعه است. این گسیختگی طراحی شده در جامعه ، قرار دادن شهروندان در برابر شهروندان ، در آستانه اوج گرفتن یک طرح نفسگیر برای ثبت نام “داوطلبان سایبری” برای گزارش پست های “ضد ملی” در رسانه های اجتماعی است. چه مدت قبل از اینکه تمرین به صحبت ، از جمله مکالمه خصوصی گسترش یابد؟

چه جامعه ای شهروندان خصوصی ، حتی دوستان یا بستگان را تعیین می کند تا از یکدیگر جاسوسی کنند؟ چه نوع رژیمی را با چنین شیوه هایی مرتبط می دانیم؟ دولت هند فاقد مکانیسم های نظارتی است که توسط یک ارتش داوطلب از ترول ها کمک می شود. هدف از این طرح جدید چه می تواند باشد؟ مبادلات اساسی انسانی ، اجتماعی و اجتماعی ما چگونه از این حمله جان سالم به در خواهند برد؟ ما از کمبود اعتماد در جامعه و سیاست خود ابراز تأسف می کنیم. آیا اکنون این بی اعتمادی به فضای خصوصی ما حمله خواهد کرد؟

حتی کامرا هم ممکن است این را بدون شوخی پیدا کند. با این وجود بحث جدی درمورد موضوعات عمومی به همان اندازه محرمانه است. افرادی هستند که از طرف جامعه منصوب شده اند تا چنین تحلیلی را با دلسوزی و فارغ از فشارهای منصب و منافع انجام دهند. آنها را دانشمندان و دانشمندان می نامند. آنها دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی را پر می کنند. امروز این افراد تمرین رایگان پیگیری خود را در معرض خطر قرار می دهند.

یک دستور اخیر دستور می دهد که هر نهادی باید موضوع و لیست شرکت کنندگان در هر کنفرانس بین المللی آنلاین را با دولت اتحادیه پاک کند ، به ویژه اگر مربوط به “مسائل داخلی” هند باشد ، همانطور که از برخی معنا یا موارد دیگر معمولاً این امر انجام می شود. دولت اتحادیه ، مانند بسیاری از ایالات ، مجوزهای مقدماتی آکادمیک را اجرا می کند ، و گاهی اوقات بر روی محتوای آن تأثیر می گذارد. اعضای هیئت علمی IIT برای نوشتن “خجالت کشیدن” این مituteسسه در برابر دولت نباید چیزی بنویسند یا بگویند.

و به طرز فاجعه باری برای سیاستگذاری ، سنت پر افتخار هند در زمینه سوابق آماری به خطر می افتد: گزارش از معتبرترین موسسات می تواند به تأخیر بیفتد ، دوباره کار شود ، یا به سادگی متوقف شود. رئیس کمیسیون ملی آمار پس از سرکوب گزارش استعفا داد – زیرا ، وی گفت ، “یافته های آن با روایتی که دولت بیان می کند مطابقت ندارد”.

پس چگونه هند می تواند با حقیقت درگیر شود ، یا حتی در عبارت گاندی با آن تجربه کند؟ آیا ما باید به داستانهای پوچ پسا-حقیقت – که بسیار جذاب تر از واقعیت ، غرق در مورد تصور عمومی است – بسنده کنیم؟

از این رو جویندگان حقیقت به شوخی متوسل می شوند. این دومین نکته ای است که می توان از کمرا گرفت. شوخی ها ، مانند تبلیغات پس از واقعیت ، متعلق به آنچه او “اقتصاد توجه” می نامد است: هرچه بیشتر به آنها توجه شود ، معتبرتر می شوند. اما تبلیغات از بالا به پایین به مردم تحمیل می شود: در برخی مواقع ، به بررسی واقعیت تجربه مشترک می پردازد. برعکس ، جوک ها همان بررسی واقعیت است: آنها از تخیل محبوب از پایین بالا می روند.

آنها زمینه اعتراضات مردم علیه “جمهوری های خلق” امپراتوری شوروی را تشکیل دادند ، نوعی ادبیات مقاومت پراکنده. به همان اندازه در صربستان پس از شوروی ، شوخ طبعی سلاح اصلی بدون خشونت علیه میلوسویچ استبداد بود.

ریشخند ریشه در انسانیت مشترک دارد. این بشریت شهروندان بی نام و انتقاد ساکت و اغلب ناخواسته از جامعه را تشکیل می دهد. از آنجا که توده ها را تزریق می کند ، خاموش کردن آن تقریباً غیرممکن است. این مانع از تلاش قدرتمندان برای این کار نمی شود. این الگوی در تاریخ اخیر ما جریان دارد ، از جنبش های جمعی که ملت را به لرزه درآورد تا خرده فروشی های شرعین لینچ.

شعری از تاگور بیان می کند چه اتفاقی می افتد بعد از اینکه شیوا مدیتیشن ، که توسط خدای عشق مادانا آشفته شده بود ، سوزاندن دومی را ایجاد کرد: “ای سانیاسی (کلمه تاگور) ، چه کاری انجام داده ای؟ با از بین بردن خدای عشق ، خاکستر او را در سراسر جهان پراکنده کرده اید! ‘ روح او اکنون در همه جا حکمرانی می کند: فراری از او نیست.

تاگور نمی گوید که شیوا چگونه به این اقدام ناخواسته خود واکنش نشان داد. بدون شک او به مراقبه خود بازگشت. اما خدایان کوچک انسان ، دست نخورده از آن موج عشق و انسانیت ، ممکن است در آنجا زمینه های تازه ای برای نفرت و آزار و اذیت پیدا کنند.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>