آیا اتفاقی بود؟

[ad_1]

محتوای ارسال نامه شما تصمیمی است که کاملاً به عهده شما نیست. این به موقعیت ، شرایط ، روحیه ، خوشبختی ، عذاب و شادی شما بستگی دارد. بسیاری از نویسندگانی که اقدام به رمان می کنند ، چنان درگیر داستان و شخصیت های آن شده اند که این شخصیت ها به خانواده بزرگ آنها تبدیل می شوند. آنها با آنها از خواب بیدار می شوند ، با آنها به پیاده روی می روند ، آنقدر با آنها به دستشویی می روند كه حتی روی گلدان می اندیشند و به آنها فکر می كنند.

ممکن است تند و زننده به نظر برسد اما حقیقت ماجرا این است که اکثر نویسندگان در حالی که روی دیگ نشسته اند در بهترین خلاقیت هستند. برخی شعر می نویسند ، برخی سعی در داستان پردازی دارند در حالی که برخی هنر خود را برای افزودن زینگ و شوخ طبعی در هنگام آراستن این تاج و تخت سلطنتی کشف می کنند.

واقعیت همچنان باقی است ، وقتی شوخ طبعی را در نوشته های خود بگنجانید ، خوانندگان را با جابجایی به مکانی که انتظار رفتن به آنجا را ندارند درگیر می کنید زیرا تنها با انتخاب موقعیت های جالب و کلمات لبخند گسترده ای بر لب های آنها ایجاد می کند. و یک خواننده خندان ، خواننده ای است که هرگز داستان شما را وسط نمی گذارد.

یکی از این داستان های جالب به دوران ازدواج من برمی گردد که در 22 مارس 1998 در آمریتسار برگزار شد. این یک عروسی بزرگ پنجابی چربی بزرگ آبی بود. در حالی که مراسم شاگون در چمنزارهای مجلل و مجلل کاخ سفید برگزار می شد ، ازدواج در چمنزارهای مجلل و باشکوه کاخ لخا برنامه ریزی شده بود. در روز ازدواج ، پس از تشریفات اولیه Sehra bandi ، همانطور که در پس زمینه شهنای خوش آهنگ پخش می شد ، تمام خانواده منتظر اسب سفید سفید بودند [ aka ghodi] برای شما واقعا تزئین شده است.

مرد قدي به تأخير افتاد و پدر من به عنوان يك تنظيم شديد انتظامي به من دستور داد كه با در نظر گرفتن ماشين به عنوان شيفتي خود در اتومبيل ما بنشينم.

هنگامی که کاروان اتومبیل ها به خانه لخا می رسیدند ، تزئینات گل تحسین برانگیز ، زیبا و نفس گیر من را به عنوان یک پادشاه سلطنتی احساس می کرد. به نظر می رسید انگار که با گلبرگهای گل سرخ از هر گوشه و گوشه ای می ریزم ، در پادشاهی خود پیش می روم. برای اضافه کردن به لذت ، تعداد دلنشین دوران بی انتها – Bahaaro phool barsao mera mehboob aaya – در پس زمینه بازی می کرد. من احساس می کردم هر اینچ پادشاه در مأموریتی برای دیدار با ملکه ام است.

اما همانطور که می گویند همه چیزهای خوب باید به پایان برسد ، چون این باهارو مه محبوب بود که می خواست روبان را برش دهد ، چند نفر از دوستان من هل دادند ، لگد زدند و لگد زدند و لحظه بعد ، من روی زمین بودم و سعی کردم خودم را نجات دهم شروانی ، پیجامی و عمامه. از آنجا که این دلخوری کافی نبود ، یکی از دوستانم چاقو را برداشت ، روبان را برید و تمام کاروان با کاملا غیر احتیاطی کاملاً به جلو رفت و به وضعیت بد من رسید ، در حالی که من سعی کردم حواسم را روی زمین غبارآلود بیاد بیاورم.

بعداً ، روی صحنه ، ملکه من دلهره خود را به اشتراک گذاشت و در گوش های من زمزمه کرد … نه شما روی قدی آمدید و نه می توانستید روبان را برش دهید. این یک فال بد برای ازدواج محسوب می شود. من در مورد برخی اوقات سخت پیش رو شک دارم

من به او اطمینان دادم که غودی و روبان را فراموش کند و او را تشویق کردم که در مورد زمان های آینده مثبت باشد. روز بعد با پذیرایی باشکوه در هتل موهان بین المللی دنبال شد.

به لطف خدا و اعتقاد به سیاست – عشق از هر منظر و ملکه همیشه درست است – هیچ فال بدی نمی تواند جرات ورود به خانه ما را داشته باشد. اگرچه ، کاملاً تصادفی است که کاخ سفید پس از دو سال ، محل برگزاری بازیهای ما را تعطیل کرد. همین همزمانی کمی کشیده شد و مکان ازدواج ما Lekha House نیز اعلام کرد که تعطیل است.

اکنون چیزی غیر از تصادف چه بنامم ، که محل پذیرایی ما هتل موهان اینترنشنال نیز با تحمل آن فال بد روبرو شده و چند سال پیش دروازه های خود را به روی عموم مردم بسته است. ملکه من با بیان خاطرات کمی از سخنان خود در روز ازدواج ، قدردانی خود را از خداوند متعال ابراز داشت که اگرچه همه مکانهای ازدواج بسته شده است ، اما ازدواج ما همچنان محکم است.

وقتی 22 سال ازدواج را در 22 مارس به اتمام رساندیم ، مایه کیک عالی این کیک به وجود آمد. همانطور که قصد داشتیم یک جشن بزرگ برگزار کنیم ، به دلیل همه گیری قریب الوقوع کرونا ، کل کشور تحت قانون منع رفت و آمد در Janta قرار گرفت. 22 مارس روز اول قفل بود و پس از آن کل کشور بسته شد.

در حین قفل کردن ، وقتی من کاری برای خراشیدن سرم نداشتم ، غالباً فکر می کردم که اگر روبان را می بریدم و به محل ازدواج در قدی می رسیدم ، شاید این فال بد تا این حد طولانی نمی شد و کشور ما نجات یافته از بی آبرویی تعطیلی کامل.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>