آیا آزادی در هند فرسایش می یابد؟

[ad_1]

روزنامه فرید زکریا ، روزنامه نگار مشهور آمریکایی ، از نژاد هندی ، در مورد چگونگی فرسایش آزادی در هند ، بزرگترین دموکراسی جهان ، این روزها در رسانه های اجتماعی در حال چرخش است. نمایش او ، GPS ، یکی از برنامه هایی است که با شدت بیشتری در CNN تماشا می کند. وی برای اثبات ادعاهای خود از آخرین رتبه بندی Freedom House در هند استفاده کرده و از رام گوها ، مورخ چپ هند ، نقل قول کرده است. با توجه به سابقه و اعتبار زکریا این اتهام جای تعجب ندارد. اما س isال این است که آیا او حق دارد یا او بخشی از مخالفانی است که شامل سیاستمداران ، شبه لیبرال ها ، روشنفکران خود بزرگ بینی و بخشهایی از رسانه ها می شود که به عمد از تشخیص این واقعیت که آقای مودی دو بار نخست وزیر منتخب است خودداری می کنند وزیر انتخاب در بزرگترین دموکراسی جهان.

صادقانه بگویم ، یک مورد بسیار محکم وجود دارد که هفت سال گذشته را دوره ای ببینیم که آزادی بیان و اندیشه از زمان استقلال در هند در اوج خود بوده است؟ برای پذیرفتن این ادعا نیاز به کمی تأمل بی عاطفه است. از یک سو ما شاهد چنین انتقاد گسترده ، بی اساس ، غیر منطقی و شخصیت محور دیگری از نخست وزیر دیگری نبوده ایم. از سوی دیگر ، حجم تبلیغات ضد هند توسط برخی از رسانه ها ، مخالفان و سایر متنفران BJP در اوج بوده است. از آنجا که آنها حتی امروز پس از هفت سال این کار را انجام می دهند ، کجای دلیل این باور وجود دارد که آزادی بیان یا فکر در کشور رو به زوال است؟

در واقع ، چنین آزادی از سال 1947 در اوج است. دلایل زیادی برای گفتن این حرف وجود دارد و برخی از موارد واضح این است:

  • قبل از روی کار آمدن BJP در سال 2014 ، برخی از شخصیت های تأثیرگذار رسانه ای ، لیبرال ها و روشنفکران ، که امروز بخشی از اپوزیسیون هستند ، با قرار گرفتن در محافل قدرت سیاسی به طور غیر مستقیم دولت های گذشته را تحت تأثیر قرار می دادند و از خارج تأثیر می گرفتند. آنها از قدرت و سلامت مالی بی نظیری برخوردار بودند اما اکنون بیکار شده اند. این امر آنها را بر آن داشته است تا دروغ “فرسایش آزادی” را گسترش دهند. اما واقعیت این است که این افراد بدون هیچ گونه فرسایشی از آزادی خود ، همچنان در پایتخت آزاد هستند.
  • دولت سخنان ضد مودی را به عنوان بخشی از آزادی پذیرفته است ، اما وقتی منافع ملی به خطر افتاده باشد ، آنقدر بزرگوار نبوده است. اگر برخی از تبهکارها یا افراد تازه وارد در سیاست یا محافل اجتماعی تبلیغ ملت کشور را ترویج می دهند یا نفرت مشترک را ترویج می دهند ، آیا نباید آنها را به وظیفه خود درآورد؟ اگر آزادی آنها برای حفاظت از منافع ملی محدود شده باشد ، چگونه می توان آن را فرسایش آزادی نامید؟
  • ملی گرایی دیگر تابو نیست و امروز کلمه خوبی در هند است. در هفت سال گذشته ، برخی از اکثریت هندو صدایی پیدا کرده اند و دریغ نمی کنند که به جای ملت خود صحبت کنند یا با کسانی که مخالف آن هستند مخالفت کنند. این یک تغییر اساسی در جامعه هند است که مخالفت ها را از بین می برد. مطمئناً این فرسایش آزادی نیست ، بلکه برعکس تقویت آزادی است.
  • اپوزیسیون عمداً دولت را به عنوان یک هندو طرفدار با برنامه هندوتوا معرفی می کند. اتهامی که آنها نمی توانند با هیچ مدرک محکمی ثابت کنند ، زیرا دولت از اصل “sabka saath، sabka vikaas” پیروی کرده است. در پی نادرست بودن آنها ، اگر مسلمان در هر حادثه مشترک قربانی شود ، مخالفان سر و صدای زیادی ایجاد می کنند اما اگر هندو باشد سکوت پین را رعایت می کنند. مخالفت باعث می شود تا از خانه قربانیان مسلمان بازدید کند تا خانواده های آنها را با سرمایه و مشاغل غرقاب کند ، اما این غیرت و اشتیاق اگر هندو باشد به طرز محسوسی از بین می رود. اگر برخی از کادرها و طرفداران BJP صدای خود را علیه این بی عدالتی بلند کنند ، مخالفان آن را تسلط اکثریت و سرکوب اقلیت در یک نفس می دانند. چگونه افزایش صدا برای اقلیت ها می تواند آزادی باشد اما انجام همان کار برای اکثریت غیر از این است؟
  • اکثریتی که برای دهه ها هرگز در مورد آنها شنیده نشده است امروز صدایی پیدا کرده اند و مخالفت خوبی ندارند. به عنوان ظهور بنیادگرایی هندو نامیده می شود. اما این افراد علی رغم این که دهه هاست این مشکل جهان را از بین می برند ، نمی توانند تعصب در اسلام را مشاهده کنند. وقتی بیش از 80٪ مردم هند برای دهه ها صدا نداشتند ، آزادی از بین رفته بود. اگر امروز بخشی از این 80٪ صدایی پیدا کرده اند ، فقط می توان آن را تقویت کننده آزادی دانست.
  • رایگان های دولتی بدون واسطه هایی که عمدتاً از مخالفان بودند کنترل و توزیع می شوند. بنابراین ، استفاده از منابع دولتی بدون مصونیت از مجازات کاری گذشته است. بسیاری از این واسطه ها امروز فقیرتر هستند. آیا رهایی انسان عادی از چنگال آنها اقدامی در جهت تقویت آزادی نیست؟
  • فساد در سطوح بالاتر تقریباً ریشه یابی شده است ، و در نتیجه از دستاوردهای ناخوشایند سیاستمداران و احزاب آنها کاسته می شود. کمک های مالی موقت به لیبرال ها ، سازمان های غیردولتی و دیگران برای اطمینان از حسن نیت و حمایت از آنها ، که در دولت قبلی بیداد می کرد اکنون تاریخ است. بودجه مشکوک از خارج از کشور برای فعالیت های ضد ملی نیز اکنون تحت کنترل است. فریادهای فرسایش آزادی ناشی از سرخوردگی ذی نفعان سابق این کمک ها و بودجه است.
  • آیا اصطلاح هندی می تواند ادغام جامو و کشمیر در جریان اصلی هند به عنوان ضد ملی باشد؟ آیا این تصحیح دیری نپایید که در هفتاد سال گذشته برای هند عزیز شده است؟ آیا دولت های گذشته برای حفظ وضعیت موجود برای جلب رضایت چند نفر در این کشور مقصر نبودند؟ آیا دولتها هنگام اقدام برای مقابله با رویدادهای مهم ضد ملی در کشور مرزی مانند پاکسازی قومی برنامه ریزی شده برای لکه های هندوها از دره در سال 1990 کور و ناتوان نبودند؟ آیا وقتی منتقدین با هر رنگ و رنگی تمام آزادی بیان در برابر لغو مواد 370 و 35A را داشتند ، آزادی بیان نبود؟ آنها این کار را حتی امروز انجام می دهند بدون اینکه ترس از پرتاب شدن هیچ کتاب قانونی به آنها داشته باشند. با همه حساب ها ، امروز شهروندان این ایالت مرزی آزادتر از هر زمان دیگری هستند. آنها از چنگال سه خانواده ای که بیش از شش دهه بر آنها حکومت کرده اند ، رها شده اند. آنها آزادند از حقوق كاملاً دموكراتيك برخوردار شوند همانطور كه ​​شهروندان هندي در جاي ديگر از آنها بهره مند هستند و آزادي دارند كه به دنبال رشد و توسعه باشند ، چيزي كه طراحي آنها از زمان استقلال تاكنون از آنها سلب شد.
  • همین امر در مورد قانون اصلاحیه شهروندان که توسط مجلس تصویب شد صدق می کند. این اعتراضات ماه ها با نفرت و سخنان ضد ملی در محل های اعتراض ادامه داشت. حتی کودکان برای بلند بردن شعارهای ضد دولتی و تهدید علیه رهبران منتخب مربی شدند. آیا این معترضین از آزادی بیان ، بیان و تفکر کامل برخوردار نبودند؟ تعداد معدودی که به آنها اتهام وارد شده است به قانون این کشور مراجعه کامل می کنند. اعتبار دولت هاست که از قدرت بالا یا زور بیش از حد برخوردار نبوده است. با این حال این اتهام است که آزادی در هند رو به زوال است ، حداقل این عجیب است.
  • سهام هند از نظر دیپلماتیک در چند سال گذشته با صعودهای زیادی روبرو شده است. آقای مودی در بین رهبران برجسته امروز جهان در سطح بین المللی به شمار می رود. معادله شخصی وی با برخی از بلند قامت ترین رهبران جهان بسیاری را از بین می برد. بسیاری از کشورهای مهم اسلامی که همیشه پاکستان را تشویق کرده اند اکنون از هند حمایت می کنند. اینها هیچ دستاورد متوسطی نیستند. اما مخالفان نمی توانند این موفقیت بین المللی را تحمل کنند ، زیرا آنها هنوز او را به عنوان یک “چایوالای” فروتن از گجرات می دانند. کمکی که طی موج دوم ویروس کرونا در چند ماه گذشته به هند انجام شد گواهی بر قامت آقای مودی و موفقیت دیپلماتیک هند است. اگر هند در واقع در شاخص آزادی دست و پا می زد ، این حسن نیت هرگز از گوشه و کنار جهان مشاهده نمی شد.
  • کسانی که دولت را مقصر فرسایش آزادی می دانند در حالی که این آزادی را بطور کامل – هرچند به قیمت ملت – مقصر می دانند ، از همه گیری نیز در امان نماند. وقتی نیاز به ایستادن در کنار دولت و افزایش تلاش های آن بود ، آنها از آزادی بیان ، فکر و عمل خود برای ایجاد موانعی در مسیر دولت استفاده کردند. از آنجا که واکسن COVAXIN بومی ساخته شده را واکسن BJP خواندند ، همه تلاش کردند تا تردید واکسن را در بین مردم گسترش دهند. آنها به جای کمک به کارگران مهاجر برای رسیدن به ایالت های اصلی خود ، در این مورد سیاست بازی کردند. آنها بجای اینکه خانه خود را به نظم درآورند ، مرکز و آقای مودی را مسئول کمبودهای مبارزه با ویروس می دانند. آیا مخالفان در این کار از آزادی خود سو استفاده نمی کردند؟
  • آخرین مورد در این لیست آزادی رسانه ها است. بخش بزرگی از رسانه ها که “هیچ دوستی” برای دولت فعلی نیستند به همان اندازه آزادی هایی که از دولت حمایت می کنند ، از آزادی برخوردار هستند. این واقعیت که نخست وزیر عمدتا به رسانه های دولتی پایبند است ، موضوعی انتخابی است و به هیچ وجه نمی تواند به منزله تضییع آزادی رسانه ها باشد. همه خانه های رسانه های خصوصی نه تنها دیدگاه های خود بلکه مخالفان را نیز بدون مجازات مجازات می کنند.

آیا آزادی یک حق مطلق است؟ آیا هرگز می تواند بی نهایت باشد؟ دادگاه عالی بمبئی در سپتامبر سال گذشته به درستی رأی داده بود كه آزادی بیان و بیان در ماده 19 قانون اساسی حق مطلقی نیست. در یک جامعه دموکراتیک ، فرد حق دارد از همه نوع آزادی برخوردار باشد ، به شرطی که این مورد را برای شخص دیگری آسیب نبیند یا محدود نکند. این همچنین بدان معنی است که اگر منافع ملی توسط آزادی اعمال شده توسط برخی به خطر بیفتد ، دولت موظف است که همین موارد را محدود کند. این بدان دلیل است که منافع ملی به منافع شهروندان ملت تبدیل می شود.

هیچ دولتی نمی تواند همیشه درست باشد و در مورد دولت آقای مودی نیز چنین است. به عنوان یک نتیجه گیری ، این واقعیت نیز وجود دارد که هیچ دولتی نمی تواند همیشه اشتباه کند. همیشه افرادی وجود دارند که مخالف یک دولت قدرتمند هستند. این یک قسمت ذاتی از یک دموکراسی است. شهروندان در یک دموکراتیک از آزادی و حق انتخاب رهبران و دولت دلخواه خود برخوردارند. مخالفان باید این آزادی انتخاب را ارج نهند. اگر چنین نکنند ، از حقوق دموکراتیک و آزادی کل ملت سو entire استفاده می کنند. مخالفان حق حمایت یا مخالفت با دولت را دارند. اگر این شایستگی باشد ، به ملت کمک می کند. با این حال ، اگر مخالفان برنامه واحد خود را برای مخالفت با یک دولت منتخب دنبال کنند ، ممکن است غیر دموکراتیک باشد. اگر این کار را انجام دهند ، در نتیجه آنها سو of استفاده از حقوق و آزادی که قانون اساسی به آنها می دهد مقصر هستند.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>