آزاد بودن هویت وجودی ماست

[ad_1]

‘انسان محکوم به آزادی است؛ زیرا هنگامی که به دنیا پرتاب شود ، او مسئول هر کاری است که انجام می دهد. این شما هستید که می توانید بدهید [life] یک مفهوم.’ معروف ترین جمله ژان پل سارتر باردار با لایه هایی از معانی و سایه ها است. این یک توسعه منطقی از فیلسوف اجتماعی دیگر فرانسوی ژان ژاک روسو است ، “انسان آزاد متولد می شود ، و او همه جا در بند است.”

توصیه وجودی سارتر به انسان مبنی بر محکوم شدن او برای آزادی ، تکرار عبارت “انسان اندازه گیری همه چیز است” است. به عبارت دیگر ، انسانها مسئولیت هستی خود را دارند. بنابراین ، عدم وجود خدا اهمیت بیشتری به زندگی می بخشد ، زیرا بدون هیچ گونه الزام متافیزیکی ، انسان کنترل مستقیم شرایط زندگی خود را دارد. زیرا دیگر چشم خدای دوست داشتنی یا انتقام جویانه درباره هر هوی و هوس او حکم نخواهد کرد.

جالب است بدانید که سارتر عمداً کلمه “محکوم” را به کار برد و نه “مقصد” یا “متولد” ، زیرا کلمه “محکوم” یک حلقه منفی بدی نسبت به آن دارد. به عنوان مثال ، ما می گوییم ، “زندانی محکوم” برای یک محکوم اعدام یا “محکوم به دار آویخته شدن”. منظور از سارتر با استفاده از كلمه “محكوم” ، آزادي كامل براي فرد ضروري است. این هویت وجودی اوست که کاملاً آزاد شده و فارغ از همه چیزهایی است که او را به هم گره می زند. به نقل از علامه اقبال ، “آزاد هون ، آزادی مری فطرت های” – من آزادم ، زیرا آزادی ذات من است. به عبارت دیگر ، آزادی فقط در آگاهی انسان نیست. اما ، این خود آگاهی است. این در روان انسان جای گرفته است.

توجه داشته باشید ، این آزادی بی بند و باری که از طرف سارتر طرفداری می شود ، بوهمیایی نیست که منجر به هرج و مرج فردگرایانه شود. این آزادی وظیفه شناسانه است ، نه رادیکالیسم نهیلیستی. سارتر اظهار داشت که آزادی یک وضعیت ذهنی است. “آزاد بودن به معنای آزادی از نیروهای خارجی و درگیری های داخلی است.”

ژان پل سارتر به عنوان یک فیلسوف اگزیستانسیالیست ، برتری انسان ها ، موقعیت ها و ارزش های آنها را در این جهان اعلام کرد. او آزادی انسان را مطلق اعلام کرد و تثبیت کرد که در زندگی انسان ، وجود بر ذات مقدم است. از نظر وی ، آزادی در تعیین سیر عملش جایگاه مهمی در زندگی یک انسان دارد. اما ، آزادی برای سارتر یک مفهوم صرف نیست. بلکه این چیزی است که همراه با تولد یک فرد است. ماهیت آگاهی ، به گفته وی ، فراتر رفتن از خود و تبدیل شدن به آنچه نیست و باقی ماندن در آنچه هست نیست. به این دلیل است که آگاهی در یک فرد همیشه آزاد است. آگاهی و آزادی انسان همیشه جدایی ناپذیر است و آزادی آنها وجود انسان را مشخص می کند.

عملی بودن حکم سارتر ، انسان محکوم به آزادی است ، در تحقق توانایی های پنهان بشری نهفته است. وقتی هر فردی ذاتاً آزاد است ، چرا روی زمین به همه مفاهیم بیهوده طبقه ، طبقه ، رنگ ، عقیده ، فرهنگ ، تمدن ، قاره ها ، خطوط و کشورها تن می دهد؟ همه اینها مسکراتی هستند که اراده آزاد انسان را ابر می کنند ، نه مواد افیونی. دولت ، خدا ، دین و معنویت سوئیستنت باعث ایجاد آزادی درونی یک فرد شده و خواست او را به سخره می گیرد. انسان باید از شر همه چیزهایی که آزادی مسلم او را به خطر می اندازد خلاص شود. از این گذشته ، آزادی سرنوشت نهایی یک مرد است. این سرنوشت نابود نشدنی او است.

21 ژوئن سالگرد تولد ژان پل سارتر است



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>