پیام محمدعلی کشاورز برای روز ملی هنرهای نمایشی

محمدعلی کشاورز، هنرمند پیشکسوت تئاتر و سینما که پیام روز ملی هنرهای نمایشی در سال ۹۸ را نوشته آرزو کرد: چراغ تئاتر به همت و همراهی اهالی‌اش از هر سن و سیاق هر سال و هر روز پرفروغ‌تر شود.

به گزارش ایسنا به نقل از روابط عمومی اداره کل هنرهای نمایشی، متن پیام محمدعلی کشاورز که به مناسبت روز ملی هنرهای نمایشی برابر با هفتم فروردین ۹۸ نگاشته، به این شرح است:

«هنر تئاتر مثل نسیم روح‌بخش بهاری، نوید عشق و امید این زندگی است. تئاتر خوشبختی را برای ما رقم می‌زند. من خدا را برای داشتن این موهبت بزرگ شاکر هستم. حالا که به گذشته فکر می‌کنم احساس خوشبختی می‌کنم. برای داشتن آن‌چه ثروت این زندگی است. یکی از سرمایه‌های بزرگ من هنر تئاتر است. با این هنر لحظه‌های شیرین و غمگین را تجربه کردم. با این هنر در برابر من آئینه‌ای جلوه شده که لحظات واقعی این حیات را در آن می‌بینم.

با هنر تئاتر قصه بلند این زندگی، برای من روایت شیرینی شده که در جوانی سال‌های دور را تجسم کرده و حالا گذشته را مثل یک آسمان آبی پشت کوه‌های بلند می‌بینم. شوق آفتاب و شور چیدن ستاره و درک دریا و حس پرواز، همه و همه رویایی است که در جهان صحنه با تمام جان جویا شدم. این‌ها خیال نبود بلکه لحظه‌های شیرین بود که من با نفس و نگاهم حس کردم. جادوی بزرگ زندگی که معنی تئاتر را برای من زنده کرد.

من پر از خاطرات این لحظه‌های زندگی هستم. نقالی و مجلس تعزیه و تخت حوضی و عروسک‌های خیال‌انگیز خیمه‌شب‌بازی تجسم هنر ایرانی است که یادگار دور روزگار مردمان من است. شادی و غم زندگی را در صحنه‌های تئاتر دیدم. جایی که در تاریکی سالن نمایش با یک واقعه و صحنه، جهان دیگر را تجربه کردم. من بارها آدم دیگری شدم. اسم دیگری داشتم. شخصیت‌های دیگر را زندگی کردم. اشخاصی که دوست داشتم و یا دوست نداشتم اما امکان بودن آن‌ها را پیدا کردم. این فرصت بزرگی بود تا حسرت‌ها و رؤیای زندگی را در کالبد دیگری جست‌وجو کرده و معنای بودن را با جسم و رفتار و کلمات دیگری کشف کنم. این‌ها سرمایه بزرگ زندگی من، محمدعلی کشاورز است.

من برای زندگی این جهان بسیار خوشبخت و پرافتخار بودم که توانستم هنر تئاتر را داشته باشم. لحظات شیرین زندگی من مدیون این هنر بوده و کف‌زدن و نگاه مهربان و احترام مردم ستایش من نیست. مردم مرا برای هنر بزرگ و جاودان زندگی تشویق کرده تا حالا با افتخار «روز ملی هنرهای نمایشی» را جشن بگیریم.

من، محمدعلی کشاورز عضو کوچک خانواده تئاتر روز ملی هنرهای نمایشی را در تقارن با نوروز باستانی تبریک عرض کرده و برای هنرمندان و جوانان و علاقه‌مندان و مخاطبان مهربان که سرمایه بزرگ این هنر هستند بهترین را آرزو دارم. این روز نوروزِ نمایش است که لحظات همه ما را بر صحنه بزرگ زندگی می‌سازد. همراه با نوروز ایرانی و در آستانه نوشدگی و زایش طبیعت، نیک‌ترین پندار را برای مردمان پاک دیارمان بر صحنه‌های پویای نمایش سرزمین مهر، جان می‌بخشیم. باشد که چراغ این خانه به همت و همراهی اهالی‌اش از هر سن و سیاق هر سال و هر روز پر فروغ‌تر شود.

«روز ملی هنرهای نمایشی» را به تمام اهل این سرای مهر شادباش می‌گویم و از پروردگار توانا نیک‌ترین فرداها را برای این هنر شریف و مردمان پاک‌سرشت میهن آرزومندم.»

انتهای پیام

دانلود فیلم بدون تاریخ بدون امضا با کیفیت FULL HD در حلال دانلود

نسخه کامل فیلم سینمایی بدون تاریخ بدون امضا به کارگردانی وحید جلیلوند امروز شنبه ۲۵ اسفندماه توسط شرکت تصویرگستر پاسارگاد و در سایت دانلود قانونی حلال دانلود منتشر شد.

به گزارش ایسنا، بنابر اعلام سایت دانلود قانونی حلال دانلود، بدون تاریخ، بدون امضا فیلمی به کارگردانی وحید جلیلوند، نویسندگی علی زرنگار و وحید جلیلوند و تهیه‌کنندگی احسان علیخانی و علی جلیلوند محصول سال ۱۳۹۵ است.

این فیلم در ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ در سینماهای ایران اکران شد و در شهریور ماه ۱۳۹۷ به عنوان نماینده سینمای ایران در اسکار ۲۰۱۹ انتخاب شد. همچنین این فیلم در سال ۹۷ به عنوان بهترین فیلم جشن خانه سینما معرفی شد.

در خلاصه داستان این فیلم آمده است: دکتر کاوه نریمان (امیر آقایی) در زمان رانندگی با یک موتورسیکلت که خانواده‌ای سوار آن بوده تصادف می‌کند. فردای آن روز او در محل کارش در پزشکی قانونی با جسدی روبه‌رو می‌شود که او را می‌شناخته اما از روبه رو شدن با خانواده متوفی خودداری می‌کند…

هدیه تهرانی، امیر آقایی، نوید محمدزاده، سعید داخ و جمعی از هنرجویان تئاتر در این اثر سینمایی ایفای نقش می‌کنند.

مخاطبین می‌توانند بالاترین کیفیت نسخه‌های رسمی این فیلم را به صورت قانونی در وبسایت حلال دانلود به نشانی WWW.HALALDOWNLOAD.COM با ترافیک نیم بها در کلیه اپراتورهای اینترنت کشور دانلود کنند.

انتهای رپرتاژ خبری

هشدار پلیس فتا درباره آموزش ساخت مواد محترقه در فضای مجازی

رئیس پلیس فتای تهران نسبت به آموزش ساخت مواد محترقه در فضای مجازی و خطرات جبران‌ناپذیر آن هشدار داد.

به گزارش ایسنا، سرهنگ تورج کاظمی با اشاره به فرارسیدن چهارشنبه‌سوری اظهار کرد: در آستانه چهارشنبه سوری هستیم، بنابراین جوانان باید در برابر تبلیغات فضای مجازی درباره نحوه ساخت مواد محترقه آگاه باشند، این دستورات جامع نیست و به دلیل سر و کار داشتن با مواد آتش‌زا و خطرناک می‌تواند باعث بروز حوادث جبران ناپذیری شوند.

وی در ادامه با اشاره انجام خریدهای عید از طریق فضای مجازی، اظهار کرد:هموطنان باید دقت داشته باشند که در صورت انجام خریدهای شب عید خود از طریق فضای مجازی، از سایت های معتبر و دارای نماد اعتماد بهره گیرند و تا حد امکان سعی کنند پس از دریافت کالا و خدمات درخواستی وجه را به صورت نقد پرداخت کنند. در مواردی مشاهده شده که وجه کالا به صورت آنلاین پرداخت شده اما کالا ارسال نشده، یا اینکه به صورت معیوب یا ناقص ارسال شده است.

رئیس پلیس فتا تهران همچنین گفت: شهروندان برای جلوگیری از اینکه در دام سایت‌های جعلی بیفتند، قبل از انجام خرید اینترنتی از سابقه‌ سایت آگاه شوند تا حتما سابقه خرید و فروش داشته باشند، زیرا سایت‌های جعلی فقط برای شناسایی اطلاعات حساب بانکی و سرقت وجوه ایجاد شده است.

کاظمی در یک برنامه رادیویی در خصوص استفاده از درگاه های پرداخت اینترنتی نیز گفت: کاربران باید مراقبت از رمز و اطلاعات حساب خود را جدی گرفته و تا حد امکان رمز خود را به صورت دوره‌ای تغییر دهند، خصوصا در روزهای پایانی سال که استفاده بیشتری از کارت بانک خود دارند. همچنین در صورت امکان از رمز های یکبار مصرف استفاده کنند.

انتهای پیام

عامل حمله به دو مسجد نیوزیلند تفهیم اتهام شد/نخست‌وزیر: قانون مالکیت اسلحه باید تغییر کند

عامل حمله مرگبار به دو مسجد در نیوزیلند صبح امروز (شنبه) در برابر دادگاه حاضر و در خصوص اتهام قتل تفهیم اتهام شد. این در حالی است که در پی کشته شدن حدود ۵۰ نمازگزار و زخمی شدن بیش از ۴۰ تن دیگر در دو مسجد کرایست‌چرچ نخست وزیر نیوزیلند اعلام کرد، مقامات در قانون مالکیت حمل سلاح بازنگری خواهند کرد. وی تاکید کرد، تحقیقاتی روی فعالیت‌های راست‌گرایی افراطی آغاز شده است.

به گزارش ایسنا، به گزارش سایت شبکه الجزیره، دادگاه کرایست‌چرچ در جریان محاکمه برنتون تارانت به دلیل حساسیت‌های امنیتی این پرونده به روی عموم مردم بسته شد.

برنتون تارانت، مرد ۲۸ ساله استرالیایی به عنوان مظنون اصلی حمله به دو مسجد در شهر کرایست‌چرچ برای نخستین بار به دادگاه برده و در حضور قاضی تفهیم اتهام شد.

این مربی سابق بدن‌سازی و فعال راست‌گرا به صورت دست بسته و با لباس سفید که زندانیان می‌پوشند، در برابر دادگاه حاضر شد. او هیچ درخواستی برای آزادی به قید ضمانت نداشت. برنتون تارانت قرار است برای بار دوم روز پنجم آوریل (۲۰ روز دیگر) به دادگاه برده شود. او تا آن زمان در زندان خواهد بود. او تا آن زمان در بازداشت خواهد بود.

مایک بوش،‌ رئیس پلیس نیوزیلند می‌گوید، این مرد که در حال حاضر با اتهام قتل روبه‌رو است با اتهامات دیگر نیز روبه‌رو خواهد شد.

وی افزود: این اتهامات در سریع‌ترین زمان ممکن اعلام خواهند شد.

دو نفر دیگر هم به همراه برنتون تارانت بازداشت شده‌اند که هویت آنها هنوز معلوم نشده اما پلیس می‌گوید هیچ کدام از آنها سابقه کیفری و قضایی نداشته‌اند.

بوش تاکید کرد: تحقیقات ما هنوز در مراحل اولیه است و ما برای شناسایی همدستان دیگر این قتل‌عام به طور دقیق تحقیق خواهیم کرد. هیچ خطری در منطقه وجود ندارد البته شهروندان باید هوشیارتر باشند.

وی افزود: دو تن از زخمی‌های این حمله حال‌شان وخیم است که یکی از آنها کودک چهار ساله است.

براساس اعلام پلیس، تعدادی کودک نیز در میان قربانیان و زخمی‌های این حمله وجود دارند.

در جریان این حمله که ظهر روز جمعه روی داد ۴۹ نمازگزار کشته و دهها نفر دیگر زخمی شدند.

حمله دقیقا کمی بعد از نماز ظهر جمعه آغاز شد و آن طور که مهاجم اظهار کرده دو سالی به دنبال برنامه‌ریزی برای چنین حمله‌ای بوده هر چند تنها ظرف چند ماه گذشته این دو مسجد در شهر کرایست‌چرچ را به عنوان هدف خود انتخاب کرده است.

جسیندا آردرن، نخست‌وزیر نیوزیلند گفته بود که مهاجم پنج سلاح داشته و به طور قانونی مجوز حمل اسلحه داشته است.

خانم آردرن وعده داد که قوانین مالکیت اسلحه در کشورش را اصلاح کند.

تدابیر دولتی

از سوی دیگر، جسیندا آردرن امروز جزئیات جدیدی از اهداف مظنون اصلی تیراندازی به نمازگزاران دو مسجد در روز جمعه فاش کرد.

او گفت، فرد جانی اگر پلیس او را بازداشت نمی‌کرد قصد داشته به حملاتش ادامه دهد.

نخست وزیر نیوزیلند به خبرنگاران گفت: او دو قبضه سلاح دیگر در خودرواش داشت و قصد داشته به حملاتش ادامه دهد.

وی اظهار کرد، قوانین مالکیت اسلحه پس از این حمله تروریستی باید تغییر کنند.

این مقام خاطرنشان کرد: عامل حمله به دو مسجد کرایست‌چرچ برای مقامات شناخته شده نبود و هیچ اطلاعات قبلی درباره این حمله در دست نبود.

نخست وزیر همچنین تاکید کرد، پلیس همچنان در حالت آماده باش قرار دارد و از ساکنان خواسته شده در منازلشان بمانند.

وی افزود: نیوزیلند به ارتباطات خود با دیگر کشورها برای دستیابی به هرگونه اطلاعی درباره شرایط حمله ادامه خواهد داد.

نخست وزیر تاکید کرد: عامل حمله کرایست‌چرچ به چند کشور دیگر سفر کرده بود و برای مدتی طولانی در این کشور اقامت نداشته است.

آردرن تصریح کرد: مرد استرالیایی به صورت پراکنده و در دفعات مختلف به نیوزیلند سفر کرده بود و دروه‌های مختلفی در این کشور اقامت داشته و نمی‌توان گفت او مدتی طولانی در کشور نیوزیلند اقامت داشته است.

وی اما در عین حال گفت: او در لیست افراد تحت کنترل در کشور نیوزیلند یا در استرالیا نبوده است.

او خاطرنشان کرد: در بین قربانیان این حادثه تروریستی شهروندانی از پاکستان،‌ عربستان،‌ ترکیه، اندونزی و مالزی نیز بوده‌اند.

یک مسؤول برجسته ترکیه نیز در این باره اعلام کرد، عامل حمله به دو مسجد نیوزیلند سفرهایی به ترکیه داشته و پلیس تحقیقاتی را درباره فعالیت‌ها و تماس‌های او آغاز کرده است.

وی که خواست نامش فاش نشود،‌ تصریح کرد: این استرالیایی تندرو بارها به ترکیه سفر و مدتی طولانی در کشور ما اقامت داشته است.

البته این مقام اشاره‌ای به مدت و تاریخ این سفرها نکرد.

او افزود: این مظنون توانسته بود از ترکیه به کشورهای اروپایی،‌ آسیایی و آفریقایی برود و ما درباره تحرکات مشکوک و تماس‌های او در داخل کشور تحقیق خواهایم کرد.

این درحالی است که امروز مراسم دفن قربانیان این کشتار مرگبار آغاز شد.

پلیس به طور گسترده در اطراف بیمارستانی که خانواده‌های قربانیان  تجمع کرده‌اند،‌ مستقر شد. برگزاری مراسم خاکسپاری برخی قربانیان که اکثرا در خارج متولد شده‌اند،‌ انجام شد.

نیوزیلند عموما یک کشور پذیرای مهاجران و آوارگان است و سال گذشته میلادی نخست وزیر این کشور اعلام کرده بود، کشورش میزان پذیرش آوارگان را از ۱۰۰۰ مورد به ۱۵۰۰ مورد از ابتدای سال ۲۰۲۰ افزایش خواهد داد.

انتهای پیام

رییس فیفا پاسخ داد/ جام جهانی قطر؛ ۳۲ یا ۴۸ تیم؟

رئیس فیفا تاکید کرد که هنوز تصمیم نهایی درباره افزایش تعداد تیم‌های شرکت کننده در جام جهانی ۲۰۲۲ گرفته نشده است.

به‌ گزارش ‌ایسنا ‌و ‌به نقل از الرای، جام جهانی ۲۰۲۲ به میزبانی کشور قطر برگزار خواهد شد و برای نخستین بار است که یک کشور عربی میزبانی چنین رقابت بزرگی را بر عهده دارد.

جیانی اینفانتینو، رئیس فیفا پیش از این پیشنهاد داد که جام جهانی ۲۰۲۲ با حضور ۴۸ تیم برگزار شود و هنوز چنین پیشنهاد به صورت نهایی به تصویب نرسیده است.

رئیس فیفا در نشست میامی، درباره آخرین وضعیت جام جهانی قطر سخن به میان آورد و گفت‌: قطر آماده است که جام جهانی را با حضور ۴۸ تیم هم برگزار کند. افزایش تعداد تیم‌ها هزینه زیادی روی دست کشور میزبان می‌گذارد اما درآمدزایی زیادی هم خواهد داشت. فعلاً چیزی به صورت قطعی اعلام نشده است. در ماه ژوئن و در نشست پاریس همه چیز به صورت نهایی اعلام خواهد شد.

او در ادامه اضافه کرد: اگر تعداد تیم‌ها افزایش پیدا کند که خوب است و اگر هم نشود که تلاش خود را کرده‌ایم. تصمیم نهایی با مشورت فیفا و قطر گرفته می‌شود. به نظر من که ۴۸ تیم ایده‌آل خواهد بود. فعلاً قطر آمادگی خود را بر اساس ۳۲ تیم دنبال می‌کند و باید دید که در نهایت تصمیم نهایی چگونه خواهد بود.

انتهای پیام

جشنواره‌های فجر و بازشناسی ظرفیت‌های بومی از نگاه معاون هنری

معاون هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، در یادداشتی، به بررسی جشنواره‌های فجر و بازشناسی ظرفیت‌های بومی پرداخته است.

به گزارش ایسنا، در یادداشت سیدمجتبی حسینی، معاون هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، آمده است:

اگر بخواهم برای هنر اعجازی متصور باشم، تداوم نقش اثرآفرین اش پس از مواجهه‌ی نخست مخاطب با وضعیت شهودی و کیفیت معنوی آن تواند بود. تحول ناگزیری که از پس تماشای تئاتری، خطی، طرحی، حجمی شکل می‌گیرد و در اضلاع فردی و ابعاد اجتماعی دامنه می‌یابد. همین نامیرایی اثر و حیات موثرش، معجزه می‌تواند باشد. کاروان جشنواره‌های هنری فجر امسال چنین مقصدی را اندیشیده اند و به تلاقی ارواح و اذهانی دل خوش داشته اند که خیرخواهانه، تعالی کیفیت زیست و ارتقا مدل‌ها و مؤلفه‌های فردی و گروهی را موجب می‌شوند. جمع جبری جشنواره‌های فجر با سبقت گرفتن از حوزه‌های رقابتی صرف و تولیدات جشنواره محور، امکان نخست خود را بر پایه‌ی بازشناسی و به کار گیری ظرفیت‌های بومی و توانش‌های سرزمینی و جذابیت‌های اقوام متمرکز نمود. اگر مقرر باشد جغرافیای متنوع سرزمین عزیز ایران چندان شناسا گردد که الهام بخش تولیدات هنری و تمایزات آفرینشی گردد، جشنواره‌های هنری فجر می‌تواند تجلی این تفرد باشد. الحان بومی، البسه‌ی اقوام، آئین‌های سرزمینی و اماکن و اسناد تاریخی می‌توانند مبدع این کارکرد تبلورآفرین هنر باشند که در این دوره، توزیع جغرافیایی فجر، نه محدود به پایتخت که چهار جانب عزیز ایران را درنوردید.

امکان قابل ذکر دیگر این دوره از جشنواره‌های فجر توجه خاص به رویکردهای پژوهشی و مباحث تئوریک هنر در قالب نشست‌ها، پانل ها و فراخوان‌های تولید پژوهش در فرآیندهای رقابتی می‌باشد که در کیفی‌تر جلوه دادن و عمق بخشی به اتفاقات هنری و رویدادی حوزه‌های مذکور نقش اثرگذاری ایفاد داشته است. این ویژگی با توجه به درصد آماری شرکت کنندگان که بدنه ی غالب آن را جوانان پس از انقلاب تشکیل می‌دادند، اسباب بازشناسی پیشینه‌ی هنر انقلاب و سیر تحول آن در ادوار گذشته و معرفه سازی چهره‌های برجسته و توانش‌های هنری را فراهم کرد.

دیگر امکان این دوره از فجر، اعتنابخشی به آثار ایرانی و تولیدات مبتنی بر تعریف و تصدیق گنجینه‌های بی تکرار ادبیات و هنر ایران زمین بوده است. معتقدیم انگاره‌های تمدنی و تعلقات دینی و مقتضیات زمانی چنان در تار و پود این جغرافیا متولد و متراکم شده است که اسباب اقتباس خلاق و بدایع هنری را ممکن نماید. بدین غرض، فراخوان‌ها و فرآیندهای اجرایی و ضوابط تشویقی و رویه‌های حمایتی، مقوّم این امکان گردیدند که خوشبختانه با نگاهی به نتایج آماری جشنواره‌ها در دو بخش رقابت و روایت وضع می‌توان توفیق نسبی امر را دریافت کرد.

از نکات خوشایند دیگر، افزایش قابل توجه حضور و اثرگذاری بانوان در فرآیند حرفه‌ای جشنواره‌ها، زمینه سازی مشارکت و انعقاد تفاهم نامه‌های اجرایی با مراکز دانشگاهی و فراهم ساختن زمینه‌های تجاری و تبادلات اقتصادی هنر و ارزش گذاری تولیدات هنری به منظور ارائه در داخل و خارج از کشور است که چشم امید بدان دارم که با آسیب شناسی این دوره از جشنواره‌های فجر و استخراج فرصت‌های مطلوبی که به دانش و تجربه‌ی همکاران و هنرمندان به تکمیل آنها همت خواهیم گماشت، در تبلور دستاوردهای هنری انقلاب در گام دوم پیش رو، مؤثر و متنعم باشیم.

اکنون و از پس مجاهدت‌های ستادهای اجرایی و علمی، فروتنانه چشم در راه مواجهات منتقدانه و اندیشه ورز مخاطبان ارجمند، رسانه‌های خردمند و دغدغه مندان حوزه‌ی فرهنگ و هنر باقی می‌مانیم که: “غرض نقشی است کز ما باز ماند”

انتهای پیام

وقتی سریال‌ها وسیله‌ تسویه حساب سیاسی می‌شود!

نویسنده سریال «لحظه گرگ و میش» یادآور شد: دوستان فراموش نکنند ما در این سریال تاریخ انقلاب نساختیم بلکه سعی کردیم، ظرفی پیدا کنیم و داستانی که مدنظرمان بود را از این راه پیش ببریم. همکاران دیگر هم باید پای در این عرصه بگذارند و از این نوع سریال‌ها بسازند و باب نقد اجتماعی را در تلویزیون باز کنند. منتقدان هم به دور از سیاسی‌کاری، نقدهای جناحی و بعضاً دشمنی‌های فردی اجازه دهند سریال‌ها در فضای منصفانه نقد شوند.

مونا انوری‌زاده که پیش از این در دو تله فیلم «پیش خواهد آمد» و «جایی برای بودن» (به کارگردانی بهروز شعیبی) و در تله فیلم «یک اسم» با بیژن میرباقری همکاری داشته و همچنین طراحی سریال «ستایش» و نویسندگی برخی اپیزودهای سریال «همه بچه‌های من» را برعهده داشته، سریال «لحظه گرگ و میش» که از شبکه سه سیما به روی آنتن می‌رود را نویسندگی کرده است.

این فیلمنامه نویس با حضور در محل خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) و در گفت‌وگویی با خبرنگاران این خبرگزاری، درباره طرح اولیه سریال «لحظه گرگ و میش» که نام اولیه آن «سوگند» بود، گفت: طرح این سریال از سال ۹۰ یا ۹۱ در ذهن من شکل گرفت و هیچگونه سفارشی از طرف تلویزیون در این راستا وجود نداشت. من در گذشته خاطره‌ای شنیدم که درباره یک نامادری و دختر خوانده او بود. دختر خوانده پس از سال‌های درازی در خانه نامادری را می‌زند و می‌گوید تو من را بزرگ کردی و مادرم هستی، باید در خانه‌ات را باز کنی و من را بپذیری. من این داستان را در همین حد شنیدم و قبل و بعد این داستان را نمی‌دانم اما این جمله من را جذب کرد و به این نتیجه رساند که این دیالوگ می‌تواند قصه‌ای جذاب در پس خود داشته باشد و رابطه بین نامادری و دختر خوانده و اتفاقات بین آن‌ها را به تصویر بکشد.

او بیان کرد: در نهایت سال ۹۱ به طرح «لحظه گرگ و میش» رسیدم و آن را به سیما فیلم ارائه دادم. این طرح دو سالی دچار سرگردانی بود و در این مدت در تلویزیون هم جابه‌جایی مدیریتی داشتیم و تا سال ۹۳ این سرگردانی ادامه پیدا کرد. سپس طرح چند بار بازنویسی شد و در نهایت سال ۹۳ طرح در شورایی مطرح شد که آقای اسعدیان عضو آن بودند، ایشان در آن جلسه مدافع جدی طرح بودند زیرا احساس می‌کردند طرح پتانسیل خوبی برای ساخت سریال دارد. آقای تخشید که آن زمان در سیما فیلم مسؤولیت داشتند به آقای اسعدیان پیشنهاد دادند که به عنوان مشاور در کنار بنده حضور داشته باشد تا فیلمنامه به سرانجام برسد. اوایل سال ۹۴ با آقای اسعدیان شروع به گپ و گفت درباره متن کردیم و در نهایت مدیران سازمان پیشنهاد دادند تا خود آقای اسعدیان سریال را بسازد. ایشان هم قبول کردند و گفتند اگر فیلمنامه خروجی دلخواه داشته باشد، کارگردانی سریال را برعهده خواهند گرفت.

نویسنده سریال «لحظه گرگ و میش» گفت: این فیلمنامه بارها بازنویسی شد و بازنویسی با تعامل بین من و آقای اسعدیان اتفاق افتاد. یک‌بار ۳۳ قسمت از فیلم‌نامه را نوشتیم اما طبق گفت و گوهایی که داشتیم به این نتیجه رسیدیم که دوست داریم کار بهتری انجام دهیم؛ بنابراین دوباره از قسمت اول شروع به نوشتن کردیم که در مورد فیلمنامه سریال، اصلاً روند ساده‌ای نیست که ۳۳ قسمت را از اول بنویسید. در نهایت متن‌ها به سریال فعلی منجر شد و من تا شهریور سال ۹۷ مشغول نوشتن و بازنویسی در حین تولید بودم.

فمینیست نیستم اما نگاه زنانه را در کارم قبول دارم
 

او درباره زنانه بودن قصه سریال «لحظه گرگ و میش» اظهار کرد: من به این مساله که زنانگی در کارم جاری باشد، اعتقاد دارم. یک کارگردان مطرح سینما به من نصیحت کرد که به عنوان خانمی که پتانسیل نوشتن داری، مطلبی که من می‌توانم به عنوان یک مرد بنویسم را ننویس؛ مطلبی که تو به عنوان زن می‌توانی بنویسی که من نمی‌توانم، بنویس و از این پتانسیل زن بودن استفاده کن. این جمله برای من بسیار ارزشمند بود و آگاهانه در انتخاب کارهایم به این سمت رفتم که نگاه و حس زنانه در متن جریان داشته باشد. حتی می‌توانم بگویم که جاهایی از همین فیلمنامه روی کاغذ احساساتی‌تر بود اما وقتی از فیلتر نگاه مردانه رد می‌شود، غلظت احساسات کاهش پیدا می‌کند. این احساسات برای دوستانی که طرح را می‌خواندند هم جذاب بود و می‌گفتند حس ما این است که رمان خواندیم و چه حال خوبی بود. همچنین در حال حاضر در پیام‌های مخاطبان به من هم دیده می‌شود که می‌گویند موقع دیدن سریال شما انگار یک رمان می‌خوانیم و با آن حس زندگی می‌کنیم.

انوری زاده گفت: من با نگاه زنانه می‌نویسم و اصلاً فمنیست نیستم اما دوست دارم نگاه زنانه را در کارهایم جاری کنم زیرا در بعضی سریال‌ها می‌بینم زنی نشان داده می‌شود که رفتار و عکس‌العمل‌هایش واقعی نیست. به نظرم ما کمبود نگاه فیلنامه‌نویس زن در کارهایمان را داریم. بسیاری اوقات زن‌های سریال‌های ایرانی از دید مخاطب به زن‌های منفعل و مادران مطبخی تبدیل شده‌اند که حضور مؤثر ندارند و مستقل نیستند. بنابراین سعی کردم در حد توان خود زن مستقل را در این سریال نشان دهم.

خلق شخصیت‌های مرد با همراهی همایون اسعدیان

او درباره شخصیت‌های مرد سریال «لحظه گرگ و میش» اظهار کرد: بخشی از شکل‌گیری این نقش‌ها با مشاهده اتفاق افتاد؛ البته حضور همایون اسعدیان در خلق شخصیت‌های مرد این سریال بسیار مؤثر بوده است. ناگفته نماند که ایشان در تمام قسمت‌های این فیلمنامه تأثیر داشتند و به شدت وسواس و دقت به خرج دادند و حتی از یک دیالوگ به سادگی نگذشتند. همچنین این نقش‌ها از فیلتر ذهنی دوستان و بازیگران مرد رد شد و بازیگران جوان سریال هم مدام تبادل نظر کرده و حس خود را در این راستا بیان می‌کردند.

جامعه نسبت به دهه ۶۰ بازتر شده است

انوری‌زاده با مقایسه شخصیت بانوان در دهه ۶۰ و ۹۰ بیان کرد: نمی‌توان انکار کرد که فضای جامعه نسبت به دهه ۶۰ خیلی بازتر شده است اما اینکه برخی می‌گویند دهه شصت اینگونه نبود که شما نشان دادید به خاطر قرائتی است که سعی شده به ما غالب شود وگرنه بانوانی داشتیم که به جبهه می‌رفتند، در زمان انقلاب مبارز بودند و این واقعیت با تصویری که از زنان آن دهه ارائه می‌دهند، متفاوت است. ما نمونه شاخصی از بانوان مانند مرضیه دباغ که الگوی زن فعال و قدرتمند بودند را داریم که شاید تعداد آن‌ها کم بود اما وجود داشتند.

نگاهمان به روابط دختر و پسر سرزنشی نیست

این نویسنده با اشاره به دیالوگی که میان شخصیت سوگند و برادرش محمد درباره روابط دختر و پسر رد و بدل می‌شود، گفت: حسی که ما با دیالوگ میان این دو نقش رد و بدل کردیم فقط کنجکاوی بود. ما در این سریال محمدی را طراحی کردیم که پسر محجوب و سربه زیر خانواده و تنها ۱۸ ساله است. نگاه محمد به روابط دختر و پسر به این شکل است که به خواهر خود می‌گوید نکند تو هم از این دوستان پسر داری اما این نگاه به هیچ‌وجه تحقیرآمیز و سرزنش‌آلود نیست. ما خانواده آزاداندیشی را در این سریال طراحی کردیم. ما هرگز نمی‌خواهیم رابطه دختر و پسر را تحقیر کنیم اما درباره روابط خارج از چارچوب که خانواده نظارتی روی آن ندارند، هشدار می‌دهیم که می‌تواند خطرناک باشد. ما در این سریال سعی کردیم اگر هشدار اجتماعی هم می‌دهیم در بستر درام باشد و به سمت شعار نرویم که به نظرم تا حدود زیادی موفق بوده‌ایم.

مدیران پای ما ایستادند اما فشارهای بیرونی زیاد است

انوری زاده درباره اینکه چه میزان تلاش کرده‌اند تا بتوانند با سریال خود گستره و فضای تلویزیون را جابه جا کنند، بیان کرد: ما تلاش کردیم و مدیران هم تا حد توان همراهی کردند و حتی بعضی جاها پای ما ایستادند اما متأسفانه فشارهای بیرونی بسیار زیاد است و گاهی چاره‌ای نیست و نمی‌شود مقاومت کرد. من فکر می‌کنم خیلی حرف‌ها را در این سریال زدیم و اولین بار است در تلویزیون، این اتفاق می‌افتد. برای مثال تصویری متفاوت از یک خانواده شهید را نشان دادیم که همه تحصیل کرده و از قشر مرفه جامعه هستند و مملکت خود را دوست دارند. این تصویرسازی متفاوت، کار سختی بود و خانواده‌های شهید هم از این کار استقبال کردند. متأسفانه گروه‌هایی داریم که خود را پشت یک سری اسم پنهان می‌کنند و سعی می‌کنند نظرات خود را به آحاد جامعه تعمیم دهند و وانمود کنند نظر آن‌ها نظر همه ملت ایران است که چنین چیزی واقعیت ندارد. نظرات متعددی از سوی خانواده شهدا داشتیم که از ما برای این تصویرسازی متفاوت و سالم تشکر کردند چرا که مدتی، فضایی ایجاد شد که انگار خانواده شهدا، جانبازان و آزادگان همه برای سهمیه، زمین، یخچال و … به جبهه رفتند که این امر اجحاف و بی‌انصافی در حق عزیزانی است که از جان خود گذشتند. ما سعی کردیم در این سریال برخلاف این ذهنیت مسموم، نشان دهیم که بسیاری از جوانان شایسته سرزمین ما بدون نیاز و بدون چشمداشت صرفاً در راه وطن و از روی وظیفه جانفشانی کردند؛ امثال احسان، رازمیک، حامد، هادی و یوسف در دوران جنگ تحمیلی ما کم نبوده‌اند.

خط شکنی‌های گرگ و میشی

او با بیان اینکه نمونه‌های زیادی از خط شکنی در سریال «لحظه گرگ و میش» وجود دارد، تصریح کرد: برای اولین بار در تلویزیون جانبازی نشان می‌دهیم که دست خود را از دست می‌دهد و با این اتفاق به راحتی کنار نمی‌آید و به محض تماشای دست قطع شده‌اش با تصویری شعاری رو به آسمان خدا را از این بابت شکر نمی‌کند. در واقع سعی کردیم انسان‌های این سریال واقعی و ملموس باشند تا نسلی که دهه ۶۰ را ندیده و تجربه نکرده به تصاویر و داستان ما نخندد. همچنین اولین بار است که به شهدای اقلیت‌های مذهبی پرداختیم که متأسفانه در کمال بی‌ذوقی از این بابت انتقاداتی هم به ما وارد شد. ما در این سریال خواهر شهیدی را نشان می‌دهیم که در ازدواج خود اشتباه می‌کند و می‌خواهد طلاق بگیرد و این اتفاق ساده و سهل‌الوصولی برای ما نبود چون در همین سازمان مدیری داشتیم که می‌گفت نباید طلاق بگیرد و من به طلاق اعتقادی ندارم.

نویسنده سریال «لحظه گرگ و میش» با بیان اینکه سعی کردیم در داستان این سریال واقع‌بین باشیم و داستانی را تعریف کنیم که هم خودمان و هم مخاطب بپذیرد، اضافه کرد: ما همیشه شعار می‌دهیم که می‌خواهیم آسیب‌های طلاق را نشان دهیم، اما پای عمل که می‌رسد گفته می‌شود در سریال طلاق نداشته باشیم یا طلاق را نبینیم یا یکی از زوج‌ها بمیرد که طلاق خودبه‌خود منتفی شود و سوال این است که اگر طلاق را نشان ندهیم چطور می‌توانیم به آسیب‌هایش بپردازیم؟ چطور معضل بچه‌های طلاق و آسیب‌های روحی و روانی‌شان را به مردم گوشزد کنیم؟ چطور نشان دهیم که بدسرپرست بودن چه بلایی بر سر بچه‌ها می‌آورد؟ با این حال ما به سختی به این امر پرداختیم و نظرات زیادی از سوی مخاطبان به ما رسید که تشکر کردند و گفتند خوشحالیم که زنی را نمایش دادید که وقتی شوهرش به او خیانت کرد و در مسیر زندگی‌اش به بیراهه رفت به دلیل وجود فرزندانش نسوخت و نساخت. باید بپذیریم که نمایش طلاق در تلویزیون به این سادگی نیست.

خون دل‌ها خوردیم!

انوری زاده ادامه داد: به همه این دیالوگ‌ها فکر شده و یکجاهایی برای فرهنگ‌سازی خون دل خوردیم تا بتوانیم برخی حرف‌ها را بزنیم و بگوییم اگر خانمی به این نتیجه برسد که از همسرش جدا شود و خانواده از او حمایت نکند آسیب اجتماعی و روحی او می‌تواند صدبرابر بشود. سعی کردیم بگوییم که پدر و مادرها باید با فرزندان خود دیالوگ برقرار کنند و از درد دل آن‌ها به خصوص در دوران نوجوانی آگاه باشند چون با زبان زور و تحقیر نمی‌شود کسی را به راه راست هدایت کرد. اگر مادر و پدری این دیالوگ‌ها را شنیده باشند و شاخک‌هایشان تیز شده باشد و تلنگری خورده باشند، ما رسالت خود را انجام داده‌ایم. همینطور سعی کردیم آسیب‌های فضای مجازی و راهکار برخورد با فرزندان را حتی با یک سکانس نمایش دهیم.

او درباره دشواری ساخت سریال در دهه ۶۰ بیان کرد: ما زمان نوشتن دیالوگ‌ها سعی کردیم کلمه‌ای از دستمان درنرود که متعلق به آن زمانه نبوده باشد. خوبی دهه ۶۰ این است که منابع آن دهه زنده هستند و حافظه تصویری و صوتی در این راستا دارند که البته این موضوع به همان اندازه خطرناک هم هست چون مردم می‌توانند به راحتی ایرادهای کار ما را دریابند. اما تصور می‌کنم تغییر آهنگ کلام و لحن، آسیبی به روح کار نمی‌زند و ضمناً یادمان نرود که ما مستند نمی‌سازیم بلکه یک روایت دراماتیک داریم. تا جایی که زورمان می‌رسد سعی می‌کنیم به واقعیت‌ها وفادار باشیم اما اگر جایی نتوانسته‌ایم، فاجعه‌ای رخ نداده و مهم حرفی است که در دل این داستان جاری است. متأسفانه برخی از دوستان نشسته‌اند فقط به اصطلاح “سوتی” بگیرند و اساساً لذتی از تماشای سریال نمی‌برند.

این نویسنده بیان کرد: من قصه‌ای داشتم که می‌خواست سیر تحول یک خانواده را از دهه ۶۰ بررسی کند تا به زمان معاصر برسد. ما همیشه می‌گوئیم به آرمان‌های دهه شصت برگردیم اما در جهت آن کاری نمی‌کنیم. مهمترین خصلت دهه ۶۰ همدلی و اعتماد بین مردم و حکومت بود. من دوست داشتم سیر تحول جامعه را در این سال‌ها نشان دهم. مملکت در دهه ۶۰ در وضعیت تحریم و جنگ قرار داشت اما مردم در این شرایط سخت، با همدلی زندگی می‌کردند و بین آن‌ها وحدت وجود داشت به دلیل اینکه مردم کاملاً به هم و به دولت اعتماد داشتند. اما در حال حاضر با اینکه وضعیت ما مانند آن دهه است و تحت سخت‌ترین فشارهای اقتصادی و تحریم هستیم اما هر کس کلاه خود را می‌گیرد تا باد نبرد و مردم نه تنها به هم اعتماد ندارند بلکه از هر فرصتی برای بالا رفتن از شانه‌های هم استفاده می‌کنند که این تأسف برانگیز است. در واقع می‌خواستم نشان دهم که حواسمان باشد از کجا به کجا رسیده‌ایم؟ مخاطبان هم در پیام‌هایی که به ما ارسال می‌کنند، می‌گویند دهه ۶۰ در سریال چقدر گرم و صمیمی است اما دهه ۷۰ آن گرما را ندارد. اتفاقاً این حس نشان می‌دهد ما کارمان را درست انجام داده‌ایم و این اتفاق تعمدی است زیرا در دهه ۷۰ وقتی به زمان سازندگی رسیدیم، هرکس به فکر زندگی خود و بستن بار خود بود و این روحیه متأسفانه تا دهه ۹۰ ادامه پیدا کرده و روز به روز بدتر شده است.

حذفیات داشتیم اما با تعامل

او درباره حذفیات این سریال گفت: ما در لحظه «گرگ و میش» حذفیات داشتیم اما با تعامل بود؛ یعنی اینطور نبود که سریال را ببینیم و بدون خبر متوجه حذف یک سکانس شویم. البته ممکن است حذف یک جمله یا موارد مختصری در بازپخش سریال پیش آمده باشد اما تقریباً در همه موارد ما مطلع بودیم. برخی از حذفیات سریال به دلیل فشار از بیرون بوده است و برای جلوگیری از سوءتفاهم‌های بعدی ترجیح دادند که حذف شود. مثل یکی دو سکانس سریال که درباره جنگ‌زده‌ها و هموطنان جنوبی بود که حذف شد زیرا برخی شلوغ کردند و گفتند توهین کردید.

به هر که اشاره می‌کنیم می‌گوید به ما توهین شد!
 

انوری زاده گفت: متأسفم که در تلویزیون به هرکسی اشاره می‌کنیم، می‌گویند به ما توهین کردید. درباره هر قومیت و صنفی که در تلویزیون حرف می‌زنیم، عده‌ای توهین تلقی می‌کنند، انگار باید درباره یک سری افراد بی‌هویت، بی زمان و بی مکان سریال بسازیم که این مساله بی‌منطق است و آثار را به آثاری خنثی و بی‌خاصیت مبدل می‌کند. این همه به مشکل انتقادناپذیری در جامعه اشاره می‌شود اما هیچ‌کس حاضر نیست از خودش شروع کند و نمی‌فهمم چرا رفتار یک جنوبی باید به همه جنوبی‌ها تعمیم داده شود و عملکرد یک پزشک به همه پزشکان‌؟! این رویه تأثربرانگیز است و متأسفانه بخشی از بی‌خاصیت شدن کارهای ما در تلویزیون به دلیل همین واهمه است که مبادا به کسی اهانت شود. با اینکه ما در سریال در مقابل هر بدی یک خوب گذاشتیم تا از این اتفاق جلوگیری شود اما در برخی موارد حتی این ترفند هم مؤثر نبود و هیچ‌کس اعتنا نکرد که در این سریال یک حنانه هم وجود دارد که دختر جنگ‌زده جنوبی است و با افتخار در دوران جنگ در رشته پزشکی قبول شده و در آینده هم دیدیم که پزشک شریف و وظیفه‌شناسی است و یکی از محبوب‌ترین کاراکترهای سریال است.
 

گفت‌وگوی تمدن‌ها را زیر سوال نبردیم

نویسنده سریال «لحظه گرگ و میش» با اشاره به دیالوگی که درباره گفت‌وگوی تمدن‌های دراین سریال نمایش داده شد، تصریح کرد: هر فردی از دیدگاه خود، مفهوم سکانسی که درباره گفت‌وگوی تمدن‌ها بود را برداشت کرد. در یک سکانسی فرد کلاهبرداری به کاراکتر سروش می‌گوید؛ برویم در کشور دیگری سرمایه‌گذاری کنیم و شعار گفت وگوی تمدن‌ها را گوش نکن زیرا وضعیت مملکت مشخص نیست. این سکانس به زیر سوال بردن گفت وگوی تمدن‌ها ربطی نداشت و من دو رویکرد درباره این سکانس دیدم؛ تعدادی معتقد بودند که این سکانس یعنی مخالفان سید محمد خاتمی، دلالان و کلاهبرداران بودند و تعدادی هم می‌گفتند که شما به آقای خاتمی توهین کردید؛ مصداق بارز هر کسی از ظن خود شد یار من.

نسلی که از دهه ۶۰ خاطره‌ای ندارد اغراق را می‌پذیرد؟

او با بیان اینکه برخی به سریال «لحظه گرگ و میش» انتقاد وارد کردند که چرا دهه ۶۰ را تلخ نشان دادید، گفت: ما در ارائه تصاویر دهه ۶۰ همیشه در ورطه افراط و تفریط بودیم؛ کاش دوستان به گونه‌ای وانمود نکنند که هر وقت پیکر شهیدی آورده می‌شد، در خانواده، محله و شهر او جشن برپا می‌کردند، که این حتماً دروغ بزرگی است پس این شعار «عزا عزاست امروز» از کجا آمده است؟ دوستان توقع دارند مادر شهیدی در مواجهه با شهادت فرزندش بی‌درنگ بدون اینکه ناراحت شود بگوید خدا را شکر. شاید بعداً آن مادر به این نتیجه برسد که فرزندش در راه مقدسی شهید شد و چقدر باشکوه، اما در ابتدا، برای از دست دادن جگرگوشه‌اش غمگین و متألم می‌شود. گرچه منکر نیستم مادران بزرگواری داریم که ۶-۷ شهید در راه خدا و کشورشان دادند و به آن افتخار می‌کنند اما آیا این تنها تصویر موجود است؟ آیا نسلی که از دهه ۶۰ هیچ خاطره‌ای ندارد این همه اغراق را می‌پذیرد؟ بنابراین فکر می‌کنم باید تصویر متفاوتی از این موضوع ارائه دهیم و چرا باید فقط یک تصویر کلیشه‌ای نمایش داده شود؟ در واقع چه خوشمان بیاید و چه نه، دیگر مردم هم این نگاه را نمی‌پذیرند و ما را پس می‌زنند.

بیماری «خود حق مطلق پنداری»

انوری زاده با اشاره به اینکه برخی معتقدند در دهه ۶۰ روابط خارج از عرف دختر و پسر وجود نداشته که در این سریال نمایش داده شده است، ادامه داد: اگر روابط خارج از چارچوب خانواده دختر و پسر در دهه ۶۰ وجود نداشت، پس لطفاً دوستان بگویند به چه دلیل ما در آن دهه کمیته وزرا و گشت ثارالله داشتیم؟ چرا از مردم توی کوچه و خیابان می‌پرسیدند چه نسبتی با هم دارید؟ ما خاطراتی از مردم داریم که در آن دهه، آن‌ها را گرفته‌اند و حتی به زور عقد کرده‌اند. وقتی کسی قاطعانه می‌گوید چون من این مساله را ندیدم پس وجود نداشته و شما اشتباه می‌کنید و دروغ می‌گوئید را می‌توان یک‌جور بیماری تلقی کرد که من نامش را “خود حق مطلق پنداری” گذاشته‌ام. باید بپذیریم که ما هیچ وقت جامعه یکدستی نداشتیم و نداریم، حالا عده‌ای بخواهند در تلویزیون بگویند نه جامعه ما یکدست است و آن‌هم همینی است که ما نشان می‌دهیم، پس باید بپذیریم مخاطبی که تصویر و صدایش از طریق تلویزیون نمایش داده نمی‌شود، دیگر تلویزیون را تماشا نمی‌کند و نباید از او گله کنیم که چرا به سمت شبکه‌های ماهواره‌ای می‌رود.

مردم ما در زمان جنگ عاشق هم شدند!

این نویسنده با بیان اینکه به ما می‌گویند به شکوه و عظمت جنگ در سریال نپرداخته‌اید، گفت: کشور ما در دهه ۶۰ در جنگ بود؛ جنگی تحمیلی و همه جانبه که یک‌سویش ایران بود و یک سوی دیگر چندین قدرت بزرگ جهانی، اما در همین دهه ۶۰ جشنواره فجر و مسابقات لیگ فوتبال، یک سال هم تعطیل نشد. حتی در مهر سال ۶۲ شلوغ‌ترین دربی را با حدود ۱۱۰ هزار تماشاگر در استادیوم آزادی داشتیم. حالا گروهی می‌خواهند که ما در سریال بگوییم مردم فقط درگیر جنگ بوده‌اند، این ادعای درستی نیست چون مردم در زمان جنگ زندگی می‌کردند. یکی از تلاش‌های ما در این سریال این بود که سعی کنیم غم و شادی را در کنار هم به تصویر بکشیم و جریان زندگی را از یاد نبریم. فراموش نکنیم فیلم کمدی «اجاره‌نشین‌ها» که هنوز به گواه بسیاری از متخصصان بهترین کمدی سینمای ایران پس از انقلاب است و «ناخدا خورشید» در همان سال‌های جنگ ساخته شد و حتی در همان زمان دولت به سینما سوبسید می‌داده است. بنابراین این مساله یکی از افتخارات ماست که درگیر جنگ بودیم و برخی جان خود را فدای میهن کردند اما همان زمان مردم زندگی کردند؛ عاشق شدند، بچه‌دار شدند، سینما رفتند. حالا عده‌ای دوست دارند بگویند در آن دوره عشق و عاشقی تعطیل یا زندگی شکل دیگری بود و همه‌اش جنگ بود. مردمی که آن دهه را تجربه کرده‌اند می‌دانند که این یک تصویر غیرواقعی است و آن را نمی‌پذیرند.

بدون کلیشه از خانواده شهدا دفاع کردیم

او ادامه داد: این تصویر قابل افتخاری است که نشان دادیم خانواده شهیدی می‌گوید ما خانه داریم و برای چه باید از سهمیه خود برای گرفتن زمین استفاده کنیم. نمی‌دانم بهتر از این می‌شد که بدون شعارهای غلوآمیز دادن از خانواده شهدا دفاع کرد؟ ما نشان دادیم اگر خانواده‌ای با سوءاستفاده، شهدا را بدنام کردند، افرادی هم بودند که سالم و شریف زندگی کردند و در پی منفعت‌طلبی و صدور صورتحساب بابت جانفشانی‌شان نبودند. همچنین افتخار می‌کنیم که نشان دادیم در همان دهه ۶۰، تعداد زیادی دانشجوی دختر در دانشگاه‌های ما مشغول به تحصیل بوده و زنان در این جامعه نقش مؤثر و پویا داشتند. دوستان نگران، چند قطره اشک مادری برای شهادت فرزندش در این سریال را دیدند اما هیچ‌کدام این موارد غرورآفرین مربوط به دهه ۶۰ را ندیدند.

انوری‌زاده درباره نشان دادن شهدای اقلیت‌های مذهبی در سریال «لحظه گرگ و میش» بیان کرد: همیشه درباره شهدای مسلمان صحبت می‌شود اما هیچکس به اقلیت‌ها که تعدادشان کم هم نبود نمی‌پردازد. درحالیکه آن‌ها به عشق ایران رفتند و شهید شدند به همین دلیل شخصیت رازمیک با دغدغه شخصی خود من نسبت به شهدای اقلیت به این سریال وارد شد.

این نویسنده درباره انتقاد یک منتقد درباره نشان دادن اقلیت‌های مذهبی در سریال گفت: یک منتقد در اوج کج‌سلیقگی می‌گوید که دهه شصت دهه امام بود و امام اقلیت‌ها را جز کفار می‌دانستند و مسلمانان از دست آن‌ها چیزی نمی‌گرفتند چون نجس می‌دانستند. واقعاً متأسفم که چنین جمله‌ای گفته می‌شود، من درباره این موضوع تحقیق کردم و فهمیدم این ماجرا کاملاً فقهی است که پرداختن به آن در صلاحیت هیچ‌کداممان نیست نه من و نه آن منتقد. هزار اما و اگر و احتیاط فقهی وجود دارد که تازه آن‌هم به این شکلی که آن منتقد مطرح کرده است، نیست. در سال ۹۷ اگر بخواهیم سریالی را نقد کنیم، به نظرم اوج کج‌سلیقگی است که این حرف را بزنی که هم باعث تفرقه می‌شود و هم دل شکستگی ایجاد می‌کند. اقلیت‌ها در کشور ما در مجلس نماینده دارند و هر سال رهبر انقلاب به خانه شهدای اقلیت می‌روند و چایی و خوراکی می‌خورند. تلویزیون هم هر سال در زمان کریسمس روی این مساله تبلیغ می‌کند و مایه افتخار است اما یک منتقد برای زدن سریال ما، دست روی این نکته می‌گذارد که جای تأسف دارد.


با لجبازی سیاسی ما را متهم نکنید

انوری زاده گفت: دوست دارم منتقدان، سریال ما را نقدهای تخصصی و فنی کنند و صرفاً به دلیل لجبازی‌های جناحی ما را متهم نکنند یا با استدلال‌های سطحی و کم‌مایه مانند اینک جمله که رفتم فرهنگ لغت را نگاه کردم و کلمه الواتی یعنی عیاشی و هرزگی و استفاده از آن در شأن دو خانم دکتر نیست به نقد سریال نپردازند. متأسفانه منتقد در اینجا هم قادر به درک این موضوع نیست که لفظ الواتی را هر کس از دیدگاه شأن و منزلت خود تعریف می‌کند و لفظ رایجی است و در همان سکانس هم خانم دکتر مورد نظر می‌گوید بریم الواتی، بریم کوه، داد بزنیم و ساندویچ کثیف بخوریم، نه اینکه برویم عیاشی و هرزگی کنیم. اینگونه استدلال‌ها به جای نقد شبیه یک شوخی بی‌مزه است. متأسفانه برای سریال ما نقد کارشناسی خوبی وجود ندارد که بتوانیم از آن یاد بگیریم. چون نه آقای اسعدیان و نه من چنین ادعایی نداریم که کارمان بی‌نقص است و من شخصاً دوست دارم نقد منصفانه و آموزنده بخوانم، چیزی که به ارتقای من در کار بعدی کمک کند.

او ادامه داد: تلویزیون همیشه شعار داده که می‌خواهد در آثار نمایشی، خانواده طراز نشان داده شود و به نظرم خانواده وحدت که ما نشان دادیم تاحدی طراز است، اگرچه که اشتباهاتی هم دارند، با این‌حال این خانواده کاملاً اصول دارند و با اینکه اختلاف نظر دارند اما با هم گفت و گو می‌کنند و در نهایت کنار هم هستند و به بن‌بست نمی‌رسند و از اصول خود هم عدول نمی‌کنند. ما سعی کردیم نشان دهیم که می‌توان در خانواده، با گفت‌وگو مشکلات را حل کرد. ما به خلق یک خانواده طراز نزدیک شدیم و در نظر مردم هم این موضوع را دیدم. ما باید الگو می‌ساختیم و وظیفه رسانه همین است و تلاش کردیم این اتفاق بیفتد. برخی گله می‌کنند که چرا رفتار این خانواده تا این حد محترمانه و روشنفکرانه است. من فکر می‌کنم حتماً خانواده‌هایی در همین حد محترم و روشنفکر اما صاحب اصول داریم اما حتی اگممنر تعدادشان کم باشد وظیفه رسانه‌ای حکم می‌کند که در آثارمان فرهنگ سازی کنیم و الگو بسازیم و مدل رفتاری مناسب را نشان دهیم.

انوری‌زاده درباره شخصیت توران خانم که فاطمه گودرزی نقش او را ایفا می‌کند، گفت: توران خانم هم با ویژگی‌هایی که دارد نمادی از زن مسلمان ایرانی طراز است. زنی که از طیف‌های مختلف مذهبی، سنتی و مدرن شخصیت او را پسندیدند. تلویزیون باید افتخار کند که چنین کاراکتری در یک اثر نمایشی با مشخصاتی نزدیک به آنچه رهبری در پیام‌شان به کنگره هفت‌هزار زن شهید ذکر کردند، نماد زن ایرانی مسلمان معرفی می‌شود. زنی که موقعیت شغلی، اجتماعی و تحصیلی بالایی دارد اما در عین حال به خوبی از پس وظایف همسری و مادری‌اش در خانه هم برآمده، فرزندان خوبی تربیت کرده و نسبت به جامعه اطرافش به هیچ‌وجه بی‌توجه نیست. حیاط خانه‌اش را برای عروسی دختر همسایه می‌دهد، لباس عروسی عروسش را برای دختر همسایه اندازه می‌کند و وقتی هم بازنشسته می‌شود در خیریه مسجد محل مشغول به کار می‌شود و خانواده را تا پایان، زیر سایه خودش نگاه می‌دارد. اتفاقاً می‌بینم که به مرور زمان، نسل دوم خانواده یعنی یاسمن به مختصات مادرش نزدیک می‌شود و توران خانم، خانواده وحدت را که می‌توانند نمادی از ایران باشند را در طول مسیری که دستخوش انواع تحولات، حوادث، سختی‌ها و اختلافات شده‌اند زیر سایه خودش متحد نگاه می‌دارد. در واقع این خانواده با این اتحاد، همبستگی و همدلی است که سرپا می‌ماند و با وجود این حوادثی که از سر می‌گذارند از هم نمی‌پاشد. به اعتقاد من این مساله پیامی برای امروز جامعه ایران است که دریابیم “وحدت” اسم رمز حل مشکلات در زمانه کنونی است.

صورت مساله را پاک نکردیم

این نویسنده بیان کرد: ما سعی کردیم در این سریال صورت مساله را پاک نکنیم و فرمول‌ها را بسته‌بندی شده، تحویل مخاطب ندهیم. تلاش کردیم خوب، بد و دیدگاه‌های متفاوت را در بستر دراماتیک نشان دهیم. این سریال الگوی خوبی برای رسانه است که صورت مساله را اینگونه مطرح و تلویزیون باید بیشتر در این زمینه کار کند. در طی سال‌های متمادی همیشه دیده‌ام که در فرم‌های طرح و برنامه که برای سازمان صدا و سیما پر می‌کنیم از اهداف بلند آموزشی، تربیتی، اخلاقی و فرهنگی در تولید آثار نمایشی صحبت می‌کنیم و سال به سال هم همان معضلات و مواردی که در پی اصلاح آن هستیم، بدتر و پررنگ‌تر می‌شوند. دلیل این است که هنگام تولید آثار نمایشی آنجا که بحث آسیب‌شناسی موضوعات خانوادگی و اجتماعی و تهدیدهای فراروی زندگی جمعی مطرح می‌شود از ترس نقدهای سیاسی‌زده، افراطی و نگرانی از بابت اینکه مطلبی که به آن می‌پردازیم به طیف، گروه، صنف، طبقه و قومی برنخورد و سوءتفاهم ایجاد نکند، هم ما و هم مدیران پا پس می‌کشیم بنابراین همه آن شعارها در حد حرف و شعار باقی می‌مانند و به مرحله عمل نمی‌رسد. نتیجه آن می‌شود که مخاطب فاصله عمیقی بین معضلات روز خودش و آنچه رسانه به نمایش می‌گذارد احساس می‌کند و از رسانه دل می‌بُرد و ما در رسانه فقط صدها ساعت برنامه تولید کرده‌ایم که به درد گزارش کار برای مدیران بالادستی می‌خورند و تأثیر عملی در جامعه ندارند.

برای اینکه رسانه ملی دانشگاه شود راه درازی مانده است

انوری زاده در پایان گفت: آقای اسعدیان و من سعی کردیم در سریال “لحظه گرگ و میش” از نمایش کاریکاتورگونه این موارد فاصله گرفته و تا حد امکان به حوزه آسیب‌شناسی و نقد اجتماعی نزدیک شویم و بدون بدآموزی با نمایش خوب در کنار بد امکان تمییز سره از ناسره را برای مخاطب فراهم آوریم. همچنین به مضامینی که در زندگی روزمره برای مردم قابل لمس است نزدیک شویم و همه موارد را در یک ظرف داستانی به نمایش بگذاریم. اما با وجود تمام تلاش‌ها در پاره‌ای موارد از فشار نگاه محدودیت‌طلب نگران که واقعیت‌های اجتماعی را برنمی‌تابد بی‌بهره نماندیم و شاید برخی پیام‌ها و نقدهای اجتماعی مدنظرمان در این سریال به دلیل همین نگاه‌ها ابتر ماند. متأسفانه در مورد همین مقدار هم که روی آنتن دیده می‌شود سعه صدر کمی وجود دارد و با نگاه‌های سطحی با موضوعات برخورد می‌شود اما اگر بخواهیم رسانه ملی ما به وعات برخورد می‌شود اما اگر بخواهیم رسانه ملی ما به دانشگاه عمومی مبدل شود از حرف تا عمل راه درازی مانده است. همچنین مدیریت فرهنگی کشور ناگزیر است سطح تحمل و مقاومت خود را در برابر این فشارها بالا ببرند تا با آزمون و خطا به نمونه‌های بهتر و چه بسا ایده‌آل دست پیدا کنیم.

انتهای پیام

شکایت میراث فرهنگی از سازندگان قطعه مشابه سرود «ای ایران»

ریتم شعر، آهنگ و هر چه که حس و حال ایرانی‌ها را با «ایران» پیوند می‌داد، در قطعه‌ای شنیده می‌شد که آستان قدس رضوی حدود یک ماه و نیم پیش آن را منتشر کرد. اما نه به عنوان سرود جدید ملی کشور، بلکه ریتمیک بودن قطعه با سرود ملی ایران، آن‌قدر نزدیک بود که ناخودآگاه این حس را به شنونده القاء می‌کرد.

به گزارش ایسنا، انتشار این قطعه که به نظر می‌رسید نخست در فضای مجازی دست به دست شده، واکنش‌های شدیدی به همراه داشت، به‌حدی که هیأت مدیره خانه موسیقی نیز این اقدام را یک دخل و تصرف غیرقانونی و تحریف کلام سرود ملی «ای ایران» دانست و در بیانیه‌ای اعلام کردند که از مسئولان و ضابطان قضائی خواسته‌اند تا با عمل غیرقانونی و به دور از اخلاق سازندگان، برخورد قانونی کند.

در بخشی از بیانیه خانه موسیقی آمده است که «سرود زیبا و ملی «ای ایران» که به ثبت ملی رسیده، جزو میراث معنوی ایران شناخته شده و همچون دیگر آثار ملی ارزشمند و غیر قابل تغییر است و به هیچ عنوان نمی‌توان در آن دخل و تصرفی ایجاد کرد و سازمان میراث فرهنگی کشور به عنوان متولی اصلی آثار ملی در کشور باید نسبت به این حرکت واکنش مقتضی نشان دهد.

تحریف و جایگزینی هر کلام دیگری روی آن آهنگ به نوعی جعل و تحریف یک ترانه ملی و خاطره‌انگیز است و نه تنها احساسات میلیون‌ها ایرانی را جریحه دار خواهد کرد بلکه پیگرد قانونی خواهد داشت.»

لوح ثبتی سرود ای ایران در فهرست آثار ملی کشور

محمدحسن طالبیان – معاون میراث‌فرهنگی سازمان میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری – بعد از گذشت این مدت زمان نسبت به اقدامات در حال انجام توسط این سازمان به خبرنگار ایسنا توضیح می‌دهد.

وی می‌گوید: به خواست سازمان میراث فرهنگی، مدیرکل میراث فرهنگی مشهد در این زمینه با آستان قدس وارد صحبت شده است، در واقع ما تلاش خود را می‌کنیم تا سازندگان آن قطعه متوجه حق معنوی سرود “ای ایران” باشند و آن سرود را با توجه به کپی‌های انجام شده، لغو کنند.

وی با بیان این‌که نمی‌دانم سازندگان این قطعه قصد داشتند آن را به عنوان سرود ملی معرفی کنند یا نه، توضیح می‌دهد: مهم این است که نباید این کپی می‌شد، آن اثر یک حق مؤلف و یک حق معنوی دارد، به همین دلیل نامه‌ی شکایت را نوشتیم و از مرکز حقوقی سازمان میراث فرهنگی درخواست پیگیری این اتفاق را کردیم و از سوی دیگر از مسئولان میراث فرهنگی خراسان خواستیم تا در این زمینه با آستان قدس صحبت کنند که باید حتماً حقوق معنوی و ثبت ملی این اثر حفظ شود.

طالبیان اضافه می‌کند: از نخستین روز مطرح شدن این بحث، کارهای حقوقی آغاز شد، قصد داشتیم قدری کارها به خوبی پیش برود و سپس اقدامات انجام شده را مطرح کنیم، خوشبختانه امروز وارد مراحل مثبت در این پیگیری‌ها شده‌ایم.

سرایش سرود ملی «ای ایران»، به سال ۱۳۲۳ برمی‌گردد. دورانی که ایران تحت اشغال نیروهای متفقین بود و در سطح شهر تهران مردم روزانه شاهد رفتار خشن نیروهای متفق به خصوص انگلیسی‌ها با شهروندان ایرانی بودند. گل گلاب که با نام پدر علوم طبیعی ایران شناخته می‌شود و سال‌ها معاون دانشکده پزشکی دانشگاه تهران بود، روزی این شعر را می‌سراید.

نخستین اجرای این سرود در ۲۷ مهر ماه ۱۳۲۳ در تالار دبستان نظامی دانشکده افسری با صدای «غلامحسین بنان» در خیابان استانبول دو شب متوالی برگزار شد. سرود «ای ایران» آنقدر اثر کرد که شنوندگان تکرار آن را خواستار شدند و سه بار اجرا شد. استقبال و تأثیر این سرود باعث شد که وزیر فرهنگ وقت، هیأت نوازندگان را به مرکز پخش صدا دعوت کرد تا صفحه‌ای از آن ضبط و هر روز از رادیو تهران پخش شود. اجراهای بعدی این اثر مربوط به سال‌های ۱۳۳۷ تا ۱۳۴۲ در برنامه گل‌ها است که غلامحسین بنان این سرود را خواند.

در سال ۱۳۵۰ نیز اپرای رادیویی این سرود با همکاری ارکستر بزرگ رادیو تلویزیون ملی ایران با رهبری فرهاد فخرالدینی و خوانندگی اسفندیار قره باغی انجام شد. دو اجرای دیگر از این اثر نیز یکی با صدای حسین سرشار و دیگری با صدای رشید وطن دوست موجود است. در سال ۱۳۶۹ گلنوش خالقی، دختر روح الله خالقی که برای بیست و پنجمین سالروز درگذشت پدرش در تهران بود، این سرود را با تنظیمی دوباره برای ارکستر، تکخوان و آواز گروهی تنظیم کرد که در آلبوم «می ناب» توسط انتشارات سروش منتشر شد. تکخوان در این نسخه، رشید وطندوست است. در شصتمین سالگرد ساخت این سرود در مهر ماه ۱۳۸۳ ارکستر ملی ایران آن را در تالار وحدت اجرا کرد که تمامی ۷۰۰ نفر جمعیت حاضر در سالن آن را با هم خواندند.

انتهای پیام

دغدغه‌ای برای سینمای کودک / رسما اعلام کنید،بلد نیستید

کارگردان فیلم سینمایی «ضربه فنی» با انتقاد از اینکه اثرش تنها ۴ هفته روی پرده بود و که آن هم یک اکران سوخته محسوب می‌شود، معتقد است همانطور که می‌گویند ساخت فیلم برای گروه سنی کودک و نوجوان یک کار تخصصی است، اکران آن هم شرایط ویژه‌ای دارد و باید یک گروه تخصصی برای آن وجود داشته باشند.

غلامرضا رمضانی کارگردان فیلم «ضربه فنی» که اثرش از ۲۴ بهمن‌ماه روی پرده رفت، در گفت‌وگویی با ایسنا با بیان اینکه “ضعف اکران و گیشه در این فصل اتفاقی نیست که برای اولین بار رخ داده باشد” اظهار کرد: همیشه اکران فیلم در اسفند ماه تبعاتی دارد؛ در واقع اکران فیلم بعد از یک جشنواره سینمایی که در طول سال فقط یک بار برگزار می‌شود، همه انرژی‌ها و نیروها را می‌گیرد. اگر بخواهیم منصفانه نگاه کنیم بعد از جشنواره مقداری تب و تاب در سینما کاهش پیدا می‌کند و یک تعداد مخاطب ترجیح می‌دهند که دیگر به سینما نیایند، زیرا مخاطبان سینما بعد از دیدن حداقل ۱۰ فیلم در یک بازه حدوداً ۱۰ روزه و کوتاه اشباع شده‌اند و از طرف دیگر به لحاظ روانی این مخاطبین فکر می‌کنند فیلم‌هایی که بعد از جشنواره اکران می‌شوند قدیمی و برای سال گذشته هستند، درحالی که شاید چند ماه قبل پروسه تولیدش تمام شده است.

این فیلمساز در پاسخ به اینکه چرا اثرش را در این بازه زمانی روی پرده برده و درخواست اکران کرده است، توضیح داد: این سوال بسیار خوبی است اما مسئله جای دیگری است. یعنی این “چرایی” را نباید از من پرسید زیرا من به عنوان یک فیلمساز در تمام مدتی که سر صحنه فیلمبرداری هستم تلاش می‌کنم تا جایی که مقدور است فیلمی قابل قبول و استاندارد بسازم. اما مشکل از جایی آغاز می‌شود که گاهی آدم‌های روشن و واقع‌بینی نیستیم و نمی‌گوییم که درباره یکسری از مسائل اطلاعی نداریم. من یک فیلمسازم و درباره بحث تخصصی اکران فیلم اطلاعات و تخصصی ندارم بر این اساس زمانی که می‌خواستیم فیلمی را اکران کنیم تهیه کننده‌ها و پخش کننده‌ها از ما دعوت کردند و در جلسات متعدد حرف‌هایی را در آن جلسات می‌شنیدم که بسیار دوست داشتنی و دلگرم کننده بود و مسائلی که مطرح می‌شد چشم انداز خیلی خوبی را به ما می‌داد و نهایتاً هیچ چیزی دال بر اینکه ممکن است تماشاچی آن را پس بزند وجود نداشت.

او افزود: وقتی که شما یک چشم اندازی را به عنوان پخش کننده به کارگردان فیلم نشان می‌دهید و می‌گوید ما این کارها را خواهیم کرد احساس خوشبینی به من کارگردان می‌دهد که فیلم در وضعیتی اکران می‌شود که سامان دهی خوبی دارد و مخاطبش مشخص است. همچنین کانون پرورش فکری به عنوان بانی فیلم قرار دارد و آموزش و پرورش به عنوان سرمایه‌گذار حضور دارد بنابراین برای اکران فیلم به آنها اعتماد می‌کنید. اما من که نباید کاسه داغ‌تر از آش باشم! وقتی یک مؤسسه مثل کانون پرورش فکری به عنوان سرمایه گذار فیلم است قطعاً دلش باید بیشتر از من بسوزد و قطعاً خودش با حساسیت بیشتری با فیلم برخورد می‌کند.

رمضانی اضافه کرد: من نمی‌خواهم کسی مورد تهاجم قرار بگیرد و همه اتهامات را به گردن او بیندازیم و خیال خودمان را راحت کنیم. من فقط یک جمله‌ای به نظرم می‌رسد، ما هنوز نتوانستیم نه الان بلکه بعد از سالهای ۶۰ که این همه راجع به سینمای کودک حرف می زنیم و می‌گوئیم سالهای خوبی بود، ساماندهی اکران مناسبی را برای سینمای کودک داشته باشیم. سینمای کودک نیارمند وضعیت ویژه‌ای برای اکران است و باید تبلیغات ویژه داشته باشد. زمانی سینمای کودک در تهران چند سالن اختصاصی داشت و با وجود آنکه تعداد سالن‌های سینمایی کم بود اما حدود ۶ سالن در سطح شهر فقط فیلم کودک و نوجوان اکران می‌کردند برای همین تماشاچی می‌دانست که هر زمان که بخواهد می‌تواند همراه با فرزندش به دیدن فیلم کودک برود.

این کارگردان گفت: اکنون معیار انتخاب فیلم توسط سینمادار و حتی تماشاچی تغییر کرده است، وقتی من فیلم را به سینمادار یا یک پخش کننده می‌دهم اولین چیزی که به من می‌گوید این است که آیا فیلم بازیگر چهره و شناخته شده دارد؟ ببینید چقدر این برای کارگردان یک فیلم می‌تواند مسئله بزرگ و معضل باشد! و در ادامه می‌گویند این فیلم نابود است واقعاً هم در عمل چنین اتفاقی می‌افتد. ولی اگر در همین پردیس‌ها و یا سالن‌های سینما در مجتمع‌هایی که برای حوزه هنری یا شهرداری تهران است از هر کدام یک سالن حتی یک سالن کوچک برای سینمای کودک در نظر می‌گرفتند اتفاقات بسیار بزرگی برای سینمای کودک رخ خواهد داد.

این فیلمساز با تاکید بر اینکه باید افراد متخصصی در حوزه اکران کودک وارد شوند، گفت: وقتی صحبت از سینمای کودک می‌شود اولین چیزی که به ذهن یک مخاطب می‌آید این است که کسی فیلم کودک بسازد که سینمای کودک را بشناسد. پس چطور وقتی بحث اکران پیش می‌آید قرار است هر کس بلد باشد آن را اکران کنند؟ بنابراین باید یک تیم تخصصی وجود داشته باشد که بتوانند تماشاچی، مخاطب و خانواده را بشناسد و برای آن برنامه ریزی کنند وقتی فیلم من نمایش پیدا کرد همه متفق‌القول گفتند که این اثر می‌توانند شرایط خوبی را پشت سر بگذارد اما در عمل چنین اتفاقی نیفتاد.

وی یادآور شد: اکران این اثر در این موقع سال باعث شد تنها ۴ هفته روی پرده باشد که آن هم به قولی یک اکران سوخته بود و هیچ تلاشی در این چهار هفته صورت نگرفت. من ندیدم که حتی یک بیلبورد در سطح شهر برای آن نصب شده باشد یا حتی ساماندهی مناسبی برای خانواده‌ها و دانش آموزان مدارس انجام شود. البته من کسی را مقصر نمی دانم اینها همان دوستانی هستند که رسماً اعلام نمی‌کنند ما بلد نیستیم و این سینما را نمی‌شناسیم و به این ترتیب فیلم نابود و دیده نمی‌شود با این وجود همیشه هم بیان می‌کنند فیلم کودکی ساخته شد و در نهایت در آرشیو سینما قرار گرفت و نهایتاً در یک جشنواره آن را از آرشیو خارج می‌کنند و به نمایش در می‌آورند.

رمضانی در ادامه صحبت‌های خود با اشاره به فعالیت‌های سازمان سینمایی اظهار کرد: در هر دوره با تغییراتی که در معاونت سازمان سینمایی رخ می‌دهد شاهد هستیم تا یک زمانی که حتی ممکن است یک سال به طول بی‌انجامد، جا افتادن مدیران در موقعیت جدیدشان زمان می‌برد. در حال حاضر تا آنجایی که من مطلع هستم اعلام کردند تا پایان اسفند تکلیف سیاست‌های سینمای ایران در سال ۹۸ روشن خواهد شد اما به نظر می‌رسد آقای انتظامی در سالی که مسئولیت پذیرفتن، هنوز فرصت این را پیدا نکردند تا آن چیزی که خودشان به آن واقف هستند و معتقد هستند باید انجام شود، انجام دهند و نیاز به زمان دارند. براین اساس در همه این جابه‌جایی‌هایی زمان است که از دست می‌رود و ما همیشه شاهد سیاست‌های موقت خوشه‌ای هستیم، یعنی به سیاست‌های می‌رسیم که باید در یک پروسه پاسخ داده شوند و از یک زمانی به بعد اهمیت شأن از دست می‌رود.

او سپس توضیح داد: بحث سینمای کودک و اکران آن سه سال پیش در شورائی در فارابی به نام شورای راهبردی سینمای کودک دایر شد. تصمیم شورای راهبردی این بود که تکلیف اکران تخصصی سینمای کودک را مشخص کنند که بعد از دوسال وظایف شورا تمام شد و دوستان به جا شدند، مدیریت تغییر کرد و شورا منحل شد در نهایت هم به هیچ نتیجه‌ای نرسید.

غلامرضا رمضانی در پایان صحبت‌های خود خاطر نشان کرد: با توجه به شرایط جهانی و گسترش امکانات اطلاع رسانی و پیشرفت‌هایی که صورت گرفته است هر اقدامی که به تأخیر بیفتد گاه این شائبه را به وجود می‌آورد که عمدی در آن دخیل است و مسئولین نمی‌خواهند مسئولیتی را به گردن بگیرند که بعداً پاسخگوی آن باشند. ما الان نیاز به حرف نداریم نیاز به این داریم که یک کارشناسی سریع و بحرانی صورت بگیرد مثل اینکه یک زلزله‌ای رخ داده است و بگویند برای سینمای کودک مقداری بودجه اختصاص داده می‌شود و برای اینکه این بودجه‌ها به نتیجه قابل قبولی برسد چه باید بکنیم؟ سپس این تغییرات را به سرعت انجام دهند و زمان را نابود نکنند.

به گزارش ایسنا، «ضربه فنی» داستان محمد شاگرد درس‌خوان و خوبی است که یکی از شاگردان مدرسه مزاحم او می‌شود. در این میان محمد با یکی از شاگران مدرسه به نام امیر که ورزشکار است آشنا می‌شود و این آشنایی سرنوشت متفاوتی را برای هر سه نفر آن‌ها به دنبال دارد و…

در این اثر به کارگردانی غلامرضا رمضانی و تهیه کنندگی کانون پرورش فکری کودک و نوجوان که در سال ۹۶ ساخته شد، بازیگرانی چون نسیم ادبی، افشین هاشمی، نازنین احمدی، سیروس همتی، مجید نوروزی، درسا بختیار، ملیحه کیا، سپهراد فرزامی، سیاوش اسدپور، علی ملکیان، حسین لطفی، متین جان‌جانه، محمدامین مرادی، پوریا ایمانی و هستی فرامرزی ایفای نقش می‌کنند.

انتهای پیام

دانلود آهنگ فرزاد فرخ به نام من به تو دل بستم


دانلود آهنگ فرزاد فرخ به نام من به تو دل بستم

اسفند ۲۵, ۱۳۹۷

دانلود آهنگ جدید فرزاد فرخ به نام من به تو دل بستم

جدیدترین اثر فرزاد فرخ به همراه متن آهنگ از رسانه آبان موزیک با کیفیت بالا و قابلیت پخش آنلاین . لطفا اگر آهنگ را دوست داشتید از بخش دیدگاه ها، نظر خود را درباره آن به اشتراک بگذارید. امیدوارم از این آهنگ لذت ببرید . برای حمایت سایت آبان موزیک را به دوستان خود معرفی نمایید. پیشنهاد میکنیم از دیگر آهنگ های فرزاد فرخ هم بازدید کنید.

Download New Music Farzad Farokh Called Man Be To Del Bastam

| دانلود با لینک مستقیم و با کیفیت ۱۲۸ و ۳۲۰ + پخش آنلاین + متن + تکست تک آهنگ من به تو دل بستم با صدای فرزاد فرخ |

دانلود آهنگ جدید فرزاد فرخ به نام من به تو دل بستم

دانلود آهنگ فرزاد فرخ به نام من به تو دل بستم

متن آهنگ فرزاد فرخ من به تو دل بستم :

دوستت دارم من دیوانه در قلبم عشقم شدی دردانه
♪♪
باز مثل از هر شب حرفمو گوش بگیر منو آرام کن و خاموش بگیر
♪♪
من به تو دل بستمو بس تو ناز کنی من مغرور پر احساسو تو آغاز کنی
♪♪
دور تو میگردمو میخندمو دل به تو که جانمی میبندمو
♪♪
من به تو دل بستمو بس تو ناز کنی من مغرور پر احساسو تو آغاز کنی
♪♪
دور تو میگردمو میخندمو دل به تو که جانمی میبندمو
♪♪
گوشه ی دنج دلم واسه تو بهانه داره هر چی که ترانه خوندم رنگ عاشقانه داره
♪♪
مث تابیدن چشمات حس دلبرانه داره مث آرامش دستات تب کودکانه داره
♪♪
من به تو دل بستمو بس تو ناز کنی من مغرور پر احساسو تو آغاز کنی
♪♪
دور تو میگردمو میخندمو دل به تو که جانمی میبندمو
♪♪
من به تو دل بستمو بس تو ناز کنی من مغرور پر احساسو تو آغاز کنی
♪♪
دور تو میگردمو میخندمو دل به تو که جانمی میبندمو

دانلــــود

به این پست امتیاز دهید.

بدون رای!



دانلود آهنگ فرزاد فرخ به نام من به تو دل بستم