زلزله، بلایی که در کمین خطوط ریلی است

یافته‌های یک پژوهش تحلیلی که توسط پژوهشگران دانشگاهی انجام شده، نشان می‌دهد که در احداث خطوط ریلی، بایستی توجه ویژه‌ای به زلزله‌خیز بودن منطقه و آسیب‌پذیری‌های آن کرد.

به گزارش ایسنا، حمل‌ونقل ریلی به‌عنوان دومین شیوه زمینی حمل‌ونقل به دلیل مصرف سوخت کمتر، ایمنی بالاتر، آلودگی کمتر زیست‌محیطی و راحتی بیشتر به شکل ویژه‌ای مورد توجه است. بااین‌حال، یکی از مسائلی که همواره عملکرد سیستم‌های حمل‌ونقل ازجمله حمل‌ونقل ریلی را دچار مشکل ساخته و از میزان اطمینان مشتریان به آن‌ها کاسته است، مسئله بروز حادثه و خسارت جانی و مالی ناشی از آن است. دسته‌ای از این حوادث ناشی از بلایای طبیعی هستند که در مواردی می‌توانند سبب رخداد حوادثی چون خروج قطار از خط، تخریب روسازی راه‌آهن و ریزش دیوارهای حفاظتی شوند.

به بیان محققان، زلزله پدیده‌ای است طبیعی که هرازچندگاه بخشی از زمین را می‌لرزاند و خرابی‌هایی به بار می‌آورد. بر اساس گزارش سازمان ملل، در کشور ایران، زمین‌لرزه، مخاطره غالب را در بین سوانح طبیعی دارا است و اغلب، خسارات زیادی را به کشور وارد می‌سازد. درجه‌بندی خطر نسبی زلزله مناطق مختلف کشور در استاندارد مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن گویای آن است که در حدود ۷۳ درصد از طول خطوط اصلی موجود در شبکه راه‌آهن کشور در مناطقی با خطر نسبی زیاد زمین‌لرزه قرار گرفته‌اند.

در این رابطه، پژوهشی دانشگاهی در کشور انجام شده که در آن میزان خطرپذیری مسیر انتخابی احداث راه‌آهن حدفاصل اصفهان و اهواز در مقابل زلزله مورد ارزیابی واقع شده است.

داده‌های مورد استفاده در این پژوهش که توسط محققینی از دانشگاه شهید بهشتی و دانشگاه امیرکبیر به انجام رسیده است، شامل پلان مسیر ریلی اصفهان – اهواز در مقیاس ۱:۲۵۰۰۰۰ تهیه‌شده از مرکز تحقیقات راه‌آهن جمهوری اسلامی ایران، نقشه‌های زمین‌شناسی از سازمان زمین‌شناسی کشور، تصاویر ماهواره‌ای از سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح و همچنین آمار و اطلاعات زلزله‌های تاریخی و دستگاهی سازمان زمین‌شناسی کشور بوده‌اند.

یافته‌های این تحقیق نشان می‌دهد که بازه خطوط ریلی اصفهان و اهواز از پهنه‌های لرزه‌خیز ایران عبور می‌کند که علاوه بر بروز زمین‌لرزه‌های تاریخی در آن‌ها، تعداد زمین‌لرزه‌هایی نیز که توسط دستگاه‌های لرزه‌نگاری در مدت‌زمان‌های مختلف ثبت شده‌اند، قابل‌ملاحظه است.

دکتر منیژه قهرودی تالی، استاد ژئومرفولوژی گروه جغرافیای طبیعی دانشگاه شهید بهشتی و همکارانش در این خصوص می‌گویند: «انطباق لایه گسل، زمین‌لرزه‌ها و همچنین وجود زلزله‌های تاریخی، نشان‌دهنده فعال بودن منطقه ازلحاظ وقوع زلزله است».

آن‌ها می‌افزایند: «نتایج مطالعات نشان می‌دهد که ازنظر توپوگرافی، جنس زمین و سیستم گسله‌ها و درزها و شکستگی‌ها، دارای تنوع فوق‌العاده‌ای در محدوده مورد بررسی هستند. چنین تنوعی سبب می‌شود که آسیب‌های وارده از رخداد زلزله‌ها متفاوت باشند».

دکتر قهرودی تالی و همکارانش اعتقاد دارند: «در صورت احداث خطوط ریلی در این محدوده، در نظر گرفتن زلزله‌های تاریخی ازنظر حداکثر شدت ضرورت دارد و ازجمله پارامترهای مهمی که باید در تحریکات لرزه‌ای کنترل شود، وقوع کمانش ریلی در مناطق کوهستانی است. کمانش ریل‌ها حتی ممکن است در شتاب اوج‌های پایین یا حتی هنگامی‌که نیروی محوری مجاز ریل بزرگ‌تر از نیروی زلزله‌ای است، رخ دهند که چنین شرایطی در بخش مهمی از محدوده مورد مطالعه قابل پیش‌بینی است».

این یافته‌ها که اهمیت بالای بررسی میزان لرزه‌خیز بودن یک ناحیه برای احداث خطوط ریلی را نشان می‌دهند، در نشریه «تحلیل فضایی مخاطرات محیطی» وابسته به دانشکده علوم جغرافیایی دانشگاه خوارزمی منتشر شده‌اند.

انتهای پیام

عرضه یورو در بازار ثانویه کاهش یافته است

به گفته یکی از اعضای هیات نمایندگان اتاق بازرگانی ایران، عرضه ارز یورو در بازار ثانویه کم شده است.

احمد کیمیایی اسدی در گفت‌وگو با ایسنا، اظهار کرد:  طبق آنچه این روزها به گوش می‌رسد در حال حاضر عرضه یورو در سامانه نیما وجود ندارد. به عبارتی در سیستم نیمایی، یورویی نیست یا اگر هم هست بسیار کم عرضه می‌شود. ارزهای آسیایی همچون یوان چین، روپیه هند و ین ژاپن در سامانه نیما مورد مبادله قرار می‌گیرد اما یورو که ارز مسلط بوده و قابلیت‌های خرید اروپایی را برای ما پوشش می‌دهد، در حال حاضر در وضعیت خوبی قرار ندارد.

وی افزود: قیمتی که برای ارز در سامانه نیما تعیین شده که برای هر دلار حدود ۸۰۰۰ تومان و برای هر یورو زیر ۱۰ هزار تومان است، جذابیتی برای صادرکننده ندارد تا بخواهد ارز خود را در این سامانه که متعادل کننده بازار صادرات و واردات است، عرضه کند.

این عضو هیات نمایندگان اتاق بازرگانی ایران با تاکید براینکه دولت باید برای وضعیت سامانه نیما تدبیری بیاندیشد، گفت: دولت چندان اعتقادی برای تزریق پول‌های نفتی به بازار ثانویه ندارد و اعلام کرده است که صادرات و واردات باید هم‌پوشانی داشته باشند.

وی تصریح کرد:  قیمت تعیین شده برای صادرکننده جذابیت ایجاد نمی‌کند که بخواهد ارز خود را وارد سامانه نیما کند. در ماه‌های گذشته نیز صادرکنندگان کلان همچون پتروشیمی‌ها و فولادی‌ها از ارائه ارز حاصل از صادرات خود به‌گونه‌ای طفره رفته‌اند؛ لذا دولت باید مکانیزمی ایجاد کند که نرخ ارز در بازار آزاد کاهش پیدا کند.

کیمیایی اسدی افزود: در حقیقت به نظر می‌رسد قیمتی که دلار در بازار آزاد دارد، پوسته سختی گرفته است که باعث می‌شود به راحتی پایین نیاید. همچنین با توجه به این‌که دولت قیمت ارز مسافرتی را هم در حدود ۱۲ هزار و ۵۰۰ تومان تعیین کرده است، پایین آمدن نرخ در بازار آزاد بعید به نظر می‌رسد.

این عضو هیات نمایندگان اتاق بازرگانی ایران تاکید کرد که برای بازار ثانویه حتما باید حرکتی انجام شود که فاصله و گپی که بین بازار ثانویه و آزاد ایجاد شده، مقداری متعادل‌ شود تا صادرکننده نیز انگیزه عرضه ارز خود را داشته باشد.

انتهای پیام

محمد یاوری: کی‌روش به دنبال سبک جدیدی در تیم ملی است

سرمربی تیم ملی فوتبال نونهالان زیر ۱۵ سال کشورمان درباره بازی تیم ملی مقابل بولیوی گفت: به اعتقاد من کی‌روش به دنبال نمایش سبکی جدید از بازی تیم ملی در جریان بازی‌های جام ملت‌های آسیا است، سبکی هجومی و برتری عددی در زمان حمله.

محمد یاوری در گفت‌وگو با ایسنا، اظهار کرد: به نظر من آمد که کی‌روش در حال اجرای سبک جدیدی برای آماده‌سازی تیم ملی به منظور حضور در جام ملت‌های آسیا است، همان چیزی که همه به دنبال آن بودند. سبکی هجومی با پرس از داخل زمین حریف و اضافه شدن نفرات در زمان حمله یا همان برتری نفری در زمان حمله و پاس‌های سریع.

کی‌روش در پی هجومی کردن تیم ملی است

او افزود: البته که بازی کردن به این سبک سخت است، چرا که بازیکنان تیم ملی حدود ۸ سال با سبک قبلی کار کردند و حالا با سبک جدید کار کردن سخت است. اگر بتوانند مثل دقایقی از بازی دیروز بازی کنند بسیار خوب است. این مساله باعث شد که هافبک‌های دفاعی تیم ملی کمی از پوشش جلوی خط دفاع غافل شوند و از همین نقطه نیز گل خوردیم. بازیکن حریف بیرون محوطه ۱۸ قدم صاحب توپ شد و با شوت از راه دور تیم بولیوی به گل رسیدند. باید حواس‌مان به این مساله باشد که در ضد حمله و ضد پرس ضربه نخوردیم.

یاوری ادامه داد: فکر می‌کنم تیم ملی در این بازی‌ها به دنبال نمایش یک بازی شاداب‌تر و با برنامه‌ هجومی است همراه با برتری عددی و این نوید بخش روزهای خوب برای تیم ملی فوتبال است؛ اما حال باید ببنیم ابزار رسیدن به این مساله را داریم یا نه برای این نگرش.

مقابل کره و ژاپن نمی‌توان ۹۰ دقیقه حمله کرد

سرمربی تیم ملی نونهالان زیر ۱۵ سال کشورمان گفت: بازیکنان تیم ملی ۸ سال با نگرش دیگری تمرین و بازی می‌کردند و الان این نگرش در حال تغییر است و این نیاز به زمان و برگزاری اردوهای بیش‌تر است و آمادگی ذهنی بیش‌تر. البته فوتبال ما بیشتر به این سبک دوم آشنا است. اما باید بتوانیم از هر دو سبک در زمان خود استفاده کنیم، نمی‌توانیم در مقابل تیم‌هایی مثل کره جنوبی و ژاپن تمام دقایق این گونه بازی باشیم. چرا که این سبک بازی نفس گیر و انرژی زیادی می‌خواهد و بنابراین باید دقایقی از بازی به سبک گذشته برگردیم بازی ومالکیت آن را به حریف بدهیم و بتوانیم از ضدحملات استفاده کنیم و زمانی نیز باید ما به حریف فشار بیاوریم و آن‌ها را در پرس قرار دهیم. باید بتوانیم سبک اصلی خود را انتخاب کنیم اما به توجه به نوع بازی بتوانیم تغییر سبک دهیم.

کی‌روش به دنبال بازیکنانی که برنامه‌هایش را می‌فهمند است

یاوری درباره انتخاب بازیکنان اظهار کرد: نمی‌توان روی انتخاب بازیکنان حرف زد. این سبک کی‌روش است. حتماً بازیکنانی هستند که می‌توانند در تیم ملی باشند اما نوع بازی و تفکر آن‌ها با تفکرات کی‌روش هماهنگ نیست و باید به آن احترام گذاشت. به عنوان مثال؛ آقای گل لیگ ما انتخاب نمی‌کند، این سبک تفکر سرمربی است و نمی‌توانیم بگوییم چرا! او به این سبک بازی و بازیکنان اعتقاد دارد و به آن عمل می‌کند.

وی افزود: با وجود نفرات خوبی که تیم ملی داشت، اما شاید نفراتی هستند که می‌توانند به تیم راه یابند اما شاید کی‌روش فرصت را کم می‌بیند، و در واقع می‌خواهد در مدت زمان کوتاه بهترین نتیجه را بگیرد و از نفراتی که تفکرات وی را می‌فهمند استفاده کند. دیدگاه من این است که بیش‌تر به دنبال بازیکنانی است که برنامه‌هایش را می‌فهمند.

این کارشناس فوتبال کشورمان تصریح کرد: کی‌روش برای این مدت کوتاه به بازیکنانی نیاز دارد که حرف و تفکرات وی را به خوبی بفهمند و بتوانند در خدمت تیم باشند و سریع عمل کنند.

سردار در جام جهانی خود را فدای تفکرات تیم ملی و سرمربی تیم کرد

او با اشاره به سبک بازی آزمون گفت: سردار آزمون در جام جهانی خود را فدای تیم ملی و تفکرات حاکم بر سیستم و خواست کی‌روش برای تیم ملی کرد. کی روش به دنبال بازیکنانی است که خارج از عادت خود رفتار کنند و این خیلی مهم است که فوتبالیست‌ بتواند خارج از عادت‌های خود و در راستای خواسته‌های سر مربی عمل کند. آزمون در جام جهانی به جایی رسید که داشت تیم ملی را کنار می‌گذاشت چرا که از نظر هجومی تاثیری برای تیم ملی نداشت، اما از نظر دفاعی بسیار عالی بود یعنی همان چیزی که کی‌روش آن را می‌خواست. در واقع در جام جهانی در بیش‌تر واقع به جای ۱-۵-۴ و یا بقیه سیستم‌ها ۴ -۶ بازی می‌کردیم. به نظر من کی روش به دنبال چنین بازیکنانی است که او را به عنوان یک فرمانده قبول داشته باشند و به وی اعتماد کنند و خارج از عادت نیز کار کنند.

وی ادامه داد: علیپور بازیکن خوبی است اما شاید با تفکرات و سیستم کی ورش نتواند کار کند و نمی‌تواند خارج از عادت خود و تاکتیکی که وی در نظر دارد کار کند. دلیل خط خوردن خلعتبری در زمانی که در اوج بود توسط کی‌روش نیز همین مساله بود که نمی‌توانست با تفکرات کی‌ورش خارج از عادت‌های خود کار کند و در مناطقی بود که کی‌روش نمی‌خواست در آن مناطق باشد. این مربیان با این تفکرات خوب در دنیا کم هستند، مربیانی که می‌آیند تاکتیک و خواسته‌های خود را بر ابزار ترجیح می‌دهند. در جام جهانی ۲۰۰۶ ابزارهای ما در تیم ملی تکلیف تیم را مشخص می‌کردند.

سرمربی تیم ملی نونهالان تاکید کرد: در آن سال‌ها یک چپ پا در تیم ملی نداشتیم، اما امروز چند بازیکن چپ پای خوب در تیم ملی بازی می‌کنند و این زحمت مربیان پایه‌ای است که در تمام سطوح کشور و تیم ملی هم‌چون خود من کار کردند تا در نهایت این بازیکنان به تیم ملی برسند. آن زمان چون فلان بازیکن می‌بایستی بازی می‌کرد و راست پا بود و وی باید چپ بازی می‌کرد دیگر به بازیکنان چپ پا نگاه نمی‌کردند و همه در تیم ملی راست پا بودند. اما الان این بالانس خوب است، البته نمی‌گویم هر کاری که در تیم ملی می‌شود درست است شاید بتوانیم بازیکن خوب دیگری را به هم تیم ملی اضافه کنیم اما در نهایت باید به تفکرات سرمربی تیم ملی احترام بگذاریم.

خداحافظی سردار با دیگران قابل مقایسه نیست

او درباره دعوت دوباره سردار آزمون گفت: دقیقاً ما نمی‌توانیم خداحافطی سردار را با خداحافظی دیگر بازیکنان مقایسه کنیم. سردار در یک تصمیم احساسی که در تحت شرایطی که به خانواده‌اش توهین و فحاشی شد این تصمیم را گرفت. ضمن این که سن سردار را با سن بازیکنان دیگری که چنین تصمیمی گرفتند را مقایسه کنید و هم‌چنین این موضوع که خداحافظی آن‌ها شخصی بود، از دست مربی ناراحت می‌شدند سریع اعلام رفتن از تیم ملی می‌کردند. اما سردار ۲۳ سال دارد و تصمیم وی از روی احساسات بود.

پاییز سال ۸۸ اولین بار سردار را به تیم ملی دعوت کردم

یاوری خاطرنشان کرد: من بر خلاف بسیاری که ایراد می‌گیرند که چرا در مقابل سردار رفتار متفاوتی داشتیم می گویم حیف سردار است. وی حداقل ۱۰ سال دیگر می‌تواند در کنار تیم ملی حضور موثری داشته باشد. یک بازیکن بسیار جوان و خوب که در جام جهانی که ویترین بازی یک بازیکن است با توجه به تصمیمات سرمربی و در راستای اهداف تیم ملی نتوانست برخی از قابلیت‌های خود را نشان دهد و خود را فدای تاکتیک تیم کرد شاید نیاز و مشاوران بهتری در این زمینه دارد.

وی تاکید کرد: من به عنوان اولین مربی که در سال پاییز ۱۳۸۸ وی را به تیم ملی زیر ۱۵ سال دعوت کرد می‌گویم که حیف است به این زودی سردار را از دست بدهیم و خود را از بازی شادابی که وی انجام می‌دهد محروم کنیم.

انتهای پیام

گل به خودی نزنیم! – ایسنا

عضو هیات علمی دانشکده مهندسی خودرو دانشگاه علم و صنعت گفت: اولین اقدام برای حمایت از صنایع خودروسازی و قطعه‌سازی این است که گل به خودی نزنیم.

امیرحسین کاکایی در گفت‌وگو با ایسنا، اظهار کرد: تحریم‌های مربوط به خودروسازی از ۱۵ مرداد ماه آغاز شده است. قبل از آنکه تحریم‌ها شروع شود اتفاقاتی در کشور افتاد که باعث تعجب شد که مهمترین آن عدم توجه به تغییر قیمت‌ها و قیمت‌گذاری دستوری غلط است که مدتی هم هست همه قبول کرده‌اند اشتباه بوده است.

وی ادامه داد: در این مدت خودروسازهای اصلی طبق دستور دولت مجبور شدند بسیاری از خودروهای خود را تا سال آینده پیش‌فروش کنند در حالیکه قیمت‌ها هنوز همان قیمت‌های اول سال است. بنابراین برای جلوگیری از این گل به خود، قیمت‌گذاری‌ این محصولات باید منطقی شود و همچنین بازار از حاشیه‌های عجیب که تمام سودش را هم دلان می‌برند، بیرون بیاید تا هم مردم آرامش داشته باشه و هم خودروسازان و قطعه‌سازان تکلیف خود را بدانند.

عضو هیات علمی دانشکده مهندسی خودرو دانشگاه علم و صنعت افزود: در چند ماه اخیر هم نرخ ارز و هم مواد اولیه افزایش داشته است اما دولتمردان مدت‌ها این موضوع را انکار می‌کردند اما الان به این نتیجه رسیده‌اند که هزینه‌های تولید بالا رفته و قیمت‌ها باید واقعی شود اما در این زمینه تاخیر دارند.

وی خاطرنشان کرد: علاوه بر این هنوز مشکلات گمرکی برای ورود قطعات و مواد اولیه صنایع وجود دارد که باید برطرف شود. در این زمینه تا قبل از تحریم‌ها باید کمکی صورت می‌گرفت تا قطعات خودروسازی و مواد اولیه قطعه‌سازی سریع‌تر وارد شود اما این اتفاق نه‌تنها نیفتاد بلکه جلوی تسریع در واردات قطعات هم گرفته شد.

کاکایی ادامه داد: در حال حاضر قیمت دلار برای یک تولیدکننده متفاوت، غیرشفاف و بالاتراز نرخ واقعی آن است. این وضعیت در حالی است که در صنعت شفافیت بسیار مهم است با این حال حتی در واحد پولی که از آن استفاده می‌کنیم نیز ابهام وجود دارد.

وی تاکید کرد: در چنین شرایطی شاخص‌ها و متغیرهای اصلی اقتصاد کشور باید به یک ثبات برسد تا کل صنایع از جمله صنعت خودرو بتوانند برای خود برنامه‌ریزی کنند. حیات خودروسازان و قطعه‌سازان به این تصمیمات وابسته است.

عضو هیات علمی دانشکده مهندسی خودرو دانشگاه علم و صنعت افزود: در یکی دو سال گذشته حرکت‌های تحقیقی و توسعه‌ای صورت گرفت که به دلیل حمایت نشدن توسط زنجیره تامین قطعات ناتمام ماند و متوقف شد و خودروسازان با مشکلات مالی روبرو شدند. در این شرایط دولت باید به فکر آینده باشد و تیمی تشکیل دهد و برنامه راهبردی داشته باشد تا زنجیره تامین قطعات خودرو به صورت مشترک رشد کند و برای چند سال‌ آینده برنامه‌ریزی داشته باشد و به طور خاص سرمایه‌گذاری برای داخلی‌سازی قطعات راهبردی انجام شود.

کاکایی با بیان این‌که در این شرایط فشار روی تولیدکنندگان زیاد است، اظهار کرد: دولت باید اتحادی استراتژیک بین خودروسازها ایجاد کند تا در زمان تحریم‌ها، هر شرکت امکانات خود را به اشتراک بگذارد و هم‌افزایی در فناوری ایجاد شود تا بتوان تحریم‌ها را به نوعی دور زد.

وی اظهار کرد: در چنین شرایطی موضوع افزایش استانداردهای اجباری خودروهای تولیدی نیز مطرح است. در این زمینه طبق آخرین اطلاعات خودروسازها با توجه به شرایط قیمتی که دارند و با توجه به تحریم‌ها، بعید به نظر می‌رسد که در یک سال آینده بتوانند این استانداردها را اجرا کنند. اگر هم مجبور به اجرا شوند، دو حالت ایجاد می‌شود. یا اینکه فعالیت خودروسازها کاملا متوقف می‌شود چرا که نمی‌توانند با استانداردهای ۸۵ گانه جدید ادامه حیات داشته باشند یا اینکه اقدام به دور زدن‌ قانون می‌کنند که اصلا خوب نیست.

انتهای پیام

پازل حمایت از “تولید داخل” چگونه باید چیده شود؟

بدون شک در برهه حساس کنونی که اقتصاد ایران با مسائل مختلفی همراه شده است و فشارهای بیرونی بر آن تحمیل می‌شود، حمایت از تولید داخلی صرفا با شعار محقق نخواهد شد و نیازمند آرایش درست تکه‌های پازلی است که تولیدکنندگان، مصرف‌کنندگان و مسئولان را در بر می‌گیرد.

به گزارش ایسنا، ایران به عنوان یک کشور مستقل در آسیای غربی با بیش از ۸۱ میلیون نفر جمعیت، هجدهمین کشور پرجمعیت جهان به شمار می‌رود و از نظر برابری قدرت خرید رتبه هجدهم جهان را دارد و از نظر تولید ناخالص داخلی بیست‌وهفتمین کشور دنیا است. حمایت از کالاهای ساخت داخل و الزام و یا تشویق مصرف‌کنندگان به استفاده از کالاهای داخلی موضوعی است که حداقل در سه دهه گذشته همواره از سیاست‌ها و دغدغه‌های مسئولین بوده و برای تحقق آن نیز اقداماتی انجام شده است، هرچند که هیچگاه اثربخشی این اقدامات اندازه‌گیری نشده اما نتایج نشان می‌دهد تمایل به خرید کالای خارجی افزایش یافته است. عدم یکپارچگی اقدامات، نبود مطالعات بازاریابی و اصرار بر خرید کالای داخلی بدون در نظر گرفتن نیاز مشتری و بهبود کیفیت محصولات در برخی مواقع مانعی بوده که به واسطه آن عموم مردم از دستیابی به کالاهای با کیفیت و با قیمت مناسب باز مانده‌اند که نتیجه آن در برخی محصولات (مانند پوشاک) به رشد معضلاتی همچون قاچاق کمک کرده است.

با توجه به تجارب دیگر کشورها و سوابق ایران در زمینه‌ی حمایت از کالای داخلی موارد پیش‌رو در جهت کمک به برنامه‌ریزی پیشنهاد شده و برای تدوین برنامه لازم است تا برخی سوالات به صورت شفاف پاسخ داده شود. منظور از کالای ایرانی چیست؟ کالاهای هدف کدام هستند؟ برای شناسایی کالاهای مورد حمایت در وهله‌ی اول باید مشخص گردد که منظور از کالای ایرانی چیست؟ آیا کالاهایی که در کشور مونتاژ می‌گردد به عنوان کالای ایرانی تلقی می‌شوند؟ آیا کالاهای تولید شده در مناطق ویژه و مناطق آزاد تجاری به عنوان کالای داخلی محسوب می‌شوند؟ منظور از حمایت چیست؟ آیا حمایت‌ها صرفا برای بازارهای داخل کشور است و یا حمایت برای حضور موفق در بازارهای بین‌المللی را نیز در بر می‌گیرد؟ مخاطبان اصلی برنامه‌ها چه کسانی هستند؟ نهادهای درگیر در اجرای برنامه‌ها چه ارگان‌هایی هستند؟ پاسخ به این سوالات می‌توانند جامعه تولید کنندگان و نیز سبد کالاهای تحت حمایت را مشخص نماید چراکه این امر به اجراء موفق برنامه و جلوگیری از هدررفتن زمان، هزینه و امکانات کمک می‌کند.

هدف؛ حمایت از کالای ایرانی

استراتژی پیشنهادی ترجیحا حمایت از کالای ایرانی با فراهم کردن بستر رقابتی و ممانعت از انحصار،  فرهنگ‌سازی در زمینه استفاده از کالای ایرانی، ارتقاء کیفیت کالاهای ایرانی، شناسایی نیازها و سلیقه مشتریان، بهبود نحوه ارائه و عرضه محصولات و بهبود کیفیت خدمات پس از فروش است.

فرصت‌ها و نقاط قوت

در شاخص‌های بین‌المللی اندازه بازار ایران بزرگ نشان داده می‌شود (رتبه ایران در سال ۲۰۱۷ در رکن اندازه بازار در شاخص رقابت‌پذیری، ۱۹ بوده است) و افزایش قیمت ارزهای خارجی سبب ایجاد مزیت برای کالای ایرانی شده است. این درحالی است که سطح آگاهی و احساس مسئولیت اجتماعی در جهت ضرورت حمایت از تولید کشور بالا است و زیرساخت‌های مناسب تولید می‌تواند در جهت بهبود کمی و کیفی تولیدات موثر باشد (در سال ۲۰۱۷ رتبه زیرساخت ایران در شاخص رقابت‌پذیری ۵۷ بوده است).

تهدیدها و نقاط ضعف‌

عدم استفاده درست از نقدینگی جامعه در فعالیت‌های تولیدی، رقابت‌پذیر نبودن تولیدات داخلی با کالای خارجی از نظر قیمت، کیفیت، سلیقه مشتری، تبلیغات و غیره، وجود معضل قاچاق در کشور و ضعف سیستم‌های نظارتی برای کنترل آن، سیر صعودی هزینه تولید کالا به دلایل مختلف از جمله نرخ سود بالای تسهیلات بانکی، مالیات، بیمه، تامین اجتماعی، قاچاق، واردات بی‌رویه و موارد مشابه، ضعف قوانین و آیین‌نامه‌های مربوط به حمایت از تولید، ضعف همکاری میان بخش‌ها و نهادها، عدم مساوات سرمایه‌گذاران در برخورداری از امکانات کشور، آگاهی پایین تولیدکنندگان از نیاز و سلیقه مصرف‌کنندگان، ضعف مراجع نظارتی در حفظ کیفیت و استانداردهای تولید و حمایت از حقوق مصرف‌کنندگان از جمله نقاط ضعف و تهدیدهایی هستند که رسالت حمایت از کالای ایرانی را به خطر می‌اندازند.

ارکان موثر در پیشبرد هدف “حمایت از تولید داخل”

در موضوع حمایت از کالای ایرانی پنج مخاطب اصلی وجود دارد. مسئولان، تشکل‌های کارفرمایی و اصناف، بخش‌های عمومی، تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان که هریک وظیفه خطیری بر عهده دارند. یکی از آسیب‌های اصلی در این زمینه، عدم توجه به نقش تمامی عناصر و تمرکز صرف بر نقش عموم مردم است. باید توجه داشت که بازیگر اصلی در موضوع حمایت از کالای ایرانی ابتدا مسئولان و سپس تولیدکنندگان و تشکل‌های کارفرمایی و اصناف هستند. بخش عمومی نیز از طریق فرهنگ‌سازی در دستیابی به این هدف نقش موثری دارد. در خصوص مصرف‌کنندگان لازم است برنامه‌ها با رویکرد متفاوتی نسبت به مسئولان و تولیدکنندگان تدوین شود زیرا نمی‌توان آن‌ها را موظف به مصرف کالای ایرانی کرد اما می‌توان با شناخت نسبت به سلایق و نیازهای آنان وجلب اطمینان در زمینه‌ی کیفیت قابل قبول، قیمت مناسب و رعایت مسائل حقوقی مصرف‌کنندگان، آنان را به خرید کالای ایرانی ترغیب کرد.

باید خاطرنشان کرد که منظور از مسئولان، تمام نهادهایی هستند که در نقش‌های مدیریتی، قانون‌گذاری و نظارتی فعال هستند. مهم‌ترین نهاد در این زمینه دولت است که هدایت تولید و مصرف کشور را به عهده دارد و در این بین نقش وزارت صنعت، معدن و تجارت از بقیه دستگاه‌ها پررنگ‌تر است و از دولت انتظار می‌رود که در حوزه پژوهش و برنامه‌ریزی، تدوین برنامه‌های تشویقی برای تولیدکنندگان موفق و موثر در بازار، بازاریابی، توزیع و فروش، فرهنگ‌سازی، حمایت از تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان فعالیت کند.

تدوین برنامه‌های تشویقی برای تولید کنندگان موفق و موثر در بازار

این مشوق‌ها می‌توانند به صورت ارائه‌ خدمات آموزشی، مشاوره‌ای و یا تامین برخی از هزینه‌ها مثلا هزینه اجاره مراکز عرضه محصولات و یا ارائه‌ی خدمات بازاریابی مشروط به کسب امتیازات لازم باشد. در عین حال تدوین برنامه‌های نظارتی و تنبیهی برای عرضه‌کنندگان کالاهای بی‌کیفیت (به خصوص در مورد کالاهای مشمول برنامه حمایت)، حمایت از مطالعات کاربردی به منظور شناسایی رفتار مصرف‌کنندگان و حمایت از انجام مطالعات بازاریابی و قوم‌شناسی در جهت شناخت نیاز و سلیقه مصرف‌کنندگان و نحوه ترغیب آنها به خرید کالاهای ایرانی از دیگر مواردی است که باید به آن اشاره کرد.

بازاریابی، توزیع و فروش

نوین‌سازی شبکه‌های توزیع با تمرکز بر تقویت ارتباط تولیدکننده و توزیع‌کننده و کاهش هزینه‌های عرضه محصول، شناسایی کالاهای داخلی که بتوانند با محصولات خارجی رقابت کنند و می‌توانند مشمول حمایت باشند، طراحی نشان کیفیت و صدور مجوز برای الصاق آن بر روی کالاهای کیفی، نظارت بر توزیع الکترونیکی کالاهای داخلی و جلوگیری از ورود کالاهای بی‌هویت به بازار مواردی به شمار می‌روند که در حوزه بازاریابی، توزیع و فروش جهت حمایت از کالا مطرح هستند.

حمایت از تولیدکنندگان

تولیدکنندگان در کنار مصرف‌کنندگان، مهمترین بخش‌های این پازل اقتصادی را تشکیل می‌دهند. حمایت‌های مالی از تولیدکنندگان در زمینه‌های تامین منابع مالی، معافیت‌های مالیاتی تولید کالاهای مناسب و با کیفیت، حمایت‌های بیمه‌ای از کسب‌وکارهای نوظهور و همسو کردن تمامی سیاست‌های پولی، بانکی، ارزی در جهت تولید ملی، حمایت‌های تجاری از تولیدکنندگان از طریق مدیریت صحیح واردات، افزایش تعرفه‌های وارداتی با هدف مدیریت واردات، مبارزه جدی با قاچاق کالاهای ورودی و خروجی و مبارزه جدی و شفاف با فساد اقتصادی، کاهش تعداد و زمان انجام فرآیندهای اداری جهت تسهیل در راه‌اندازی و فعالیت بنگاه‌های اقتصادی، حمایت از کارآفرینان و سرمایه‌گذاران، حمایت از تولیدکنندگان در جهت بهبود کیفیت تولیدات از طریق ارتقاء سطح فناوری و کیفیت، تامین مواد اولیه مرغوب و تجهیزات مورد نیاز و جهت‌دهی به خریدهای دولتی و منع خرید کالای خارجی از محل بودجه‌های دولتی، از الزامات حمایت از تولیدکنندگان هستند.

تولیدکنندگان چه باید بکنند؟

در این بین اما ارتقای کیفیت، به حداقل رساندن هزینه تمام شده تولید، گسترش خدمات پس از فروش و الزام به فرآیند تولید تا پس از مصرف، ذائقه‌شناسی مصرف‌کنندگان، نیازسنجی بازار و نگاه به مزیت‌های داخلی، توجه تولیدکنندگان به بحث نوآوری، خلاقیت، بسته‌بندی مناسب، بازاریابی کارآمد، تبلیغات موثر، برندسازی و ارتقای بهره‌وری، ارتقاء سطح تکنولوژی و مهارت نیروی کار و توسعه تولیدات دانش بنیان در جهت بهبود کیفیت تولیدات و افزایش بهره‌وری، توسعه فروشگاه‌های عرضه مستقیم کالا و یا ساماندهی عرضه محصولات به منظور کمک به مصرف کنندگان برای شناسایی محصولات داخلی با کیفیت، تقویت بخش طراحی در تولید محصولات (به ویژه در مورد محصولاتی نظیر پوشاک، کفش و غیره)، استفاده از روش‌های نوین تبلیغات، ارائه‌ آموزش‌های لازم به نمایندگان و کارکنان بخش فروش که مستقیم با مصرف‌کنندگان در ارتباط هستند، برندسازی و ایجاد هویت برای کالاهای تولیدی، کاهش هزینه قیمت تمام شده و گسترش خدمات پس از فروش و الزام به فرآیند تولید تا پس از مصرف همگی مواردی هستند که در صورت توجه و رعایت آن‌ها از سوی تولیدکنندگان امکان تولید محصول با کیفیت و قابل رقابت در بازار فرآهم می‌کند.

حمایت از مصرف‌کنندگان

در راستای حمایت از مصرف‌کنندگان نیز کنترل قیمت کالاها و خدمات و نظارت بر حقوق مصرف‌کنندگان و پرداخت یارانه به مصرف‌کنندگان کالاهای رقابتی ایران مهمترین مسائلی هستند که باید به آن توجه داشت.

تشکل‌های کارفرمایی و اصناف

تشکل‌های کارفرمایی و اصناف که شامل اتاق‌های بازرگانی صنایع، معادن و کشاورزی، اتحادیه‌ها و انجمن‌ها می‌شود، می‌توانند در نقش واسطه میان دولت و بنگاه عمل کنند تا ضمن انتقال انتظارات بنگاه‌ها به دستگاه‌های سیاست‌گذار در اجرای برنامه‌ها در صحنه تولید همکاری کنند، بنابراین در تمام حوزه‌های مسئولان و بخش‌های عمومی، تولیدکنندگان تشکل‌های کارفرمایی مشارکت خواهند داشت.

پژوهش و برنامه‌ریزی

تدوین برنامه جامع برای تمامی ذی نفعان با تمرکز بر تولیدکنندگان، تدوین شاخص‌های ارزیابی تولیدکنندگان توانمند و تولیدکنندگانی که ظرفیت توانمند شدن در کوتاه مدت یا میان‌ مدت را دارند، شناسایی بنگاه‌هایی با عملکرد تولیدی و صادراتی برجسته و بهره‌ور در رشته فعالیت‌های مزیت‌دار یا راهبردی و شناسایی تولیدکنندگانی که ظرفیت توانمند شدن را دارا هستند به منظور رفع مشکلات آن‌ها برای حضور موثر و پایدار در بازار از جمله مسائلی است که دولت باید در حوزه پژوهش و برنامه‌ریزی به آن توجه کند.

بخش‌های عمومی

فرهنگ‌سازی در جهت ترغیب مردم به مصرف اجناس داخلی، تبلیغات رسانه‌ای در حمایت از کالای ایرانی، انجام پژوهش‌های کاربردی از سوی دانشگاه‌ها و موسسات پژوهشی در زمینه‌ی بازاریابی و قوم‌شناسی در جهت شناخت نیاز و سلیقه مصرف‌کنندگان و نحوه‌ی ترغیب آن‌ها به خرید کالاهای ایرانی، تهیه برنامه‌های جذاب و غیرشعاری از سوی صداوسیما برای ترغیب مردم به خرید کالاهای داخلی به منظور کمک به اشتغالزایی و توسعه کشور، حضور تولیدکنندگان در برنامه‌های صداوسیما در جهت ارتقاء آگاهی مصرف‌کنندگان از فرآیند تولید اطمینان‌بخش، ایجاد غرفه‌های دائمی و موقت از تولیدات برتر با نشان کیفیت کالا توسط شهرداری‌ها در مکان‌های عمومی مانند پارک‌ها، ایستگاه‌های مترو و غیره، مشارکت وزارت آموزش و پرورش در تهیه محتوای درسی و برنامه‌های گروهی در جهت ترغیب دانش‌آموزان به استفاده از کالاهای ساخت داخل و برگزاری جشنواره‌های ملی برای ترویج فرهنگ خرید کالاهای ایرانی در زمره پارامترهایی قرار می‌گیرند که باید در بخش‌های عمومی به آن ها توجه کرد.

فرهنگ‌سازی

اما یکی از مهمترین مسائل که همواره مغفول مانده، “فرهنگ سازی” است که به نوبه خود می‌تواند نگاه به حمایت از تولید داخل را تغییر دهد. حمایت از فعالیت‌ها و برنامه‌های فرهنگی، ایجاد کمپین‌های تبلیغاتی و ایجاد یک شعار ملی همراه با لوگوی متحد و انتشار همه‌جانبه آن در رسانه‌ها، مدارس، سطح شهر و غیره، ارائه خدمات آموزشی و مشاوره‌ای به تولیدکنندگان و توسعه تفکر از تولید تا پس از مصرف در تولیدکنندگان، از مواردی است که دستیابی به آن‌ها در بخش فرهنگ‌سازی می‌تواند توجه عامه مردم را به حمایت از تولید داخل جلب کند.

گزارش از نیما علیپور، خبرنگار ایسنا

انتهای پیام

دوره‌های دکتری دانشگاه‌ها بازتعریف می‌شوند

معاون آموزشی وزارت علوم از تدوین و ابلاغ طرح “جامع دوره‌ دکتری” تا دو ماه آینده خبر داد و گفت: در قالب این طرح شرایط عمومی توسعه دوره‌های دکتری باز تعریف می‌شود.

دکتر مجتبی شریعتی نیاسر در گفت‌وگو با ایسنا، ضمن بیان این مطلب به تشریح جزئیات “طرح جامع دوره دکتری” پرداخت و افزود: در حال حاضر این طرح در مرحله تدوین قرار دارد و پیش‌بینی می‌شود تا دو ماه آینده تصویب شود و بتوانیم آن را به دانشگاه‌ها ابلاغ کنیم.

وی در ادامه تصریح کرد: برنامه وزارت علوم این بود که “طرح جامع دوره دکتری” تا پایان مهرماه جاری ابلاغ شود اما هنوز شورای گسترش معاونت آموزشی این وزاتخانه درخصوص آن تصمیم گیری نهایی را انجام نداده چرا که ایرادات تدوین این طرح باید در این شورا اصلاح شود.

معاون آموزشی وزارت علوم خاطر نشان کرد: طرح جامع دوره دکتری نوعی ساماندهی دوره‌های دکتری به شمار می‌رود که ما با ابلاغ آن بتوانیم شرایطی را فراهم کنیم که رشد بی رویه دوره دکتری در دانشگاه‌ها کنترل شود. البته فعلا در قالب این طرح بحث کاهش ظرفیت پذیرش دانشجو در این دوره را مطرح نمی‌کنیم اما تلاش داریم شرایطی را فراهم کنیم که رشد بی رویه پذیرش در این دوره کنترل و کیفیت آموزش دانشجویان این مقطع افزایش پیدا کند.

دکتر شریعتی خاطر نشان کرد: در قالب تدوین طرح فوق تلاش داریم جلوی رشد بی رویه و کمی دانشجویان دکتری کاهش یابد و ما بتوانیم دوره‌های دکتری را هدفمند کنیم و همچنین توسعه دوره‌های دکتری را با نیاز بازار منطبق کنیم. ضمن اینکه سطح نقش آفرینی این دوره‌ها در رفع مشکلات کشور را ارتقا بدهیم و این اهدافی است که در قالب طرح ساماندهی دوره‌های دکتری دنبال می‌شود.

معاون آموزشی وزارت علوم خاطر نشان کرد: طرح ساماندهی دوره‌ دکتری یکی از طرح‌هایی است که در قالب برنامه ساماندهی آموزش عالی تدوین می‌شود و هدف ما این نیست که ظرفیت پذیرش دانشجویان دکتری در برخی از دانشگاه‌های زیر نظام‌های آموزشی را کاهش بدهیم و هیچ دانشگاهی در قالب این طرح هدف گذاری نشده است اما شرایط عمومی توسعه دوره‌های دکتری باز تعریف می‌شود.

انتهای پیام

بحران امروز ریاضیات، کم‌اهمیت‌تر از بحران آب نیست!/نیازمند تشکیل اتاق فکر غیرجناحی هستیم

عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی درباره “بحران” فعلی آموزش ریاضی ایران با بیان این‌که نیازمند تشکیل یک اتاق فکر غیرمتعصبانه، واقع‌بینانه، غیرجناحی و بدون جهت‌گیری هستیم، گفت: وضعیت فعلی ریاضی در ایران، کم‌اهمیت‌تر از بحران آب و بحران‌های زیست‌محیطی نیست، منتهی صدایش دیرتر شنیده می‌شود و مساله‌ای است که از ریشه می‌پوساند. ممکن است زمانی متوجه اهمیت آموزش ریاضی در توسعه کشور شویم که برای اصلاح‌کردن آن، خیلی دیر شده باشد.

دکتر زهرا گویا در گفت‌وگو با ایسنا «تاثیر تعادل آموزش ریاضی در مدارس» را بر رشته‌هایی که از گروه آموزشی ریاضی در کنکور سراسری وارد دانشگاه‌ها می‌شوند، مهم توصیف کرد و بر ضرورت همسویی دانشگاه و مدرسه، تأکید کرد و افزود: به هر دلیلی، به نظر من متاسفانه مدرسه راه خودش را رفته و دانشگاه راه خودش را و حالا در یک نقطه تلاقی که هر دو به بحران رسیده‌اند، به یاد هم افتاده‌اند.

تاثیر تعادل “آموزش ریاضی در مدارس” بر دانشگاه‌ها

این استاد دانشگاه، به بعضی از علل نامتعادل شدن آموزش ریاضی در مدارس از جمله تبلیغات مسموم و بی مبنا در مورد یادگیری، تغییرات پی در پیِ برنامه‌ها و کتابهای‌ درسی، آموزش معلمان، چگونگی جذب، تربیت و نگهداری معلمان و کارآیی عملی نداشتن بسیاری از رشته‌های دانشگاهی، اشاره کرد و گفت: ما در مدارس، کاهش ورودی به رشته‌ ریاضی- فیزیک را داشته‌ایم و این کاهش، به دانشگاه‌ها هم فشار آورده و باعث شده که تعداد داوطلبان گروه آموزشی ریاضی در کنکور سراسری، به شدت کاهش یابد. این کاهش از چند سال پیش، در دانشگاه‌های شهرستان‌های کوچکتر شروع شد و به تدریج، دانشگاه‌های تهران نیز شاهد وقوع این اتفاق خواهند بود. با ادامه این روند، بسیاری از رشته‌های دانشگاهی که از گروه آموزشی ریاضی وارد دانشگاه می‌شوند، به تدریج منحل شده یا کوچک‌ و کوچک‌تر خواهند شد.

دانش‌آموخته دانشگاه بریتیش کلمبیا، با بیان اینکه نباید مقصر این بحران را صرفاً کنکور دانست، گفت: وقتی صداوسیما، بعضی  نفرات اول کنکور را از طریق موسسات مختلف به برنامه‌های تلویزیونی دعوت می‌کند و این رتبه‌های برتر در تلویزیون می‌گویند ما فلان کتاب را خواندیم که توانستیم رتبه‌ اول را کسب کنیم! باعث وهن آموزش ‌وپرورش رسمی می‌شود، البته می‌دانیم که این ادعا، عمومیت ندارد! لازم است که نظام آموزش عمومی نسبت به این وضعیت، واکنش نشان دهد و به فکر چاره جدی در سطح کلان باشد. اگر قرار باشد که بدون کمک بیرونی، دانش‌آموز در کنکور موفق نشود، آنگاه وظیفه، مسئولیت و عملکرد آموزش‌وپرورش زیر سؤال می‌رود که به نظر من، این شبهه، در حق اکثریت معلمان، جفاست. زیرا آموزش و پرورش با وجود تمام مشکلاتی که دارد، به همت معلمانی دلسوز و علاقه‌مند که اکثریت را تشکیل می‌دهند، به امر خطیر آموزش فرزندان ما مشغول است. اما تأثیر این نوع تبلیغات در افکار عمومی، مخرب است و اعتماد جامعه را نسبت به مدرسه و آموزش رسمی، به خطر می‌اندازد. 

دکتر گویا، با اشاره به تبلیغات موسسات کنکوری و بیلبوردهای این موسسات در سطح شهرها و جاده‌ها، این حجم تبلیغات را علامت هشداردهنده‌ای خواند که آموزش عمومی و رایگان را به سُخره گرفته و باید به آن توجه شود.

وی ادامه داد: همه‌ تقصیرها را به گردن دو موضوع «کنکور» و «تعداد بالای متقاضیان رشته‌ تجربی» انداخته‌ایم و مساله را ساده فرض کرده‌ایم. به نظر من، این که می‌گویند به دلیل وجود کنکور- یعنی آزمون ورودی به آموزش عالی- در پایان ۱۲ سال آموزش مدرسه‌ای، به اجبار کنکور به پایه اول ابتدایی هم کشیده شده، منطقی و منصفانه و قابل دفاع نیست. اینها حاشیه‌ای است که به بهانه کنکور ایجاد شده و صنعت عظیمی به وجود آورده است. وگرنه، در تمام کشورهای دنیا،  برای ورود به دانشگاه باید از صافی‌های مختلفی عبور کرد، زیرا دوره سوم آموزش یا آموزش عالی، بر خلاف آموزش عمومی، ماهیتی رقابتی دارد. حالا نام این صافی در کشور ما، «کنکور» است و ممکن است در هر کشوری، نام دیگری داشته باشد. از نظر من، کنکور به معنای آزمونی برای انتخاب قوی‌ترین افراد جهت ورود به آموزش عالی است و اگر به درستی اجرا شود، مشکلی ندارد. اتفاقاً، کنکور می‌تواند «عدالت آموزشی» را برای همه دانش‌آموزان- اعم از برخوردار و غیربرخوردار- برقرار کند، زیرا می‌تواند به همه فرصت دهد تا تنها از یک صافی عبور کنند و اگر به معلم و مدرسه هم دسترسی نداشته باشند، با خواندن کتابهای درسی و یادگرفتن مطالب آنها، به خودآموزی بپردازند و وارد رشته‌های مورد علاقه خود در دانشگاه‌ها شوند. اما نکته مهم این است که در گذشته‌های دور و نزدیک، کتاب‌های درسی به گونه‌ای بودند که «متن درسی» قوی داشتند و دانش‌آموزان می‌توانستند از طریق خودخوانی، درس‌ها را یاد بگیرند. اگر نگویم «همه»، حداقل می‌توانم مستند بگویم که اکثر سؤال‌های کنکور نیز از کتاب‌های درسی بوده و هست و دانش‌آموزان اطمینان داشتند که اگر مطالب کتاب‌ها را خوب یاد بگیرند و مساله‌ها و تمرین‌های کتاب‌ها را انجام دهند، ضریب موفقیتشان در کنکور، خیلی بالا می‌رود. ولی در حال حاضر، کتاب‌های درسی تأکید کمتری بر «متن درسی» دارند و این فقدان، فرصت خودآموزی دانش‌آموزان را کاهش داده و بدین سبب، به منابع کمکی روی آورده‌اند. تغییرات پی‌درپی هم بهانه مناسبی برای جنگ تبلیغاتیِ صنعت کنکور و کمک درسی‌ها شده که در حد اعلای خود، موجبات  سرگشتگی و سرگردانی جامعه و خانواده‌ها را فراهم کرده‌اند!

دکتر گویا، درباره «بمباران تبلیغاتی» کتاب‌های کمک‌آموزشی کنکور و تاثیر آن بر تعادل آموزشی، گفت:  از لحظه‌ای که چشم باز می‌کنیم، توسط تبلیغاتی که از رسانه‌های مختلف دیداری و شنیداری و مکتوب  ما را بمباران می‌کنند، «اضطراب» به جانمان می‌افتد و در نتیجه، تولیدکننده از فروش محصولش، اطمینان می‌یابد! بدین ترتیب، به بهانه کنکور، تعادل آموزشی جامعه به هم خورده است. مدام کتاب‌ها و منابعی تولید می‌شوند  که روی آنها نوشته شده «مطابق آخرین تغییرات کتاب‌های درسی»؟! جل‌الخالق! مگر قرار است کتاب‌های درسی سال به سال تغییر کند؟! در کجای دنیا میزان و تناوب تغییرات کتاب‌های درسی، به اندازه‌ای بوده است که در سال‌های اخیر، کتاب‌های ما تغییر کرده است؟ هزینه اجتماعی چنین تغییراتی بسیار بالاست و لازم است برای آن، فکر اساسی شود.

وی  با «تهوع‌آور» توصیف کردن برخی تبلیغاتی که در سطح آموزش عمومی برای ریاضی می‌شود، گفت: یک به اصطلاح همایش ریاضی در یکی از دانشگاه‌ها برگزار شده است و در آن، مدرس با حرکات ناموزون دست‌وپا و شعرهای سخیف، می‌خواسته به دانش‌آموزان، حدگیری و مشتق‌گیری را یاد بدهد! یا یک نفر به کمک رقص بندری، می‌خواسته تابع‌هایی را که مشتق ندارند، معرفی کند! و نظایر این حرکات که موجودیت ریاضی را یکسره، زیر سؤال می‌برد. واقعاً ریاضی در کجا و تا این اندازه، به چنین ابتذالی کشیده شده است؟! این اتفاقات قبلاً هم بوده، ولی از حدود ۱۰ سال اخیر، بیشتر اوج گرفته و نگران‌کننده شده است. اصلاً ریاضی چیست که با اصرار، تا این اندازه آن را نازل کرده‌ایم؟! تا کجا قرار است این روند، ادامه پیدا کند؟ البته این نوع تبلیغات، به شدت پول‌ساز است و خانواده‌ها نمی‌خواهند باور ‌کنند که ‌ پیرایه‌هایی که بر ریاضی بسته شده، توانایی ریاضی فرزندانشان را افزایش نمی‌دهد. چرا از کارشناسان زبده دعوت نمی‌شود تا به دور از تعصب و وابستگی و اشتراک منافع، تأثیر این نوع رفتارها را بر افزایشِ دلزدگی دانش‌آموزان از ریاضی، مطالعه کنند؟ 

تغییرات غیرمنسجم و شتاب‌زده برنامه‌های درسی، منجر به برهم‌خوردن تعادل آموزشی شده است

دکتر گویا در ادامه این گفت‌وگو با ایسنا، درباره  تغییرات «غیرمنسجم و شتاب‌زده» برنامه‌های درسی که از نظر وی، منجر به برهم‌خوردن تعادل آموزشی شده، گفت: تغییرات وسیع برنامه‌های درسی، ازنیمه دوم دهه ۸۰ شمسی شروع شد و رویکردهای آموزشی، تغییرات جدی پیدا کرد. این اتفاق، هم‌زمانی قابل توجهی با شروع کاهش منظم ورودی‌ها به رشته ریاضی- فیزیک در دبیرستان و به تبع آن، کاهش تعداد داوطلبان شرکت در گروه آموزشی ریاضی در کنکور دارد. به طور مشخص، بر اساس آمار منتشر شده از سوی سازمان سنجش آموزش کشور، طی چند سال اخیر، تعداد داوطلبان گروه آموزشی ریاضی در کنکور سراسری، از ۲۴ درصد که درصد بالایی بود، به حدود ۱۴ درصد در سال جاری- ۱۳۹۷- رسیده است.

این استاد ریاضی با بیان اینکه  «سقوط آموزش ریاضی یک‌شبه» رخ نداده است، اظهار کرد: به نظر من، مشکل اساسیِ دیگری که وجود دارد، این است که انگار در اذهان عمومی یا نگاه برخی تصمیم‌گیرندگان، رشته‌ ریاضی با گروه آموزشی ریاضی یکی گرفته شده است. یعنی بعضی‌ها تصورشان این است که افراد،  در مدرسه رشته ریاضی را می‌خوانند تا در دانشگاه هم به رشته ریاضی بروند، در صورتی که این‌طور نیست؛ افراد باید در مدرسه، ریاضی دقیق، محکم، متناسب و متعادلی را یاد بگیرند که بعدها در دانشگاه، دستشان برای انتخاب انواع رشته‌هایی که متکی بر ریاضی هستند، باز باشد و در رشته‌های مورد علاقه خود، موفق شوند که در رأس آنها، رشته‌های مهندسی و علوم کامپیوتر است. مثلاً ما جزو کشورهای خاصی هستیم که تعداد زیادی در یک دانشگاه، می‌خواهند ریاضی را به عنوان رشته تحصیلی بخوانند! سؤال این است که یک جامعه، چقدر نیازمند دانش‌آموخته ریاضی دانشگاهی است؟ ریاضی بخوانند که چه کار کنند؟ در صورتی که  ورود به رشته ریاضی- فیزیک در مدرسه، کمک می‌کند تا آنان، بتوانند وارد رشته‌های مختلفی مانند انواع مهندسی‌ها، اقتصاد و نظایر آن شوند. زیرا این رشته‌ها، زیربنایشان ریاضی است. ما به نقش زیربنایی ریاضی کم‌توجهی کرده‌ایم و گاهی در بحث‌ها، ورود به رشته ریاضی مدرسه‌ای را  با ریاضی‌دان شدن در دانشگاه، معادل گرفته‌ایم.

نگاه حاکم به آموزش دانشگاهی سنتی است

عضو هیات‌علمی دانشگاه شهید بهشتی با بیان این‌ که در ادبیات نوین آموزشی، مدام از عبارت‌های«یادگیری برای یادگیری»، «یادگیری در طول عمر» و «مهارت‌های زندگی» استفاده می‌شود، افزود: این عبارت‌ها در کجا باید بروز کند؟! دانشجویی که از دانشگاه فارغ‌التحصیل می‌شود، نیاز دارد که حداقل، این مهارت را داشته باشد تا هنگامی که لازم است، خودآموزی کند، یا توانایی این را داشته باشد که خود را برای بازار کار جدید آماده کند. در حال حاضر این مسائل تقریباً فراموش‌شده است. در حقیقت، از یک طرف نگاه حاکم به آموزش دانشگاهی، برنامه‌های درسیِ آموزش عالی، انتخاب و چینش محتوا و ارزشیابی، «سنتی» و تا حد زیادی دست نخورده باقی مانده است و از طرف دیگر، علت تغییرات برنامه درسی ریاضی مدرسه‌ای به گونه‌ای که شاهد آن هستیم، مشخص نیست.

استاد دانشگاه شهید بهشتی با بیان اینکه در سال‌های اخیر، آموزش معلمان تقریبا محلی از اعراب ندارد، گفت: مدتی آموزش معلمان مدرسه، از طریق تلگرام انجام می‌شد. بعد که تلگرام فیلتر شد، آموزش معلمان ریاضی به صورت مجازی ادامه پیدا کرد و الان هم موسسات خصوصی در حال آموزش معلمان هستند! انگار مسئولیت ارتقای کیفیت تدریس معلمان، با هیچکس نیست! همچنین، آموزش در تمام دنیا مساله‌ای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی است و الان آموزش در همه‌جای دنیا، کم و بیش، تبدیل به صنعتی پول‌ساز شده است. 

جایگاه شغلی دانش‌آموختگان ریاضی؛ آنچه باید باشد و آنچه هست

این استاد دانشگاه با اشاره به این‌که در حال حاضر دانش‌آموختگان ریاضی دچار «سرگشتگی» شده‌اند، درباره جایگاه شغلی فارغ‌التحصیلان ریاضی، گفت: یک فارغ‌التحصیل دوره کارشناسی یا کارشناسی ارشد ریاضی، در حال حاضر سردرگم است که کجا دنبال شغل بگردد. عده‌ای از دانش‌آموختگان ریاضی، یا در بانک‌ها استخدام می‌شوند یا وارد تدریس خصوصی ریاضی می‌شوند، یا در مدارس ویژه، در واقع به بیگاری گرفته می‌شوند! البته بیگاری را از لحاظ مالی نمی‌گویم، اما وقتی شما اختیار کار خود را نداری و هر چه که مدرسه می‌گوید را باید اجرا ‌کنی، از نظر من بیگاری محسوب می‌شود. 

دکتر گویا، دبیری ریاضی را یکی از بهترین مشاغل برای دانش‌آموختگان ریاضی معرفی کرد و ادامه داد: یکی از پرکاربردترین مشاغل برای کسانی که لیسانس ریاضی داشتند، دبیری ریاضی بود که ما در این مورد، در اواخر دهه هفتاد شمسی به نقطه‌ای رسیدیم که در دنیا مثال‌زدنی بودیم و تقریباً رقیبی در جهان نداشتیم. من همیشه به این می‌بالیدم که در ایران، به تعداد مورد نیاز، معلم ریاضی زن در مدارسمان داریم و این امتیازی برای ما بود که افرادی که ریاضی را خوب خوانده‌اند، برای معلمی تربیت کنیم.

این استاد دانشگاه با اشاره به این که «فرصت دبیری ریاضی از دانش‌آموختگان این رشته گرفته شده»، افزود: فرصت دبیری ریاضی از فارغ‌التحصیلان ریاضی گرفته شده و متقاضیان، فقط باید از مسیر دانشگاه فرهنگیان وارد حرفه دبیری شوند. دانشگاه فرهنگیان یک دانشگاه نوپا است که با طرح و برنامه‌اش، نمی‌تواند جایگزین یک دانشگاه جاافتاده در تربیت پایه‌ای یک دانشجوی ریاضی باشد. این دانشگاه می‌توانست به خوبی با کمک دانشگاه‌های دیگر، ریاضیات دانشگاهی افراد را قوی کند و با کمک دانشگاه‌ها، معلم تربیت کند و دوره‌های تربیت معلمی دو ساله و انواع کاوروزی‌ها را تدارک ببیند. هیچ دانشگاهی به تنهایی نمی‌تواند چند درس علوم تربیتی و روش تدریسی ارائه دهد و بگوید معلم تربیت کرده است. تربیت معلم ریاضی با تربیت معلم علوم یا زبان فرق دارد. تحقیقات بسیاری هم پشتیبان این ادعا هستند که این آموزش‌ها متفاوت است و نمی‌شود آموزش‌ معلمان هر حوزه یا موضوع درسی را از خود آن حوزه، جدا کنید. یعنی نمی‌شود ریاضی، جدا از آموزش ریاضی باشد.

سردبیر مجله رشد آموزش ریاضی در ادامه این گفت‌وگو، از لزوم «استقلال عمل داشتن» و «تصمیم‌گیرنده بودن» معلم سخن گفت و درباره وضعیت فعلی معلمان، خاطرنشان کرد: معلم نمی‌تواند بخش قابل توجهی از وقت و انرژی‌اش را صرف آزمون‌های بیرونی، تست زدن، نیازهای کاذب جامعه، توقعات خانواده‌ها و خنثی کردن تاثیر تبلیغات منفی رسانه‌ها کند. معلم باید قدرت تشخیص داشته باشد که چه وقت چه اقدامی انجام دهد تا دانش‌آموزانش ریاضی را بهتر بیاموزند. این مهارت‌ها، دستوری نبوده و با قاعده و قانون، عملی نیست. در حال حاضر، وقت معلمان برای حاشیه‌های آموزش ریاضی- نه خود یادگیری ریاضی- تلف می‌شود و هنوز، نسبت به این موضوع، عمل مناسبی صورت نگرفته است.

به گفته گویا، در حال حاضر به خاطر تعداد بالای فارغ‌التحصیلان دکتری ریاضی، تصور می‌شود هر که مدرک دکتری دارد، می‌تواند مدرس دانشگاه باشد و به همین دلیل، در جذب استادان به «قابلیت تدریس فرد» کم‌توجهی می‌شود؛ زیرا وقتی دانش‌آموزانی که به کمک تکنولوژی دارای اطلاعات و توانایی‌های زیادی هستند، وارد دانشگاه می‌شوند و با روش‌های آموزشی قدیمی تعلیم می‌بینند، دچار«سرگشتگی» می‌شوند.

وی ادامه داد: البته استادان  برای تدریس، از ابزارهای کمک‌آموزشی بهره می‌گیرند، اما مهم فکر و دیدگاه معلم است که تا وقتی تغییر نکرده باشد، استفاده از ابزارهای کمک آموزشی، نمی‌توانند تحولی در تدریس وی ایجاد کنند. 

راهکار چیست؟

دکتر گویا با «بحران» نامیدن وضعیت فعلی آموزش ریاضی، بر ضرورت تشکیل یک اتاق فکر جدی، تأکید کرد و افزود: من فکر می‌کنم لازم است وزارت آموزش و پرورش و وزارت علوم- تحقیقات و فناوری، این مساله را به عنوان یک بحران، جدی بگیرند. برای مثال، لازم است به تاریخ آموزش ریاضی در دنیا مراجعه کنند و ببینند چه گام‌هایی در زمان‌های بحرانی برداشته شده است. البته منظورم به هیچ وجه این نیست که از آن‌ها تقلید کنیم، بلکه منظورم این است که تاریخ ریاضی جهان را مطالعه  کنیم تا به اهمیت نقش ریاضی در توسعه جوامع، پی ببریم. ریاضی بحثی استراتژیک است و فقط مختص به مدرسه و دانشگاه نیست. ریاضی به دلیل داشتن ارتباط تنگاتنگ با مدل‌سازی، تکنولوژی و تحقیقات بین‌شته‌ای، زیربنای پیشرفت جامعه‌هاست. ما به این وجه از اهمیت ریاضی، توجه لازم را نکرده‌ایم و تبلیغات مسموم‌کننده نیز آنقدر زیاد است که اصل و ذات ریاضی، گم شده است.

استاد دانشگاه شهید بهشتی با بیان این‌که «عمومی‌سازی ریاضی به این معنا نیست که از هر ابزار سخیفی استفاده شود تا ریاضی خوشایند جلوه کند»، گفت: اگر دست از سر ریاضی برداریم، ریاضی خودبه خود خوشایند است! لذت درونی که یک دانش‌آموز یا دانشجو از کشف، حل و خلق ریاضی می‌برد، خیلی بیشتر از این حاشیه‌های امروزی شوق‌آفرین است. 

به گفته این استاد دانشگاه، خلاصه کردن بحران آموزش ریاضی در کنکور و افزایش متقاضیان برای ورود به رشته‌های پول‌ساز و در راس آن‌ها پزشکی، باعث می‌شود که به بیراهه‌ کشیده شویم. لازم است این مساله، در مراکز پژوهش‌های استراتژیک بررسی شود.

این استاد ریاضی در پایان، راهکار خروج از «بحران» را بررسی آن، از منظرهای مختلف عنوان کرد و افزود: لازم است که ما از بحران فاصله بگیریم، از بیرون به آن نگاه کنیم و بعد از منظرهای مختلف به ریاضی بنگریم و تاثیرات جامعه‌شناسی و روان‌شناسی و سایر متغیرهای اثرگذار را بر ایجاد این بحران،‌ بررسی کنیم. برای این کار، باید تعصبات  و سهم‌خواهی را کنار بگذاریم و یارکشی نکنیم. همگی، این بحران را بحران سرزمین عزیز خودمان در نظر بگیریم و بدانیم اگر به این بحران توجه نشود و برای حل آن فکری جدی نشود، در آینده خسران از آنِ همه است. نمی‌توانیم بگوییم معلم را از خارج وارد می‌کنیم و مشکلمان را حل می‌کنیم؛ شهروندِ تصمیم‌گیر تصیم‌ساز را نمی‌توانیم از خارج وارد کنیم. جامعه توسط افرادش ساخته می‌شود و این افراد، نیازمند یک آموزش متعادل هستند که بخش مهمی از آن، ریاضی است؛ چه در مدرسه و چه در دانشگاه. افراد ریاضی نمی‌خوانند که الزاماً، ریاضیدان شوند یا تنها مدرک ریاضی بگیرند. بلکه ریاضی می‌خوانند تا انتخاب‌های بهتری داشته باشند. نگرانی‌ام این است که آنقدر این بحران را نادیده بگیریم تا وقتی که از پا درمان بیاورد و این منصفانه نیست! نیازمند تشکیل یک اتاق فکر غیر متعصبانه، واقع‌بینانه، غیر جناحی و بدون جهت‌گیری هستیم. باید افرادی در این اتاق فکر حضور داشته باشند که توانایی دیدن وضعیت را از منظرهای مختلف دارند و مطالعه‌ای درباره تاریخ ریاضی در ایران و جهان داشته باشند تا بتوانند به دور از هیجان، تصمیم‌گیری‌های مناسب انجام دهند.

انتهای پیام

بارِ توسعه را بر گردن میراث‌فرهنگی انداخته‌اند!

سال‌ها درگیرِ اتفاق‌های مختلفی بوده‌اند؛ یک روز روی محوطه‌ای تاریخی که روزی شهر تاریخی بود سد ساختند و محوطه‌ی تاریخی را آب‌گیری کردند، یک روز برای پا گذاشتن روی تاریخ، ساخت مترو را بهانه کردند و قبل از استحکام بخشی و بررسی محوطه که آیا تحمل لرزش‌های شبانه‌روزی را دارد و تونل‌های عمیق و طولانی حفر و قطارهایشان با سروصدای زیاد حرکت کردند.

تا همین چند سال پیش برخی میراث فرهنگی و حفاظت از این تمدن را سد راه «توسعه» می‌دانستند و برخی دیگر حتی فکر کردن نسبت به این‌که بخواهند از دستگاهی به نام «میراث فرهنگی» مجوز بگیرند، تعجب می‌کردند،  تفکری که باعث شد به راحتی مترو را از زیر چهارباغ عباسی اصفهان عبور دهند، ریل قطار را به چند متری نقش رستم برسانند و تمدن چندهزار ساله‌ی «سیمره» و «سیوند» را به آب دهند.

به گزارش ایسنا، پژوهشگاه سازمان میراث‌فرهنگی و گردشگری بعد از سال‌ها تلاش و نگرفتن نتیجه مطلوب از این‌که دستگاه‌ها را با خود همراهی کند، به این فکر افتاد که توجه به میراث فرهنگی در کنار برنامه‌ریزی‌هایی که برای «توسعه پایدار» در کشور رخ می‌دهند، در قالب برگزاری همایشی جلب کند، نخستین قدم برای این کار سه سال قبل اتفاق افتاد.

برگزاری همایش‌های دوره‌ای با تیتر «میراث فرهنگی و توسعه پایدار»، و دعوت از همه‌ی دستگاه‌هایی که به نوعی در فکر توسعه‌اند، بدون توجه به تاریخ پشت‌سر گذاشته‌ی خود.

نخستین همایش در اسفند ۱۳۹۴ و با حضور وزارت راه و شهرسازی برگزار شد و با برگزاری پنل‌های تخصصی در طول دو روز بیانیه‌ای صادر و علاوه بر تاکید بر «ضرورت بازشناسی مسیرهای تاریخی» بر «ضرورت تدوین برنامه‌ای جامع و قانونمند برای شناسایی‌، حفاظت و بهره‌برداری مجدد از میراث فرهنگی» نیز اشاره شد.

نسبت میراث فرهنگی را کدام دستگاه رعایت می‌کند؟

دومین همایش نیز ۱۵ مهر  امسال و باز هم با حضور وزارت راه وشهرسازی و بدون حضور دیگر دستگاه‌های شهر و توسعه‌ای در کشور مانند شهرداری‌ و جهاد کشاورزی، برگزار شد. این استقبال با وجود فراخوانی که پژوهشگاه میراث فرهنگی به دستگاه‌های متولی اعلام کرده، نشان می‌دهد که گویا براساس گفته‌ی سیدمحمدبهشتی، رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی در نخستین همایش «در بیشتر برنامه‌هایی که در قالب توسعه اتفاق می‌افتد، تنها یک درصد مراعات حال میراث فرهنگی را می‌کنند» صدق می‌کند!

بهشتی با پایان دومین همایش میراث فرهنگی و توسعه پایدار در گفت وگو با ایسنا از نتایج این همایش می‌گوید: دو نوع نسبت بین میراث‌فرهنگی و توسعه در دنیا تجربه کرده‌ایم، در یک نسبت میراث فرهنگی مُخل توسعه محسوب می‌شود و آن را مراعات نمی‌کنند. در نسبت دوم آن را مراعات می‌کنند، یعنی علاوه بر این‌که حفاظت از میراث فرهنگی رعایت می‌شود و از سوی دیگر توسعه ادامه دارد، هر دو در یک حُسن همجواری به سر می‌برند. اتفاقی که در بسیاری از کشورهای پیشرفته معمولا عملی می‌شود، هر چند در کشور با این نقطه فاصله داریم.

وی با بیان این‌که تا قبل از برنامه سوم توسعه هیچ پیش‌بینی برای در نظر گرفتن «میراث فرهنگی» در نظام برنامه‌ریزی انجام نشده بود، می‌گوید: بعد از برنامه سوم، در ادبیات حقوقی و برنامه‌ریزی کشور، پیش‌بینی‌هایی برای درنظر گرفتن موضوع میراث فرهنگی شده و حتی نقش آن قدری پررنگ‌تر شد، اما هنوز مراعاتی که باید نسبت به امر حفاظت رخ می‌داد، محقق نشده بود.

او در ادامه با بیان این که در رفتار برخی سازمان‌ها، نهادها و دستگاه‌های اجرائی مانند وزارت نیرو و وزارت راه و شهرسازی که فعالیت عمرانی انجام می‌دهند، شاهد یک نوع تغییر هستیم، این تغییر رفتار را یک رویکرد می‌داند.

وی رویکرد دیگر توسعه پایدار در نسبت با میراث فرهنگی را فرهنگ به عنوان مبدا و مقصد توسعه می‌داند و با تاکید بر این‌که توسعه باید مبتنی بر فرهنگ باشد، ادامه می‌دهد: نخست باید بپذیریم توسعه‌ای اتفاق افتاده است، در ادامه شاخصه آن را در فرهنگ جستجو کنیم تا آن جامعه، جامعه‌ای زاینده‌تر در حوزه فرهنگ باشد، مصرف اقلام فرهنگی آن بالاتر و خودِ با نشاط ‌تر باشد.

بهشتی همچنین با تاکید بر این‌که از حدود سه دهه گذشته، توسعه مبتنی بر فرهنگ شکل‌ می‌گیرد،  اظهار می‌کند: این بحث هنوز در کشور ما  تازگی دارد و موضوع گفت‌وگو قرار نگرفته است. حتی هنوز برنامه‌ریزی‌ها، به صورت جدی وارد این موضوع نشده است. از سوی دیگر در همکاری که از سال ۹۴ با سازمان برنامه و بودجه آغاز کرده‌ایم، تلاش کردیم تا فتح بابی با یگدیگر باز کرده و بحثی تازه در عرصه نسبت بین فرهنگ و توسعه ایجاد کنیم.

همایشی که فقط چند دستگاه به آن روی خوش نشان دادند

او برگزاری همایشی مانند «میراث فرهنگی و توسعه پایدار» را از نمونه این اقدامات می‌داند و می‌گوید: در برگزاری چنین همایش‌هایی، باید افرادی از دستگاه‌های مختلف بیایند و کسانی که یک نوع نگاه فرهنگی دارند در این نسبت جدید بحث کنند. در واقع در این نسبت جدید چیزی بود که عمدتا بحث آن را در میراث فرهنگی انجام می‌دادیم.

وی با بیان این‌که در وزارت نیرو و وزارت راه و شهرسازی بحث زیادی در این زمینه صورت نمی‌گرفت، ادامه می‌دهد: در واقع این همایش یک جور فتح بابِ نظری در مورد این نسبت جدید است. توقع چندانی هم نداریم که با چنین فاصله‌ای ناگهان به یک تغییر رویکرد عمیق در نظام برنامه‌ریزی منجر شود، این که توسعه‌ای را برنامه‌ریزی کنیم که مبتنی بر ویژگی‌های تاریخی، فرهنگی، طبیعی سرزمین باشد، چیزی است که همیشه در برنامه‌ریزی توسعه حرف آن گفته می‌شود، اما نهایتا توسعه، به سمت توسعه‌ی اقتصادی می‌رود.

رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی، یکی از دلایل بروز این اتفاق را در این می‌داند که هنوز تکلیف مشخصی برای انجام کارها در این زمینه نداریم و می‌گوید: مثلا اگر قرارباشد توسعه‌ای را برنامه‌ریزی کنیم که مبتنی بر مختصات تاریخی فرهنگی طبیعی باشد، نمی‌دانیم باید چکار کنیم. یا اگر در این همایش ما تولید ادبیات توسط کسانی که در بحث‌های علمی و آکادمیک وارد این صحنه می‌شوند، چیست و نسبت آن با توسعه چه می‌تواند باشد؟

شهرداری چه نقشی در همایش توسعه پایدار و میراث فرهنگی است؟

بهشتی اما در پاسخ به این پرسش که در دو همایش برگزار شده «میراث فرهنگی و توسعه پایدار»، جایگاه و نقش دستگاه شهری مانند شهرداری کجا بود؟ می‌گوید: مشکل شهرداری این است که در آن بحث نظری جایی ندارد، برخلاف وزارتخانه‌ها، سازمان محیط زیست یا وزارت نیرو که ناگزیرند بخش نظری هم داشته باشند، سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی کنند. در حالی که شهرداری جای اجراست.

او با تاکید بر این‌که وزارت راه و شهرسازی باید قاعدتا طرح‌های جامع و تفصیلی را به تصویب برساند و شهرداری‌ آن را اجرا کند، ادامه می‌دهد: ما فراخوان عام دادیم که هر کس حرفی دارد، در این همایش شرکت کند، برخی دستگاه‌ها دعوت ما را پذیرفتند، هر چند بسیاری دیگر از آن‌ها مانند وزارت کشور، وزارت کشاورزی یا وزارت صنعت و معدن حضور جدی ندارند، در حالی که فعالیت‌های آن‌ها منجر به اتفاقاتی در این سرزمین می‌شود که باید میراث فرهنگی را نیز مدنظر قرار دهند.

نخستین «نشان تعامل» میراثی‌ها به وزیر راه داده شد

رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری اما در مورد میزان توجه و حضور دستگاه‌ها در طول سه سال گذشته به سوی میراث فرهنگی چه طور بوده است، می‌گوید: وزارت راه وشهرسازی قرابت و نزدیکی خود را به موضوع میراث فرهنگی پررنگ‌تر و عمیق‌تر  کرد. وزارت نیرو، نسبت به سه سال پیش بسیار پررنگ‌تر حضور یافته است و دستگاه‌ها دیگر نیز مانند وزارت نفت در بحث لوله‌کشی جسته و گریخته در حال نزدیک شدن هستند.

بهشتی اما به طراحی «نشان تعامل» برای اهدا کردن به دستگاه‌هایی که با میراث فرهنگی تعامل بیشتری دارند، اشاره می‌کند و می‌افزاید: در دومین دوره برگزاری این همایش، «نشان تعامل» را طراحی کردیم تا  دستگاه‌هایی که تعامل بیشتری با حوزه میراث‌فرهنگی انجام می‌دهند را شناسایی می‌کنیم و از ان‌ها تقدیر می‌کنیم.

به گفته‌ی وی در دومین همایش میراث فرهنگی و توسعه پایدار نیز چهار نشان تعامل اهدا شد، که نخستین نشان به وزیر راه و شهرسازی و سه نشان دیگر به “رافائل بیشونه”، – پژوهشگر و باستان‌شناس ایتالیایی -، بهروز مرادی – مدیر عامل شرکت توسعه منابع آب و نیروی ایران – و ایوب زارعی – شهردار کنگ –  که در زمان اجرای پروژه‌های خود، راهکارهای لازم را برای حفاظت از آثار تاریخی – فرهنگی در معرض خطر بررسی کرده بودند، اهدا شد.

حواسمان باشد درباره ایران حرف می‌زنیم

رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، اما درباره یکی از نخستین مواردی که در اولین هایش میراث فرهنگی و توسعه پایدار مطرح شد و برمبنای آن «ضرورت بازشناسی مسیرهای تاریخی» مطرح شد، می‌گوید: در این زمینه هنوز در اول راهیم، حتی پژوهشگاه میراث فرهنگی در شناخت این مسیرها به تازه شروع به کار کرده است. امروز مسیرهخامنشی را به فاصله شوش تا پارسه، شناسایی کرده‌ایم و کتاب آن برای انتشار در حال آماده شدن است،‌همچنین یا مطالعات برای مسیر بین شوش و همدان تا کنون انجام شده است که امیدواریم تا پایان امسال آن برای انتشار آماده شود.

وی «ضرورت بازشناسی مسیرهای تاریخی» را پروژه‌ای بزرگ می‌داند که نمی‌توان به سرعت آن را انجام داد و بیان می‌کند: تکمیل این کار چندین عمر نیاز دارد، باید حواسمان باشد که در مورد ایران صحبت می‌کنیم، یک میلیون و ۶۴۸ هزار کیلومتر مربع مساحت که تاریخ‌اش از زمان حضرت آدم تا امروز است.

او یکی از نتایج نخستین همایش میراث فرهنگی و توسعه پایدار را تهیه‌ی پرونده ثبت جهانی راه‌آهن سراسری کشور می‌داند که در فاصله دو همایش آماده شده و می‌گوید: ما نباید به دستگاه‌ها مسیر بدهیم. لازم نیست میراث فرهنگی شروع‌کننده‌ی مطالعه‌ی راه‌های تاریخی باشد تا بعد از آن جاده‌ها ساخته شوند.

بهشتی تاکید می‌کند: بحث آن است که هر دستگاهی که می‌خواهد جاده و راهی را بسازد باید نخست بررسی کند که در تجربه تاریخ گذشته خود راه آن از چه مسیری رفته است و آیا می‌تواند کمک کند که مسیر بهتری برای آن پیدا شود، تا به گذشته‌ی آن دست نزنیم.

انتهای پیام

تاثیر برند دانشگاه‌ها در جذب دانشجو

در دفاع از پایان‌نامه یک دانشجوی کارشناسی ارشد گروه مدیریت موسسه آموزش عالی خزر محمودآباد، پایان‌نامه‌ای با عنوان “اندازه‌گیری و سنجش تصویر ذهنی از برند دانشگاه تربیت مدرس نور و ارائه راهکارهای برند”، بررسی شد.

به گزارش ایسنا، تحقیقات نشان داده که ارزش واقعی، در درون محصول یا خدمات نیست، بلکه در ذهن مشتریان واقعی و بالقوه وجود دارد و این برند است که ارزش واقعی را در ذهن مشتریان ایجاد می‌کند؛ در گذشته بازاریابی مخصوص دنیای تجاری بود و با آموزش عالی بیگانه و نقش موسسات آموزش عالی تنها خدمت به جامعه، درگیر شدن در فعالیت‌های تحقیقاتی، آموزش دانشجویان و مجهز کردن آنها به آموزش‌ها و مهارت‌ها محسوب می‌شد تا در محیط کار برای آنان سودمند باشد.

در فضای گسترده‌تر، موسسات آموزش عالی به عنوان منبعی برای توسعه دانش در جامعه مورد توجه قرار گرفتند، امروزه بخش بازاریابی موقعیت منحصر به فردی را در ساختار سازمانی موسسات آموزش عالی ایفا می‌کند، مدیران موسسات آموزش عالی فعالیت‌های بازاریابی را به اندازه‌ای مهم می‌دانند که اهمیت آن به اندازه بخش‌های مالی، منابع انسانی، تضمین کیفیت و سایر بخش‌های درون موسسات است.

بر این اساس، گروه مدیریت دانشگاه آموزش عالی خزر محمودآباد، پایان‌نامه‌ای را با عنوان “اندازه گیری و سنجش تصویر ذهنی از برند” دانشگاه تربیت مدرس نور وارائه راهکارهای برند، طراحی و اجرا کرد؛ این پایان‌نامه به راهنمایی دکتر میثم شیرخدایی، استاد دانشگاه آموزش عالی خزر محمودآباد و از سوی مصطفی شعبانی، دانشجوی ارشد مدیریت بازرگانی گرایش بازاریابی دراین دانشگاه انجام، ارائه و دفاع شد.

نقش برند در بازاریابی

میثم شیرخدایی، عضو هیئت علمی دانشگاه مازندران در گفت و گو با ایسنا، با اشاره به اینکه هدف از ارائه این پایان‌نامه نشان دادن مفهوم و شهرت برند در حوزه بازاریابی سازمان‌های غیرانتفاعی است، اظهار کرد: برند صرفا در خصوص کالاها و موسسات انتفاعی مطرح نمی‌شود بلکه در پارادایم جدید برند شامل همه سازمان‌ها اعم از انتفاعی و غیر انتفاعی است.

وی با بیان اینکه که همه سازمان‌ها درگیر رقابت و جذب نخبگان دانشگاهی بوده و این برندسازی دغدغه‌ای برای تمامی نهادها است، گفت: آموزش عالی نیز از این موضوع برای جذب دانشجویان بهتر و نخبه کمک می‌گیرد.

این استاد دانشگاه تصریح کرد: برند دانشگاه‌ها به ارتقای وجه بین المللی دانشگاه‌ها که آموزش عالی کشور نیز بر آن تاکید دارد، کمک کرده و ما با هر نگاه تلاش کردیم تا این مدل را در خصوص دانشگاه تربیت مدرس شهر نور بررسی و راهکارهایی برای ارائه برند و تصویر سازی مناسب برای ارتقا دانشگاه ارائه دهیم.

لزوم توجه به مفهوم برندسازی در دانشگاه‌ها

شیرخدایی با اشاره به اینکه تحقیق برای این نوع موضوع‌ها اولین قدم در کمک برای شناخت این موسسات و برند سازی آن‌ها خواهد بود، افزود: مفهوم برندسازی در سطح دانشگاه‌ها باید مورد توجه قرار گیرد و از طرفی دیگر آمارهایی که تهیه شده می‌تواند در سطح دانشگاه‌ها مفید واقع شود.

وی خاطرنشان کرد: برندسازی دانشگاه تربیت مدرس می‌تواند گامی برای اجرای برنامه‌های استراتژیک این دانشگاه در خصوص برنامه‌ریزی‌هایی که برای جذب دانشجو و بهبود تصویر ذهنی دانشجویان فعلی این دانشگاه انجام می‌گیرد، باشد.

اندازه‌گیری و سنجش تصویر ذهنی از برند و ارائه راهکارها

مصطفی شعبانی، دانشجوی ارشد بازرگانی گرایش بازاریابی دانشگاه آموزش عالی خزر محمودآباد، در حاشیه دفاع از پایان‌نامه خود در گفت و گو با ایسنا، اظهار کرد: در این تحقیق به مقایسه تصویر سه دانشکده و دو گروه دانشجویان سال اول و دوم پرداخته و تفاوت آن‌ها با یکدیگر مورد مقایسه قرار گرفت.

وی تصریح کرد: تمامی دانشجویان با توجه به انتظارات خود تصاویر ذهنی متفاوتی از دانشگاه دارند بنابراین برای نخستین بار نیازهای مصرف کنندگان و بازار هدف در دانشکده آموزش عالی مطرح شده تا در راستای بقا از طریق ایجاد ارزش‌های متفاوت گامی برداشته شود.

این دانشجو افزود: از آنجایی که دانشگاه‌ها به جذب دانشجو و داشتن تصاویر ذهنی متمایز با دیگر دانشگاه‌ها برای افزایش رقابت اهمیت می‌دهند بنابراین مجموعه می‌تواند با برندسازی از ظرفیت‌های بالقوه آموزش عالی با ارزش‌ترین تصویر ذهنی را در بین رقبا ایجاد کند.

وی با اشاره به اینکه می‌توان در ادبیات بازاریابی از واژه برندسازی برای تاثیرگذاری بیشتر استفاده کرد، گفت: یک برند خوب برای موسسات آموزش عالی به کیفیت، محصول و خدمات خوب وابسته است بنابراین توجه به مساله برندسازی در حوزه دانشگاه‌ها برای دستیابی به مزیت رقابتی ضروری محسوب می‌شود.

انتهای پیام

ملی پوش بسکتبال بانوان: برخی به جای حمایت و تشویق، تخریب می‌کنند

مژگان خدادادی گفت: با اعزام تیم ملی بسکتبال به رویدادهای بین المللی حرف و حدیث ها زیاد است و برخی به جای حمایت و تشویق، تخریب می‌کند.

ملی‌پوش بسکتبال بانوان ایران در گفت‌وگو با ایسنا، به انتخاب تیم باشگاهی نامی نو در لیگ برتر بسکتبال بانوان اشاره کرد و گفت‌: بعد از بحث مالی، تمرین برایم خیلی اهمیت دارد چون اگر تمرینات و آمادگی خوبی داشته باشم، عملکردم هم خوب خواهد بود و با آمادگی وارد بازی‌ها می‌شوم. به همین دلیل با توجه به شناختی که از تیم‌ها و مربیان داشتم و با مشورت‌ها و همفکری‌هایی که کردم بین تیم‌هایی که در لیگ برتر حضور دارند ترجیحم انتخاب نامی‌نو بود.

او ادامه داد: خوشبختانه ترکیب من، معصومه اسماعیل زاده و ساغر آجیلی که سال گذشته با پالایش نفت آبادان قهرمان شدیم امسال در نامی نو حضور داریم  و این خیلی مهم است که در کنار چه مهره‌هایی باشیم. علاوه بر این فضای تمرینی و امکانات نامی نو در سطح خیلی خوبی است.

او با بیان این که اصفهان قطب بسکتبال است، اظهار کرد: استان اصفهان در بخش زنان و مردان مربیان و بازیکنان توانمندی دارد و همیشه آرزو داشتم که در این استان کار کنم. خوشبختانه این اتفاق برایم افتاد.

ملی‌پوش تیم بسکتبال ایران در ادامه این گفت‌و گو به عملکرد  تیم ملی بسکتبال سه نفره دختران زیر ۱۸ سال اشاره کرد و گفت: به نظرم خوب کار کردند. بازی اول این تیم را می‌توان نادیده گرفت چون دختران زیر ۱۸ سال ایران دومین بار است که در یک رویداد بین‌المللی حضور دارند. تیم مجارستان که حریف اولشان بود از نظر فیزیک و قدرت بدنی  قوی هستند علاوه بر این سطح مسابقات جهانی خیلی بالا است و نمی‌توانیم از آنها انتظار کسب مقام را داشته باشیم، اما امیدوارم که تجربه لازم را به دست بیاوند و رفته رفته خوب شوند که حداقل در آسیا حرفی برای گفتن داشته باشیم چون در جهان فکر نمی‌کنم فعلا مدال کسب کنیم.

خدادادی در مورد عملکرد کل تیم‌های ملی بانوان در مدت صدور مجوز بازی با پوشش اسلامی، گفت‌: همین که فدراسیون بسکتبال نگاه جنسیتی به بانوان ندارد خیلی خوب است، یعنی همین که در تمام تورنمنت‌ها و رده‌های سنی بانوان را اعزام می‌کنند، جای شکر دارد  چون بالاخره این فضا به بانوان داده شد و دیده شدیم ولی پیشرف بیشتر و کسب مدال نیازمند زمان است. متاسفانه همه سیستم‌ها نتیجه‌گرا هستند و می‌خواهند در زمان کوتاه مدت بهترین نتیجه‌ را بگیرند، در حالی که این کار نشدنی و در صورت انجام  موقتی است و ۱۰۰ درصد دوباره ریزش می‌کند.

این بازیکن در ادامه‌ نقطه ضعف بسکتبال بانوان را کم توجهی به مسائل پایه دانست و گفت‌: باید یک استعدادیابی سراسری در ایران و شهرستان‌هایی که دور از دسترس هستند اتفاق بیفتد تا بتوانیم استعدادها و فیزیک‌های خوب را شناسایی و  اصولی با آنها کار کنیم. همین استعدادهایی که داریم را حفظ کنیم اما کار پایه را از صفر شروع کنیم تا استعدادها را شناسایی، فضای تمرینی مناسب برایشان فراهم کنیم و  زیر نظر بهترین مربیان با آنها کار شود.

خدادادی تیم چین را نمونه ای از کشورهایی که در زمینه بسکتبال بانوان برنامه‌ریزی پایه ای داشتند دانست و گفت‌: چین که در حال‌ حاضر جزو بهترین‌ها است،  برای این پیشرفت برنامه ریزی داشته، ابتدا بحث مدال آوری برای تیم‌هایی که اعزام می‌کردند مطرح نبود سپس همان تیم را می‌دیدیم که هر بار به مسابقات مختلف اعزام می‌شود و می بازد اما برنامه‌شان شرکت در مسابقات مختلف بوده تا در آینده ای نه چندان دور مقام بیاورند ولی ما می‌خواهیم با دو یا سه تورنمنت مقام اول بیاوریم.

او در ادامه امکانات در نظر گرفته شده برای تیم‌های ملی را نیز به عنوان عاملی در پیشرفت آنها مطرح  و تاکید کرد: امکانات، فضای تمرینی و ساعت‌های مناسب در اختیار بانوان تیم‌هایی چون چین  قرار می‌گیرد، همچنین سالن مختص تمرین بانوان برایشان فراهم است اما تیم‌های ایران فقط آزادی را دارند که آن هم وقت‌های پرتش را به بانوان می‌دهند.  هرچند از بعد از عید فضایی پیش آمده که می توانیم در این سالن تمرین کنیم  ولی باز هم بیشتر دست آقایان است. یعنی یک سالن خوب دیگر برای بانوان در تهران نداریم. باید این موارد رعایت شود و بودجه‌ای را به شهرستان‌ها تزریق کنند تا آنها نیز انگیزه داشته باشند و فضای تمرینی فراهم و بازیکنان را دعوت کنند. همه باید دست به دست هم دهند و در حد توان یا علی بگویند و شروع کنند. به حرف نیست به عمل است.

ملی‌پوش بسکتبال بانوان به لزوم تداوم اردوهای آماده سازی تیم‌های ملی اشاره کرد و یادآور شد: باید یک تقویم سالانه داشته باشیم که رویدادهای یک سال را مشخص کند  و با توجه به آن اردو برگزار کنیم. این اردوها باید مداوم و پیوسته باشند. تیم با دو یا سه دوره اردو نمی‌تواند نتیجه‌ مطلوبی را بگیرد. چون اگر بازیکنان به حال خودشان رها شوند تمرین منسجمی ندارند شاید  جز چهار ــ پنج نفری که به صورت ژنتیکی عشق تمرین هستند، بقیه کار نکنند و شرایط تمرینی لازم را نداشته باشند، مثلا بازیکنان تهران گله می‌کنند که سالن ندارند. این مسائل باید در نظر گرفته شود و بازیکنان دائم تحت نظر باشند و دانششان را ارتقا دهند تا پیشرفت کنیم. البته امسال چون رویدادها پشت سر هم بود تقریبا مدام در اردو بودیم.

خدادادی در پاسخ به این سوال که آیا انتخاب چند بازیکن در مسابقات مختلف باعث ایجاد جو منفی  و حرف‌هایی با این مضمون که بازیکنان گزینشی انتخاب می‌کنند نشده است؟ گفت‌:  حرف و حدیث‌ها زیاد است. به جای این که حمایت و تشویق کنند تخریب می‌کنند. این در باز شده و اعزام به مسابقات مختلف انجام می‌شود. قطعا هر کسی که جای مربی باشد بهترین ها را انتخاب می‌کند تا با کمترین امکانات بهترین نتیجه را بگیرد. مخصوصا در بسکتبال سه نفره بازیکنان آنقدر با هم هماهنگ هستند که چشم بسته به هم پاس می‌دهند یعنی من جانم را فدای شما می‌کنم، شما هم همین طور.

او  در این مورد  ادامه داد: همه چیز از دور زیبا است و وقتی در شرایط مسابقه قرار می‌گیرند مرد عمل نیستند.  در اردوهای آماده سازی‌مان نفر چهارم تعویض می‌شد و وقتی در جو مسابقات قرار می گرفت می دید که خیلی سنگین‌تر از چیزی است که در ایران فکر کرده. دفاع و  مهارت های بازیکنان خارجی خیلی به ما می چربید و بحث اعتماد به نفس هم مطرح است. بازیکنی که اعتماد به نفس خوبی دارد می‌تواند آن جا بهترین عملکرد را داشته باشد، در غیر این صورت کاری از پیش نمی‌برد.

خدادادی در پایان به  بسکتبال پنج نفره اشاره کرد و گفت‌: چون امسال رویدادهای سه نفر ه زیاد بود و همان بازیکنان پنج نفره در قالب سه نفره گنجانده شدند، تیم پنج نفره دیده نشد و اردویی نداشت. البته در مورد بازی‌های آسیایی جاکارتا کمیته ملی المپیک مخالف اعزام آنها بود چون به دنبال اعزام تیم‌های گروهی بودند که نتیجه‌ خوبی بگیرد. با توجه به اینکه این تیم در بازی‌ها نتیجه‌ نمی گرفت با آن مخالفت کردند. البته شنیده ام که می‌خواهند پنج نفره را راه‌اندازی کنند، امیدوارم که این اتفاق بیافتد چون پنج نفره با سه نفره تفاوت دارد. این سبک کلاسیک است و سیستمش فرق می‌کند.

انتهای پیام